اختلالات شخصیت

اختلال شخصیت اجتنابی چیست؟ (وقتی ترس زندگی را فلج می کند!)

بررسی اختلال شخصیت دوری گزین از دید روانشناسی

اختلال شخصیت اجتنابی (Avoidant personality disorder) یا اختلال شخصیت دوری گزین از زیر مجموعه های اختلالات شخصیت است که خیلی از ما ندانسته به آن مبتلا هستیم و تا در جلسات مشاوره برای اختلال شخصیت اجتنابی شرکت نکنیم از آن مطلع نمی شویم. اما منظور از شخصیت دوری گزین چیست؟

حسی واقعی که شاید خودمان به آن مبتلا باشیم!

با سایت روانشناسی و سلامت روان ویکی روان همراه باشید.

تصور کنید دوستی شما را به یک دورهمی دعوت می کند. لحظه اول دلتان گرم می شود، اما هرچه به آن روز نزدیک تر می شوید، وزنه ای نامرئی روی سینه تان سنگین تر می شود.

ذهنتان پر می شود از صحنه هایی که هنوز اتفاق نیفتاده اند:

  • لحظه ورودتان
  • نگاه هایی که به سمتتان برمی گردد
  • آن سکوتی که نمی دانید چطور باید پرش کنید.

و سرانجام بهانه ای جور می کنید و نمی روید و درست همان لحظه، دو حس متضاد را با هم می چشید:

  1. یک آسودگی عمیق
  2. و پشت بندش یک پوچی تلخ که دلیلش را نمی دانید

این الگو اسم دارد و فقط مال شما نیست.

خیلی ها در دلشان مشتاق بودن میان آدم ها هستند، ولی ترس از قضاوت شدن آن ها را عقب می کشد. این احساسات نه تنبلی است، نه صرفا کم رویی. گاهی پای چیزی عمیق تر در میان است که در ادامه آن را باز می کنیم.

تعریف اختلال شخصیت اجتنابی چیست؟

اختلال شخصیت اجتنابی یا دوری گزین یک الگوی فراگیر و دیرپا در شیوه ارتباط فرد با دنیاست، نه یک حال بد گذرا و سریع.

این اختلال سه ستون اصلی دارد:

  1. بازداری اجتماعی شدید
  2. احساس عمیق بی کفایتی و بی ارزشی
  3. و حساسیت بسیار بالا به هر نشانه ای از طرد یا انتقاد.

فرد اجتنابی برای اینکه آسیب نبیند و حال بد را تجربه نکند، دور خودش دیوار فرضی می کشد.

مشکل اینجاست که این دیوار با گذر زمان بلندتر و قطورتر می شود تا جایی که دیگر از کسی محافظت نمی کند، بلکه فرد دوری گزین را در خود حبس می کند.

دقیقا همان مکانیزمی که قرار بود نجاتش بدهد، به زندانش تبدیل می شود. اینجا شروعی برای نشانه های اختلال شخصیت اجتنابی است.

جایگاه این اختلال در خوشه C اختلالات شخصیت (خوشه ترس و اضطراب)

مشاوران روانشناس اختلالات شخصیت را در سه خوشه دسته بندی می کنند و اختلال اجتنابی در خوشه C جای می گیرد، یعنی خوشه ای که جان مایه اش هر نوع ترس و اضطراب است.

اختلالات مشابه در این خوشه، اختلال شخصیت وابسته و اختلال شخصیت وسواسی جبری هستند.

وجه مشترک این سه اختلال زندگی کردن زیر سایه یک نگرانی پایدار است، اما در اختلال اجتنابی این ترس رنگ و بوی طرد شدن و کوچک شمرده شدن به خود می گیرد.

تفاوت بنیادین «دوری گزینی» با «درون گرایی» یا «خجالتی بودن»

اختلال شخصیت دوری گزین

بزرگ ترین سوتفاهم در مورد این اختلال اینجا شکل می گیرد.

چون فرد نمی داند دلیل خجالتی بودن و کمرویی چیست یا اصلا چیزی که در حال تجربه آن است بیشتر از چنین چیزهایی است یا نه؟

در ویکی روان گفتیم خصوصیات آدم درون گرا این است که تنهایی را انتخاب می کند و از آن انرژی می گیرد، بدون ذره ای درد یا احساس پشیمانی.

