پرسش و پاسخ های افسردگیپرسش و پاسخ های فردی

زندگی با همسر دوقطبی (از شناخت تا مدیریت)

همسرم اختلال دوقطبی دارد، چکار کنم؟

زندگی با همسر دوقطبی کار ساده ای نیست، اصلا ساده نیست! اما یادتان باشد این بدترین بیماری روانی نیست که همسرتان می تواند داشته باشد. در جلسات مشاوره دوقطبی در ویکی روان افرادی این چالش را طرح می کنند که همسرم اختلال دوقطبی داره چطور باهاش رفتار کنم یا با شوهر و زن دوقطبی چگونه رفتار کنیم؟ در ادامه قصد داریم قدم به قدم این سوالات را بررسی و راهکار عملی ارائه دهیم.

زندگی با همسر دوقطبی یعنی چه؟

با سایت سلامت روان ویکی روان همراه باشید.

همانطور که در مقاله اختلال دوقطبی چیست هم گفتیم، زندگی با همسر دوقطبی یعنی زندگی در کنار فردی که گاهی خلق، انرژی، خواب، تصمیم گیری و رفتارهایش دچار نوسان های شدید می شود.

در اختلال دوقطبی، فرد ممکن است دوره هایی از انواع بیماری افسردگی را تجربه کند که با بی حوصلگی، کناره گیری، گریه، ناامیدی یا کاهش میل به رابطه همراه است. گاهی هم ممکن است وارد دوره شیدایی یا نیمه شیدایی شود، یعنی انرژی زیادی دارد، کمتر می خوابد، تندتر حرف می زند، تصمیم های عجولانه می گیرد، تحریک پذیر می شود یا رفتارهای پرخطر نشان می دهد.

برای شما به عنوان، این شرایط گاهی گیج کننده و فرساینده است، چون ممکن است یک روز با فردی گرم، پرانرژی و امیدوار روبرو باشد و یک روز دیگه با کسی که سرد، بی انگیزه یا عصبی به نظر می رسد.

آیا زندگی مشترک با فرد دوقطبی همیشه سخت است؟

نکته قابل توجه از دید روانشناسی این است که زندگی با همسر دوقطبی به معنی محکوم بودن به یک رابطه آشفته نیست.

اگر بیماری درست تشخیص داده شود، درمان دارویی و جلسات مشاوره روانشناسی منظم باشد و خانواده هم آموزش ببیند، بسیاری از زوج ها می توانند رابطه ای امن، قابل پیش بینی و سالم تر بسازند.

پس به این نتیجه می رسیم که زندگی مشترک با فرد دوقطبی همیشه سخت و فرساینده نیست، اما نیاز به آگاهی، درمان منظم و مرزبندی سالم دارد.

وقتی اختلال دوقطبی تشخیص داده نشده باشد یا فرد درمان را جدی نگیرد، زندگی می تواند پر از تنش، بی ثباتی، نگرانی و دلخوری شود. همسر فرد مبتلا در چنین شرایطی ممکن است مدام منتظر تغییر خلق، عصبانیت، بی خوابی، ولخرجی، تصمیم های ناگهانی یا دوره های افسردگی های متنوع باشد و همین انتظار، او را از نظر روانی خسته و فرسوده کند.

مهم ترین نقش همسر در زندگی مشترک با فرد مبتلا به دوقطبی

در زندگی با فرد دوقطبی، همسر نباید نقش همراه همیشگی یا ناجی را به عهده داشته باشد، اما لازم است علائم هشدار را بشناسد، مرزهای روشن داشته باشد و رفتارهای بیماری را از شخصیت واقعی طرف مقابل جدا کند.

مثلا ولخرجی ناگهانی، بی خوابی چند شبه، تحریک پذیری شدید یا حرف های غیر معمول می تواند نشانه شروع یک دوره خلقی باشد، نه صرفا لجبازی یا بی مسئولیتی.

چطور از عشق برای مدیریت همسر دوقطبی استفاده کنیم؟

جواب صریح این است که:

عشق در زندگی مشترک با فرد دوقطبی مهم است، اما به تنهایی کافی نیست.

محبت، صبوری و درک متقابل می تواند رابطه را گرم نگه دارد، اما اگر درمان منظم، مصرف دارو زیر نظر مشاور روانپزشک و شناخت علائم هشدار جدی گرفته نشود، رابطه به مرور فرساینده می شود. اختلال دوقطبی همسرتان با دلگرمی ساده یا فداکاری شما درمان نمی شود و نیاز به پیگیری تخصصی روانشناس و بعضا روانپزشک برای دارو درمانی دارد.

در جلسات مشاوره ازدواج برای ارائه راهکارهای زندگی مشترک با همسر دوقطبی گفته می شود که مرزبندی هم به اندازه عشق و درمان مهم است. همسر فرد دوقطبی باید بداند حمایت کردن یعنی کنار او بودن، نه تحمل بی حد و مرز رفتارهای آسیب زا.

زندگی مشترک زمانی شانس بیشتری برای حفظ شدن دارد که عشق، درمان و مرزهای روشن کنار هم باشند، نه اینکه یکی جای دیگری را بگیرد.

زندگی با همسر دوقطبی چه مشکلاتی دارد؟

گفتیم زندگی مشترک با فرد دوقطبی قطعا چالش های بسیاری دارد، اما منظورمان چیست؟

نتایج به دست آمده از دل جلسات مشاوره روانشناسی آنلاین در ویکی روان نشان می دهد، اختلال دوقطبی می تواند روی زندگی زناشویی در چند بخش اصلی تاثیر داشته باشد:

  1. خلق و خوی غیرقابل پیشبینی
  2. صمیمیت عاطفی
  3. نداشتن رابطه جنسی با همسر
  4. تصمیم گیری
  5. نبود اعتماد
  6. و امنیت روانی.

قضاوت اشتباه همسر مبتلا به اختلال دوقطبی

یکی از رایج ترین اتفاقات در زندگی مشترک با همسر دوقطبی این است که رفتارهای ناشی از این اختلال اشتباه تعبیر می شوند. مثلا:

1- رفتارها در دوران افسردگی

در دوره افسردگی، همسر دوقطبی شما ممکن است بی حوصله، کناره گیر، کم حرف، بی میل به رابطه یا ناامید شود و شما این رفتارها را به اشتباه به سردی، بی علاقگی یا بی توجهی تعبیر کنید.

2- رفتار همسر در دوران شیدایی

در دوره شیدایی یا نیمه شیدایی امکان دارد انرژی زیاد، کاهش نیاز به خواب، تحریک پذیری، ولخرجی، رفتارهای تکانشی، حرف های تند یا تصمیم های عجولانه دیده شود که رابطه را وارد تنش می کند.

اثر اصلی دوقطبی بر زندگی مشترک، ایجاد حس غیر قابل پیش بینی بودن است.

همسر ممکن است نداند امروز با چه حال و رفتاری روبرو می شود و همین موضوع به مرور خستگی، استرس پنهان در او و فاصله عاطفی ایجاد می کند. از طرف دیگر، خود همسر دوقطبی هم ممکن است بعد از فروکش کردن دوره ها احساس شرم، گناه یا ترس از قضاوت داشته باشد و همین احساسات، گفتگوی سالم را سخت تر کند.

با این حال همانطور که بالاتر گفتیم، اختلال دوقطبی لزوما به معنای شکست زندگی زناشویی نیست. مشکلات زندگی با همسر دوقطبی زمانی عمیق می شود که بیماری او انکار شود، درمان قطع شود یا رفتارهای آسیب زا با عنوان «دوقطبی بودن» توجیه شوند.

نشانه های همسر دوقطبی در زندگی روزمره چیست؟

یکسان نبودن نشانه های همسر دوقطبی در زندگی کار را دشوار می کند چون این نشانه ها به صورت دوره ای بروز می کنند. یعنی ممکن است مدتی رفتارها کاملا عادی باشد، اما در دوره افسردگی یا شیدایی، تغییرات واضحی در خواب، انرژی، حرف زدن، خرج کردن، رابطه عاطفی و تصمیم گیری دیده شود.

پیشنهاد می کنیم حتما مقاله افسردگی دوقطبی چیست را در ویکی روان مطالعه کنید تا موضوع شفاف تر شود. اما مهم ترین راه تشخیص همسر دوقطبی در زندگی مشترک در ادامه آورده شده است:

نشانه همسر دوقطبی در زندگی روزمرهبررسی دقیق تر
تغییر شدید خلقیک دوره بسیار شاد، پرانرژی یا تحریک پذیر است و دوره ای دیگر غمگین، بی حوصله یا ناامید می شود
کم خوابی بدون خستگیچند شب کم می خوابد، اما برخلاف حالت عادی احساس انرژی زیاد دارد
ولخرجی یا تصمیم های عجولانهخریدهای ناگهانی، سرمایه گذاری پرخطر یا تصمیم های مهم بدون فکر کافی دیده می شود
حرف زدن زیاد و تندممکن است سریع حرف بزند، از موضوعی به موضوع دیگر بپرد یا اجازه صحبت به دیگران ندهد
تحریک پذیری و عصبانیتزود رنج، تندخو یا بی قرار می شود، مخصوصا وقتی دیگران با او مخالفت کنند
کناره گیری و بی انگیزگیدر دوره افسردگی از رابطه، کار، خانواده و حتی کارهای ساده روزانه فاصله می گیرد
کاهش یا افزایش میل جنسیمیل جنسی ممکن است در دوره افسردگی کم شود یا در دوره شیدایی به شکل غیر معمول بالا برود
احساس بزرگ بینی یا اعتماد به نفس افراطیممکن است خود را بسیار توانمند بداند و خطرها را جدی نگیرد
بی نظمی در دارو یا درمانقطع دارو، نرفتن به جلسات درمان یا انکار بیماری می تواند نشانه خطر برای برگشت دوره ها باشد

البته دیدن یکی یا دو نشانه به تنهایی به معنای اختلال دوقطبی همسرتان نیست. چیزی که اهمیت دارد، شدت، تکرار، دوره ای بودن و اثر این رفتارها بر زندگی مشترک است. تشخیص قطعی را به متخصص بسپارید

علائم دوران شیدایی در همسر دوقطبی

تجربه می گوید در این دوره، همسر مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است انرژی بسیار زیادی داشته باشد، کمتر بخوابد اما خسته نشود، تند و زیاد حرف بزند، سریع تصمیم بگیرد و احساس کند توانایی انجام هر کاری را دارد.

بعضی از همسران آنها می گویند «انگار شخصیتش عوض شده» چون رفتارها از حالت معمول فاصله می گیرد.

دوره شیدایی همسر دوقطبی می تواند با مواردی مانند:

  1. ولخرجی
  2. رانندگی پرخطر
  3. شروع ناگهانی چند کار بزرگ
  4. عصبانیت شدید هنگام مخالفت
  5. شوخی کردن یا حرف های نامناسب
  6. افزایش غیر معمول میل جنسی
  7. بی قراری و اعتماد به نفس افراطی

خود را نشان دهد. گاهی فرد حرف های بزرگ می زند، خطرها را جدی نمی گیرد یا فکر می کند دیگران مانع موفقیت او هستند.

نشانه های افسردگی در همسر دوقطبی در زندگی روزمره

قبلا به طور مفصل در ویکی روان به این سوال پاسخ دادیم که افسردگی چه نشانه هایی دارد، اما موضوع دوره افسردگی در همسر دوقطبی تفاوت های بنیادین با این موضوع دارد. پس خوب به موارد زیر دقت کنید:

  1. بی حوصلگی و غم عمیق در بیشتر ساعات روز
  2. کاهش انرژی و احساس خستگی حتی بعد از استراحت
  3. زیاد خوابیدن یا بی خوابی مداوم
  4. کم شدن علاقه به رابطه عاطفی، جنسی، کار یا تفریح
  5. کناره گیری از همسر، خانواده و جمع های دوستانه
  6. زود رنجی، تحریک پذیری یا گریه های بی دلیل
  7. احساس گناه، بی ارزشی یا سرزنش مداوم خود
  8. سخت شدن تصمیم گیری، تمرکز و انجام کارهای ساده
  9. تغییر اشتها، مثل پرخوری یا کم اشتهایی
  10. کند شدن حرف زدن، فکر کردن یا حرکت کردن
  11. ناامیدی نسبت به آینده و بدبین شدن به زندگی مشترک
  12. بی توجهی به ظاهر، بهداشت فردی یا نظم خانه
  13. کاهش مسئولیت پذیری در کار، خانواده یا امور مالی
  14. حرف زدن درباره مرگ، نبودن و رفتن، خودکشی یا تمام شدن زندگی

وقتی همسر دوقطبی درباره خودکشی، بی ارزشی شدید یا پایان دادن به زندگی حرف می زند، باید فورا از متخصص برای بررسی دقیق تر کمک بگیرید.

همسرم اختلال دوقطبی داره چطور باهاش رفتار کنم؟

مهم ترین نکته این است که رفتار با همسر دوقطبی باید ترکیبی از آرامش، آگاهی، حمایت و مرزبندی باشد. اینها اصلی ترین موارد هستند.

مهم است بدانید اختلال دوقطبی در همسرتان با نصیحت، قهر، تهدید یا فداکاری یک طرفه مدیریت نمی شود.

همسر شما به درمان منظم تحت نظر روانشناس، استفاده از دارو زیر نظر روانپزشک، خواب کافی، سبک زندگی پایدار و محیطی کم تنش نیاز دارد. شما هم قرار نیست نقش درمانگر یا ناجی او را بازی کنید، اما می توانید با شناخت علائم، واکنش درست تری نشان دهید.

در زمان آرام بودن رابطه، درباره نشانه های شروع دوره های افسردگی یا شیدایی صحبت کنید و با هم قرار بگذارید اگر علائم برگشت، چه کاری انجام شود؟ مثلا اگر چند شب نخوابید، دارو را قطع کرد، کارهایی مثل ولخرجی کرد یا به شدت تحریک پذیر شد، تماس با مشاور روانشناسش را جدی بگیرید.

رفتار با همسر مبتلا به دوقطبی در دوران شیدایی

در دوره شیدایی او، بحث کردن و اثبات اشتباه معمولا نتیجه خوبی ندارد. بهتر است آرام، کوتاه و محکم صحبت کنید و تصمیم های مالی، رانندگی پرخطر یا رفتارهای آسیب زا را محدود کنید.

بهترین رفتار با همسر دوقطبی در دوران افسردگی

در دوره افسرده شدنش هم سرزنش کردن، گفتن جمله هایی مثل «خودت را جمع کن» یا مقایسه کردن، حال او را بدتر می کند.

بهتر است حمایت عملی داشته باشید، مثل حفظ برنامه خواب خانوادگی و تشویق ملایم برای انجام کارهای کوچک که پشت گوش می اندازد. با این حال حمایت کردن به معنی تحمل خشونت، تحقیر، خیانت، تهدید یا آسیب جسمی نیست.

جملاتی که نباید به همسر مبتلا به دوقطبی به او بگویید

ابدا از این جملات استفاده نکنید:

  • باز شروع کردی؟
  • همه چیز به خاطر بیماری توست
  • تو دیوانه ای
  • خودت را جمع کن
  • اینها فقط بهانه است
  • اگر من را دوست داشتی، اینطوری نمی شدی
  • دیگر خسته شدم از دست تو
  • داروهایت را نمی خوری چون نمی خواهی خوب شوی
  • تو هیچ وقت عوض نمی شوی
  • کاش مثل بقیه آدم ها عادی بودی
  • من بدبخت شدم چون با تو ازدواج کردم
  • به خاطر تو زندگی من خراب شد
  • یا همین الان خوب شو یا من می روم

به جای این جمله ها، بهتر است کوتاه، آرام و روشن حرف بزنید.

مثلا بگویید:

  • می بینم حالت مثل همیشه نیست، بهتر است با پزشکت تماس بگیریم موافق؟
  • من کنار تو هستم، اما نمی توانم توهین یا رفتار خطرناک را بپذیرم.

این نوع جمله ها هم حمایت دارند، هم مرز مشخص می کنند.

آیا ازدواج با فرد دوقطبی موفق می‌شود؟

در جلسات مشاوره پیش از ازدواج در ویکی روان این سوالات را زیاد دریافت می کنیم که می پرسند:

  • آیا ازدواج با فرد دوقطبی موفق آمیز خواهد بود؟
  • آیا ازدواج با فرد دوقطبی خطرناک است؟

بله، ازدواج با فرد دوقطبی می تواند موفقیت آمیز باشد، اما به شرطی که بیماری او نادیده گرفته نشود و درمان جدی گرفته شود.

اختلال دوقطبی به تنهایی مانع عشق، تعهد و زندگی مشترک سالم نیست. چیزی که رابطه را فرساینده می کند، قطع دارو، بی نظمی در درمان، ناآگاهی همسران، پنهان کاری، رفتارهای پرخطر و نداشتن مرزهای روشن در زندگی مشترک است.

چطور ازدواج با فرد دوقطبی را تضمین کنیم؟

موفقیت ازدواج با فرد دوقطبی به چند عامل بستگی دارد که کمتر به آنها توجه می شود:

  • فرد دوقطبی باید مسئولیت درمان خود را بپذیرد
  • دارو را زیر نظر روانپزشک مصرف کند
  • خواب منظم داشته باشد
  • و علائم شروع دوره های شیدایی یا افسردگی را بشناسد.

از طرف دیگر، همسر او هم باید بداند حمایت کردن یعنی همراهی آگاهانه، نه تحمل بی حد و مرز. داشتن تصویری مشخص از معنی عشق مهم است، اما جای درمان، امنیت روانی و گفتگوی سالم را نمی گیرد.

پس نتیجه می گیریم رابطه همراه با صداقت، پیگیری درمان، احترام، ثبات رفتاری و مرزبندی باشد، ازدواج با فرد دوقطبی می تواند رابطه ای قابل مدیریت و حتی عمیق باشد.

چطور در زندگی با همسر مبتلا به دوقطبی مرز بندی داشته باشیم؟

ساده ترین جواب این است:

مرزبندی در زندگی با همسر دوقطبی یعنی شما هم حمایتگر باشید، هم اجازه ندهید بیماری بهانه ای برای آسیب زدن به رابطه، امنیت یا آرامش شما شود.

مرز سالم با تهدید و کنترل فرق دارد. مرزبندی یعنی از قبل و در زمان آرامش مشخص کنید چه رفتارهایی قابل پذیرش است، چه رفتارهایی خطرناک است و در صورت تکرار آنها چه اقدامی انجام می دهید؟؟؟

بهتر است مرزها واضح، کوتاه و قابل اجرا باشند. مثلا بگویید:

  1. من در زمان عصبانیت با تو بحث نمی کنم، وقتی آرام تر شدی صحبت می کنیم
  2. یا اگر دارو را قطع کنی و علائم شدید شود، با پزشکت تماس می گیرم
  3. یا خرج های بزرگ باید با توافق هر دو نفر باشد.

این جمله ها هم حمایت دارند، هم مسئولیت را روشن می کنند.

چند راه ایجاد مرزبندی در زندگی مشترک با همسر دوقطبی عبارتند از:

  • قطع نکردن دارو و پیگیری درمان
  • ممنوع بودن خشونت، تهدید، تحقیر و توهین
  • محدود کردن تصمیم های مالی پرخطر
  • جدی گرفتن بی خوابی چند شبه یا رفتارهای غیر معمول
  • تماس با روانپزشک هنگام شروع علائم شدید
  • حفظ امنیت خود و فرزندان در شرایط بحرانی

مرزبندی واقعی زمانی کار می کند که با آرامش، ثبات و عمل همراه باشد. اگر امروز رفتاری را غیر قابل قبول بدانید، اما فردا از ترس تنش آن را نادیده بگیرید، مرز ضعیف می شود.

منظور از برنامه بحران در ازدواج با فرد دوقطبی چیست؟

برنامه بحران در ازدواج با فرد دوقطبی یعنی زن و شوهر از قبل، در روزهای آرام و نه وسط دعوای زن و شوهر توافق کنند اگر علائم شدید شد چه کاری باید انجام شود.

این آینده بینی که به آن برنامه بحران گرفته می شود کمک می کند در زمان هایی مثل بی خوابی چند شبه، رفتارهای هیجانی غیرقابل پیشبینی، پرخاشگری های ناگهانی، افسردگی شدید، افکار خودکشی یا قطع دارو، تصمیم ها از روی ترس و آشفتگی گرفته نشود.

در یک برنامه بحران حساب شده باید چند را در نظر بگیرید:

  1. چه نشانه هایی یعنی وضعیت خطرناک شده
  2. با چه کسی باید تماس گرفت
  3. شماره روانپزشک یا مرکز درمانی کجاست
  4. چه کسی مراقب فرزندان می شود
  5. آیا امکان مشاوره فوری با روانشناس وجود دارد؟
  6. دسترسی به پول یا کارت بانکی در دوره شیدایی چطور محدود می شود
  7. و در چه شرایطی باید از اورژانس، خانواده یا دوستان مورد اعتماد کمک گرفت؟

برنامه بحران را جدی بگیرید تا هر روز در ازدواج تان با چالش روبرو نشوید.

چطور از خود در زندگی با فرد دوقطبی مراقبت کنیم؟

تا الان فقط درباره زندگی و چالش های ازدواج با فرد دوقطبی صحبت کردیم، اما شما اهمیت ندارید؟ قطعا باید مراقب خودتان هم باشید!

مراقبت از خود در زندگی با فرد دوقطبی یعنی شما هم به اندازه همسرتان به سلامت روان، آرامش و امنیت روحی روانی نیاز دارید.

حمایت از همسر مهم است، اما نباید همه زندگی شما به کنترل خلق، دارو، بحران ها و نگرانی های او محدود شود. شما درمانگر و روانشناس او نیستید و حق دارید خسته شوید، کمک بگیرید و برای خودتان مرز داشته باشید.

برای مراقبت از خود، خواب، تغذیه، ارتباط با خانواده، تفریح، کار و علایق شخصی تان را کنار نگذارید. درباره احساسات خود با یک مشاور یا فرد ایمن (نه یک فرد سمی که شما را قضاوت کند) صحبت کنید و اجازه ندهید شرم، ترس یا احساس گناه شما را تنها کند.

اگر همسرتان دچار شیدایی یا افسردگی شدید می شود، از قبل برنامه بحران که بالا توضیح دادیم را داشته باشید و مسئولیت همه چیز را به تنهایی به دوش نکشید.

حمایت سالم یعنی کنار همسر دوقطبی بمانید، اما خودتان را فراموش نکنید. هر رابطه ای زمانی پایدار می ماند که امنیت روانی هر دو نفر حفظ شود، نه فقط یک نفر.

در ادامه موضوع را کمی دقیق تر بررسی می کنیم. چون سوالاتی درباره اینکه با زن دوقطبی چگونه زندگی کنیم زیاد دریافت می کنیم.

نکاتی برای زندگی با شوهر دوقطبی

شاید برای شما هم سوال شده باشد که با شوهر دوقطبی چگونه رفتار کنیم و چه کارهایی نباید انجام دهیم؟

زندگی با شوهر دوقطبی می تواند چیزهایی مثل آرامش، صمیمیت و عشق داشته باشد و در کنار آن، با چالش هایی مثل تغییرات شدید خلق، بی خوابی، بی میلی جنسی، افسردگی های شدید و خفیف یا فاصله عاطفی همراه شود.

برای بسیاری از خانم ها، سخت ترین بخش ماجرا این است که نمی دانند رفتارهای همسرشان از کجا شروع می شود، چه زمانی جدی می شود و چطور باید بدون دعوا یا فرسودگی با آن برخورد کنند.

راهکار اصلی در زندگی با شوهر دوقطبی، همانطور که بارها گفتیم ترکیب حمایت و مرزبندی است. یعنی همسر دوقطبی باید پیگیری روان درمانی را جدی بگیرد و شما هم نباید نقش همه کاره او باشید.

بهتر است در روزهای آرام، درباره نشانه های هشدار مثل چند شب بی خوابی، قطع دارو، پرخاشگری یا حرف زدن درباره مرگ توافق کنید و برای این موقعیت ها برنامه بحران داشته باشید.

در زندگی با شوهر دوقطبی، محبت کردن مهم است اما کافی نیست! اگر خشونت، تحقیر، تهدید، خیانت، مصرف مواد، نوشیدن الکل، پول هدر دادن های شدید یا قطع مکرر درمان وجود دارد، نباید همه چیز را با عنوان بیماری نادیده گرفت.

با زن دوقطبی چگونه زندگی کنیم؟

شاید جالب باشد اما در جلسات مشاوره ازدواج آنلاین می بینیم که زندگی با زن دوقطبی برای بسیاری از مردها ترکیبی از عشق زیاد، نگرانی برای حال او و گاهی سردرگمی یا بی انگیزگی است.

ممکن است خانم تان در دوره ای مهربان، پرانرژی، خلاق و امیدوار باشد و در دوره ای دیگر بی حوصله، گریزان از رابطه، زودرنج یا ناامید شود.

این تغییرات اگر شدید، دوره ای و همراه با اختلال در خواب، تصمیم گیری، رابطه جنسی، گریز از مسئولیت های روزانه باشد، دیگر فقط «بدخلقی» یا «حساس بودن» نیست و باید جدی تر بررسی شود.

یکی از چالش ها در زندگی مشترک با زن دوقطبی برداشت شخصی از رفتارهای او است. مثلا کاهش میل جنسی زنان در دوره افسردگی ممکن است به اشتباه بی علاقگی تعبیر شود، یا حرف زدن زیاد، خریدهای ناگهانی و بی خوابی در دوره شیدایی فقط هیجان موقتی دیده شود.

در حالی که این رفتارها گاهی نشانه برگشت یک دوره خلقی هستند و نیاز به واکنش درست دارند، نه دعوا و سرزنش.

برای مدیریت بهتر زندگی مشترک با زن مبتلا به دوقطبی، چند اصل را همیشه باید جدی بگیرید:

  1. درمان منظم و مصرف دارو زیر نظر روانپزشک باید خط قرمز رابطه باشد
  2. خواب همسرتان را جدی بگیرید، چون بی خوابی می تواند شروع یک دوره شیدایی باشد
  3. درباره خرج های بزرگ، تصمیم های مهم و ارتباطات پرخطر مرز روشن بگذارید
  4. در دوره افسردگی زن، او را به تنبلی یا بی مسئولیتی متهم نکنید
  5. در دوره شیدایی، وارد بحث طولانی و اثبات اشتباه نشوید
  6. از خودتان هم مراقبت کنید و نقش درمانگر، پدر یا ناجی را نگیرید
  7. اگر خشونت، تهدید، خیانت، مصرف مواد یا افکار خودکشی وجود دارد، کمک تخصصی را عقب نیندازید

زندگی با زن دوقطبی زمانی قابل مدیریت تر می شود که محبت کردن با علم واقعی به این بیماری در همسرتان همراه شود.

یعنی همسرتان مسئولیت درمان خود را بپذیرد و شما هم با آرامش، مرزبندی و شناخت علائم هشدار کنار او بمانید. در واقع بیماری نباید بهانه آسیب زدن به رابطه شود، اما برچسب زدن و سرزنش هم راه درمان نیست.

ارتباط جنسی با همسر دوقطبی چه چالش هایی دارد؟ (همراه راهکار)

تجربه مراجعین می گوید:

در دوره افسردگی همسر دوقطبی، میل جنسی معمولا کم می شود، فرد از لمس، صمیمیت یا رابطه فاصله می گیرد و همسرش ممکن است این رفتار را به بی علاقگی یا سرد شدن عشق تعبیر کند یا حتی زمینه ساز مشکلاتی بین آنها شود!

ارتباط جنسی با همسر دوقطبی در دوره شیدایی یا نیمه شیدایی، طور دیگری است یعنی ممکن است میل جنسی به شکل غیر معمول بالا برود، رفتارهای تکانشی بیشتر شود یا درخواست های جنسی بدون توجه به شرایط روحی طرف مقابل مطرح شود.

اما چالش مهم اینجاست که رابطه جنسی فقط یک نیاز جسمی نیست، به امنیت روانی، اعتماد و ثبات عاطفی هم وابسته است.

وقتی خلق همسر دوقطبی نوسان دارد، طرف مقابل ممکن است نداند رد کردن رابطه، شروع کردن رابطه یا صحبت درباره نیازهای جنسی چه واکنشی ایجاد می کند.

همچنین بعضی داروهای اختلال دوقطبی هم می توانند روی میل جنسی، تحریک پذیری یا رسیدن به ارگاسم اثر بگذارند و این موضوع نباید به شکل سرزنش یا قضاوت مطرح شود.

برای مدیریت بهتر همسر دوقطبی و رابطه جنسی، چند راهکار ساده اما مهم کمک کننده است:

  • درباره رابطه جنسی در زمان آرامش صحبت کنید، نه وسط بحران یا دعوا
  • کاهش میل جنسی در دوره افسردگی را فورا به بی محبتی تعبیر نکنید
  • افزایش ناگهانی میل جنسی یا رفتارهای پرخطر را جدی بگیرید
  • درباره رضایت، مرزهای بدنی و زمان مناسب رابطه، شفاف حرف بزنید
  • اگر داروها باعث مشکل جنسی شده اند، بدون قطع خودسرانه دارو با روانپزشک مشورت کنید
  • رابطه جنسی را به ابزار فشار، تنبیه یا اثبات عشق تبدیل نکنید
  • اگر خیانت، اجبار، تهدید یا رفتار جنسی پرخطر وجود دارد، حتما کمک تخصصی بگیرید

از دید روانشناسی رابطه جنسی سالم با همسر دوقطبی زمانی شکل می گیرد که زوجین هم بیماری را بشناسند، هم نیازهای هم را بدون شرم و حمله بیان کنند.

اشتباهات رایج در زندگی مشترک با همسر مبتلا به اختلال دوقطبی

اشتباهات رایج در برخورد با همسر دوقطبی معمولا از ناآگاهی، خستگی یا تلاش اشتباه برای کنترل او نشات می گیرد. مهم ترین آنها عبارتند از:

  1. انکار بیماری او و گفتن اینکه فقط اخلاقش همین است و باید بسازم!
  2. سرزنش کردن به جای شناخت علائم افسردگی یا شیدایی
  3. قطع کردن یا تغییر داروهای دوقطبی بدون نظر روانپزشک
  4. بحث طولانی با او در دوره شیدایی
  5. گفتن جمله هایی مثل «این مسخره بازیا چیه؟» یا «باز شروع کردی؟»
  6. تحمل خشونت، تهدید، تحقیر یا هر نوع خیانت به اسم بیماری
  7. نداشتن مرز مشخص برای پول، رفتار پرخطر و درمان
  8. گرفتن نقش منجی زندگی، مشاور
  9. شخصی برداشت کردن همه رفتارها، مخصوصا در دوره افسردگی همسر دوقطبی
  10. پنهان کردن بحران ها از پزشک یا خانواده مورد اعتماد
  11. بی توجهی به بی خوابی، ولخرجی ناگهانی یا افکار خودکشی
  12. فراموش کردن مراقبت از خود و نیازهای روانی خودتان

معمولا افراد به دلیل شرایط همسرشان با او می سازند و همین رفتارهای مادرگونه شرایط را بدتر می کند. دوقطبی ویژگی های متفاوتی نسبت به بیماری پارکینسون دارد و نیازمند رویکرد متفاوتی است.

کی باید از همسر دوقطبی طلاق گرفت؟

جلسات مشاوره طلاق مملو از افرادی است که به دلیل بیماری های روانی همسرشان قصد متارکه دارند.

در نظر داشته باشید طلاق از همسر دوقطبی زمانی باید مورد بررسی قرار گیرد که ادامه زندگی، امنیت روانی، جسمی یا آینده شما و فرزندان را جدی تهدید کند و در عین حال امکان درمان و تغییر واقعی هم وجود نداشته باشد.

اختلال دوقطبی همسرتان به تنهایی دلیل قطعی برای طلاق نیست، چون افراد دوقطبی با درمان منظم، مصرف دارو، روان درمانی و حمایت واقعی و صحیح می توانند زندگی مشترک سالمی داشته باشند.

مسئله اصلی که زوجین را به سمت طلاق پیش می برد اصل «بیماری» نیست، بلکه انکار بیماری، قطع درمان، رفتارهای آسیب زا و بی مسئولیتی مداوم است.

در این شرایط طلاق از همسر مبتلا به دوقطبی باید بررسی شود:

  • زمانی که خشونت جسمی، تهدید کردن های مداول، ترساندن یا ناامن کردن خانه وجود دارد
  • همسر دوقطبی درمان را انکار می کند یا بارها دارو را خودسرانه قطع می کند
  • پول زیاد هدر می دهد، بدهی بالایی دارد، رفتارهای پرخطر یا تصمیم های مالی ویرانگر تکرار می شود
  • خیانت می کند، رابطه های پرخطر یا رفتار جنسی آسیب زا تکرار می شود
  • تحقیر می کند، توهین، کنترل گری یا آزار روانی بخشی از زندگی روزمره شده است
  • در رفتار همسر دوقطبی چیزهایی مثل مصرف مواد یا الکل وجود دارد و فرد برای ترک یا درمان همکاری نمی کند
  • افکار خودکشی دارد، تهدید به خودکشی یا آسیب به دیگران می کند
  • همه مسئولیت زندگی، درمان، فرزندان و بحران ها روی دوش شما افتاده است
  • فرزندان در معرض ترس، ناامنی، بی ثباتی شدید یا آسیب روانی قرار گرفته اند
  • بارها برای درمان، مشاوره و مرزبندی تلاش شده اما هیچ تعهدی برای تغییر دیده نمی شود

پیشنهاد می کنیم قبل از تصمیم نهایی برای طلاق از همسر دوقطبی موضوع را در جلسات مشاوره آنلاین طلاق در ویکی روان درمیان بگذارید.

همسرم دوقطبی است و دارو نمی خورد چه کنم؟

اگر همسرتان دوقطبی است و دارو نمی خورد، اصلا با دعوا، تهدید یا تحقیر جلو نروید. در زمان آرامش، قاطع و واضح بگویید: «من نگران برگشت علائم هستم و لازم است درباره درمان با روانپزشکت صحبت کنیم.» قطع دارو در اختلال دوقطبی می تواند باعث برگشت شیدایی، افسردگی، بی خوابی، پرخاشگری یا رفتارهای پرخطر شود.

چند کار مهم انجام دهید:

  • علت دارو نخوردن او را بپرسید، شاید از عوارض دارو خسته شده
  • او را تشویق کنید با روانپزشک درباره تغییر دوز یا دارو صحبت کند، نه اینکه خودسرانه قطع کند
  • علائمی مثل بی خوابی، ولخرجی، تحریک پذیری شدید یا ناامیدی را جدی بگیرید
  • برای قطع دارو مرز بگذارید، مثلا ادامه درمان شرط امنیت رابطه باشد
  • اگر خطر خشونت، خودکشی، آسیب به دیگران یا رفتارهای غیر قابل کنترل وجود دارد، فوری از اورژانس یا روانپزشک کمک بگیرید

بررسی داستان واقعی از ازدواج با همسر دوقطبی

پرسش:

همسر من بیماری دوقطبی شخصیتی داره و هر شب یک عدد قرص لیتیم استفاده می‌کنه. دائم رفتارش نوسان داره و هیچ‌ وقت حالت عادی نداره. چند روز افسرده می‌شه و گریه می‌کنه و چند روز بیش از حد خوشحاله و رفتارهای عجیبش اذیتم می‌کنه. مثلا به زور منو می‌بره دادگاه که جدا بشیم یا زیاد دروغ می‌گه. واقعا خسته شدم دوست دارم به حالت عادی برگرده. می‌شه راهنماییم کنید؟

پاسخ روانشناس:

سلام. پیرو سوال مطرح شده، دوست عزیز اختلال دوقطبی جزء اختلالات افسردگی محسوب می‌شود و داری دو قطب افسردگی و شیدایی است. این اختلال نیاز به روان‌ درمانی و دارو درمانی دارد. یعنی ایشان باید هم به روان‌پزشک جهت دارو درمانی و هم به روانشناس جهت روان‌ درمانی مراجعه کنند و قطعا به نتایج خوبی خواهند رسید.

نمی توان بدون بررسی همسرتان نظر قطعی درباره شیوه درمان و یا ارائه راهکارهای بهبود وضعیت فعلی تان داد.

پیشنهاد ویکی روان

زندگی کردن با همسر مبتلا به اختلال دوقطبی چالش های زیادی دارد، اما طلاق پایان راه نیست. این مقاله را دوباره بخوانید و نکات آن را یادداشت کنید یا حتی در بخش نظرات با ما درمیان بگذارید تا در کنار هم تصمیمی مشخص برای زندگی با همسر دوقطبی بگیریم.

مشاوره روانشناسی نوشتاری

پروانه صفایی مقدم

متخصص روانشناسی بالینی، عضو تیم مشاوره غیرحضوری ویکی روان، عضو سازمان نظام روانشناسی، عضو سازمان علوم شناختی و سخنران برتر سمینارها

یک دیدگاه

  1. خیلی سخته
    شوهرم دوقطبی داره واقعی من وبچه ها عاصی شدیم. مادرش بهم نگفت در صورتی که میدونست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا