اختلال شخصیت نمایشی چیست؟ (علائم، علت ها و درمان)
چرا بعضی افراد همیشه دنبال جلب توجه هستند؟

اختلال شخصیت نمایشی(Histrionic personality disorder – HPD) عبارت است از سبک دراماتیک، هیجانی و تأثیرگونه که به صورت رفتار دراماتیک (نمایشی) و پرزرق و برق در اشخاص تحریک پذیر و هیجانی خود را نشان میدهد. در جلسات مشاوره با طرحواره در ویکی روان متخصصین روانشناس راهکارهایی عملی برای درمام اختلال شخصیت نمایشی ارائه می دهند که در ادامه بیشتر به آنها می پردازیم.
فهرست موضوعات بررسی شده
- منظور از اختلال شخصیت نمایشی چیست؟
- افراد مبتلا چه احساساتی را تجربه می کنند؟
- نشانه های اختلال شخصیت نمایشی بر اساس معیارهای DSM-5
- ریشه اختلال شخصیت نمایشی چیست؟
- چه اختلالات دیگری شبیه این اختلال هستند؟
- تاثیر اختلال شخصیت نمایشی بر زندگی روزمره افراد مبتلا چیست؟
- چطور با فرد مبتلا به این اختلال همزیستی داشته باشیم؟
- بهترین راه درمان اختلال شخصیت نمایشی چیست؟
- مهم ترین چالش درمان چیست؟ وقتی فرد باور ندارد مشکلی وجود دارد!!!
- آیا من شخصیت نمایشی دارم؟
- چه باورهای نادرستی درباره اختلال شخصیت نمایشی وجود دارد؟
- اختلال شخصیت نمایشی چقدر شایع است؟
منظور از اختلال شخصیت نمایشی چیست؟
با سایت سلامت روان ویکی روان همراه باشید.
وقتی کسی به شخصی «آدم نمایشی» می گوییم، اغلب منظورمان فردی است که کمی بیش از دیگران دوست دارد در مرکز توجه باشد و این احساس را دوست دارد.
اما اختلال شخصیت نمایشی (Histrionic Personality Disorder) با این برچسب سبک، فاصله زیادی دارد و نیاز دارد از دید علمی و روانشناسی مورد بررسی بیشتر قرار گیرد.
وقتی صحبت از اختلال شخصیت افراد نمایشی می کنیم منظورمان یک ویژگی گذرا یا عادت رفتاری نیست، بلکه از یک الگوی پایدار و فراگیر در شیوه احساس کردن، رفتار کردن و رابطه برقرار کردن حرف می زنیم که از اواخر نوجوانی شکل می گیرد و در بیشتر موقعیت های زندگی فرد خود را نشان می دهد.
کسی که مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی است، توجه دیگران را نه برای لذت، بلکه برای حفظ تعادل درونی اش لازم دارد.
تفاوت میان یک شخصیت پرشور و یک فرد مبتلا، درست همینجاست.
ریشه «هیستریونیک» از کجا می آید؟
واژه هیستریونیک (Histrionic) از ریشه لاتین به معنای «بازیگر تئاتر» نشات می گیرد و همین ریشه، جان مطلب را می رساند که این افراد چه ویژگی هایی دارند: یعنی رفتاری که رنگ نمایش و صحنه دارد.
این مفهوم سال ها با واژه «هیستری» گره خورده بود، اصطلاحی یونانی که از کلمه «رحم» ساخته شده بود و پزشکان قدیم به خطا آن را اختلالی زنانه می پنداشتند.
روانشناسی نوین این پیشینه جنسیتی را کنار گذاشته و تنها هسته رفتاری آن، یعنی هیجان نمایشی و نیاز به دیده شدن، را نگه داشته است.
جایگاه این اختلال در خوشه اختلالات شخصیت

از دید روانشناسی انواع اختلالات شخصیت در 3 خوشه دسته بندی می شوند و اختلال نمایشی در خوشه B جای دارد. یعنی خوشه ای که ویژگی مشترک اعضای آن هیجان زیاد، رفتار دراماتیک و بی ثباتی است. در کنار آن، سه اختلال دیگر هم در همین خوشه قرار می گیرند:
این هم خانوادگی تصادفی نیست.
افراد این خوشه در ظاهر بسیار متفاوت اند، اما همگی در تنظیم هیجان و ساختن رابطه ای باثبات دچار دشواری هستند.
چه تفاوتی بین فرد پر شور با این افراد وجود دارد؟
تجربه به دست آمده از جلسات مشاوره درمان اختلال شخصیت نمایشی در ویکی روان نشان می دهد سه نشانه اصلی، مرز میان یک رفتار سرزنده و یک اختلال را روشن می کند که عبارتند از:
- فراگیر بودن این اختلال
- میزان انعطاف ناپذیری
- و شدت آسیب.
آدم پرشور می تواند امشب در یک مهمانی بدرخشد و فردا در سکوت کتاب بخواند، اما فرد مبتلا اختلال شخصیت نمایشی این رفتار را همه جا و همیشه تکرار می کند و توان تغییر آن را ندارد.
وقتی این نیاز به توجه، کار و رابطه و آرامش فرد را مختل کند، از یک ویژگی شخصیتی عبور کرده ایم و وارد قلمرو اختلال شده ایم.
افراد مبتلا چه احساساتی را تجربه می کنند؟
ظاهر افراد مبتلا می تواند عجیب و حتی برای عده ای جذاب باشد.
ما این افراد را از بیرون پرانرژی، گرم و گاه شگفت انگیز می بینیم، اما آنچه درون می گذرد داستان دیگری است.
برای درک واقعی این اختلال باید لحظه ای از قضاوت رفتار بیرونی دست بکشیم و به جهان درونی فرد نگاه کنیم، جایی که ترس و خلأ بیش از شور و هیجان حکمرانی می کند.
توجه برای آنها حکم اکسیژن را دارد!
برای بیشتر ما، تایید شدن توسط دیگران خوشایند است اما حیاتی نیست و بدون آن هم می توانیم ادامه دهیم. حتی در مقاله چطور موفق شویم در ویکی روان گفتیم گاه بدون توجه به تایید دیگران باید به مسیر خود برای رسیدن به خواسته ها ادامه دهیم.
اما برای فرد مبتلا به اختلال نمایشی، کسب توجه دیگران به سوختی بدل می شود که حس ارزشمندی را روشن نگه می دارد و را از آن لذت می برد.
وقتی نگاه ها به سمت او نیست، احساس می کند کمرنگ و حتی ناپدید شده است. به همین دلیل رفتارهایی که از بیرون اغراق آمیز به نظر می رسند، از درون تلاشی ناخودآگاه برای زنده نگه داشتن هویت او هستند.
پارادوکس اصلی اینجاست …
نکته عجیب اینجاست که این هیجان های پررنگ، ریشه عمیقی ندارند.
یعنی فرد در چند دقیقه از اشک شوق به دلخوری شدید و بعد به خنده می رسد، طوری که اطرافیان گیج می شوند.
این احساسات واقعی اند، اما مثل موجی هستند که سطح آب را به هم می ریزند بی آنکه به عمق برسند. همین کم عمقی، رابطه با چنین فردی را پرفراز و نشیب و خسته کننده می کند.
ترس از نادیده گرفته شدن همیشه همراه آنهاست
زیر تمام آن زرق و برق ها و سرگرم کردن دیگران، یک ترس کهنه همیشه همراه آنها است: ترس از اینکه مهم نباشی و دیگران به تو توجه نکنند!
این افراد در کودکی آموخته اند که تنها وقتی نمایشی به راه می اندازند یا بیمار و ناراحت می شوند، نگاه ها به سمتشان برمی گردد.
بزرگسالی شان ادامه همان درس است. پشت پرسر و صداترین رفتارها، کودکی ایستاده که می ترسد اگر ساکت بماند، فراموش شود. حالا فهمیدیم چرا دنیای افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی اینقدر کوچک و تاریک است.
نشانه های اختلال شخصیت نمایشی بر اساس معیارهای DSM-5
راهنمای تشخیصی DSM-5 برای تشخصی اختلال شخصیت نمایشی هشت معیار مشخص و واضح تعریف کرده است.
برای آنکه تشخیص گذاشته شود، فرد باید دست کم پنج مورد از این هشت نشانه را به شکل پایدار و فراگیر داشته باشد.
مهم است بدانیم داشتن یکی دو مورد از این ویژگی ها در هیچ کس نشانه بیماری نیست.
هشت معیار تشخیصی به زبان بالینی
- احساس ناراحتی و نارضایتی هنگامی که در مرکز توجه نیست
- رفتار اغواگرانه یا تحریک آمیز نامتناسب با موقعیت در تعامل با دیگران
- تغییرات سریع و سطحی در ابراز هیجان
- استفاده مداوم از ظاهر جسمانی برای جلب توجه
- سبک گفتار نمایشی و کلی گو که جزئیات روشنی ندارد
- خودنمایی، رفتار تئاتری و بزرگ نمایی در بیان احساسات
- تاثیر پذیری بالا از دیگران و شرایط بیرونی
- تصور صمیمیت بیشتر در روابط نسبت به آنچه در واقعیت وجود دارد
بررسی نشانه در زندگی روزمره (روایتی از یک موقعیت واقعی)
سال ها پیش مراجعی داشتیم که برای صحبت با روانشناس مراجعه کرده بود، خانمی میانسال، که برای کوچک ترین گردهمایی، لباس و آرایشی انتخاب می کرد که انگار قرار است روی صحنه برود و مهم ترین روز زندگی خود را تجربه کند!
داستان این مراجع گرامی این بود که در یک مهمانی خانوادگی، همان لحظه که صحبت جمع از او به سمت دیگری چرخید، ناگهان حالش بد شد و همه دور او جمع شدند.
آن بد شدن حالش واقعی بود، اما زمان بندی اش حرف می زد. در محل کار هم رابطه دو روزه با یک همکار را «دوستی عمیق عمرش» توصیف می کرد. هیچ کدام از این رفتارها به تنهایی بیماری نیست، اما کنار هم و در طول سال ها، تصویر روشنی از یک الگو می سازند که در مراجعین بسیاری دیده می شود.
خصوصیات بالینی اختلال شخصیت نمایشی

مبتلایان به طور بارز رفتار توجه برانگیزی از خود نشان می دهند و به مبالغه در افکار و احساسات خود تمایل دارند.
هنگامی که در کانون توجه و تمجید نباشد، به وضوح ناراحت میشوند. افراد نمایشی دارای رفتار اغواگرانه بوده و خیال پردازی جنسی در آنها شایع است که بیشتر به صورت عشوه گری است تا پرخاشگری جنسی.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی در واقع ممکن است اختلال عملکرد جنسی داشته باشند و زنها به اوج لذت جنسی نرسند و یا مردها ناتوانی جنسی داشته باشند یا سرد مزاج باشند.
همه چیز برای آنها سطحی است. عشق و احساساتشان سطحی است و ثبات عاطفی ندارند.
در واقع این افراد وقتی در موقعیتهایی که کانون توجه نیستند قرار میگیرند، احساس ناراحتی میکنند.
آنها هیجاناتشان را به طور سطحی، نمایش گونه، مبالغه آمیز و با تغییرات سریع ابراز مینمایند و به طور مستمر از ظاهر فیزیکی خود برای جلب توجه دیگران استفاده میکنند.
این افراد روابط را صمیمانهتر از آنچه هست در نظر میگیرند و تلقین پذیر هستند.
یعنی به سادگی تحت نفوذ دیگران و موقعیتها قرار میگیرند و سبک تکلمشان احساساتی و بدون جزئیات است.
چرا این اختلال در زنان و مردان تفاوت دارد؟
از نظر آماری نشانه های اختلال شخصیت نمایشی در زنان بیشتر دیده می شود، اما بخشی از این تفاوت به سوگیری نگاه بالینی برمی گردد تا به واقعیت زندگی آنها.
رفتار نمایشی در زنان زودتر برچسب می خورد، در حالی که همان الگو در مردان شکل دیگری به خود می گیرد، مثل رقابت جویی پر سر و صدا، ماجراجویی یا تاکید افراطی بر قدرت و جذابیت.
پس نمی توان نتیجه گرفت اختلال شخصیت نمایشی ذاتا زنانه است، بلکه شیوه نمایش آن در خانم ها با آقایان فرق می کند. پیشنهاد می کنیم تشخیص نهایی را با متخصص روانشناس بسپارید.
ریشه اختلال شخصیت نمایشی چیست؟
یادتان باشد هیچ اختلال شخصیتی از یک علت واحد به وجود نمی آید.
اختلال نمایشی هم حاصل رخ داد 3 رشته است:
- آنچه با آن به دنیا می آییم.
- آنچه در کودکی تجربه می کنیم.
- و فضایی که در آن بزرگ می شویم.
در ادامه هر سه را از هم جدا می کنیم.
نقش سبک دلبستگی و الگوی توجه در دوران کودکی
ریشه بسیاری از اختلالات از جمله این مورد به نخستین ارتباطات کودک با والدین برمی گردد. مثلا فردی که می گوید چرا با مادرم مشکل دارم یا چرا در خانه به من بی توجهی می شود، زمینه ابتلا به اختلال شخصیت نمایشی را دارد.
کودکی که توجه را نامنظم دریافت کرده، یک روز غرق محبت شده و روز دیگر نادیده گرفته می شود، ناخواسته یاد می گیرد که محبت چیزی نیست که بتوان به آن اعتماد کرد، بلکه باید مدام برای به دست آوردنش جنگید.
وقتی کشف می کند که گریه نمایشی یا دلبری، نگاه والد را برمی گرداند، همان رفتار به استراتژی همیشگی او بدل می شود.
عوامل ژنتیکی و زیستی هم دخیل هستند یا نه؟
بخشی از ماجرای پیدایش این اختلال زیستی است.
در حقیقت برخی نوزادان از همان ابتدا واکنش پذیری هیجانی بالاتری دارند، زودتر برانگیخته می شوند و شدیدتر واکنش نشان می دهند.
نتایج جلسات مشاوره با روانشناس کودک در ویکی روان نشان می دهند این حساسیت هیجانی تا حدی ارثی است. این خلق و خو به تنهایی اختلال نمی سازد، اما زمینه ای فراهم می کند که اگر با تربیت ناهماهنگ همراه شود، راه را برای شکل گیری الگوی نمایشی هموار می کند.
چگونه فرهنگ و تربیت می تواند زمینه ساز یا تشدید کننده این اختلال باشند؟
فرهنگی که ارزش فرد را به دیده شدن، ظاهر و تایید بیرونی گره می زند، زمینه ابتلای افراد به اختلال شخصیت نمایشی را بیشتر می کنند.
خانواده ای که تنها به رفتار نمایشی کودک پاداش می دهد، بر این اساس او را ارزشمند می داند و آرامش و استقلال او را نادیده می گیرد، ناخواسته همین مسیر را تقویت می کند.
در جامعه ای که شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام ارزش آدم ها را با تعداد نگاه ها می سنجند، افراد نمایشی بیشتری خواهد داشت.
چه اختلالات دیگری شبیه این اختلال هستند؟
کمتر اختلال شخصیتی به اندازه اختلال نمایشی با بقیه قاطی می شود.
مرزهای آن با چند اختلال نزدیک خیلی خیلی باریک است و حتی با ویژگی های سالم شخصیت هم اشتباه گرفته می شود.
تفکیک دقیق این موارد کار متخصص است، اما دانستن تفاوت های کلیدی به شما کمک می کند تصویر روشن تری داشته باشید.
1- بررسی تفاوت با اختلال شخصیت خودشیفته
هر دو اختلال به توجه دیگران وابسته اند، اما جنس این نیاز فرق دارد.
در مقاله چطور با فرد خودشیفته رفتار کنیم توضیح دادیم که فرد خودشیفته تحسین می خواهد و می خواهد دیگران او را برتر و خاص ببینند.
اما فرد نمایشی هر نوع توجهی را می پذیرد، حتی اگر با ترحم یا نگرانی همراه باشد. به بیان ساده، خودشیفته می خواهد ستایش شود و نمایشی می خواهد دیده شود، فرقی نمی کند چگونه.
2- تفاوت با اختلال شخصیت مرزی
اختلال مرزی و نمایشی هر دو هیجان شدید دارند، اما در اختلال مرزی بی ثباتی عمیق تر است و تا عمیق ترین لایه های هویت فرد پیش می رود.
در اختلال مرزی، ترس از ترک شدن، آسیب رساندن به خود و نوسان شدید در نگاه به خود و دیگران پررنگ است، در حالی که در اختلال نمایشی محور اصلی همان نیاز به توجه باقی می ماند و آن آشفتگی عمیق هویتی دیده نمی شود.
جلسات مشاوره برای اختلال شخصیت مرزی در ویکی روان به صورت غیرحضوری، تلفنی و تصویری، برگزار می شوند و متخصص روند طولانی برای درمان پیشرو دارد.
3- تفاوت با اختلال شخصیت وابسته
قبلا مفصل درباره طرحواره وابستگی یا همان طرحواره درماندگی در ویکی روان توضیح داده ایم.
فرد وابسته هم به دیگران چنگ می زند، اما انگیزه اش متفاوت است و چیزهای متفاوتی می خواهد. او از سر ترس از تنهایی و ناتوانی در تصمیم گیری، خود را تسلیم و مطیع نشان می دهد و منتظر می ماند دیگران برایش تصمیم بگیرند.
فرد نمایشی برعکس، فعال و پرجنب و جوش به میدان می آید و با جذابیت و نمایش توجه را به سمت خود می کشد. یکی منفعل می چسبد، دیگری فعالانه می درخشد.
چرا نباید برون گرایی و سرزندگی را با اختلال شخصیت نمایشی اشتباه گرفت؟
ویژگی آدم برون گرا این است که از جمع انرژی می گیرد، اهل گفت و گو و شوخی است و در مهمانی می درخشد، اما این سرزندگی او را آزار نمی دهد و به روابطش آسیب نمی زند.
تفاوت اینجاست که فرد با ویژگی برون گرای سالم وقتی توجهی هم در کار نباشد، آرام و راضی است، اما فرد مبتلا بدون توجه دچار اضطراب و خلا می شود.
پیشنهاد می کنیم حتما مقاله فرق برونگرایی و درونگرایی چیست را در ویکی روان مطالعه کنید.
چه اختلالاتی همراه اختلال نمایشی دیده می شوند؟
کمتر دیده می شود یک فرد فقط مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی باشد. این یعنی این اختلال به تنهایی در افراد نمود پیدا نمی کند.
انواع بیماری افسردگی و اضطراب ها همراه آن دیده می شود، به ویژه زمانی که توجه مورد انتظار به دست نمی آید و فرد احساس پوچی می کند.
شکایت های جسمانی بدون توجیه پزشکی، اختلالات خوردن و گاه دیگر اختلالات خوشه B که بالا توضیح دادیم هم در کنار آن دیده می شوند.
تاثیر اختلال شخصیت نمایشی بر زندگی روزمره افراد مبتلا چیست؟
یادتان باشد اختلال نمایشی بیش از هر چیز خود را در رابطه این افراد نشان می دهد، چون اصلا حول محور رابطه و دیده شدن می چرخد.
فرد مبتلا در شروع روابط درخشان و برای دیگران بسیار جذاب است، اما نگه داشتن آن رابطه در بلندمدت به چالش همیشگی آنها بدل می شود.
این تأثیر در سه قلمرو مهم زندگی، شکل های متفاوتی پیدا می کند.
1- در رابطه عاطفی و زندگی زناشویی
شروع رابطه با چنین فردی پرشور و رؤیایی است، اما همان نیاز سیری ناپذیر به توجه، به مرور شریک زندگی را فرسوده می کند.
وقتی هیجان روزهای اول فروکش می کند، فرد مبتلا آن را نشانه سرد شدن رابطه می نامد و برای بازگرداندن توجه به رفتار نمایشی، حسادت یا بحران سازی روی می آورد. شریک او اغلب میان معنی عشق و احساس خستگی گیر می افتد.
2- ارتباط با پدر یا مادر هم چالش انگیز می شود
والد مبتلا به این اختلال گرم و پرشور است، اما توجه او نوسان دارد. گاه کودک را غرق محبت می کند و گاه، وقتی خودش نیازمند دیده شدن است، فرزند به رقیب توجه بدل می شود.
همین ناهماهنگی همان دلبستگی نامنظمی را می سازد که والد هم از آن رنج برده و چرخه را به نسل بعد منتقل می کند.
3- چالش های شخصیت نمایش در محیط کار و روابط دوستانه
در محیط کار، این افراد خوش برخورد و دوست داشتنی به نظر می رسند و در کارهای گروهی و جلب نظر دیگران می درخشند.
مشکل جایی خود را نشان می دهد که نیاز به توجه با کار جمعی تداخل پیدا می کند، نقد را شخصی می گیرند و در نبود تحسین دلسرد می شوند.
چطور با فرد مبتلا به این اختلال همزیستی داشته باشیم؟
زندگی در کنار فرد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی بعضا خسته کننده و گیج کننده است.
شما دائم میان همدلی و حفظ سلامت روان خودتان نوسان می کنید. خبر خوب این است که شیوه برخورد شما تأثیر واقعی بر کیفیت رابطه دارد، حتی پیش از آنکه فرد وارد درمان شود.
چه واکنش هایی اوضاع را بدتر میکند؟
برخی واکنش ها، هرچند طبیعی اند، آتش را تندتر می کنند و باید از آنها دوری کنید:
- پاداش دادن به رفتار نمایشی با توجه فوری و پررنگ
- تحقیر یا مسخره کردن فرد به خاطر هیجانی بودنش
- وارد شدن به بحث های احساسی در اوج هیجان او
- بی توجهی کامل و سرد که ترس بنیادین او را فعال می کند
هر یک از این واکنش ها، به شکلی، همان چرخه نیاز به توجه را تقویت می کند.
چگونه مرز داشته باشیم بدون آنکه رابطه را قطع کنیم؟
مرزگذاری با افراد دارای شخصیت نمایش به معنای طرد کردن آنها نیست.
شما می توانید با آرامش و محبت، توجه تان را به رفتارهای سالم بدهید نه به بحران سازی. وقتی فرد آرام و منطقی صحبت می کند، حضور و توجه کامل نشان دهید و وقتی به نمایش و اغراق پناه می برد، بدون پرخاش و بدون پاداش فاصله بگیرید.
چرا گاهی اطرافیان آنها هم بیش از فرد مبتلا به درمان نیاز پیدا میکنند؟
نکته ای که در مشاوره روانشناسی اینترنتی ویکی روان زیاد می بینم این است که همسر یا فرزند فرد مبتلا، فرسوده تر از خود او وارد اتاق درمان می شوند و نی از به درمان جدی و تخصصی دارد.
سال ها تلاش برای جلب توجهی که هیچ گاه کافی نیست، فرد را دچار احساساتی مثل اضطراب، وسواس احساس گناه بی دلیل و فرسودگی می کند.
بهترین راه درمان اختلال شخصیت نمایشی چیست؟

از دید روانشناسی درمان این اختلال ممکن است، اما به صبر، انگیزه رهایی و زمان نیاز دارد.
هدف درمان خاموش کردن سرزنده بود فرد نیست، بلکه یاری رساندن به اوست تا یاد بگیرد ارزشش را از درون پیدا کند نه فقط از نگاه دیگران.
یادتان باشد ستون اصلی درمان اختلال شخصیت نمایش، استفاده از خدمات روان درمانی است. در ادامه دقیق تر به راه های درمان این اختلال می پردازیم.
1- روان درمانی در خط مقدم درمان قرار دارد
روان درمانی قلب درمان افراد مبتلا به شخصیت نمایشی قرار دارد.
در یک رابطه درمانی پایدار و بدون قضاوت، فرد فرصت پیدا می کند الگوهای پنهان رفتارش را ببیند، ریشه نیاز به توجه را بشناسد و کم کم راه های سالم تری برای ارتباط بیاموزد. سه رویکرد در این میان اثرگذاری بیشتری نشان داده اند.
رویکرد درمان شناختی رفتاری (CBT)
رویکرد درمان شناختی رفتاری به جرات از محبوب ترین و کاربردی ترین رویکردهای درمانی در جلسات مشاوره است.
در این رویکرد درمانی، متخصص روی افکار و رفتارهای اینجا و اکنون فرد مبتلا کار می کند. درمانگر به شخصیت نمایشی کمک می کند باورهایی مثل «اگر دیده نشوم بی ارزشم» را شناسایی و به چالش بکشد و مهارت هایی برای ابراز سالم احساسات را جایگزین رفتار نمایشی کند.
ویکی روان هم خدمات مشاوره درمان شناختی رفتاری غیرحضوری از سراسر دنیا برگزار می کند تا فرایند درمان اختلال شخصیت نمایشی ساده تر شود.
طرحواره درمانی و چرایی اثربخشی آن در این اختلال
رویکرد طرحواره درمانی به لایه های عمیق تر می رسد، همان زخم های کودکی مثل محرومیت هیجانی و شرم که بسیار رایج است.
چون ریشه اختلال شخصیت نمایش در همان دوران شکل گرفته، کار روی طرحواره ها به فرد کمک می کند نیاز پشت رفتارهایش را بفهمد و آن را از ریشه ترمیم کند.
مشاوره با طرحواره درمانی توسط روانشناس و با دید بلندمدت انجام می شود.
درمان روان پویشی و کار روی ریشه های دلبستگی
رویکرد روان پویشی نگاه درمانی خود را به گذشته و رابطه های نخستین می برد.
درمانگر و مراجع با هم به جستجوی الگوهای فرد نمایشی می پردازند تا متوجه شوند این نیاز به توجه از کجا آمده و چگونه در رابطه های امروز تکرار می شود؟
یکی از خوبی های مشاوره روان پویشی این است که به صورت غیرحضوری هم کیفیت و تاثیرگذاری بسیار بالایی دارد.
استفاده از دارو درمانی برای درمان اختلال شخصیت نمایشی
هیچ دارویی برای درمان اختلال شخصیت نمایشی وجود ندارد، چون دارو نمی تواند یک الگوی شخصیتی را تغییر دهد.
نقش داروی اعصاب و روان محدود به کنترل نشانه های اختلال شخصیت نمایشی است، مثل افسردگی یا اضطرابی که در کنار اختلال ظاهر می شوند.
در این موارد مشاور روان پزشک دارو را در کنار روان درمانی تجویز می کند، اما درمان اصلی همچنان گفت و گو و کار روانشناختی است که توسط روانشناس انجام می شود.
مهم ترین چالش درمان چیست؟ وقتی فرد باور ندارد مشکلی وجود دارد!!!
بزرگ ترین مانع درمان این است که فرد مبتلا اغلب مشکلی در خودش نمی بیند و به درمان تن نمی دهد.
در واقع از نگاه او این دیگران اند که سرد، بی توجه یا نامهربان اند.
به همین دلیل است که این افراد تنها وقتی به درمان روی می آورند که رابطه ای را از دست داده اند یا دچار افسردگی روانی شدید شده اند. کار درمانگر در گام نخست، ساختن همین انگیزه و کمک به فرد برای دیدن نقش خودش در چرخه است.
آیا اختلال شخصیت نمایشی درمان شدنی است؟
با اینکه پاسخ مثبت است، اما باید دید واقع بینانه به روند درمان داشته باشیم.
الگوهای شخصیتی این افراد به کندی تغییر می کنند، اما تغییر پذیر است.
با پیگیری روند درمان، فرد یاد می گیرد:
- هیجان هایش را بهتر تنظیم کند
- روابط عمیق تری بسازد
- و ارزشش را کمتر به نگاه دیگران گره بزند.
کسی نباید انتظار دگرگونی آنی داشته باشد، اما زندگی آرام تر و رابطه های سالم تر، هدفی کاملا دست یافتنی است.
آیا من شخصیت نمایشی دارم؟
وقتی این مطلب ویکی روان را مطالعه می کنیم، این سوال در ذهنمان نقش می بندد که آیا من هم به اختلال شخصیت نمایشی مبتلا هستم یا نه؟
داشتن چند ویژگی در شما تفاوت های اصلی با ابتلا قطعی به این اختلال دارد. در ادامه سوالاتی گردآوری کردیم که تشخیص شخصیت نمایشی در خودمان را ساده تر می کند:
- آیا بدون توجه دیگران، احساس پوچی و بی ارزشی می کنم؟
- آیا ارتباط شما با دیگران زود شعله ور و زود سرد می شوند؟
- آیا برای نگه داشتن نگاه دیگران، خود واقعی ام را پنهان می کنم؟
پاسخ مثبت به این پرسش ها بیماری را ثابت نمی کند، اما نشانه ای است که ارزش گفت و گو با یک متخصص را دارد.
چه باورهای نادرستی درباره اختلال شخصیت نمایشی وجود دارد؟
این اختلال قربانی برداشت های غلط زیادی است که نسبت به خود و دیگران داریم. پس نیاز است خوب به موارد زیر دقت کنیم:
| لیست باورهای نادرست | واقعیت های پشت پرده |
|---|---|
| آدم های نمایشی فقط لوس و توجه طلب اند | پشت رفتارشان یک رنج واقعی و ترس عمیق از بی ارزشی نهفته است |
| رفتارشان عمدی و حساب شده است | بخش بزرگی از این الگو ناخودآگاه است و خودِ فرد هم از آن رنج می برد |
| این اختلال فقط مخصوص زنان است | در مردان هم وجود دارد، اما شکل بروزش متفاوت است |
| درمان فایده ای ندارد | با روان درمانی پیگیر، تغییر واقعی و پایدار شدنی است |
| این اختلال همان خودشیفتگی است | دو اختلال جدا با ریشه و نیاز کاملا متفاوت اند |
اختلال شخصیت نمایشی چقدر شایع است؟
الگوی نافذ هیجانی بودن و جلب توجه زیاد از اوایل بزرگسالی شروع می شود.
این اختلال در حدود 2 تا 3 درصد افراد جامعه دیده میشود و در زنان قدری شایع تر از مردان است.
این افراد اصولا از طبقات پایین جامعه هستند.