آدم خجالتی هم اول کمی دست و پایش را گم می کند ولی کم کم گرم می شود و جا می افتد.

اما فرد اجتنابی دقیقا عکس درون گراست:

او تشنه ارتباط است، اما ترس مثل یک دیوار شیشه ای جلویش را می گیرد و آن دردِ پشت شیشه ماندن هیچ وقت تمام نمی شود.

چرا این اختلال کم تشخیص داده می شود؟

چون ماهیت این اختلال، فرد را از کمک گرفتن فراری می دهد.

کسی که از قضاوت دیگران وحشت دارد، سخت ترین جایی که می تواند پا بگذارد اتاق روان درمانگر است، جایی که قرار است درباره خودش حرف بزند و دیده شود.

به همین دلیل بسیاری از این افراد سال ها در سکوت رنج می کشند و اگر هم سراغ درمان بی آیند، اغلب با عنوان ابتلا به بیماری افسردگی یا اضطراب شدید وارد می شوند، نه با شکایت از این الگوی شخصیتی.

جلساتی مثل مشاوره آنلاین با روانشناس می تواند گزینه بهترین برای افراد اجتنابی باشد، چون ارتباط با متخصص از راه دوری انجام می شود و کمی آنها احساس راحتی بیشتری می کنند.

درون ذهن فرد اجتنابی چه می گذرد؟

حالا که فهمیدیم منظور از اختلال شخصیت اجتنابی چیست، باید به دیگر جنبه های آن هم بپردازیم.

برای فهم این اختلال باید یک لحظه از بیرون فاصله بگیریم و به درون ذهن فرد سرک بکشیم.

آنچه از بیرون شبیه بی علاقگی یا سردی به نظر می رسد، در واقع از درون یک میدان جنگ تمام عیار است.

در ذهن فرد دوری گزین دو نیرو دائما در حال کشمکش اند:

  1. نیرویی که فریاد می زند «مرا ببین، مرا بپذیر»
  2. و نیرویی که هشدار می دهد «اگر جلو بروی، نابود می شوی».

حالا این بخش سه چهره اصلی این دنیای درونی را روشن می کند.

اولین تناقض اینجاست: میل عمیق به نزدیکی در کنار وحشت از طرد شدن

قلب اختلال اجتنابی یک تناقض دردناک وجود دارد.

فرد اجتنابی، برخلاف تصور رایج، آدم ها را دوست دارد و دلش رابطه می خواهد، گاهی حتی بیشتر از آدم های معمولی.

اما همین خواستن شدید، ترس را هم چند برابر می کند، چون هرچه چیزی را بیشتر بخواهی، از دست دادنش بیشتر می ترساندت. نتیجه این می شود که او خودش پیشاپیش از رابطه عقب می کشد تا لااقل طرد شدن را خودش کنترل کند، نه دیگری.

صدای منتقد درونی که پیش از هر تعاملی هشدار می دهد!

در ذهن فرد اجتنابی یک قاضی دائمی نشسته که حکمش همیشه از پیش صادر شده است. فرد مبتلا مدام صدای این قاضی را می شنود که به او اخطار می دهد!

هنوز دهان باز نکرده، صدایی در سرش می گوید:

  • همین که حرف بزنی می فهمند چقدر بی ارزشی
  • به تو که نمی آید کسی جدی بگیرد.

این صدا اجازه نمی دهد فرد حتی یک تجربه واقعی به دست بیاورد، چون شکست را پیش از وقوع قطعی فرض می کند و راه را می بندد.

احساس شرم، هسته پنهانی که با اضطراب و ترس اشتباه گرفته می شود

پشت همه اضطراب ها، چیز عمیق تری پنهان است که فرد از آن مطلع نیست: شرم.

اضطراب مثلا می گوید، “اتفاق بدی می افتد”، اما شرم چیز بدتری می گوید: «من خودم اشکال دارم.»

فرد اجتنابی در ته دلش باور دارد که موجودی ناقص، کم ارزش و دوست نداشتنی است و اگر کسی واقعاً او را بشناسد، حتماً پسش می زند. این احساس بی ارزشی هسته اصلی ماجراست و اضطراب روی سطح، تنها پوسته بیرونی آن است.

پیشنهاد می کنیم حتما مقاله تله بی ارزشی چیست را در ویکی روان مطالعه کنید تا بیشتر متوجه منظورمان شوید.

نشانه های اختلال شخصیت اجتنابی از دید روانشناسی

راهنمای تشخیصی DSM-5 برای اختلال دوری گزین 7 معیار مشخص تعریف کرده و وجود دست کم چهار مورد از آن ها برای تشخیص لازم است.

این معیارها را اول به زبان بالینی می آوریم و بعد نشان می دهیم همین ها در زندگی روزمره چه شکلی پیدا می کنند.

هفت معیار تشخیصی به زبان بالینی

  1. پرهیز از فعالیت های شغلی و اجتماعی ای که مستلزم ارتباط نزدیک با دیگران است، از ترس انتقاد یا طرد.
  2. بی میلی به وارد شدن در رابطه با دیگران مگر آنکه از پذیرفته شدن مطمئن باشد.
  3. خویشتن داری در روابط نزدیک از بیم شرمنده یا مسخره شدن.
  4. اشتغال ذهنی مداوم با ترس از مورد انتقاد یا طرد قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی.
  5. بازداری در موقعیت های جدید میان فردی به دلیل احساس بی کفایتی.
  6. نگاه به خود به عنوان فردی نالایق، بی جذابیت و فروتر از دیگران.
  7. اکراه شدید از خطر کردن یا دست زدن به هر کار تازه ای، از ترس آبروریزی.

نشانه های اختلال شخصیت اجتنابی در یک روز معمولی زندگی فرد مبتلا

روایت زیر ساختگی است، اما سعی شده طوری طرح ریزی شود تا متوجه ویژگی های فرد اجتنابی شوید:

کامران سی و دو ساله است. صبح در محل کار ایمیلی می آید که نظرش را درباره یک پروژه می خواهند.

سه ساعت آن را باز و بسته می کند و آخر هم چیزی نمی نویسد، چون می ترسد جوابش به نظر احمقانه بیاید.

ظهر همکارها برای ناهار صدایش می زنند و او می گوید کار دارد، در حالی که فقط نمی خواهد سر میز ساکت و معذب بنشیند.

عصر دختری که از او خوشش آمده پیام می دهد و کامران ساعت ها متن جواب را می نویسد و پاک می کند، تا جایی که دیگر دیر می شود و اصلاً جواب نمی دهد.

هیچ کدام از این ها از بیرون «بیماری» به نظر نمی رسد، اما مجموعشان یک زندگی کوچک برای کامران شده است. اینجاست که دیوار دور زندگی فرد دوری گزین هر روز بلندتر می شود و پدیده انزوای اجتماعی خودخواسته از زندگی از بیرون می زند.

نشانه های جسمانی و پنهان اختلال شخصیت اجتنابی

این اختلال فقط در ذهن نمی ماند و رد پایش را روی بدن هم می گذارد:

  • تنش عضلانی مزمن، به ویژه در گردن، شانه ها و فک
  • تپش قلب، خشکی دهان و عرق کردن کف دست پیش از موقعیت های اجتماعی
  • مشکلات گوارشی و دل پیچه که درست قبل از قرارها شدت می گیرد
  • خستگی مفرط بعد از یک تعامل اجتماعی، انگار از یک نبرد برگشته است
  • بی خوابی و مرور وسواس گونه گفت و گوها در ذهن، شب ها تا دیر وقت

خصوصیات بالینی اختلال شخصیت دوری گزین

حساسیت نسبت به طرد شدن از جانب دیگران علامت اصلی این اختلال است

در عین حالی که شخص علاقه به برقراری ارتباط با دیگران دارد، می‌ترسد که از جانب جمع طرد شود بنابراین دوست و همراه واقعی ندارد.

این اشخاص خود را دست کم می‌گیرند و اعتماد به نفس ندارند و از اظهار نظر در حضور جمع بیم دارند و ممکن است اشارات دیگران را تحقیر خود تعبیر نمایند.

معمولا مشاغل حاشیه‌ای را انتخاب می‌کنند و در کار خود تمایل به راضی کردن دیگران ندارند.

ویژگی عمده مبتلایان به اختلال شخصیت دوری گزین ترسو بودن آنهاست. اما این ترس از اول در آنها نبوده است.

در واقع این افراد از فعالیت‌های شغلی که مستلزم تماس‌های بین فردی قابل ملاحظه به دلیل ترس از انتقاد، عدم پذیرش و طرد اجتناب می‌کنند و خود را از نظر اجتماعی نالایق، فاقد جذابیت یا پایین‌ تر از دیگران تصور می‌ کنند.

آنها در برقراری روابط صمیمانه با دیگران به دلیل ترس از تحقیر و شرمساری محدودیت قائل می‌شوند. این افراد در دست زدن به امور شخصی یا شرکت در فعالیت‌های تازه به دلیل ترس از شرمندگی بسیار مردد هستند.

نشانه های مشابهی در اختلال انزوای اجتماعی سالمندان هم دیده می شود، چون آنها فکر می کنند با افزایش سن دیگر جذابیت های قبل را ندارند.

در افراد مبتلا به اختلال شخصیت دوری‌ گزین، الگوی نافذ مهار اجتماعی، احساس بی‌ کفایتی و حساسیت مفرط نسبت به ارزیابی منفی از اوایل بزرگسالی شروع می‌شود.

چه تعداد از افراد جامعه مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی هستند؟

آمار خیلی دقیقی از میزان ابتلا به این اختلال وجود ندارد، اما نتایج به دست آمده از جلسات مشاوره و روان درمانی نشان می دهد:

میزان شیوع این اختلال 1 به 10 درصد است و در مجموع اختلال شایعی به شمار می‌ رود.

یعنی از هر 10 نفر یک نفر نشانه های آن را دارد و باید برای درمان اقدام کند!

دلیل ابتلا به اختلال شخصیت اجتنابی چیست؟

علم روانشناسی می گوید، هیچ کس اجتنابی به دنیا نمی آید و هیچ کس هم تنها به خاطر یک اتفاق این طور نمی شود.

شکل گیری این الگو حاصل یک تعامل ظریف است میان آنچه فرد با خود به دنیا می آورد و آنچه دنیا با او می کند. سه عامل اصلی در کنار هم این تصویر را کامل می کنند. اما مهم ترین دلایل شخصیت دوری گزین کدامند؟

1- نقش ژنتیک و خلق و خوی حساس از بدو تولد

بعضی نوزادها از همان ماه های اول حساس تر به دنیا می آیند.

آنها به صداهای بلند بیشتر واکنش نشان می دهند، در محیط ناآشنا زودتر بی قرار می شوند و دیرتر آرام می گیرند.

روانشناسان کودک به این ویژگی «بازداری رفتاری» می گویند. این خلق و خوی ذاتی به تنهایی بیماری نیست، اما زمینه را آماده می کند، مثل خاکی که اگر بذر نامناسب در آن بیفتد، رشدش راحت تر است.

اینها زمینه ساز انزوای اجتماعی کودکان هستند، حتی در سنین پایین.

2- طرد شدن، تجربه تحقیر یا انتقاد مداوم در دوران کودکی

اینجا همان بذر اولیه کاشته می شود.

کودکی که مدام شنیده:

  • چرا مثل بقیه نیستی
  • باز که خراب کردی
  • یا در جمع تحقیر و مقایسه شده

یاد می گیرد که نشان دادن خود یعنی خطر و تحقیر شدن.

انتقاد اگر گاه به گاه باشد بخشی از تربیت فرزند است، اما وقتی مزمن و بی رحمانه شود، به کودک این درس را می دهد که وجودش مایه سرافکندگی است و امن ترین کار، نامرئی ماندن است.

3- دلبستگی ناایمن، چطور الگوی اجتنابی در بزرگسالی را می سازد؟

اولین رابطه هر انسانی با مراقب اصلی اش (والدین یا مربی مهد) یک نقشه راه اصلی برای او می سازد، نقشه ای که می گوید آدم ها امن اند یا خطرناک.

وقتی کودک پاسخ گرم و قابل اعتماد نمی گیرد و محبت را مشروط و غیرقابل پیش بینی تجربه می کند، یاد می گیرد که نزدیکی برابر است با درد.

این نقشه در بزرگسالی فعال می ماند و فرد ناخودآگاه از همان چیزی که بیش از همه می خواهد، یعنی پیوند انسانی، فرار می کند.

شبیه ترین اختلالات به این اختلال کدامند؟

یکی از مهم ترین کارهای یک تشخیص درست توسط متخصص، تفکیک این اختلال از موارد مشابهی است که از دور خیلی شبیهش هستند.

اشتباه گرفتن این ها مسیر درمان را عوض می کند، برای همین باید با دقت مرزها را روشن کرد.

1- اختلال شخصیت اجتنابی یا اختلال اضطراب اجتماعی؟

این دو آن قدر به هم نزدیک اند که بسیاری از متخصصان آن ها را دو سر یک طیف از اختلال می دانند.

اختلال اضطراب اجتماعی بیشتر حول موقعیت های خاص می چرخد. مثلا سخنرانی یا غذا خوردن جلوی دیگران. فرد بیرون از آن موقعیت ها احساس بی ارزشی فراگیر ندارد.

اما در اختلال اجتنابی، ترس فقط مال موقعیت خاصی نیست، بلکه به خود هویت فرد چسبیده است. او نمی گوید «از سخنرانی می ترسم»، بلکه در ته دلش می گوید «من آدم نالایقی هستم.» اجتناب اینجا یک سبک کلی زندگی است، نه واکنش به چند صحنه خاص.

2- تفاوت با اختلال شخصیت اسکیزوئید

این تمایز را با یک جمله ساده می توان فهمید. فرد مبتلا به اختلال اسکیزوئید تنهاست چون رابطه را نمی خواهد، صمیمیت برایش جذابیتی ندارد و در تنهایی واقعا راحت است.

فرد اجتنابی تنهاست چون از رابطه می ترسد، در حالی که در دلش به شدت مشتاق آن است. یکی در انزوا آرام است، دیگری در انزوا زجر می کشد. ظاهر هر دو شبیه است، اما دنیای درونیشان دو قطب مخالف اند.

3- تفاوت با اختلال شخصیت وابسته

هر دو اختلال با ترس از طرد درگیرند، اما واکنششان نسبت به آن متفاوت است.

فرد مبتلا به طرحواره وابستگی برای جلوگیری از تنها ماندن به دیگران می چسبد و دائم دنبال حمایت آنها است.

فرد اجتنابی برعکس، برای جلوگیری از طرد، خودش پیشاپیش فاصله می گیرد و عقب می کشد. یکی به سمت رابطه هجوم می برد، دیگری از آن می گریزد، اما ریشه ترسِ هر دو یکی است.

اختلالاتی که همراه آن دیده می شوند

تجربه ما در جلسات مشاوره تلفنی با روانشناس در ویکی روان نشان می دهد فرد مبتلا به اختلال اجتنابی به احتمال زیاد اختلالات دیگری هم دارد. شایع ترین همراهانش از این قرارند:

  1. افسردگی اساسی: انزوای طولانی و احساس بی ارزشی، خاک حاصلخیزی برای افسردگی است.
  2. اختلالات اضطرابی، به ویژه اضطراب اجتماعی و اختلال هراس
  3. اعتیاد به الکل یا مواد مخدر، گاهی به عنوان راهی برای تحمل پذیر کردن موقعیت های اجتماعی
  4. سایر اختلالات شخصیت خوشه C، مانند الگوی وابستگی شدید

اختلال اجتنابی چه بر سر زندگی فرد مبتلا می آورد؟

این اختلال درد در سکوت ضربات سنگین به روان فرد وارد می کند که آسیبش پر سر و صدا نیست، اما عمیق است و آرام آرام دایره زندگی فرد را تنگ تر می کند. بیایید ببینیم این تنگ شدن در سه میدان اصلی زندگی چه شکلی پیدا می کند.

1- روابط عاطفی همیشه اولین قربانی هستند!

فرد اجتنابی در هر نوع رابطه عاطفی همیشه یک قدم عقب می ایستد چون همیشه تردید دارد.

حتی وقتی عاشق است، خودش را کامل نشان نمی دهد، چون ابراز کامل یعنی ریسک دیده شدن آن «نقص» خیالی.

نتیجه این می شود که رابطه هایش یا اصلا شکل نمی گیرند یا در سطح می مانند که نمی خواهد و طرف مقابل احساس می کند به دیواری تکیه داده که هیچ وقت کامل باز نمی شود.

2- مسیر شغلی و تحصیلی! استعدادهایی که هرگز شکوفا نمی شوند

اینجا شاید تلخ ترین بخش ماجرا باشد. فرد اجتنابی از فرصت ها فرار می کند، نه چون توان ندارد، بلکه چون نمی تواند خطر ارزیابی شدن را تحمل کند.

ترفیع را رد می کند، در جلسه نظرش را نمی گوید، رشته یا شغلی پایین تر از سطح واقعی اش را انتخاب می کند تا در امان بماند. این گونه است که استعدادهایی واقعی، بی آنکه کسی بویی ببرد، در نطفه خفه می شوند.

3- چرخه معیوب انزوا و افسردگی

اجتناب در افراد مبتلا یک تله خود تقویت کننده می سازد:

  1. فرد از موقعیت های اجتماعی دوری می کند
  2. همیشه تنهاتر می شود
  3. تنهایی احساس بی ارزشی اش را تأیید می کند
  4. این احساس ترسش را بیشتر می کند
  5. و ترس بیشتر یعنی اجتناب بیشتر.

هر دور این چرخه، دیوار را بلندتر می کند و در انتهای آن، اغلب انواع افسردگی ها منتظر او ایستاده اند.

درمان اختلال شخصیت اجتنابی امکان پذیر است؟

پاسخ مشخص است: بله، این دیوار قابل عبور است.

از دید روانشناسی اختلال اجتنابی یکی از درمان پذیرترین اختلالات شخصیت به شمار می رود. دلیل این است که فرد از وضعیتش رنج می کشد و انگیزه تغییر دارد، حتی اگر ترس مانعش شود باز هم دوست دارد برای تغییر اقدام کند.

مسیر درمان شخصیت اجتنابی طولانی و تدریجی است، اما راهی واقعی پیش پای فرد می گذارد.

اما چه گزینه های برای رهایی از اختلال اجتنابی وجود دارد؟

1- روان درمانی، مسیر اصلی بهبود

ستون اصلی درمان، خدمات روان درمانی تحت نظر متخصص است.

هیچ قرصی نمی تواند به فرد مبتلا یاد بدهد که چطور به آدم ها اعتماد کند یا باور «من بی ارزشم» را بازنویسی کند.

این کار در دل یک رابطه درمانی امن اتفاق می افتد، جایی که فرد برای اولین بار تجربه می کند که می تواند دیده شود بدون اینکه طرد شود. در ادامه سه رویکرد مؤثر را معرفی می کنیم.

1.1 درمان شناختی رفتاری (CBT) و مواجهه درمانی تدریجی

قبلا درباره رویکرد درمان شناختی رفتاری توضیح دادیم که روی دو چیز کار می کند:

  1. افکار خودکار منفی
  2. و رفتار اجتنابی.

درمانگر به فرد کمک می کند آن قاضی درونی را به چالش بکشد و بعد، قدم به قدم و با سرعتی قابل تحمل، او را در معرض موقعیت هایی قرار می دهد که از آن ها می ترسد، تا مغزش تجربه کند که فاجعه ای رخ نمی دهد.

ویکی روان خدمات مشاوره شناختی رفتاری غیرحضوری توسط روانشناسان ارائه می دهد که می تواند از سراسر دنیا استفاده کنید.

2.1 طرحواره درمانی و کار روی طرحواره نقص و شرم

رویکرد طرحواره درمانی مستقیم به سراغ ریشه اختلال شخصیت دوری گزین می رود.

این رویکرد روی باورهای عمیق و کودکانه ای کار می کند که در همان سال های اول شکل گرفته اند، به ویژه طرحواره «نقص و شرم» که می گوید «من اساسا معیوبم.» هدف، ترمیم همان زخم اولیه است، نه فقط مدیریت نشانه های سطحی.

3.1 درمان مبتنی بر دلبستگی و رویکردهای روان پویشی

این رویکردها در طی جلسات مشاوره با رویکرد روان پویشی سراغ همان نقشه ناایمن دوران کودکی می روند.

در دل رابطه با درمانگر، فرد فرصت می یابد الگوی دلبستگی اش را بازسازی کند و این بار تجربه ای متفاوت از پیوند انسانی به دست آورد، تجربه ای که امن است و طرد در آن کمین نکرده است.

استفاده از دارو درمانی میسر است؟

هیچ دارویی برای درمان شخصیت اجتنابی ساخته نشده است، چون می دانیم دارو نمی تواند ساختار شخصیت افراد را تغییر دهد، چون اینها ساخته باورهایی هستند که سال ها در ذهن تکرار شده اند.

اما وقتی این اختلال با نشانه های افسردگی یا انواع اختلال اضطراب همراه شود، استفاده از داروهایی مانند مهارکننده های بازجذب سروتونین می توانند فشار را کم کنند و فرد را به جایی برسانند که توان شرکت در جلسات روان درمانی را پیدا کند. دارو اینجا نقش پل دارد و کمک کننده است.

گاهی اوقات هم از داروهای ضد اضطراب و داروهای ضد افسردگی در درمان آنها استفاده می‌شود که باید توسط متخصص روانپزشک تجویز شود.

چرا حفظ تداوم درمان برای این افراد دشوارتر از بقیه است؟

یک واقعیت تلخ درباره افراد اجتنابی وجود دارد:

همان ترسی که فرد را بیمار کرده، در درمانش هم سنگ اندازی می کند.

رابطه با درمانگر هم بالاخره یک رابطه است و فرد اجتنابی از قضاوت شدن در آن هم می ترسد. کافی است یک جلسه احساس کند درست فهمیده نشده، تا وسوسه شود که دیگر برنگردد.

به همین خاطر، تاب آوردن در برابر میل به فرار، بخش مهمی از روند درمان است.

چشم انداز بهبودی و انتظار واقع بینانه از مسیر درمان

بهبودی از اختلال شخصیت دوری گزین به معنای تبدیل شدن به یک آدم اجتماعی و بی پروا نیست.

هدف واقع بینانه این است که فرد بتواند با وجود اضطرابش انتخاب کند، یعنی دیگر ترس فرمان زندگی اش را در دست نگیرد. خیلی از مبتلایان به جایی می رسند که روابط معنادار می سازند و فرصت ها را از دست نمی دهند.

آیا من هم شخصیت اجتنابی دارم؟

تا اینجا بیرون از ماجرا ایستادیم و توضیح دادیم اختلال شخصیت اجتنابی چیست و چه نشانه هایی دارد؟

حالا وقت یک نگاه صادقانه به درون خودمان است تا ببینیم ما هم نشانه های این بیماری را داریم یا نه؟

این بخش قرار نیست به شما برچسب بزند، فقط می خواهد به شما کمک کند تفاوت یک خصلت را از یک رنج تشخیص دهید.

1- این سوالات را از خود بپرسید

از خودتان صادقانه بپرسید:

  • وقتی از یک جمع کناره می گیرم، احساس آرامش می کنم یا احساس حسرت و طرد شدگی دارم؟
  • آیا تنهایی را خودم انتخاب کرده ام یا ترس آن را به من تحمیل کرده؟
  • آیا در دلم آدم ها را می خواهم اما جرئت نزدیک شدن ندارم؟

پاسخ به این سؤال ها مرز میان یک سرشت درون گرای سالم و یک الگوی اجتنابی دردناک را روشن می کند. اگر پاسختان به هر 3 سوال مثبت است، نیاز به بررسی تخصصی دارید.

2- کجاست آن نقطه ای که اجتناب از یک عادت به یک آسیب تبدیل می شود؟

نقطه عطف آنجاست که اجتناب کردن از جمع و مردم شروع به دزدیدن چیزها از شما می کند.

ترجیح دادن جمع های کوچک به مهمانی های بزرگ و شلوغ شاید عادت شما باشد، اما لحظه ای که به خاطر ترس از قضاوت یا کم ارزش بودن بودن در جمع یا شغلی را رها می کنید، رابطه ای را خراب می کنید یا رؤیایی را کنار می گذارید، اجتناب از یک سبک زندگی به یک آسیب تبدیل شده است.

ملاک تشخیص اجتنابی بودنتان، میزان هزینه ای است که می پردازید.

کی به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنم؟

وقتی این الگو به طور مداوم کیفیت زندگی، کار یا روابط شما را پایین می آورد، وقت استفاده از خدمات تخصصی است.

  • اگر احساس بی ارزشی در شما همیشگی شده است
  • اگر نشانه های افسردگی هم به آن اضافه شده
  • یا اگر برای تحمل موقعیت های اجتماعی به الکل و مواد پناه می برید

دیگر نباید منتظر بمانید. مراجعه به متخصص نشانه ضعف نیست، بلکه اولین قدم شجاعانه برای عبور از همان دیوار است. اگر حضور در کلینیک روانشناسی برای شما سخت و غیرقابل تحمل است، خدماتی مثل چت کردن با روانشناس می تواند گزینه ای ایده آل باشد.

بررسی مثال واقعی

پرسش کاربر ویکی روان:

سلام خدمت شما.

من تازه می‌شه گفت وارد جامعه شدم. حس می‌کنم بلد نیستم با اطرافیانم مخصوصا کسایی که دوست‌شون دارم چه جوری برخورد کنم، در برقراری روابط نزدیک با دیگران مشکل دارم. البته خانواده و دوستان صمیمیم از این قضیه مستثنان.

٢ ساله که با پسری نامزد هستم. قبلش فقط مجازی بود. با هر کسی که آشنا می‌شم اولش توجه زیادی نمی‌کنم.

ولی بعدش که کم کم علاقه‌مند می‌شم انگار حساسیتم زیاد می‌شه به‌ طوری که زیاد پیله می‌کنم و طرف مقابلم ازم زده می‌شه و تو ذهن خودم فکر می‌کنم توجه زیاد باعث بی‌ محلی از طرف اون می‌شه.

وقتی ازش ناراحتم حس می‌کنم تجربه قبلی داره تکرار می‌شه. لطفا راهنماییم کنید. ممنون

پاسخ دکتر پروانه صفایی مقدم روانشناس:

شما در اوایل دوره بزگسالی قرار دارید و از ویژگی‌ های این مرحله این است که افراد به کشف روابط شخصی می‌پردازند.

برقراری روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران در این سن بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. کسانی که در این مرحله موفق باشند، روابط مطمئن و متعهدانه‌ای را به وجود خواهند آورد.

به یاد داشته باشید که هر مرحله بر پایه مهارت‌ های یاد گرفته شده در مراحل قبل بنا می‌شود. حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلق خاطر اهمیت دارد.

مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت به خود دارند در روابط‌ شان نیز تمایل به تعهد پذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض انزوای عاطفی، تنهایی و افسردگی قرار دارند.

همچنین داشتن این توانایی بستگی به داشتن مهارت عاطفی و اجتماعی مناسب دارد بنابراین پیشنهاد می‌کنم از طریق مراجعه حضوری نسبت به افزایش مهارت‌های خود اقدام نمایید و روابط توام با آرامش را تجربه نمایید.

جمع بندی ویکی روان

بعد از آشنایی با اختلال شخصیت اجتنابی حالا وقت اقدام است.

از هر جای ایران و جهان می توانید در ویکی روان مشاوره غیرحضوری برای درمان اختلال شخصیت اجتنابی با متخصصین این حوزه رزرو کنید. یادتان باشد مشاور شما را قضاوت نمی کند و بر اساس شرایط موجود روش های درمان اختصاصی تجویز خواهد کرد.

فاطمه صبوری پور

فاطمه صبوری پور، ليسانس روانشناسی عمومی، فوق ليسانس روان شناسی تربيتی دكتری روانشناسی تربیتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا