اختلال خود بیمار انگاری چیست؟ (درمان اضطراب بیماری)
چرا همیشه فکر میکنم مریضم؟

اختلال خود بیمار انگاری (hypochondriasis) فقط یک نگرانی ساده درباره سلامتی نیست. در این وضعیت، ذهن فرد مدام دنبال نشانه ای می گردد که ثابت کند بدنش بیمار است، حتی وقتی معاینه ها و آزمایش ها چیز نگران کننده ای نشان نمی دهند. کسی که با این مشکل درگیر است ممکن است بارها از خودش بپرسد: «چرا فکر می کنم مریضم؟»، «چرا همیشه فکر می کنم مریضم؟» یا «چرا مدام فکر می کنم بیمار هستم؟»
این تجربه خسته کننده است. هم برای فرد مبتلا به این اختلال، هم برای خانواده اش. نکته مهم این است که این نگرانی ساختگی یا ادا نیست، بلکه معمولا به اضطراب بیماری و حساس شدن ذهن نسبت به بدن مربوط می شود. شناخت این چرخه کمک می کند فرد به جای جنگیدن با بدن، رابطه دقیق تری با فکرهای ترسناک و نشانه های بدنی پیدا کند.
فهرست موضوعات بررسی شده
- اختلال خود بیمار انگاری چیست و چرا فرد مدام نگران بیمار بودن است؟
- علائم اختلال خود بیمار انگاری چیست؟
- میزان ابتلا به اضطراب بیماری چقدر است؟
- علت ابتلا به اختلال خود بیمار انگاری چیست؟
- تفاوت اختلال خود بیمار انگاری و وسواس بیماری چیست؟
- عوارض اختلال اضطراب بیماری چیست؟
- چرا مدام فکر می کنم بیمار هستم حتی وقتی آزمایش ها طبیعی هستند؟
- اختلال خود بیمار انگاری در نوجوانان و بزرگسالان چگونه بروز می کند؟
- درمان اختلال خود بیمار انگاری ممکن است؟ (چطور باید از چرخه ترس از بیماری خارج شد؟)
- چطور از اختلال اضطراب بیماری پیشگیری کنیم؟
- جمع بندی ویکی روان از این اختلال
- سوالات شما درباره اختلال اضطراب بیماری
اختلال خود بیمار انگاری چیست و چرا فرد مدام نگران بیمار بودن است؟
با سایت سلامت روان ویکی روان همراه باشید.
اختلال خود بیمار انگاری از دسته اختلالات شبه جسمی است و به ترس یا باور بیمارگونه از مبتلا بودن به یک بیماری جدی در حالی که چنین چیزی وجود ندارد اطلاق میشود.
این حالت منجر به نگرانی شدید بیمار و در نتیجه اختلال در عملکرد شخصی، اجتماعی و شغلی می گردد.
به زبان ساده تر: اختلال خود بیمار انگاری حالتی است که در آن فرد بیش از اندازه نگران داشتن یا گرفتن یک بیماری جدی می شود.
در روانشناسی امروز، این وضعیت بیشتر با نام اختلال اضطراب بیماری یا اضطراب سلامت شناخته می شود. تفاوت اصلی آن با نگرانی معمول درباره سلامتی این است که نگرانی معمول، کوتاه مدت و متناسب با موقعیت است، اما اضطراب سلامت یا همان احساس همیشگی بیمار بودن ماندگار، تکرار شونده و اغلب فراتر از شواهد پزشکی است.
یک مثال ساده از اضطراب بیماری
مثلا طبیعی است وقتی یک درد جدید در بدن دارید، چند روزی مراقب باشید یا به پزشک مراجعه کنید.
اما وقتی بعد از معاینه، آزمایش و توضیح پزشک باز هم ذهن آرام نمی شود و دوباره دنبال نشانه تازه می گردد، وارد چرخه اضطراب سلامت شده ایم. منابع بالینی مانند Mayo Clinic هم این اختلال را با نگرانی شدید نسبت به احساسات بدنی و تفسیر آنها به عنوان نشانه بیماری جدی توضیح می دهند.
در این وضعیت، مسئله اصلی همیشه بدن فرد نیست، بلکه رابطه ذهن با بدن است. از این جهت شباهت هایی با اختلال درد که قبلا در ویکی روان توضیح دادیم دارد.
ذهن یک حس معمولی مثل تپش قلب، خستگی، تیر کشیدن عضله، سرگیجه یا سردرد را می گیرد و آن را به سمت بدترین احتمال ممکن می برد. بعد بدن در اثر اضطراب واکنش نشان می دهد.
تپش قلب بیشتر می شود، عضله ها منقبض می شوند، تنفس تغییر می کند و همین نشانه های تازه، دوباره ترس را تقویت می کنند.
برای همین است که بعضی افراد مبتلا به این اختلال می گویند: همیشه احساس مریضی می کنم، اما وقتی بررسی پزشکی انجام می دهند، نتیجه روشن و خطرناکی دیده نمی شود.
این حرف به معنی خیالی بودن تجربه آنها نیست. احساسشان واقعی است، اما تفسیر ذهن از آن احساس می تواند اشتباه و ترس آور باشد.
خود بیمار انگاری در روانشناسی چطور تعریف می شود؟

در روانشناسی بالینی، خود بیمار انگاری با نگاه قدیمی «فرد خیال می کند بیمار است» توضیح داده نمی شود.
نگاه جدید روانشناسی به این حالت روانی دقیق تر و انسانی تر است. فرد درگیر، معمولا از بیماری نمی خواهد توجه بگیرد، بلکه واقعا از احتمال بیماری می ترسد و نمی تواند این ترس را به راحتی کنار بگذارد.
در طبقه بندی های جدید، بخشی از چیزی که قبلا با نام هیپوکندریازیس شناخته می شد، زیر عنوان اختلال اضطراب بیماری قرار می گیرد. طبق توضیح NCBI درباره تغییرات تشخیصی DSM، تمرکز اصلی در اختلال اضطراب بیماری، اشتغال ذهنی با داشتن یا گرفتن یک بیماری جدی است.
اگر می خواهید ریشه اضطرابی این موضوع را بهتر بفهمید، مقاله اضطراب چیست و چطور خودش را نشان می دهد؟ در ویکی روان می تواند زمینه خوبی به شما بدهد.
چرا بعضی افراد همیشه احساس مریضی می کنند؟
بدن ما همیشه پر از احساسات کوچک است. گاهی قلب تندتر می زند، عضله می پرد، معده صدا می دهد، سر سبک می شود یا نفس عمیق تر می شود.
بیشتر افراد این حس ها را می بینند و عبور می کنند، اما فردی که اضطراب سلامت دارد، روی همین حس ها توقف می کند.
ذهن او مثل یک ذره بین عمل می کند. هرچه بیشتر به بدن توجه می کند، نشانه ها پررنگ تر می شوند. هرچه نشانه ها پررنگ تر می شوند، ترس بیشتر می شود.
در نتیجه بدن دوباره با علائم اضطرابی پاسخ می دهد. این چرخه می تواند باعث شود فرد واقعا احساس مریض بودن داشته باشد، حتی وقتی بیماری خطرناکی وجود ندارد. برای نمونه:
- توجه زیاد به ضربان قلب
- چک کردن مکرر فشار خون، دما یا اکسیژن خون
- نگاه کردن مداوم به پوست، گلو، چشم یا زبان
- مقایسه حس های بدن با علائم بیماری ها در اینترنت
- تفسیر خستگی عادی به عنوان نشانه یک بیماری جدی
علائم اختلال خود بیمار انگاری چیست؟
علائم اختلال خود بیمار انگاری فقط در فکر و ذهن فرد مبتلا دیده نمی شود.
احساس همیشگی بیماری روی احساسات، رفتارها، روابط، کار و حتی کیفیت خواب در طی شبانه روز اثر می گذارد. فرد ممکن است بیشتر روز را درگیر بررسی بدن، جستجوی علائم بیماری یا گرفتن اطمینان از دیگران باشد.
بعضی افراد زیاد به پزشک مراجعه می کنند و بعد از هر اطمینان پزشکی فقط چند ساعت یا چند روز آرام می شوند. بعضی دیگر برعکس، از مراجعه به پزشک فرار می کنند چون می ترسند یک تشخیص ترسناک بشنوند.
سایت تخصصی Cleveland Clinic هم به همین دو الگوی کلی اشاره می کند: گروهی دنبال مراقبت پزشکی مکرر می روند و گروهی از مراقبت پزشکی اجتناب می کنند.
علائم اختلال خود بیمار انگاری می توانند این موارد باشند:
- ترس مداوم از ابتلا به بیماری جدی
- باور نکردن اطمینان پزشک یا نتیجه آزمایش
- جستجوی زیاد علائم در گوگل و هوش مصنوعی
- گرفتن اطمینان مکرر از همسر، خانواده یا دوستان
- بررسی مداوم بدن برای پیدا کردن توده، درد، تغییر رنگ یا علامت تازه
- اجتناب از اخبار پزشکی، بیمارستان، آزمایشگاه یا حتی صحبت درباره بیماری
- نوسان بین ترس شدید و آرامش کوتاه مدت بعد از اطمینان گرفتن
گاهی علائم اضطراب بدنی هم کنار این نگرانی دیده می شود. اگر می خواهید تفاوت نشانه های اضطراب عمومی با اضطراب سلامت را دقیق تر بفهمید، مقاله علائم اضطراب در سنین مختلف می تواند کمک کننده باشد.
نشانه های فکری این اختلال کدامند؟
در اختلال خود بیمار انگاری، ذهن معمولا از یک نشانه کوچک به یک نتیجه بزرگ می رسد. مثلا یک درد کوتاه در قفسه سینه را برابر با بیماری قلبی می داند، سردرد را به تومور ربط می دهد یا خستگی را نشانه یک بیماری سخت می بیند.
این فکرها معمولا با جمله های کوتاه و ترسناک در ذهن تکرار می شوند:
- نکند پزشک اشتباه کرده باشد؟
- شاید آزمایش زود انجام شده و چیزی را نشان نداده باشد.
- اگر این علامت شروع یک بیماری خطرناک باشد چه؟
- چرا بدنم مثل قبل نیست؟
- چرا هر روز یک علامت تازه حس می کنم؟
این فکرها شبیه وسواس فکری هم می توانند عمل کنند. اگر می خواهید بدانید وسواس فکری چطور ذهن را درگیر تکرار و اطمینان طلبی می کند، مقاله وسواس فکری عملی چیست؟ در این زمینه خواندنی است.
نشانه های رفتاری احساس مریض بودن

رفتارهای اطمینان طلبانه در کوتاه مدت به این افراد آرامش می دهند، اما در بلند مدت اضطراب سلامت را زنده نگه می دارند.
فرد یک علامت را جستجو می کند، چند دقیقه آرام می شود، بعد به یک بیماری بدتر برمی خورد و اضطرابش چند برابر می شود. بعضی رفتارها بیشتر دیده می شوند:
- خواندن چندین مقاله پزشکی پشت سر هم
- پرسیدن مداوم از اطرافیان که «به نظرت چیزی هست؟»
- رفتن از یک پزشک به پزشک دیگر برای شنیدن پاسخ مطمئن تر
- چک کردن بدن مقابل آینه
- لمس کردن مکرر غدد، شکم، گردن یا پوست
- قطع فعالیت های عادی به خاطر ترس از تشدید بیماری
اگر جستجوی اینترنتی برای شما تبدیل به یک عادت اضطرابی شده، شناخت باورهای اشتباه درباره اضطراب کمک می کند بفهمید چرا هر فکر ترسناکی لزوما حقیقت نیست.
البته استفاده از خدماتی مانند مشاوره برای درمان اضطراب در ویکی روان که به صورت غیرحضوری برگزار می شوند می تواند باورهای اشتباه ما درباره بیماری را تغییر دهند.
مثال برای درک بیشتر: فردی که هر سردرد را نشانه یک بیماری خطرناک می داند
تصور کنید فردی بعد از یک روز کاری سنگین دچار سردرد می شود. به جای اینکه احتمال خستگی، کم آبی، فشار کاری یا خواب کم را در نظر بگیرد، سریع به بدترین سناریو می رود.
چند عبارت در اینترنت جستجو می کند و با دیدن چند بیماری جدی، اضطرابش بالا می رود.
بعد شروع می کند به بررسی مردمک چشم، لمس سر، پرسیدن از خانواده و مرور خاطره بیماری یکی از آشنایان. شاید همان شب به اورژانس یا پزشک مراجعه کند.
نتیجه بررسی ها طبیعی است. چند ساعت آرام می شود، اما صبح روز بعد با یک فشار کوچک در سر، دوباره همان چرخه شروع می شود.
اینجا مشکل اصلی سردرد نیست. مشکل این است که ذهن یاد گرفته هر نشانه بدنی را تهدید تلقی کند. درمان هم دقیقا روی همین چرخه کار می کند: شناسایی فکر، کاهش رفتار اطمینان طلبانه و برگشتن به زندگی روزمره.
میزان ابتلا به اضطراب بیماری چقدر است؟
مرد و زن به نسبت مساوی به این اختلال مبتلا می شوند. شایع ترین سیر شیوع 20 تا 30 سالگی است. تجربه می گوید این اختلال در سیاهپوستان شایع تر است.
در این بیماران مبتلا به اختلال خود بیمار انگاری آستانه تحمل ناراحتیهای جسمی کمتر از افراد عادی است. در نتیجه احساسهای جسمی خود را شدیدتر از حد معمولی ابراز میدارند.
علت ابتلا به اختلال خود بیمار انگاری چیست؟
از دید علمی علت ابتلا به اختلال خود بیمار انگاری معمولا یک عامل ساده و واحد برای همه افراد نیست. بلکه ترکیبی از:
- تجربه های گذشته
- سبک تربیتی
- حساسیت بدنی
- وجود اضطراب زمینه ای
- داشتن شخصیت کمال گرا
- و مواجهه زیاد با اطلاعات پزشکی
می باشند.
بعضی افراد بعد از یک بیماری واقعی، فوت یکی از نزدیکان، تجربه پزشکی ترسناک یا دوره ای از استرس شدید نسبت به بدن حساس تر می شوند.
بعضی دیگر از کودکی در محیطی بزرگ شده اند که بیماری، خطر و مراقبت افراطی زیاد درباره اش صحبت می شده است. در نتیجه بدن برای آنها فقط بدن نیست، یک منبع دائم خطر است.
اضطراب مزمن هم می تواند بدن را پر از نشانه کند. تپش قلب، سفتی عضلات، درد معده، تعریق، لرزش و سرگیجه از نشانه هایی هستند که با اضطراب بالا می آیند.
وقتی فرد نداند استرس چه اثری روی بدن می گذارد، ممکن است همین واکنش ها را به بیماری جدی نسبت دهد.
از طرف دیگر، بعضی افراد تحمل ابهام پایینی دارند. یعنی تا وقتی جواب صد درصدی نگیرند، آرام نمی شوند. اما در پزشکی و زندگی، همیشه قطعیت کامل وجود ندارد. همین نیاز به اطمینان کامل، زمینه را برای چرخه نگرانی فراهم می کند.
در ادامه به این سوال پاسخ می دهیم که چرا مدام فکر می کنم بیمار هستم و دلیل این احساسات چیست؟
۱. تجربه بیماری های گذشته و تاثیر آن بر ذهن
اگر فرد در گذشته بیماری سختی را تجربه کرده باشد، یا یکی از اعضای خانواده اش ناگهانی بیمار شده باشد، ذهن ممکن است نسبت به نشانه های بدنی حالت آماده باش پیدا کند.
این آماده باش گاهی مفید است، چون فرد را مراقب سلامت نگه می دارد، اما اگر شدید شود زندگی را محدود می کند.
در برخی مراجعان، ریشه نگرانی از بدن به یک خاطره قدیمی برمی گردد. مثلا کودکی که والدینش دائم از بیماری ترسیده اند، ممکن است در بزرگسالی هم بدن را با نگرانی تفسیر کند.
۲. اضطراب، کمال گرایی و حساسیت بیش از حد به بدن روی روان تاثیر دارند
افراد مضطرب معمولا تغییرات بدن را سریع تر و پررنگ تر حس می کنند. فرد کمال گرا هم ممکن است از بدنش انتظار ثبات کامل داشته باشد.
اما بدن انسان هر روز کمی فرق می کند. خواب، غذا، فعالیت، استرس، چرخه هورمونی و حتی آب و هوا روی بدن اثر می گذارند.
وقتی فرد هر تغییر کوچک را نشانه خرابی می داند، اضطراب سلامت شکل می گیرد. اگر این اضطراب با استرس عمومی هم همراه باشد، خواندن مقاله تفاوت استرس و اضطراب در ویکی روان کمک می کند مرز این دو تجربه روشن تر شود.
۳. اینترنت و شبکه های اجتماعی چگونه اضطراب بیماری را تشدید می کنند؟
اینترنت برای آموزش سلامت مفید است، اما برای ذهن مضطرب می تواند تبدیل به سوخت برای اضطراب بیشتر شود.
فرد با یک علامت ساده جستجو را شروع می کند و چند دقیقه بعد خودش را در میان بیماری های نادر و خطرناک می بیند.
مشکل اینجاست که موتور جستجو قرار نیست شما را معاینه کند. اطلاعات عمومی می دهد، اما ذهن مضطرب همان اطلاعات را شخصی سازی می کند. در نتیجه فرد به جای آرام شدن، بیشتر می ترسد.
- جستجوی علائم قبل از مراجعه به پزشک می تواند ترس را بیشتر کند.
- خواندن تجربه های ترسناک دیگران، حس خطر را واقعی تر نشان می دهد.
- ویدئوهای کوتاه شبکه های اجتماعی معمولا زمینه کامل پزشکی را توضیح نمی دهند.
- خودتشخیصی می تواند باعث مراجعه های بی مورد یا اجتناب خطرناک از درمان شود.
تفاوت اختلال خود بیمار انگاری و وسواس بیماری چیست؟
تفاوت اختلال خود بیمار انگاری و وسواس بیماری دو اختلال شبیه هم هستند و افراد در تشخیص آنها دچار مشکل می شوند، چون هر دو می توانند با فکرهای تکراری، ترس از بیماری و اطمینان طلبی همراه باشند.
اما از نگاه بالینی، محور اصلی در بیمار انگاری یا اضطراب بیماری، ترس از داشتن یا گرفتن بیماری جدی است. در وسواس فکری عملی، فکر مزاحم و رفتار اجباری می تواند گسترده تر باشد و فقط به بیماری محدود نشود.
البته در زندگی واقعی این دو گاهی به هم نزدیک می شوند.
مثلا فردی ممکن است هم از بیماری بترسد، هم برای کاهش اضطراب، دست هایش را به شکل اجباری بشوید یا بدنش را بارها بررسی کند. اینجاست که ارزیابی تخصصی اهمیت پیدا می کند، چون درمان باید بر اساس سازوکار اصلی مشکل چیده شود.
برای درک بهتر طیف وسواس ها، مقاله انواع وسواس فکری عملی می تواند دید دقیق تری بدهد.
شباهت های اضطراب بیماری و وسواس فکری
هر دو مشکل می توانند با فکرهای مزاحم و تکراری شروع شوند. فرد می داند این فکرها آزاردهنده اند، اما نمی تواند به راحتی آنها را خاموش کند. در هر دو، رفتارهایی برای کم کردن اضطراب انجام می شود که آرامش کوتاه مدت می دهند، اما مشکل را ماندگار می کنند.
- تکرار فکرهای ترسناک
- نیاز زیاد به اطمینان گرفتن
- چک کردن، پرسیدن یا جستجوی مکرر
- آرام شدن کوتاه مدت و برگشت دوباره اضطراب
- اختلال در کار، رابطه و تمرکز
به همین دلیل، بعضی تکنیک های درمان وسواس در اضطراب بیماری هم به شکل اصلاح شده کاربرد دارند. برای نمونه، کاهش اطمینان طلبی و تمرین تحمل ابهام در هر دو مهم است.
مهم ترین تفاوت هایی که باید بدانید
در اختلال خود بیمار انگاری، فکر همیشگی فرد این است: «من بیمارم» یا «ممکن است بیمار شوم».
در وسواس بیماری، ممکن است فکرها بیشتر حالت اجبار ذهنی داشته باشند: اگر این کار را نکنم مریض می شوم، اگر دستم را نشویم آلوده می شوم یا اگر مطمئن نشوم، اتفاق بدی می افتد.
تفاوت دیگر این دو در رفتارهاست. در اضطراب بیماری، رفتارها بیشتر شامل جستجوی علائم، مراجعه مکرر به پزشک، بررسی بدن یا گرفتن اطمینان درباره سلامت است.
در وسواس، رفتارهای اجباری ممکن است شستشو، تکرار، چک کردن، شمارش یا اجتناب های پیچیده تر باشند.
اگر ترس از بیماری با شستشو، آلودگی، نجاست یا افکار مزاحم شدید همراه است، بررسی تخصصی وسواس هم لازم می شود. در این شرایط، مشاوره آنلاین وسواس می تواند مسیر ارزیابی را دقیق تر کند.
عوارض اختلال اضطراب بیماری چیست؟

هر فرد عوارض خاصی نسبت به این بیماری از خود بروز می دهد، اما رایج ترین آنها عبارتند از:
- ایجاد مشکلات خانوادگی یا روابط، زیرا نگرانی بیش از حد می تواند دیگران را ناامید کند.
- مشکلات مربوط به عملکرد کار یا غیبتهای مکرر.
- مشکلاتی که در زندگی روزمره وجود دارد، حتی ممکن است باعث ناتوانی شود.
- مشکلات مالی ناشی از ویزیت بسیار زیاد سلامتی و صورتحساب های پزشکی.
- داشتن اختلال سلامت روان دیگری مانند اختلال علائم جسمی ، سایر اختلالات اضطرابی، افسردگی یا اختلال شخصیت.
این موارد اکثرا همان مواردی هستند که افراد در اختلال خود زشت انگاری با آنها دست به گریبان هستند.
چرا مدام فکر می کنم بیمار هستم حتی وقتی آزمایش ها طبیعی هستند؟
این سوال یکی از دردناک ترین بخش های اختلال خود بیمار انگاری است: اگر آزمایش ها طبیعی است، پس چرا هنوز احساس مریض بودن دارم؟
پاسخ ساده اما مهم است. طبیعی بودن آزمایش ها می تواند احتمال بسیاری از بیماری ها را کم کند، اما همیشه نمی تواند موجود در اضطراب ذهن فرد را خاموش کند.
یادتان باشد اضطراب با منطق پزشکی آرام نمی شود، مگر اینکه چرخه فکری و رفتاری آن هم درمان شود.
فرد ممکن است بعد از هر آزمایش بگوید: «این یکی کافی نیست»، «شاید باید آزمایش دقیق تری بدهم»، «شاید پزشک چیزی را ندیده» یا «شاید هنوز زود است که نتیجه معلوم شود».
این فکرها مثل دری باز هستند که ذهن از آن دوباره وارد نگرانی می شود.
نکته مهم این است که اضطراب خودش می تواند احساسات بدنی واقعی ایجاد کند. مثلا فشار قفسه سینه، سوزن سوزن شدن، تپش قلب، تهوع، دل پیچه یا سرگیجه. فرد این نشانه ها را به بیماری نسبت می دهد، در حالی که ممکن است بدن در وضعیت اضطراب باشد. برای درک بهتر این حالت، مقاله استرس بی دلیل چیست؟ می تواند مفید باشد.
خطاهای شناختی در احساس مریض بودن چه نقشی دارند؟
خطاهای شناختی یعنی ذهن اطلاعات را کامل و منصفانه تحلیل نمی کند.
در اضطراب سلامت، چند خطای شناختی زیاد دیده می شود. ذهن فقط نشانه های نگران کننده را می بیند، احتمال های کم را بزرگ می کند و هر حس بدنی را به بدترین معنا تفسیر می کند.
- فاجعه سازی: «این سردرد حتما نشانه بیماری خطرناک است.»
- توجه انتخابی: فرد تمام روز فقط بدنش را رصد می کند.
- نادیده گرفتن شواهد آرام کننده: نتیجه طبیعی آزمایش جدی گرفته نمی شود.
- نیاز به قطعیت کامل: فرد تا جواب صد درصدی نگیرد آرام نمی شود.
- تعمیم تجربه دیگران: اگر کسی با علامت مشابه بیمار شده، پس من هم بیمارم.
در درمان اختلال خود بیمار انگاری، متخصص روانشناس کمک می کند فرد این خطاها را ببیند، نه اینکه صرفا با خودش بجنگد. هدف این نیست که بگوییم «نگران نباش». هدف این است که ذهن یاد بگیرد نگرانی را دقیق تر بررسی کند.
چرخه نگرانی درباره بیماری و اطمینان گرفتن چگونه ادامه پیدا می کند؟
این چرخه معمولا این طور شروع می شود:
- یک نشانه بدنی حس می شود
- ذهن آن را خطرناک تفسیر می کند
- اضطراب بالا می رود
- فرد دنبال اطمینان می گردد
- موقتا آرام می شود
- و بعد با اولین نشانه تازه دوباره چرخه فعال می شود.
اطمینان گرفتن در کوتاه مدت مثل مسکن روانی عمل می کند. اما اگر تنها راه آرام شدن باشد، ذهن یاد نمی گیرد خودش ابهام را تحمل کند. برای همین در درمان، اطمینان گرفتن ناگهانی قطع نمی شود، بلکه به تدریج مدیریت می شود.
اگر اضطراب سلامت باعث شده کار، خواب یا رابطه های شما مختل شود، استفاده از مشاوره تلفنی اضطراب می تواند راهی در دسترس برای شروع بررسی تخصصی باشد.
اختلال خود بیمار انگاری در نوجوانان و بزرگسالان چگونه بروز می کند؟
اختلال خود بیمار انگاری در نوجوانان و بزرگسالان یک ریشه مشترک دارد، اما شکل بروز آن می تواند متفاوت باشد.
نوجوان ممکن است نگرانی خود را با پرسش های تکراری، جستجو در اینترنت، ترس از مدرسه رفتن یا شکایت های جسمی نشان دهد.
اما بزرگسال بیشتر ممکن است درگیر آزمایش، مراجعه پزشکی، ترس از از دست دادن کار یا نگرانی درباره مسئولیت های خانوادگی شود.
در هر دو سن، نباید فرد را مسخره کرد یا گفت «تو زیادی حساسی». آنها بیشتر از هر چیز به درک شدن نیاز دارند.
این جمله ها معمولا اضطراب را کمتر نمی کنند. بهتر است نگرانی فرد شنیده شود، اما رفتارهای اطمینان طلبانه بی پایان هم تقویت نشود. این مرز ظریف است و گاهی خانواده برای رعایت آن به راهنمایی نیاز دارد.
اختلال خود بیمار انگاری در نوجوانان چطور ظاهر می شود؟

نوجوانان ممکن است به خاطر تغییرات بدنی بلوغ، فشار تحصیلی، اضطراب اجتماعی یا دسترسی زیاد به محتوای پزشکی در شبکه های اجتماعی بیشتر نسبت به بدن حساس شوند.
گاهی نوجوان از سردرد، دل درد، تپش قلب یا خستگی شکایت دارد، اما ریشه مشکل فقط جسمی نیست.
در نوجوانان، این مشکل می تواند روی مدرسه، تمرکز، رابطه با والدین و اعتماد به بدن اثر بگذارد. اگر نگرانی های نوجوان با ترس، بی خوابی، افت تحصیلی یا اجتناب از فعالیت ها همراه است، بهتر است موضوع جدی گرفته شود.
در این زمینه، آشنایی با اضطراب کودکان و نوجوانان هم می تواند به والدین دید دقیق تری درباره اختلال اضطراب بیماری بدهد.
اختلال خود بیمار انگاری در بزرگسالان چه ویژگی هایی دارد؟
اختلال خود بیمار انگاری در بزرگسالان اغلب با مسئولیت های زندگی گره می خورد. فرد نگران است اگر بیمار شود، کار، خانواده، فرزند یا آینده اش آسیب ببیند. همین ترس، شدت نگرانی را بیشتر می کند.
بزرگسالان ممکن است بارها آزمایش بدهند، بیمه و هزینه پزشکی را زیاد درگیر کنند یا از ورزش، سفر، رابطه جنسی و کارهای روزانه دوری کنند.
گاهی هم به دلیل شرم، نگرانی خود را پنهان می کنند و فقط در خلوت با جستجوی اینترنتی و چک کردن بدن درگیر می شوند.
در ویکی روان، وقتی مراجعه کننده با چنین نگرانی هایی می آید، هدف اول قضاوت کردن نیست. هدف این است که بدن بررسی پزشکی لازم را داشته باشد و بعد، ذهن یاد بگیرد از حالت آماده باش دائمی بیرون بیاید.
درمان اختلال خود بیمار انگاری ممکن است؟ (چطور باید از چرخه ترس از بیماری خارج شد؟)
درمان اختلال خود بیمار انگاری بر این پایه اصل است که فرد یاد بگیرد رابطه تازه ای با فکرهای ترسناک، احساسات بدنی و رفتارهای اطمینان طلبانه بسازد.
روند درمان قرار نیست به شما بگوید «هیچ وقت بیمار نمی شوی». چنین وعده ای واقعی نیست.
درمان کمک می کند با احتمال ها، ابهام ها و حس های بدنی به شکل سالم تری روبه رو شوید.
یکی از روش های موثر برای اضطراب سلامت، رویکرد درمان شناختی رفتاری یا CBT است که اتفاقا طرفداران زیادی پیدا کرده.
در مرورهای علمی منتشر شده در سایت PubMed، از جمله مرور و فراتحلیل CBT برای اضطراب سلامت، شواهد از اثربخشی درمان شناختی رفتاری در کاهش اضطراب سلامت حمایت کرده اند.
همچنین Mayo Clinic در صفحه درمان اختلال اضطراب بیماری، روان درمانی و به ویژه کار روی اضطراب سلامت را از مسیرهای مهم درمان معرفی می کند.
درمان اختلال خود بیمار انگاری معمولا چند محور اصلی دارد:
- شناخت چرخه فکر، بدن و رفتار
- تشخیص خطاهای شناختی درباره بیماری
- کاهش تدریجی چک کردن بدن و جستجوی علائم
- تمرین تحمل ابهام
- برگشت به فعالیت هایی که به خاطر ترس کنار گذاشته شده اند
- هماهنگی منطقی با پزشک برای جلوگیری از آزمایش های تکراری و بی ضرورت
اگر مشکل شما بیشتر با نگرانی های پیوسته، استرس بدنی و نشانه های اضطرابی همراه است، صفحه مشاوره استرس و اضطراب می تواند مسیر انتخاب متخصص را ساده تر کند.
۱. درمان شناختی رفتاری چطور به کاهش اضطراب بیماری کمک می کند؟
استفاده از مشاوره با درمان شناختی رفتاری کمک می کند فرد بین «احساس بدنی»، «فکر درباره آن احساس» و «رفتاری که برای آرام شدن انجام می دهد» تفاوت بگذارد.
مثلا درد کوتاه در قفسه سینه یک احساس بدنی است. فکر «حتما مشکل قلبی دارم» یک تفسیر است. جستجوی چند ساعته در اینترنت یا مراجعه مکرر، رفتار اطمینان طلبانه است.
در رویکرد CBT، فرد یاد می گیرد این تفسیرها را بررسی کند، شواهد موافق و مخالف را ببیند و پاسخ متعادل تری بسازد. همچنین به تدریج رفتارهایی مثل چک کردن مکرر، پرسیدن پشت سر هم و جستجوی علائم کاهش پیدا می کند.
۲. تکنیک هایی برای مدیریت نگرانی های روزانه درباره سلامتی
این تکنیک ها جای درمان تخصصی را نمی گیرند، اما می توانند کمک کنند چرخه نگرانی کمتر شعله ور شود:
- زمان نگرانی مشخص کنید: به جای اینکه تمام روز درگیر باشید، روزی ۱۵ دقیقه برای نوشتن نگرانی ها بگذارید.
- جستجوی علائم را محدود کنید: برای خود قانون بگذارید که بدون نیاز پزشکی، علائم را در اینترنت جستجو نکنید.
- بدن را کمتر چک کنید: تعداد دفعات بررسی بدن را یادداشت کنید و آهسته کم کنید.
- از خودتان بپرسید: آیا این فکر، واقعیت است یا فقط یک احتمال ترسناک؟
- به فعالیت برگردید: منتظر آرامش کامل نمانید. کارهای روزمره را قدم به قدم ادامه دهید.
- با یک پزشک مشخص هماهنگ باشید: رفتن به چند پزشک مختلف معمولا اطمینان پایدار نمی سازد.
اگر اضطراب شما گاهی به حمله ناگهانی ترس، تپش قلب یا احساس خطر فوری تبدیل می شود، مقاله حمله پنیک چیست؟ می تواند تفاوت پنیک و اضطراب سلامت را روشن تر کند.
۳. چه زمانی مراجعه به روانشناس ضروری است؟
مراجعه به روانشناس برای اختلال خود بیمار انگاری زمانی ضروری تر می شود که نگرانی درباره سلامتی از کنترل خارج شده و زندگی روزمره را مختل کرده باشد.
مثلا اگر مدام از کار می افتید، رابطه هایتان تحت فشار است، هزینه های پزشکی تکراری دارید یا با وجود نتیجه طبیعی آزمایش ها آرام نمی شوید، بهتر است کمک تخصصی بگیرید.
همچنین اگر نگرانی های سلامت با نشانه هایی از افسردگی، بی خوابی شدید، حملات اضطرابی، اجتناب از زندگی روزمره یا افکار ناامیدانه همراه شده، موضوع نیاز به بررسی جدی تر دارد.
اگر فرد به خاطر ترس از بیماری، دچار افکار مربوط به مرگ، ناامیدی شدید یا آسیب به خود شده است، این وضعیت را تنها مدیریت نکنید. برای دریافت راهنمایی فوری با پشتیبانی ویکی روان به شماره ۰۲۱۹۱۰۹۹۱۱۰ تماس بگیرید.
4. دارو درمانی برای اضطراب بیماری
روانشناسی می گوید درمان انتخابی برای این اختلال، گروه درمانی است که قبلا در ویکی روان در مقاله گروه درمانی چیست مفصل درباره آن صحبت کرده ایم.
اما در مواردی که شدت بیماری بسیار زیاد است و فرد همیشه احساس بیماری می کند، با نظر متخصص روانپزشک، استفاده از داروهای ضد افسردگی و داروهای ضد اضطراب در این بیماران مفید است.
البته استفاده از دارو همیشگی نیست و روند اصلی درمانی به صورت روان درمانی انجام می شود.
چطور از اختلال اضطراب بیماری پیشگیری کنیم؟

در مورد نحوه پیش گیری از اختلال اضطراب بیماری اطلاعات کمی وجود دارد، اما این پیشنهادها ممکن است مفید باشند:
- اگر با اضطراب مشکل دارید، در اسرع وقت به مشاوره روانشناس حرفه ای مراجعه کنید تا جلوی وخیم شدن علائم و اختلال در کیفیت زندگی خود را بگیرید
- یاد بگیرید که چه زمانی استرس دارید و چگونه بر بدن شما تاثیر میگذارد و به طور منظم مدیریت استرس و روشهای تمدد اعصاب را تمرین میکند
- برای کمک به جلوگیری از عود اختلال اضطراب بیماری یا بدتر شدن علائم آن، برنامه درمانی خود را رعایت کنید
پیشنهاد می کنیم مقاله چطور از استرس پیشگیری کنیم را حتما در ویکی روان مطالعه کرده و از تکنیک های آن به صورت روزانه استفاده کنید.
جمع بندی ویکی روان از این اختلال
همانطور که گفتیم اختلال خود بیمار انگاری یعنی ذهن به شکل مداوم با احتمال بیماری درگیر می شود و بدن را زیر ذره بین می گذارد.
فرد ممکن است واقعا احساس مریض بودن داشته باشد، اما ریشه اصلی رنج او همیشه یک بیماری جسمی خطرناک نیست. گاهی اضطراب سلامت، توجه افراطی به بدن، خطاهای شناختی و رفتارهای اطمینان طلبانه باعث می شوند نگرانی ادامه پیدا کند.
علائم اختلال خود بیمار انگاری می توانند فکری، رفتاری و جسمی باشند. جستجوی مداوم در اینترنت، مراجعه های مکرر پزشکی، چک کردن بدن و ناتوانی در آرام شدن بعد از جواب طبیعی آزمایش ها از نشانه های مهم این چرخه هستند.
خبر خوب این است که اضطراب بیماری مدیریت است. درمان شناختی رفتاری، کاهش تدریجی اطمینان طلبی، تمرین تحمل ابهام و مراجعه به روانشناس می توانند به فرد کمک کنند رابطه آرام تری با بدن خود بسازد.
اگر این نگرانی ها زندگی شما یا یکی از نزدیکانتان را مختل کرده، بهتر است آن را جدی بگیرید و برای دریافت کمک تخصصی از مسیرهای قابل اعتماد ویکی روان اقدام کنید.









