شخصیت

چه نوع شخصیتی دارم؟ راهنمای شناخت شخصیت خود

از کجا بفهمم چه نوع شخصیتی دارم؟ (همراه سوال)

اگر مدام فکر می کنید چه نوع شخصیتی دارم، احتمالا فقط دنبال یک برچسب ساده مثل درونگرا، برونگرا، منطقی یا احساسی نیستید و نیاز به بررسی بیشتر دارید. بیشتر آدم ها وقتی به این سوال می رسند، در رابطه، کار، تصمیم گیری یا حتی تنهایی خودشان با الگوهای تکراری روبرو شده اند. مثلا زودرنج می شوند، سخت تصمیم می گیرند، زیادی مسئولیت می پذیرند، از جمع خسته می شوند یا نمی دانند چرا در فشار روانی به هم می ریزند.

شناخت شخصیت خود یعنی بفهمید معمولا چگونه فکر می کنید، چه چیزهایی شما را برانگیخته می کند، در برابر فشار چه واکنشی دارید و چطور با دیگران ارتباط می گیرید. این شناخت جای تشخیص تخصصی را نمی گیرد، اما نقطه شروع بسیار خوبی برای خودشناسی در روانشناسی است. اگر احساس می کنید شناخت خودتان برایتان سخت یا گیج کننده شده، استفاده از مشاوره روانشناسی با متخصص می تواند مسیر را روشن تر کند.

این جدول برای ابتدای مقاله مناسب است، چون هم سریع به نیت کاربر جواب می دهد، هم او را وارد متن اصلی می کند، نه اینکه جای کل مقاله را بگیرد. بهتر است بعد از پاراگراف اول یا دوم مقدمه قرار بگیرد.

راهنمای سریع شناخت شخصیت خود

جدول زیر به شما کمک می کند شخصیت خود را در چند محور اصلی بررسی کنید. هر ردیف را با رفتارهای تکراری خود در رابطه، کار، خانواده و زمان فشار روانی مقایسه کنید.

محور شناخت شخصیتاز خودتان بپرسیداگر این ویژگی در شما پررنگ باشداگر این ویژگی در شما کمتر باشدبرداشت روانشناسی محتاطانه
انرژی اجتماعیبعد از جمع، انرژی می گیرم یا خسته می شوم؟از گفت و گو، ارتباط و حضور در جمع انگیزه می گیرید.خلوت، سکوت و ارتباط های محدودتر برایتان آرامش بخش تر است.این محور به طیف برونگرایی و درونگرایی مربوط است. هیچ کدام بهتر نیستند، فقط منبع انرژی شما را نشان می دهند.
واکنش به فشار روانیوقتی تحت فشار هستم، آرام می مانم یا زود به هم می ریزم؟ممکن است زود نگران شوید، بدنتان واکنش نشان دهد یا فکرهای منفی زیاد شوند.در شرایط سخت، معمولا آرام تر می مانید و دیرتر به هم می ریزید.این بخش به حساسیت هیجانی و روان رنجوری مربوط است. اگر فشار روانی شدید و طولانی است، آن را فقط شخصیت ندانید.
نظم و مسئولیت پذیریکارها را پیگیری می کنم یا زیاد عقب می اندازم؟برنامه ریزی، تعهد، دقت و پیگیری در شما پررنگ است.انعطاف بیشتری دارید، اما ممکن است گاهی بی نظمی یا تعویق کارها دیده شود.این محور به وظیفه شناسی مربوط است. وظیفه شناسی بالا نقطه قوت است، اما اگر افراطی شود می تواند به کمال گرایی و فرسودگی برسد.
سبک تصمیم گیریبیشتر با منطق تصمیم می گیرم یا احساس؟احتمالا قبل از تصمیم، داده ها، پیامدها و احتمال ها را بررسی می کنید.ممکن است بیشتر به حس درونی، ارزش های شخصی یا فضای عاطفی موقعیت توجه کنید.تصمیم سالم معمولا ترکیبی از منطق و احساس است. حذف کامل احساس یا تکیه کامل بر هیجان، هر دو می توانند مشکل ساز شوند.
انعطاف پذیری در برابر تغییرتغییر برایم هیجان دارد یا تهدید؟تجربه های تازه، یادگیری و تغییر برایتان جذاب تر است.ثبات، پیش بینی پذیری و مسیرهای آشنا را بیشتر ترجیح می دهید.این محور به گشودگی به تجربه مربوط است. گشودگی بالا خلاقیت می آورد، اما نیاز زیاد به ثبات هم می تواند امنیت روانی بسازد.
سبک رابطه با دیگراندر رابطه ها مرز سالم دارم یا خودم را نادیده می گیرم؟می توانید نیازها، ناراحتی ها و خواسته های خود را روشن تر بیان کنید.ممکن است برای حفظ رابطه، زیاد سکوت کنید یا نیازهای خود را عقب بیندازید.این بخش به عزت نفس، مرزبندی و سبک دلبستگی مربوط است. مهربانی بدون مرز، به مرور می تواند به خشم پنهان یا فرسودگی برسد.
توافق پذیری و همدلیدر اختلاف نظر، بیشتر همکاری می کنم یا روی نظر خودم می ایستم؟همدلی، همراهی و توجه به احساس دیگران در شما قوی تر است.صریح تر، مستقل تر و کمتر وابسته به تایید دیگران عمل می کنید.توافق پذیری بالا برای رابطه خوب است، اما اگر زیاد شود ممکن است به راضی نگه داشتن افراطی دیگران تبدیل شود.
واکنش به اشتباهبعد از اشتباه، یاد می گیرم یا خودم را سرزنش می کنم؟اگر زیاد سرزنش می کنید، شاید حساسیت به قضاوت یا کمال گرایی در شما پررنگ باشد.اگر سریع اصلاح می کنید و جلو می روید، احتمالا خودپذیری و انعطاف روانی بیشتری دارید.نحوه برخورد با اشتباه، تصویر خوبی از عزت نفس، خودشفقتی و تحمل شکست به شما می دهد.
نیاز به کنترلوقتی اوضاع مبهم است، کنترل گر می شوم یا سازگار؟ممکن است برای احساس امنیت، بخواهید همه چیز قابل پیش بینی و تحت کنترل باشد.ابهام را راحت تر تحمل می کنید و سریع تر با شرایط تازه کنار می آیید.کنترل گری همیشه نشانه شخصیت بد نیست. گاهی نشانه اضطراب، ناامنی یا ترس از پیامدهای غیرقابل پیش بینی است.

چرا شناخت شخصیت خود مهم است؟

اینکه بدانید نوع شخصیت من چیست؟ فقط یک کنجکاوی ساده نیست.

شخصیت روی انتخاب های روزانه، کیفیت رابطه، مدیریت و کاهش استرس، شیوه کار کردن، تحمل انتقاد و حتی سبک دوست داشتن اثر می گذارد.

وقتی خودتان را بهتر می شناسید، کمتر خودتان را با جمله هایی مثل، من همینم که هستم یا همه از من ایراد می گیرند محدود می کنید.

از نگاه انجمن روانشناسی آمریکا درباره شخصیت، شخصیت به تفاوت های فردی در الگوهای فکر، احساس و رفتار مربوط است. یعنی شخصیت فقط یک رفتار لحظه ای نیست. شخصیت همان الگویی است که در موقعیت های مختلف خودش را تکرار می کند.

شناخت شخصیت چه کمکی به زندگی روزمره می کند؟

وقتی نشانه های شخصیت خود را بهتر می بینید، تصمیم هایتان واقع بینانه تر می شود. مثلا اگر بدانید در فشار روانی زود مضطرب می شوید، قبل از قبول مسئولیت های سنگین برای خودتان حاشیه امن می سازید.

اگر بفهمید در ارتباط با دیگران زیاد از تایید شدن انرژی می گیرید، مراقب می شوید عزت نفس خود را فقط به نظر دیگران گره نزنید.

در جلسات مشاوره ویکی روان بارها دیده ایم که مراجعان بعد از شناخت دقیق تر الگوهای شخصیتی خود، راحت تر درباره شغل، رابطه، ازدواج، مهاجرت یا حتی سبک زندگی تصمیم می گیرند.

این یعنی هدف از خودشناسی فقط دانستن چند ویژگی نیست، بلکه بهتر زندگی کردن با خودتان است.

آیا شخصیت من ثابت است یا تغییر می کند؟

تیپ شخصیتی

شخصیت تا حدی پایدار است، اما قرار نیست مثل یک حکم قطعی تا آخر عمر شما را محدود کند.

بعضی گرایش ها مثل اجتماعی بودن، حساسیت هیجانی، نظم، انعطاف پذیری یا احتیاط در طول زمان نسبتا ثابت می مانند، ولی مهارت های رفتاری قابل رشد هستند.

پژوهش های طولی درباره ثبات و تغییر صفات پنج عاملی شخصیت نشان می دهند که افراد معمولا جایگاه نسبی خود را در صفات شخصیتی حفظ می کنند، اما تغییرات تدریجی هم رخ می دهد.

پس اگر امروز می گویید من آدم مضطربی هستم، بهتر است دقیق تر بگویید: «در موقعیت های مبهم، اضطرابم بالا می رود و باید مهارت تنظیم هیجان یاد بگیرم». این نگاه هم علمی تر است، هم مهربان تر.

شخصیت یعنی چه و از نظر روانشناسی چگونه شناخته می شود؟

تعریف ساختار شخصیت در روانشناسی می گوید:

شخصیت مجموعه ای از الگوهای نسبتا پایدار در فکر، احساس، انگیزه و رفتار است. شخصیت با خلق و خو فرق دارد. خلق و خو حال و هوای شما در یک بازه کوتاه است، اما شخصیت الگویی است که بارها خودش را نشان می دهد.

مثلا یک روز کم حرف بودن به معنی درونگرایی نیست. اما اگر در بیشتر موقعیت ها بعد از معاشرت طولانی خسته می شوید و در تنهایی انرژی می گیرید، آن وقت می توان درباره گرایش درونگرایانه صحبت کرد.

شخصیت با اخلاق هم یکی نیست. ممکن است فردی منظم، دقیق و برنامه ریز باشد، اما این به خودی خود خوب یا بد بودن او را ثابت نمی کند. شخصیت بیشتر توضیح می دهد شما چگونه عمل می کنید، نه اینکه ارزش انسانی شما چقدر است.

۱. تفاوت شخصیت با رفتارهای موقتی چیست؟

نوع شخصیت

یکی از خطاهای رایج این است که یک رفتار گذرا را به کل شخصیت خودمان نسبت می دهیم. مثلا چون در یک مهمانی ساکت بوده ایم، می گوییم «من اصلا اجتماعی نیستم». یا چون یک بار در بحث عصبانی شده ایم، خودمان را «آدم خشمگین» می نامیم.

برای شناخت شخصیت باید تکرار را ببینید، نه اتفاق را. این سوال ها کمک می کنند دقیق تر نگاه کنید:

  • آیا این رفتار در موقعیت های مختلف تکرار می شود؟
  • آیا دیگران هم بارها همین الگو را در من دیده اند؟
  • آیا این واکنش در رابطه، کار یا خانواده برایم پیامد ساخته است؟
  • آیا وقتی آرام هستم هم همین سبک را دارم یا فقط وقت فشار روانی ظاهر می شود؟

۲. چرا نباید خودمان را با یک برچسب تعریف کنیم؟

برچسب ها گاهی کمک می کنند سریع تر خودمان را توضیح دهیم، اما اگر جدی گرفته شوند محدود کننده می شوند. هیچ انسانی فقط «درونگرا»، «احساسی»، «منطقی»، «وسواسی» یا «مضطرب» نیست. شما ترکیبی از ویژگی ها هستید.

برای همین در روانشناسی شخصیت، مدل های صفاتی مثل پنج عاملی معمولا کاربردی تر از تیپ های ساده هستند. این مدل ها نمی گویند شما فقط یک نوع آدم هستید، بلکه نشان می دهند در چند بعد مختلف شخصیت در چه سطحی قرار می گیرید.

از کجا بفهمم چه نوع شخصیتی دارم؟

برای تشخیص نوع شخصیت خود، بهتر است از سه مسیر همزمان استفاده کنید:

  1. مشاهده رفتارهای تکراری
  2. بررسی واکنش های احساسی
  3. و مرور تصمیم های مهم گذشته.

اگر فقط به تست شخصیت تکیه کنید، تصویر ناقص می شود. اگر فقط به نظر دیگران توجه کنید، باز هم ممکن است خودتان را نادرست ببینید.

در مشاوره آنلاین خودشناسی معمولا همین مسیر دنبال می شود. روانشناس کمک می کند بین ویژگی های پایدار شخصیت، عادت های آموخته شده، ترس های قدیمی و نشانه های اضطراب یا افسردگی تفاوت بگذارید.

۱. رفتارهای تکراری خود را در موقعیت های ثبت کنید

به جای اینکه از خودتان بپرسید «من چه تیپی هستم؟»، چند موقعیت واقعی را بررسی کنید. مثلا:

  • در محیط کار چطور عمل می کنید؟
  • وقتی در رابطه ناراحت می شوید چه می کنید؟
  • در خانواده بیشتر کنترل می کنید یا کنار می کشید؟
  • وقتی تنها هستید انرژی می گیرید یا احساس بی قراری دارید؟

اگر در بیشتر موقعیت ها به برنامه، دقت و تعهد اهمیت می دهید، احتمالا وظیفه شناسی در شما پررنگ است. اگر در جمع زنده تر می شوید، گرایش برونگرایانه دارید. برای درک بهتر این طیف، مطالعه مقاله تفاوت درونگرایی و برونگرایی در ویکی روان می تواند دید بهتری نسبت به شخصیت تان به شما بدهد.

۲. واکنش های احساسی خود را جدی بگیرید

شخصیت فقط در کارهای قابل مشاهده نیست. واکنش های درونی هم مهم هستند. بعضی افراد بعد از انتقاد، ساعت ها خودخوری می کنند. بعضی سریع دفاعی می شوند.

بعضی با خشم پاسخ می دهند و بعد پشیمان می شوند. بعضی هم ظاهرا آرام می مانند، اما درونشان پر از نگرانی است.

اگر واکنش های احساسی شما شدید، تکراری و فرساینده است، بهتر است آن را فقط «شخصیت من» ندانید. گاهی پشت این واکنش ها باورهای اضطراب ساز، تجربه های قبلی یا مهارت های هیجانی رشد نیافته قرار دارد.

۳. تصمیم های مهم گذشته را مرور کنید

تصمیم های گذشته رد پای شخصیت را نشان می دهند. ببینید در انتخاب شغل، رابطه، مهاجرت، سرمایه گذاری، ادامه تحصیل یا قطع یک رابطه چگونه عمل کرده اید. آیا زیاد تعلل کرده اید؟ زود تصمیم گرفته اید؟ دنبال تایید دیگران بوده اید؟ از تغییر ترسیده اید؟

اگر زیاد در دو راهی می مانید، مقاله تصمیم گیری در زمان دودلی می تواند کمک کند بین احتیاط سالم و فلج شدن در تصمیم تفاوت بگذارید.

تشخیص نوع شخصیت از روی چه رفتارهای روزانه

نشانه های شخصیت من از روی رفتارهای تکراری، سبک ارتباط، واکنش به فشار و شیوه انجام مسئولیت ها بهتر شناخته می شود. بهتر است برای چند هفته رفتار خود را یادداشت کنید. نه برای سرزنش کردن، برای دیدن الگوها.

۱. تشخصیص نوع شخصیت خود در ارتباط با دیگران

رابطه ها آینه خوبی برای شخصیت هستند.

در ارتباط با دیگران معلوم می شود شما چقدر اهل گفت و گو هستید، چقدر مرز می گذارید، چقدر همدلی دارید، چطور درخواست می کنید و وقتی ناراحت می شوید چه واکنشی نشان می دهید.

  • اگر زیاد نیاز به تایید دارید، شاید عزت نفس شما نیاز به تقویت داشته باشد.
  • اگر در جمع راحت حرف می زنید، گرایش اجتماعی در شما پررنگ تر است.
  • اگر از تعارض فرار می کنید، شاید تحمل تنش برایتان سخت است.
  • اگر زیاد کنترل می کنید، احتمالا امنیت روانی خود را از پیش بینی پذیری می گیرید.

شناخت تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس در این بخش مهم است، چون خیلی ها اجتماعی بودن را با اعتماد به نفس واقعی اشتباه می گیرند.

۲. نوع شخصیت تان در زمان استرس و فشار

تجربه فشار روانی، بخش های پنهان شخصیت را واضح تر می کند. یک نفر در فشار منظم تر و سختگیرتر می شود، دیگری فرار می کند، یکی پرخاش می کند، یکی سکوت می کند و یکی کمک می گیرد.

هیچ کدام به تنهایی نشانه خوب یا بد بودن شخصیت نیستند، اما اطلاعات مهمی درباره سبک مقابله شما می دهند.

اگر در فشار روانی بدنتان زود به هم می ریزد، خواب و تمرکزتان کم می شود یا مدام نگران آینده می مانید، بهتر است علائم استرس را جدا از شخصیت بررسی کنید.

در مواردی که اضطراب و استرس زندگی روزمره را مختل کرده، مشاوره استرس و اضطراب انتخاب مناسب تری از خود تحلیلی طولانی و فرساینده است.

۳. نشانه های شخصیت در نظم، کار و مسئولیت پذیری

شیوه کار کردن هم از شخصیت خبر می دهد. بعضی افراد با برنامه، دقیق و پیگیر هستند. بعضی در شروع کار مشکل دارند، اما وقتی راه بیفتند خوب پیش می روند. بعضی هم به خاطر کمال گرایی، کار را آنقدر عقب می اندازند که از نتیجه می ترسند.

اگر همیشه بین «باید عالی انجام شود» و «پس فعلا شروع نمی کنم» گیر می کنید، موضوع فقط تنبلی نیست. شاید رگه هایی از کمال گرایی یا اهمال کاری در سبک رفتاری شما دیده شود.

انواع شخصیت در روانشناسی: کدام مدل برای شناخت نوع شخصیت من بهتر است؟

برای پاسخ علمی به سوال «از نظر روانشناسی چه نوع آدمی هستم؟» بهتر است سراغ انواع تیپ های شخصیت برویم که شخصیت را طیفی می بینند، نه قالبی. تیپ ها ساده و جذاب هستند، اما مدل های صفاتی کمک می کنند دقیق تر بفهمید در هر بعد شخصیت چه گرایشی دارید.

۱. مدل پنج عاملی شخصیت یا Big Five

مدل پنج عاملی شخصیت یا Big Five یکی از معتبرترین چارچوب ها برای شناخت تفاوت های فردی است. تعریف APA از مدل پنج عاملی این مدل را بر اساس پنج بعد اصلی توضیح می دهد:

برونگرایی، روان رنجوری، توافق پذیری، وظیفه شناسی و گشودگی به تجربه. در مدل پنج عاملی، شما یک تیپ بسته نیستید، بلکه در هر کدام از این ابعاد جایگاهی دارید.

بعد شخصیتیوقتی پررنگ استوقتی کمتر است
برونگراییانرژی گرفتن از جمع، گفت و گو، هیجان اجتماعینیاز بیشتر به خلوت، آرامش و ارتباط های محدودتر
توافق پذیریهمدلی، همکاری، توجه به احساس دیگرانصراحت بیشتر، استقلال در نظر، حساسیت کمتر به تایید دیگران
وظیفه شناسینظم، پیگیری، تعهد، برنامه ریزیانعطاف بیشتر، خودانگیختگی، گاهی بی نظمی یا تعویق
روان رنجوریحساسیت به تهدید، نگرانی، زودرنجی، نوسان هیجانیثبات هیجانی، آرام تر ماندن در فشار
گشودگی به تجربهکنجکاوی، خلاقیت، علاقه به تجربه های تازهترجیح ثبات، آشنایی، روش های امتحان شده

در یک مرور علمی درباره مدل پنج عاملی شخصیت هم همین پنج حوزه به عنوان چارچوب اصلی توصیف شخصیت مطرح شده اند.

پس اگر می خواهید نوع شخصیت خود را علمی تر بشناسید، بهتر است به جای یک برچسب ثابت، این پنج بعد را کنار هم بررسی کنید.

۲. تیپ های MBTI و کاربرد محدود آن در خودشناسی

MBTI برای شروع گفت و گو درباره ترجیحات شخصی محبوب است. خیلی ها با آن راحت ارتباط می گیرند، چون نتیجه اش ساده و قابل فهم است.

اما نباید نتیجه MBTI را حکم قطعی شخصیت بدانید. توضیحات NCBI درباره شاخص تیپ مایرز بریگز نشان می دهد این ابزار بر پایه تیپ های یونگی ساخته شده و بیشتر برای شناخت ترجیحات به کار می رود، نه تشخیص روانشناختی.

پس اگر نتیجه تست می گوید شما مثلا درونگرا یا احساسی هستید، آن را شروع گفت و گو بدانید، نه پایان شناخت خودتان.

۳. تیپ های شخصیتی A، B، C و D چه جایگاهی دارند؟

تیپ های A، B، C و D ساده ترند و در محتوای عمومی زیاد دیده می شوند. تیپ A معمولا با رقابت، عجله و تنش بیشتر توصیف می شود.

تیپ B آرام تر و انعطاف پذیرتر است. تیپ C بیشتر با کنترل احساسات و دقت زیاد شناخته می شود و تیپ D با نگرانی و بازداری اجتماعی پیوند دارد.

این دسته بندی ها برای توضیح اولیه بد نیستند، اما برای شناخت عمیق کافی نیستند. اگر واقعا می خواهید بدانید «نوع شخصیت من چیست»، مقاله شناخت تیپ شخصیتی می تواند مقدمه خوبی باشد، اما بهتر است آن را با مدل پنج عاملی کامل کنید.

سوالاتی برای فهمیدن نوع شخصیت خودم

برای فهمیدن نوع شخصیت خودتان، به سوال های طولانی و پیچیده نیاز ندارید. چند سوال دقیق، اگر صادقانه جواب داده شوند، مسیر را روشن می کنند. پاسخ ها را بهتر است بنویسید، نه اینکه فقط در ذهن مرور کنید.

۱. در جمع انرژی می گیرم یا در تنهایی؟

بعد از یک مهمانی، جلسه کاری یا جمع خانوادگی چه حسی دارید؟ شارژ شده اید یا نیاز دارید مدتی تنها باشید؟ اگر معاشرت طولانی شما را خسته می کند، لزوما ضد اجتماع نیستید. شاید در طیف درونگرایی قرار دارید.

اگر از ارتباط و گفت و گو انرژی می گیرید، احتمالا برونگرایی در شما پررنگ تر است. برای شناخت دقیق تر ویژگی های افراد اجتماعی، خواندن مقاله برونگرا کیست بسیار مفید است.

۲. بیشتر با منطق تصمیم می گیرم یا با احساس؟

بعضی ها اول داده ها، پیامدها و احتمال ها را بررسی می کنند. بعضی ها سریع تر از حس درونی و ارزش های شخصی خود کمک می گیرند. هیچ کدام به تنهایی بهتر نیست. مسئله این است که بدانید تصمیم های شما بیشتر از کجا تغذیه می شوند.

اگر همیشه احساسات خود را حذف می کنید، ممکن است نیازهای عاطفی تان دیر دیده شود. اگر فقط با هیجان تصمیم می گیرید، احتمال پشیمانی بالاتر می رود. مقاله تیپ شخصیتی احساسی و منطقی همین تفاوت را ساده تر توضیح می دهد.

۳. در برابر تغییر چقدر منعطف هستم؟

تغییر برای شما هیجان دارد یا تهدید؟ وقتی برنامه ها عوض می شوند، سریع سازگار می شوید یا عصبی و کنترل گر می شوید؟ این سوال به گشودگی به تجربه و تحمل ابهام مربوط است.

آدم های بازتر به تجربه های تازه علاقه بیشتری دارند، اما ممکن است زود از تکرار خسته شوند. آدم های محتاط تر ثبات را دوست دارند، اما گاهی فرصت های تازه را از ترس از دست می دهند.

۴. وقتی اشتباه می کنم، خودم را اصلاح می کنم یا سرزنش؟

واکنش شما به اشتباه کردن های روزانه، اطلاعات زیادی درباره شخصیتتان می دهد.

بعضی افراد بعد از اینکه مرتکب اشتباهی می شوند، مسئله را بررسی می کنند، مسئولیت سهم خود را می پذیرند و جلو می روند. اما بعضی دیگر وارد سرزنش شدید خود، شرمندگی طولانی یا ترس از تکرار خطا می شوند.

اگر بعد از هر اشتباه مدت زیادی درگیر فکرهای منفی می شوید، شاید حساسیت به قضاوت، کمال گرایی یا ترس از ناکافی بودن در شخصیت شما پررنگ باشد. اما اگر اشتباه را سریع بررسی می کنید و از آن یاد می گیرید، احتمالا انعطاف پذیری و خودپذیری بیشتری دارید.

پیشنهاد می کنیم مقاله چطور جلوی افکار منفی را بگیریم را در ویکی روان مطالعه کنید.

۵. در رابطه ها بیشتر مرز می گذارم یا خودم را نادیده می گیرم؟

به رابطه های نزدیک خود نگاه کنید. آیا وقتی چیزی ناراحتتان می کند، محترمانه آن را می گویید یا برای حفظ رابطه سکوت می کنید؟ آیا نیازهای خود را جدی می گیرید یا بیشتر مراقب ناراحت نشدن دیگران هستید؟

کسی که همیشه خودش را نادیده می گیرد، ممکن است ظاهرا مهربان و سازگار دیده شود، اما درونش از خشم، دلخوری یا فرسودگی پر شود.

از طرف دیگر، کسی که مرز سالم دارد، نه بی احساس است و نه خودخواه. او می داند رابطه خوب یعنی توجه به خود و دیگری در کنار هم.

۶. وقتی تحت فشار قرار می گیرم، کنترل گر می شوم یا کمک می گیرم؟

فشار روانی نشان می دهد شما در موقعیت های سخت چگونه امنیت پیدا می کنید.

بعضی افراد وقتی مضطرب می شوند، همه چیز را کنترل می کنند، سختگیرتر می شوند و تحمل ابهامشان پایین می آید. بعضی دیگر عقب می کشند، سکوت می کنند یا از تصمیم گرفتن فرار می کنند.

اگر در فشار روانی مدام می خواهید همه چیز طبق برنامه شما پیش برود، شاید نیاز به پیش بینی پذیری در شخصیتتان قوی است.

اگر به جای کنترل کردن، مسئله را توضیح می دهید و از دیگران کمک می گیرید، احتمالا مهارت تنظیم هیجان و انعطاف رفتاری بیشتری دارید.

در مواردی که فشار روانی زندگی روزمره را مختل می کند، بررسی علائم استرس کمک می کند شخصیت را با فرسودگی یا اضطراب اشتباه نگیرید.

بررسی یک مثال: چطور از روی رفتار بفهمم چه شخصیتی دارم؟

تصور کنید سه نفر در ظاهر یک مشکل مشابه دارند:

هر سه می گویند نمی دانم چه نوع شخصیتی دارم. اما وقتی رفتارشان را دقیق تر نگاه می کنیم، سه الگوی کاملا متفاوت دیده می شود. همین جاست که تیپ سازی ساده جواب نمی دهد.

۱. مثال از فردی که زود مضطرب می شود اما مسئولیت پذیر است

این فرد کارهایش را به موقع انجام می دهد، به قولش پایبند است و برای دیگران قابل اعتماد به نظر می رسد. اما درونش مدام نگران اشتباه، قضاوت یا نتیجه بد است. در مدل پنج عاملی، شاید وظیفه شناسی بالا همراه با روان رنجوری بالا دیده شود.

چنین فردی نباید خودش را فقط «آدم مضطرب» بداند. بهتر است هم نقطه قوت مسئولیت پذیری را ببیند، هم برای مدیریت نگرانی کمک بگیرد. اگر نگرانی او طولانی و فرساینده شده، بررسی انواع استرس روانی هم ضروری است.

۲. مثال از فردی که اجتماعی است اما زود از دیگران می رنجد

این فرد در جمع خوب حرف می زند، رابطه را دوست دارد و از تعامل انرژی می گیرد. اما اگر پیامش دیر جواب داده شود یا کسی او را نقد کند، زود دلخور می شود. اینجا برونگرایی با حساسیت هیجانی همراه شده است.

پس اجتماعی بودن همیشه به معنی آرامش درونی یا اعتماد به نفس بالا نیست. گاهی فرد از بیرون گرم و پرانرژی است، اما درونش به تایید دیگران وابسته می ماند.

در این نقطه، مطالعه درباره عزت نفس و اعتماد به نفس کمک می کند تصویر دقیق تری بسازید.

۳. مثال از فردی که آرام است اما از تغییر فرار می کند

این فرد اهل دعوا نیست، کم تنش است و در ظاهر شخصیت آرامی دارد. اما وقتی قرار است شغل عوض کند، رابطه را جدی تر کند یا سبک زندگی تازه ای را امتحان کند، عقب می کشد.

آرام بودن او به معنی انعطاف پذیری بالا نیست. شاید نیاز به ثبات در او بسیار پررنگ است.

اینجا باید بین ثبات هیجانی و گشودگی به تجربه تفاوت گذاشت. ممکن است کسی آرام باشد، اما تغییر برایش سخت باشد. ممکن است فردی هیجان طلب باشد، اما در فشار روانی زود به هم بریزد. انسان ها ترکیبی هستند، نه یک واژه.

اشتباهات رایج در تشخیص نوع شخصیت خود

اشتباه در تشخیص شخصیت باعث می شود خودتان را بدتر بفهمید، نه بهتر. بعضی افراد بعد از چند تست اینترنتی، خودشان را در یک قالب ثابت زندانی می کنند.

بعضی هم هر مشکل روانی را «شخصیتم اینطوریه» می نامند و برای تغییر کاری نمی کنند.

۱. نتیجه تست شخصیت را حقیقت قطعی ندانید

تست شخصیت ابزار شروع است، نه حکم نهایی. حتی تست های معتبر هم باید با شرایط فرد، فرهنگ، تجربه زندگی و مصاحبه بالینی تفسیر شوند.

در گفت و گوی تخصصی APA (انجمن روانشناسی کشور آمریکا) درباره اعتبار و کاربرد تست های شخصیت هم تاکید می شود که آزمون ها از نظر اعتبار و کاربرد با هم تفاوت دارند.

پس اگر تستی گفت شما «منطقی» هستید، احساساتتان را حذف نکنید. اگر گفت «درونگرا» هستید، ارتباط اجتماعی را از زندگی بیرون نگذارید. تست باید به شناخت کمک کند، نه اینکه شما را کوچک کند.

۲. شخصیت را با اختلال روانی اشتباه نگیرید

گاهی فرد می گوید «من شخصیت مضطربی دارم»، اما در واقع با اضطراب درمان نشده درگیر است.

یا می گوید «من آدم غمگینی هستم»، در حالی که نشانه های افسردگی دیده می شود. گاهی هم وسواس، کمال گرایی، ترس از طرد یا تجربه های آسیب زا پشت رفتارهای تکراری قرار دارند.

برای نمونه، حساس بودن به نظم با وسواس یکی نیست.

ناراحت شدن همیشگی هم لزوما افسردگی نیست، اما اگر بی انگیزگی، اختلال خواب، کاهش لذت و ناامیدی طولانی دارید، موضوع باید جدی تر بررسی شود. در این شرایط، مشاوره آنلاین افسردگی می تواند انتخاب دقیق تری باشد.

۳. خودتان را فقط با نظر دیگران تعریف نکنید

نظر خانواده، شریک عاطفی، دوست یا همکار مهم است، اما معیار کامل شخصیت شما نیست. گاهی دیگران شما را از زاویه نیاز خودشان تعریف می کنند. کسی که مرز می گذارد، از نگاه فرد کنترل گر «سرد» دیده می شود.

کسی که حساس است، از نگاه فرد بی توجه «زیادی احساسی» به نظر می رسد.

بازخورد دیگران را بشنوید، اما برای شناخت خودتان به الگوها، احساسات، تصمیم ها و پیامدهای واقعی هم نگاه کنید.

چه زمانی برای شناخت بهتر شخصیتمان باید از روانشناس کمک بگیریم؟

همه برای شناخت شخصیت به روانشناس نیاز ندارند، اما بعضی نشانه ها می گویند بهتر است تنها جلو نروید. وقتی الگوهای رفتاری بارها به رابطه، کار، تصمیم گیری یا آرامش شما آسیب می زنند، خودتحلیلی کافی نیست.

۱. وقتی الگوهای رفتاری به رابطه یا کار آسیب می زنند

اگر بارها وارد رابطه های شبیه هم می شوید، در کار مدام فرسوده می شوید، تعارض های تکراری دارید یا نمی توانید مرز سالم بسازید، کمک گرفتن از روانشناس منطقی است.

استفاده از خدماتی مثل مشاوره فردی روانشناسی کمک می کند بفهمید کدام بخش ماجرا شخصیت، کدام بخش عادت و کدام بخش زخم یا اضطراب قدیمی است.

گاهی هم خشم های تکراری باعث می شود فرد بعد از هر بحث بگوید من همینم. اما خشم هم قابل فهم و قابل مدیریت است. مقاله کنترل خشم نقطه شروع خوبی برای تفکیک شخصیت از مهارت های هیجانی است.

۲. وقتی بین شخصیت، اضطراب و افسردگی سردرگم شده اید

اگر نمی دانید مشکل اصلی شما شخصیت است یا استرس و فشار روانی، بیماری افسردگی، وسواس، فرسودگی یا تجربه های حل نشده دارید، روانشناس می تواند با مصاحبه و ارزیابی دقیق تر کمک کند.

در ویکی روان، مراجعانی داشته ایم که سال ها خودشان را «آدم بی اراده» می دانستند، اما بعد از بررسی مشخص شد افسردگی خفیف، اضطراب مزمن یا کمال گرایی درمان نشده نقش اصلی را داشته است.

بالاخره چه نوع شخصیتی دارم؟

برای پاسخ به سوال چه نوع شخصیتی دارم دنبال یک کلمه جادویی نباشید، چون نیاز به بررسی بسیار دقیق دارد.

شما فقط درونگرا، برونگرا، احساسی، منطقی، مضطرب یا منظم نیستید. شخصیت شما از ترکیب چند بعد ساخته می شود: شیوه ارتباط، واکنش به استرس، سبک تصمیم گیری، میزان نظم، انعطاف پذیری، حساسیت هیجانی و نیاز به رابطه یا خلوت.

مسیر درست این است که رفتارهای تکراری خود را ببینید، از تست های معتبر به عنوان ابزار کمکی استفاده کنید، نظر دیگران را بدون وابستگی کورکورانه بشنوید و اگر الگوها به زندگی تان آسیب می زنند از روانشناس کمک بگیرید. روانشناسی شخصیت به ما یاد می دهد انسان ها پیچیده تر از برچسب ها هستند. همین پیچیدگی است که شناخت خود ر ارزشمند می کند.

سوالات متداول درباره اینکه چه نوع شخصیتی دارم

سوالات زیر را با دقت دنبال کرده و در صورت نیاز در بخش کامنت های همین مقاله با ما در ارتباط باشید.

از کجا بفهمم چه نوع شخصیتی دارم؟

با بررسی رفتارهای تکراری، واکنش های احساسی، سبک ارتباط، تصمیم های گذشته و استفاده از تست های معتبر می توانید تصویر دقیق تری از شخصیت خود بسازید. بهترین روش این است که فقط به یک تست یا یک نظر دیگران تکیه نکنید.

بهترین تست برای فهمیدن نوع شخصیت من چیست؟

تست هایی که بر پایه مدل پنج عاملی شخصیت هستند معمولا برای شناخت صفات شخصیتی قابل اتکاترند، چون شخصیت را روی طیف بررسی می کنند.

تست های تیپی مثل MBTI برای شروع خودشناسی جذاب هستند، اما نباید نتیجه آنها را قطعی بدانید.

آیا می توانم از روی رفتار بفهمم چه شخصیتی دارم؟

بله، اگر رفتارها را در موقعیت های مختلف و در طول زمان بررسی کنید.

یک رفتار لحظه ای شخصیت شما را تعریف نمی کند، اما الگوهای تکراری در رابطه، کار، فشار روانی و تصمیم گیری نشانه های مهمی می دهند.

آیا نوع شخصیت من در طول زمان تغییر می کند؟

بعضی صفات شخصیتی پایدارترند، اما شیوه ابراز آنها تغییر می کند. مهارت های ارتباطی، تنظیم هیجان، مرزبندی، مدیریت استرس و سبک تصمیم گیری قابل رشد هستند. یعنی شما اسیر شخصیت خود نیستید.

آیا تیپ شخصیتی بد وجود دارد؟

نه. هیچ تیپ شخصیتی ذاتا بد نیست. هر ویژگی اگر شدید، خشک یا نامتناسب با موقعیت شود، چالش می سازد. حتی ویژگی های ارزشمند مثل مسئولیت پذیری، همدلی یا دقت هم اگر افراطی شوند می توانند فرد را فرسوده کنند.

نیایش مسلمیان

نیایش مسلمیان، کارشناس ارشد روانشناسی عمومی،مشاوره خانواده ، ارتباط موثر ، روابط عاطفی عضو تیم تحریره روانشناسان ویکی روان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا