اختلالات شخصیت

اختلال شخصیت منفعل مهاجم چیست؟ وقتی سکوت و لجبازی رابطه را خراب می کند

ویژگی های شخصیت منفعل در روانشناسی

در توضیح اختلال شخصیت منفعل مهاجم باید بگوییم، گاهی خشم افراد خود را بروز نمی کند، در را محکم نمی کوبد، فریاد نمی کشد و حتی ممکن است با لبخند وارد با شما روبرو شود. اما در حقیقت طور دیگری خود را نشان می دهد! در قهری که توضیح ندارد، در سکوتی که طرف مقابل را مجازات می کند، در قولی که داده می شود اما انجام نمی شود، در کنایه ای که شبیه شوخی است اما زخم می زند. رفتار منفعل تهاجمی افراد از همین جا شروع می شود. جایی که آدم به جای گفتن «ناراحتم»، کاری می کند که طرف مقابل ناراحتی او را حدس بزند، تاوان بدهد و مدام دنبال علت بگردد.

در این نوشتاری از سایت مشاوره ویکی روان می خواهیم به زبانی ساده و قابل فهم توضیح دهیم شخصیت منفعل مهاجم یا رفتار منفعل پرخاشگرانه چیست، چه نشانه هایی دارد و چرا این نوع خشم پنهان می تواند رابطه را آرام آرام فرسوده کند.

منظور از اختلال شخصیت منفعل مهاجم چیست؟

باویکی روان همراه باشید.

تصور کنید از همکارتان می خواهید گزارشی را تا عصر آماده کند. لبخند می زند و می گوید «حتما، چشم». اما عصر که می شود گزارشی در کار نیست و وقتی می پرسید گزارش چی شد، می گوید «راستش سرم شلوغ شد، فکر کردم فوری نیست».

این صحنه را بارها در زندگی دیده ایم بی آنکه بدانیم پشتش یک الگوی روانی مشخص وجود دارد که افراد زیادی به آن مبتلا هستند!

اختلال شخصیت منفعل مهاجم یک شیوه پایدار برای ابراز مخالفت و خشم است، اما نه از در رودررویی، بلکه از پشت سر.

فرد به جای آنکه آشکارا بگوید «من این کار را نمی خواهم»، با تاخیر، فراموشی، سکوت و کارهای نیمه کاره همان «نه» را به شما می فهماند. در ظاهر همراهی می کند، در عمل سنگ اندازی. همین فاصله میان حرف و رفتار، هسته اصلی این الگوست.

چطور انفعال و پرخاشگری در یک نفر جمع می شوند؟

نام این اختلال خودش یک معما و تناقض مهم دارد. چطور یک نفر می تواند هم منفعل باشد هم مهاجم؟ پاسخ در نوع تخلیه خشم است.

این فرد خشمگین می شود، گاهی به شدت، اما جرات یا اجازه بیرون ریختن مستقیم آن را در خود نمی بیند.

پس بروز خشم را در پوششی آرام و بی آزار بسته بندی می کند و از مسیرهای غیرمستقیم به طرف مقابل ارائه می دهد. ظاهر او سرشار از انفعال و کوتاه آمدن است، اما وجودش مملو از یک حمله خاموش و عصبانیت شدید است.

دلیل این رفتار چیست؟

مشاوره-روانشناسی-آنلاین

موتور این رفتار یک دلیل ساده اما علمی است:

نمی توانم رک بگویم ناراحتم، پس کاری می کنم که خودت بفهمی.

تجربه جلسات مشاوره شخصیت منفعل مهاجم در ویکی روان نشان می دهد:

  • فرد منفعل مهاجم به جای دعوا، کار را عقب می اندازد.
  • به جای اعتراض، یادش می رود.
  • به جای گفتن «از تو دلخورم»، چند روز جواب سلامتان را سرسری می دهد.

این مسیرهای فرعی به او اجازه می دهند خشمش را خالی کند بدون اینکه مسئولیت آن را بپذیرد، چون همیشه می تواند بگوید «من که کاری نکردم».

آیا این یک اختلال رسمی است؟ سرگذشت پرفرازونشیب آن در کتاب های روان پزشکی

اختلال شخصیت منفعل مهاجم برخلاف بقیه اختلالات شخصیت، جایگاه ثابتی و محکمی در کتاب های مرجع روان پزشکی ندارد.

چرا انجمن روان پزشکی آمریکا عقب نشینی کرد؟

شاید جالب باشد که بدانید این الگو زمانی یک تشخیص رسمی و مستقل بود، اما در نسخه های جدیدتر راهنمای تشخیصی DSM از فهرست اصلی کنار گذاشته شد.

دلیلش این بود که متخصصان به این نتیجه رسیدند تعریف آن بیش از حد گسترده و مبهم است و مرزهایش با رفتارهای عادی روشن نیست.

به بیان ساده، این رفتار آنقدر میان آدم های سالم هم رایج بود که تبدیل کردنش به یک «بیماری» از نظر علمی امکان پذیر نیست.

مفهوم جایگزین «اختلال شخصیت منفی گرا» (Negativistic)

به مرور زمان به جای آن، مفهومی حدید به نام «شخصیت منفی گرا» مطرح شد که دامنه گسترده تری دارد.

تفاوت اصلی در این است که نسخه قدیمی فقط روی مقاومت در برابر خواسته ها تمرکز داشت، اما نگاه منفی گرا یک تصویر کامل تر می کشد: نگرش بدبینانه به زندگی، نارضایتی همیشگی، حسادت و احساس اینکه دنیا با او منصف نبوده.

اینجا فقط رفتار نیست که زیر ذره بین می رود، بلکه کل جهان بینی فرد مورد بررسی قرار می گیرد.

اما چرا هنوز اختلال شخصیت منفعل مهاجم اهمیت دارد؟

نبود این اختلال در فهرست رسمی به معنای واقعی نبودن این رفتار نیست.

این الگو هر روز در روابط ما حضور دارد، چه اسم رسمی داشته باشد چه نداشته باشد. آنچه برای شما اهمیت دارد این است:

اگر چنین رفتاری زندگی تان را تلخ کرده، فهمیدن مکانیسم آن بسیار مهم تر از این است که چه برچسبی روی پرونده اش خورده باشد.

بررسی دقیق نشانه های اختلال شخصیت منفعل مهاجم

این رفتار در افراد کمتر خود را نشان می دهد و همه نشانه های آن را دیده و تجربه کرده ایم.

فرد منفعل مهاجم یک مجموعه از نقاب های آشنا دارد که در نگاه اول بی آزار به نظر می رسند، اما وقتی کنار هم می چینید، یک تصویر واضح می سازند.

از نظر روابط اجتماعی این افراد سعی می‌کنند خود را در موقعیت وابستگی قرار دهند. اکثرا وظایف و مسئولیت‌های کاری آنها را دیگران باید بر عهده گیرند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت منفعل مهاجم به طور معمول نسبت به آینده، بدبین بوده، فاقد اعتماد به نفس هستند.

1- اهمال کاری سلاح همیشگی آنهاست

قبلا در ویکی روان گفتیم منظور از اهمال کاری چیست؟

اینجا هم تعلل در انجام کارهای دیگر یک عادت ساده برای افراد مبتلا نیست، بلکه یک پیام روشن برای دیگران است.

وقتی فرد از کاری ناراضی است، اما نمی تواند نه بگوید، آن را آنقدر عقب می اندازد تا یا فرصت بسوزد یا کسی دیگر مجبور شود انجامش دهد.

این تاخیر آگاهانه نیست، اما تصادفی هم نیست. روشی است برای گفتن «من این را نمی خواستم» بدون اینکه کلمه ای از مخالفت بر زبان بیاید.

2- «یادم رفت» های همیشگی و فراموشی های هدفمند

همه ما گاهی چیزی را فراموش می کنیم. اما در این الگو، فراموشی یک الگوی معنادار دارد.

دقیقا همان کارهایی فراموش می شوند که فرد از انجامشان را دوست ندارد.

خرید چیزی که همسرش خواسته، تماسی که باید می گرفت، قولی که داده بود. ذهن انگار به طور انتخابی پاک می کند و این انتخاب، خودش حرف می زند. کم و بیش این رفتار در افراد جامعه ستیز هم دیده می شود.

3- سکوت، قهر و کناره گیری به جای بیان نارضایتی

وقتی این فرد رنجیده می شود، به جای گفتنش، در خودش فرو می رود. جواب کوتاه می دهد، از اتاق بیرون می رود، چند روز سرد و بی حرف می ماند.

این سکوت یک خلا نیست، یک پیام پر سر و صداست که می گوید «حالم از تو گرفته است»، اما بدون آنکه دلیلش روشن شود. طرف مقابل می ماند که چه شده و همین سردرگمی بخشی از تاثیر کار است.

از این جهت شباهت هایی با شخصیت اجتنابی دارد که قبلا در ویکی روان توضیح دادیم.

4- تعارف ها و تحسین های نیش دار می زند!

جمله هایی که شکل تعریف دارند، اما تهشان تلخ است.

  • چه خوب که بالاخره یاد گرفتی به موقع برسی.
  • ماشاالله امروز چه تمیز کار کردی.

این حرف ها در ظاهر مثبت اند، اما لحن و موقعیتشان خشم پنهان او را نشان می دهد. فرد از این راه هم نیشش را می زند هم در امان می ماند، چون اگر اعتراض کنید می گوید «من که تعریف کردم».

مثال: وقتی «باشه، هر چی تو بگی» معنای دقیقا برعکس می دهد

فرض کنید همسری می گوید بیایید آخر هفته به خانه مادرم برویم.

طرف مقابل با چهره ای بی حالت می گوید «باشه، هر چی تو بگی». اما آخر هفته که می رسد، یا سرش درد می کند، یا کاری پیش آمده، یا آنقدر دیر حاضر می شود که رفتن بی معنا می شود. آن «باشه» از اول یک «نه» بود که جرئت بیان مستقیم نداشت.

5- انجام نیمه کاره کارها به عنوان اعتراض خاموش

گاهی فرد کاری را قبول می کند، اما آنقدر بد و ناقص انجامش می دهد که دیگر کسی به او نسپارد.

مثلا ظرف ها را می شوید اما کف آشپزخانه را آب می گیرد. گزارش کارش را تحویل می دهد اما پر از غلط املایی و نگارشی.

این ناکارآمدی ها یک پیام زیرپوستی دارد: «مرا مجبور کردی، حالا ببین چه می شود». اعتراض هست، اما در لباس بی عرضگی پنهان شده است.

6- شکاف میان حرف و عمل بدترین نشانه شخصیت منفعل مهاجم است

شاید آشناترین نشانه همین است که توضیح دادیم.

فرد قول می دهد، اطمینان می دهد، حتی متعهد می شود، اما عمل هیچ وقت نمی آید.

این فاصله ثابت میان آنچه می گوید و آنچه می کند، به مرور اعتماد اطرافیان را فرسوده می کند. آدم ها یاد می گیرند به حرفش تکیه نکنند و همین خودش زخمی است که رابطه را آرام آرام تهی می کند.

دلیل این رفتارشان چیست؟

تا اینجا رفتار بیرونی افراد منفعل را دیدیم، اما برای درک واقعی این الگو باید به درون نگاه کنیم، جایی که یک کشمکش خاموش در جریان است. آنچه از بیرون لجبازی یا بی مسئولیتی به نظر می رسد، از درون ریشه در چند احساس عمیق دارد.

1- ترس از یک باور پنهان: اگر مخالفت کنم، طرد می شوم

در عمق ذهن این فرد یک باور قدیمی نشسته است: مخالفت آشکار خطرناک است.

او یاد گرفته که اگر رک بگوید «نه»، رابطه به هم می ریزد یا دوست داشته نمی شود. پس راه میانه ای پیدا کرده، مخالفت می کند اما پنهانی، تا هم خشمش را خالی کند و هم خطر طرد شدن را به جان نخرد.

2- خشمی که اجازه ابراز ندارد و به مسیرهای فرعی منحرف می شود

روانشناسی می گوید احساس خشم این افراد کم نیست، حتی زیاد است. اما این خشم در جایی بسته شده و راه خروج مستقیم ندارد، دقیقا مثل آبی که جلوی مسیر اصلی اش سد بسته شده باشد، از هر شکاف فرعی بیرون می زند.

استفاده از تکنیک های مدیریت خشم می تواند کلید تغییر رفتار آنها باشد.

2- آنها احساس قربانی بودن دارند

نکته مهم اینجاست که فرد منفعل مهاجم خودش را مقصر نمی بیند، بلکه قربانی می بیند.

در ذهنش دیگران زورگو هستند، توقع بیجا دارند و قدرش را نمی دانند. این باورهای مخرب به رفتارش مشروعیت می دهد.

وقتی کسی خودش را قربانی بداند، سنگ اندازی پنهانی اش در نظر خودش نه خرابکاری، که نوعی دفاع از خود است.

3- کشمکش میان نیاز به وابستگی و رنجش از همان وابستگی

اینجا یک گره عمیق وجود دارد. فرد به دیگران نیاز دارد و حمایت و توجهشان را می خواهد، اما همین وابستگی را تحقیر شدن می داند و از آن رنج می برد!

می خواهد بماند، اما از ماندن دلخور است. این دو احساس متضاد همزمان فعال اند و فرد را در حالتی گیر می اندازند که نه می تواند کامل نزدیک شود نه کامل جدا. رفتار منفعل مهاجم محصول همین گیر افتادن است.

اینها متناقض ترین رفتارهایی هستند که در بیشتر اختلالات شخصیت دیده می شوند. در مقاله اختلال شخصیت نمایشی چیست بیشتر درباره تناقض در خواسته های افراد توضیح دادیم.

دلیل بروز اختلال شخصیت منفعل و مهاجم چیست؟

یادتان باشد مثل خیلی از موارد مشابه هیچ کس با این الگو متولد نمی شود. شیوه رفتار آنها با دیگران در دل تجربه های ناخوشایند و باورهای مخرب ساخته می شود، اغلب در محیطی که بیان مستقیم احساسات در آن جا نداشته. در ادامه به بررسی دلایل بروز این اختلال می پردازیم.

1- خانواده ای که خشم و ناراحتی را ممنوع کرده است

در بعضی خانواده ها، بدون اینکه اصلا بدانند معنی عصبانی شدن چیست، عصبانی شدن یک گناه کبیره است و کسی حق عصبانی شدن ندارد.

کودکی که می گوید «من ناراحتم» یا «این کار را نمی خواهم»، یا توسط والدین یا بچه های بزرگ تر سرکوب می شود یا تنبیه.

این کودک یاد می گیرد که خشم را نباید نشان داد. اما خشم که از بین نمی رود، فقط زیرزمینی می شود و راه های پنهانی برای بیرون آمدن پیدا می کند. ریشه بسیاری از الگوهای افراد منفعل مهاجم همین جاست.

2- سبک های فرزند پروری سخت گیرانه علت بعدی هستند

تجربه ما در ویکی روان می گوید: وقتی والدین بیش از حد کنترلگرند و هیچ فضایی برای انتخاب کودک نمی گذارند، کودک راهی جز مقاومت پنهان نمی یابد.

از طرف دیگر، تربیت متناقض هم خطرناک است، جایی که یک رفتار امروز تشویق و فردا تنبیه می شود. کودک در چنین فضایی یاد می گیرد که مستقیم بودن ریسک دارد و بهتر است نیتش را پشت رفتار بپوشاند.

3- محیط هایی که اطاعت ظاهری را پاداش و اعتراض را تنبیه می دهند

این قبیل رفتارها فقط به خانه محدود نمی شود.

مدرسه ها، محیط های نظامی شکل و هر فضایی که در آن «حرف گوش کن بودن» ارزش و «سوال کردن» جرم است، همین درس را تکرار می کنند.

آدمی که در چنین فضایی بزرگ می شود می آموزد ظاهر را راضی نگه دارد و نارضایتی اش را در خفا نشان دهد. این درست همان فرمول رفتار منفعل مهاجم است.

4- آیا فرهنگ و تربیت اجتماعی می تواند این الگو را تقویت کند

پاسخ بله است.

در فرهنگی که رک گویی گاهی بی ادبی تلقی می شود و «نه» گفتن مستقیم زشت شمرده می شود، آدم ها از کودکی یاد می گیرند خواسته و مخالفتشان را در لفافه بپیچند.

تعارف، رودربایستی و پنهان کردن نارضایتی در پوشش ادب، می تواند زمینه را برای رشد این الگو آماده کند.

متاسفانه این رفتار بین ما ایرانی ها زیاد دیده می شود.

شخصیت منفعل مهاجم در موقعیت های مختلف

این الگو در هر رابطه ای رنگ خودش را می گیرد، اما هسته اش یکی است. بیایید ببینیم همین یک نفر در نقش های مختلف چطور ظاهر می شود.

1- در رابطه عاطفی و زناشویی

در زندگی مشترک، این الگو خودش را در قهرهای کشدار و سکوت های سنگین نشان می دهد.

متاسفانه در جلسات زوج درمانی آنلاین زیاد می بینیم که همسر منفعل مهاجم به جای گفتن دلخوری اش، چند روز سرد می شود و وقتی می پرسید «چی شده»، می گوید «هیچی».

اما این «هیچی» پر از حرف های نگفته است. طرف مقابل مدام در حال حدس زدن است و همین فضای مه آلود، صمیمیت را آرام آرام خفه می کند.

2- در محیط کار!

این فرد در جلسه کاری با همه چیز موافقت می کند، اما هیچ کاری جلو نمی رود.

مدیری که تصمیمی را قبول می کند ولی در عمل اجرا را کند می کند، یا همکاری که قول همکاری می دهد اما سهمش همیشه ناقص می ماند.

این رفتار تیم را فلج می کند، چون مشکل دیده نمی شود اما همیشه حس می شود.

3- در خانواده و بین اعضا

صد افسوس در خانواده، گاهی والدی است که با آه کشیدن و جملات نیش دار حس گناه به فرزند تزریق می کند و گاهی نوجوانی که در برابر سخت گیری والدین به جای بحث، درس نخواندن و کند کاری را سلاح می کند.

هر دو یک حرف می زنند: «من از این وضع راضی نیستم اما جرئت گفتنش را ندارم».

4- تاثیر مشترک همه این رفتارها، فرسایش تدریجی اعتماد طرف مقابل

فارغ از اینکه فرد منفعل کجا قرار دارد، نتیجه همه رفتارهای او یکی است.

طرف مقابل کم کم یاد می گیرد نباید روی حرف این فرد حساب باز کرد. وقتی «بله» می تواند معنای «نه» بدهد و قول ها محقق نمی شوند، اعتماد آرام آرام از بین می رود و سخت بازیابی می شود.

این فرسایش بی صدا، خطرناک ترین آسیب این الگوست، چون وقتی متوجهش می شوید که رابطه دیگر چیزی برای نجات ندارد.

افراد منفعل تهاجمی با چه افرادی اشتباه گرفته می شود؟

اختلال شخصیت منفعل مهاجم

یکی از کارهای مهم متخصص روانشناس، جدا کردن این الگو از موارد مشابه است تا روند درمان سریع تر طی شود. چند اختلال دیگر هستند که ظاهرا شبیه این اختلال به نظر می رسند اما ریشه و سازوکارشان فرق دارد که در ادامه به آنها می پردازیم:

1- تفاوت با اختلال شخصیت خودشیفته (نارسیسیستیک)

فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و این مورد هر دو می توانند خشم و توقع داشته باشند، اما جنس این خشم فرق دارد.

فرد خودشیفته احساس برتری دارد و خشمش از این می آید که فکر می کند حقش ادا نشده و باید تحسین شود. اما فرد منفعل مهاجم احساس قربانی بودن دارد، نه برتری.

یکی از موضع بالا می جنگد، دیگری از موضع مظلوم. این تفاوت در احساس درونی، کلید تشخیص است. اینکه چطور با فرد خودشیفته رفتار کنیم به موقعیت شما بستگی دارد، اما معمولا با فرد منفعل اشتباه گرفته می شوند.

2- اختلال شخصیت مرزی و افسردگی پنهان

فرد مبتلا به اختلال مرزی هم خشم خاص خود را دارد، اما خشمش انفجاری و آشکار است، نه پنهان و آرام.

از طرف دیگر، گاهی آنچه منفعل مهاجم به نظر می رسد در واقع افسردگی پنهان است. بی حوصلگی، کند کاری و کناره گیری می توانند نشانه افسرده شدن باشند، نه اعتراض خاموش.

تفکیک این دو نیازمند بررسی دقیق متخصص روانشناس است.

3- کم رویی یا درون گرایی

آدم کم رو یا درون گرا هم ممکن است سکوت کند و از رویارویی پرهیز کند، اما در پشت سکوتش خشم و سنگ اندازی نیست.

ویژگی فرد درون گرا این است که از تنهایی انرژی می گیرد و فرد کمرو فقط مضطرب و کمی نگران است. اما هیچ کدام پیامی پنهان برای آزردن طرف مقابل ندارند.

تفاوت در نیت آنها است: سکوت منفعل مهاجم یک حمله است، سکوت درون گرا یک انتخاب آرام.

بد نیست نگاهی به مقاله شغل های مناسب افراد درونگرا را در ویکی روان مطالعه کنید.

روانشناس چطور فرد منفعل مهاجم را تشخیص می دهد؟

تشخیص این الگو کار یک تست چند دقیقه ای نیست و نیاز به بررسی دقیق تر دارد. متخصص با گفتگو، بررسی تاریخچه و کنار هم گذاشتن نشانه ها در طول زمان به نتیجه می رسد.

استفاده از ملاک هایی که در مصاحبه بالینی بررسی می شوند

روانشناس آنلاین به دنبال یک الگوی پایدار و فراگیر می گردد، نه چند رفتار پراکنده در رفتار افراد.

او بررسی می کند که:

  • این مقاومت پنهان در موقعیت های مختلف زندگی تکرار می شود؟
  • از چه سنی شروع شده است؟
  • چقدر به روابط و کار آسیب زده؟
  • و آیا فرد بین نارضایتی و وابستگی گیر افتاده است یا نه؟

مجموعه این ها تصویر را کامل می کند، نه یک نشانه به تنهایی.

چرا اختلال شخصیت منفعل و مهاجم باید درمان شود؟

آسیب های این اختلال رفتاری در ظاهر زیاد نیست، اما واقعی و تاثیرگذار است. هم فرد مبتلا را فرسوده می کند هم کسانی را که دور و برش هستند. در ادامه بیشتر توضیح می دهیم:

انزوا، خشم خاموش و روابطی که یکی یکی می میرند

فرد منفعل مهاجم به مرور تنها می ماند. آدم ها از فضای مبهم و سرد رابطه با او خسته می شوند و فاصله می گیرند.

از طرف دیگر، خشمی که هیچ وقت سالم تخلیه نمی شود، در درون انباشته می شود و به رنجش مزمن تبدیل می گردد.

او می ماند با کوهی از دلخوری های گفته نشده و رابطه هایی که یکی یکی سرد شده اند، بی آنکه بفهمد سهم خودش در این تنهایی چقدر بوده.

اطرافیان هم آسیب های زیاد می بینند!

زندگی کنار چنین فردی آدم را گیج می کند. هیچ چیز سر جایش نیست و نمی توانید کاری برای او انجام دهید.

مدام احساس گناه می کنید، انگار شما مقصرید. بدتر از همه، خشمی در شما جمع می شود که جایی برای بیرون ریختن ندارد، چون طرف مقابل ظاهرا کاری نکرده است.

درمان اختلال شخصیت منفعل و مهاجم چطور انجام می شود؟

خبر خوب این است که این الگو قابل تغییر و درمان است، اما مسیرش پیچیدگی های خاص خودش را دارد. بیایید واقع بینانه نگاه کنیم.

چرا این افراد دیرتر از همه به سراغ درمان می روند؟

واضح است، چون از نگاه خودشان مشکلی ندارند!

فرد منفعل مهاجم خودش را قربانی شرایط و آدم های زورگو می بیند، نه عامل مشکل.

به همین خاطر کمتر پیش می آید که خودش پا پیش بگذارد. اغلب وقتی به مشاوره می آیند که رابطه ای در آستانه فروپاشی است یا همسرشان آن ها را آورده، نه به خواست خودشان.

روان درمانی شناختی رفتاری و آموزش بیان مستقیم نیازها

استفاده از رویکرد درمانی شناختی رفتاری دو دستاورد مهم دارد:

  1. شناسایی همان لحظه هایی که فرد خشمش را به مسیر فرعی هل می دهد.
  2. آموزش مهارت ابراز مستقیم و سالم خواسته ها، یعنی همان جرئتمندی که در کودکی یاد نگرفته.

در طی جلسات مشاوره با شناختی رفتاری، فرد مبتلا یاد می گیرد که می شود «نه» گفت بدون اینکه دنیا خراب شود و این کشف، آرام آرام نیاز به سنگ اندازی پنهان را کم می کند.

یادگیری اینکه چطور نه بگوییم دنیای این افراد را دگرگون می کند.

استفاده از رویکرد روان پویشی

متخصص در طی جلسات مشاوره با رویکرد روان پویشی سراغ ریشه می رود تا اصولی به درمان بپردازد.

در دل رابطه با درمانگر، فرد فرصت می یابد بفهمد این خشم از کجا آمده و چرا یاد گرفته آن را پنهان کند؟

وقتی این ریشه های کودکی روشن و درک شوند، خشم دیگر لازم نیست از راه های پنهان بیرون بزند، چون فرد راه سالم تری برای رو به رو شدن با آن پیدا کرده است.

چطور با فرد منفعل مهاجم زندگی کنیم یا ارتباط داشته باشیم؟

اگر در زندگی تان با چنین فردی سر و کار دارید، این بخش برای شماست. چند اصل ساده می تواند از فرسایش رابطه جلوگیری کند.

1- بحث و مجادله نکنید

وقتی مستقیم به این فرد حمله می کنید که «تو عمدا این کار را کردی»، او همه چیز را انکار می کند و خودش را قربانی نشان می دهد.

شما می مانید با یک حس گناه و یک دعوای بی نتیجه که فایده ای هم نداشته.

حمله مستقیم فقط لاک دفاعی او را محکم تر می کند و چرخه را بدتر می چرخاند، چون دقیقا همان رویارویی است که او از آن می ترسد.

2- منظورتان را دقیق بیان کنید

راه موثرتر این است که به جای متهم کردن، فقط واقعیت را با آرامش برایش توضیح دهید.

به جای گفتن «تو از قصد یادت رفت»، بگویید «قرار بود این کار انجام شود و نشد، بیا ببینیم چه اتفاقی افتاد».

این کار بدون اینکه او را به گوشه رینگ ببرد، رفتار را روی میز می گذارد و راه فرار از مسئولیت را آرام می بندد.

3- تعیین مرز سالم و پایبندی به آن ضروری است

همیشه یادتان باشد مهم تر از تغییر دادن فرد منفعل، محافظت از خودتان است.

مشخص کنید چه رفتاری را می پذیرید و چه رفتاری را قبول نمی کنید و به آن پایبند بمانید.

اگر قولی محقق نشد، به جای غر زدن، پیامد طبیعی اش را اجرا کنید. مرز روشن و ثابت، تنها زبانی است که این الگو در نهایت آن را جدی می گیرد.

مثال: یک گفت وگوی نمونه به جای واکنش معمول

واکنش معمول: «بازم که نخریدی! تو هیچ وقت به حرف من اهمیت نمی دی».

این جمله فقط جنگ راه می اندازد. واکنش بهتر: «دیدم خریدی که خواسته بودم انجام نشد. من روی این حساب کرده بودم. بیا یک قرار بگذاریم که اگر کاری را قبول می کنی، روش حساب کنم».

آرام، روشن و بدون اتهام.

من هم شخصیت منفعل مهاجم دارم؟

حالا که متوجه شدیم از دید روانشناسی منظور از اختلال شخصیت منفعل مهاجم چیست باید دنبال این نشانه ها در خودمان هم باشیم.

اولین قدم: تشخیص لحظه ای که خشم کنترل همه چیز را در دست می گیرد

تغییر واقعی از همان لحظه شروع می شود که می توانید مچ خودتان را بگیرید.

دفعه بعد که حس کردید دارید کاری را عمدا عقب می اندازید، قهر می کنید یا کنایه می زنید، یک لحظه مکث کنید و از خودتان بپرسید: «من واقعا از چه چیزی عصبانی ام و چرا نمی توانم مستقیم بگویمش؟» همین آگاهی، اولین و مهم ترین گام است.

حضور در جلسات مشاوره برای کنترل خشم می تواند مفید باشد.

تمرین کنید خواسته هایتان را بدون ترس از طرد شدن بیان کنید

بیان مستقیم یک مهارت است، نه یک استعداد ذاتی و مثل هر مهارتی با تمرین ساخته می شود.

از موقعیت های کوچک و کم خطر شروع کنید. یک خواسته ساده را رک بگویید و ببینید که دنیا خراب نمی شود.

هر بار که تجربه می کنید مخالفت کردن به طرد شدن منجر نشد، آن باور قدیمی کودکی کمی سست تر می شود.

کی از متخصص کمک بگیرم؟

وقتی می بینید این الگو سال هاست تکرار می شود و روابط و کارتان را به طور جدی آسیب زده، وقت آن است که دیگر به تنهایی پیش نروید.

اگر تلاش های فردی تان نتیجه نمی دهد، یا اگر زیر این رفتار نشانه های افسردگی و رنج مزمن حس می کنید، کمک گرفتن از متخصص روانشناس نه نشانه ضعف بلکه اقدامی عقلانی است.

دارو درمانی برای درمان شخصیت منفعل مهاجم

در صورت لزوم داروهای ضد افسردگی‌ها، بنزودیازپین‌ها و محرک‌ های روانی نیز بسته به شرایط توسط متخصص روانپزشک تجویز خواهد شد. اما شروع با جلسات مشاوره روانشناسی است.

ویکی روان چه پیشنهادی دارد؟

شما همراه عزیز می توانید برای درمان اختلال شخصیت منفعل و مهاجم از خدماتی مانند مشاوره تصویری با روانشناس در ویکی روان برای بالا بردن کیفیت برگزار جلسات استفاده کنید.

بدون شک همراهی متخصص می تواند روند درمان را ساده و سریع تر کند.

فاطمه صبوری پور

فاطمه صبوری پور، ليسانس روانشناسی عمومی، فوق ليسانس روان شناسی تربيتی دكتری روانشناسی تربیتی

‫2 دیدگاه ها

  1. بنده روانشناسم
    و این مطلب کامل نبود و خیلی نقص داشت
    چون همه گیرشناسی در مورد جامعه ایرانی انجام نشده و برخی نشانگان ذکر شده در جایی نیامده است
    و تشخیص افتراقی خوب بیان نشده و فرد ممکن است با افسردگی اساسی اشتباه بگیرد.

    1. سلام وقت به خیر،
      ممنون که نظرتون و با ویکی روان در میان میزارید.
      در صورت تمایل میتوانید نظرات کارشناسانه خودتان به عنوان متخصص روانشناسی را برای ما ارسال نمائید تا در ادامه مطلب منتشر شود.

      با تشکر،
      تیم فنی سایت ویکی روان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا