خانه / خانواده / تربیت فرزند / انواع سبک دلبستگی چیست؟ و اهمیت آن در روانشناسی چقدر است؟

انواع سبک دلبستگی چیست؟ و اهمیت آن در روانشناسی چقدر است؟

جوّ هیجانی که بر روابط کودک با مراقبش حاکم است را سبک دلبستگی می گویند. کلیه ی حالات هیجانی مراقب کودک که معمولا مادر او می باشد، بر این جو عاطفی و هیجانی تاثیر می گذارد. این سبک دلبستگی سبک ارتباطی فرد را در زندگی شکل می دهد.

سبک دلبستگی در کودک چیست؟

با سایت روانشناسی ویکی روان همراه باشید.

در هفته‌های اول زندگی، نوزاد تقریباً به طور کامل به مادر خود وابسته است؛ یعنی بدون وجود او قادر به ادامه ی زندگی نیست.

بنابراین هم از نظر جسمانی و هم عاطفی وابسته ی اوست. ایجاد احساس دلبستگی در فرزندان از ۶ ماهگی شروع می‌شود و به طور طبیعی وابستگی با رشد کودک کاهش پیدا می‌کند.

کودک یکسری رفتارهای دلبستگی از خود نشان می دهد. این رفتارها عبارتند از:

  • گریه کردن
  • لبخند زدن
  • آواگری
  • جهت‌یابی چشمی
  • گریه کردن به هنگام ترک مادر
  • دنبال کردن
  • تقلید کردن
  • پنهان کردن صورت در آغوش
  • چسبیدن
  • بلند کردن بازوها به هنگام سلام و
  • به هم زدن دست‌ها هنگام حرکت به سمت مادر

نکته ی مهم  اینجاست که اگر مادر و یا مراقب اصلی به این رفتارها پاسخ مناسب بدهد، کم کم احساس دلبستگی را در کودک ایجاد می کند. اما اگر در پاسخگویی به این رفتارها ضعیف باشد، در کودک احساس ناامنی به وجود می آید.

واقعیت اینجاست که کودکان با ورود به این دنیا دچار شوک می شوند. برای همین است که لحظه ی تولد گریه می کنند.

رفتارهای آرام و پاسخگویی درست به نیازهای عاطفی و جسمانی او باعث می شود اولین تجربیات او در این دنیا خوشایند و آرامش بخش باشد.

در اینصورت او احساس می کند این دنیای جدید مکانی قابل اعتماد می باشد.

اما در صورتیکه مراقبین کودک نتوانند این احساس امنیت را در او ایجاد کنند، کودک به این نتیجه می رسد که این دنیا و انسانهایش غیر قابل اعتمادند و مهم تر از همه اینکه این الگوهای ذهنی تا آخر زندگی فرد می تواند ادامه پیدا کند.

سبک دلبستگی چیست؟

این نظریه ی بسیار عمیق و قابل احترام برای اولین بار توسط جان بولبی در جهان علم روانشناسی مطرح گردید.

جان بولبی بیان کرد که اگر این پیوند عاطفی میان فرزند و مادرش به شکل ناایمن برقرار گردد، فرد دچار مشکلات روانی و جسمانی زیادی می شود.

شکل گیری عزت نفس پایین، وابستگی شدید به دیگران یا استقلال و اتکاء به نفس کاذب و پوچ، عدم مدیریت بحرانهای زندگی و افسردگی از عمده ترین مشکلاتی هستند که انسانها به خاطر داشتن سبک دلبستگی ناایمن با آن روبرو می شوند.

وسواسهای غذایی، کم خوری و یا پرخوری نیز از مشکلات عمده ی جسمانی سبک دلبستگی ناایمن می باشد.

مشکلات اجتماعی زیادی نیز مانند:

  • عدم خویشتن داری در اجتماع
  • حفظ روابط دوستانه
  • سرکشی در برابر قدرت و حکومت
  • فقدان اعتماد به دیگران
  • عدم همدلی با انسانها و
  • داشتن دیدگاه منفی نسبت به انسانها

از مهمترین مشکلات احساس ناامنی درونی انسانها می باشد.

همچنین مشکلات یادگیری مانند: مشکلات گفتاری و زبانی و اشکال در یادگیری نیز می تواند ریشه ی عمیقی در این نوع سبک ارتباطی داشته باشد.

بیماری کمبود توجه و تمرکز و بیش فعالی و انواع مختلف اختلال اضطراب نیز از بیماری های رایجی است که علت عمده ی آن سبک دلبستگی ناایمن می باشد.

به طور خلاصه می توان گفت ساختار اصلی ذهن انسان در روند ارتباط او با مادرش شکل می گیرد و جو هیجانی حاکم بر این ارتباط، سبک ارتباطی او در طول عمرش را شکل می دهد.

طبق نظریه ی دلبستگی، شکل گیری آن تا ۱۸ ماهگی صورت می گیرد اما تا ۴ سالگی نیز می تواند دچار تغییر شود

البته امروزه روانشناسان و مشاوران با بکارگیری تکنیکهای شناختی و رفتاری نوین، قادر به تغییر و درمان اختلالات مربوط به سبک دلبستگی انسان هستند.

انواع سبک های دلبستگی در روانشناسی

در ادامه بیشتر با انواع سبک های دلبستگی در علم روانشناسی آشنا میشوید.

الف) دلبستگی ایمن

زمانیکه مادر به نیازهای کودک خود به درستی پاسخ بدهد، سبک دلبستگی فرد ایمن می شود.

این افراد که دارای عزت نفس بالایی هستند، دنیا را یک جایگاه امن می دانند. آنها نسبت به انسانها درست اندیش هستند و در ارتباطات خود، واقعیت را بنای تفکر قرار می دهند.

آنها به این مسئله اعتقاد دارند که همه ی انسانها ذاتا خوب هستند اما گاهی بی اعتماد می شوند. آنها فقط و فقط  بر اساس شواهد واقعی به انسانها بی اعتماد می شوند.

اینگونه افراد با انسانها به راحتی وارد ارتباط می شوند و با ساختار و چهارچوب منظمی به آنها نزدیک می شوند.

آنها نسبت به خود و شخص مورد علاقه‌شان و همچنین نسبت به روابط بین فردی‌شان مثبت و واقعی فکر می‌کنند.

آن‌ها اغلب از روابط خود احساس رضایت و خشنودی می‌کنند. افرادی که سبک‌های دلبستگی‌ ایمن دارند روابط بلند مدت‌تری دارند و نسبت به دیگران متعهدتر هستند.

این دسته از افرد دارای هوش هیجانی بالایی هستند و به درستی می‌توانند هیجان‌های خود را شناسایی و مدیریت کنند.

آنها به تصمیم‌گیری‌های موثر در زندگی دست زده و توان مقابله با تنیدگی‌ها را به طور اثربخش دارند.

جالب است بدانیم که بهره ی هوش سنتی یا IQ می‌تواند فقط ۲۰ درصد از موفقیت فرد را مشخص کند و ۸۰ درصد مابقی از هوش هیجانی یا EQ نشات می گیرد که با دلبستگی ایمن رابطه ی مستقیم دارد.

ب) دلبستگی ناایمن

این سبک دلبستگی به خاطر عدم توانایی مادر در برآورده کردن نیازهای اولیه ی فرزندش شکل می گیرد.

در این سبک دلبستگی فرد توانایی اعتماد به دنیا و انسانها را ندارد و احساس ناامنی در سرتاسر افکارش نقش می بندد. این احساس ناامنی و ترس به اشکال گوناگون در رفتار فرد ظاهر می شود:

دلبستگی نا ایمن اجتنابی

زمانیکه مادر از نظر عاطفی در دسترس نبوده و یا در ابراز علاقه و محبت ناتوان و غافل است، فرد به سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی دچار می شود.

اگرچه اینگونه افراد در ظاهر افرادی خودکفا و مستقل هستند و از برقراری ارتباط گرم و صمیمانه با دیگران اجتناب می کنند، ولی بهتر است بدانیم که این رفتار پوششی بر روی درون ناامن و عزت نفس پایین آنها می باشد.

آنها در جمع معمولا قلدرمآب و کنترل گر هستند و با زورگویی به دنبال کسب عزت نفس گمشده شان می گردند. شکاک بودن جزو لاینفک شخصیت آنهاست.

آنها بر این اعتقادند که همگان غیر قابل اعتمادند مگر اینکه خلافش ثابت شود. در هنگام جدا شدن از یک رابطه ی عاطفی آنها به ظاهر بهم نمی ریزند اما در باطن آشفته می شوند.

علاوه بر پیوند عاطفی ناامن کودکی، افسردگی، وقایع ناگوار و شکست ارتباطی نیز می تواند عامل به وجود آمدن این سبک دلبستگی باشد.

یعنی ممکن است افرادی باشند که در کودکی دلبستگی ایمن داشته اند اما به خاطر یک شوک عظیم دچار این سبک ارتباطی شده باشند.

البته معمولا باز هم این احساس ناامنی ریشه هایی در کودکی آنها دارد.

این دسته از افراد اغلب افراد مشکوک و مسئله دار را انتخاب می کنند تا تاییدی بر الگوی بی اعتمادی خود بدست آورند. بنابراین معمولا در روابط خود بطور ناخودآگاه شکست را انتخاب می کنند.

دلبستگی ناایمن دوسوگرا

زمانیکه مادر در برقراری پیوند عاطفی با فرزندش رفتاری غیر ثابت دارد، فرزند او دچار دلبستگی ناایمن دوسوگرا می شود. او همان الگوی دوسوگرایی با مادرش را با دیگر افراد اجرا می کند.

این دسته از افراد از عدم حضور فرد مقابلشان ابراز نارضایتی شدید می کنند اما وقتی به او می رسند باز هم ابراز نارضایتی می کنند. در واقع آنها هیچگاه نمی توانند از بودن با معشوق خود لذت ببرند.

این افراد در روابط خود به دیگران اعتماد ندارند اما به امید برآورده شدن نیازهایشان، فردی بسیار وابسته و آویزان می شوند. نیاز شدید آنها دوست داشته شدن توسط فرد مقابل می باشد و آنها به امید کسب این آرزو هرکاری می کنند.

حسادت شدید (ترس از دست دادن جفت) و کنترل کنندگی، شکاک بودن، خرده گیری کردن، انتقادگری و جر و بحث زیاد بر سر مسائل بیهوده در روابط از نشانه های اینگونه افراد می باشد.

رفتار وابستگی در اینگونه افراد بیش از دیگر سبکهای دلبستگی دیده می شود. طرفداران نظریه یادگیری، وابستگی را شکلی از درماندگی می‌دانند.

به عقیده ی آن‌ها کودک وابسته نه تنها درصدد جستجوی تماس با مادرش است، بلکه دائماً در صدد کسب تایید و پذیرش از جانب اوست.

این سبک فکری در بزرگسالی نسبت به افراد دیگر تکرار می شود و فرد دائما در صدد کسب تایید و پذیرش از سوی دیگران می ماند.

انواع سبک های دلبستگی در روانشناسی

دلبستگی ناایمن آشفته

زمانی که نیازهای کودک نادیده گرفته شود و در پاسخهای مادر به رفتارهای دلبستگی ترس و جود دارد، فرد دچار سبک دلبستگی ناایمن آشفته می شود.

اینگونه از افراد دارای مجموعه ای از ویژگیهای افراد اجتنابی و دوسوگرا هستند. این الگوی دلبستگی آشفته اغلب در کودکانی که در معرض مشکلات بالینی قرار دارند یا کودکانی که تجربه ضربه درونی مثل از دست دادن والدین، جدایی از والدین یا مورد سوء استفاده قرار گرفته شدن را دارند مشاهده می‌شود.

نکته ی بسیار جالب درباره ی انسانهای ناایمن اینجاست که اگرچه میزان رضایت زناشویی در ناایمن ها کمتر است، اما میزان طلاق در۴ سال اول ازدواج در میان ناایمن ها کمتر است!!!

علت اصلی این مسئله آنست که آنها خود را مستحق زندگی آرام نمی دانند و تا حد مرگ مشکلات و سختی ها را تحمل می کنند و حتی جان خودشان را نیز به خطر می اندازند.

فلسفه ی توجیهی اینگونه از افراد آنست که ما در راه عشق خود ثابت قدم می مانیم و تا سر حد مرگ پای آن می مانیم.

تمام رفتارهای عاشقانه ی آنها از سر نیاز وحشتناک سیری ناپذیر آنها در جلب محبت معشوق می باشد.

نکته ی قابل توجه دیگر آنست که احتمال بی وفایی در این دسته از افراد بیشتر از دیگران است. شاید در عرف مردم این دیدگاه رایج باشد که انسانهای وابسته یا ناایمن، عاشق هستند و بسیار وفادارند.

اما اینگونه از افراد به علت ترس شدید از خیانت، ممکن است در انجام آن پیش دستی کنند. منطق غلط فکری بعضی از آنها اینست که اگر خیانت نکنی، خیانت می بینی.

انواع سبک دلبستگی چیست؟ و اهمیت آن در روانشناسی چقدر است؟
امتیازدهی
عضویت در خبرنامه ویکی روان

عضویت در خبرنامه ویکی روان

همراه با بیش از 7 هزار مشترک دیگر برای دریافت بهترین و جدیدترین مطالب روانشناسی عضو خبرنامه سایت ویکی روان شوید

با موفقیت مشترک شدید!

درباره ویکی روان

وب سایت روانشناسی ویکی روان محیطی صمیمی و مطمئن برای کسب دانش مرتبط با زندگی فردی و اجتماعی بر اساس روانشناسی میباشد. میتوانید سوالات و مشکلات شخصی خود را با ما در میان بزارید تا روانشناسان ویکی روان در کمترین زمان پاسخ گوی شما باشند

این و هم چک کنید

ایجاد تنوع در روابط زناشویی

راه های ایجاد تنوع در روابط زناشویی

اگر می خواهید با استفاده از راه کارهای جدید تنوع در روابط زناشویی داشته باشید …

رابطه جنسی بی صدا و آرام

راه های تجربه رابطه جنسی بی صدا و آرام

خیلی مواقع روابط جنسی نمیتواند طولانی و پر هیجان باشد، همیشه شرایط آنطور که دوست …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *