عشقروانشناسی کودک و نوزاد

عشق دوران کودکی چیست؟ عشق کودکی در روانشناسی

عشق دوران کودکی و عاشق شدن بچه ها می تواند باعث ترس، اضطراب و گیج شدن والدین شود! آنها نمی دانند که آیا بچه ها هم عاشق میشوند و یا بهترین رفتار و واکنش در برابر عاشق شدن بچه ها چیست؟ در صورتی که شاید خودشان هم عشق کودکی را تا حدودی تجربه کرده اند. تعداد زیادی از جلسات مشاوره آنلاین کودکان در سایت ویکی روان، به بررسی علت عاشق شدن کودکان و توضیح بایدها و نبایدها به والدین مربوط می شود. با سایت مشاوره ویکی روان همراه باشید تا از احساس های شدید دوران کودکی و انتخاب بهترین واکنش در برابر آن از دید روانشناسی آگاه شوید.

منظور از عشق دوران کودکی چیست؟

با بخش وبلاگ روانشناسی در سایت روانشناسی ویکی روان همراه باشید.

بچه ها روح پاک و بی آلایشی دارند و در سنین یا موقعیت های مختلف ممکن است دچار احساساتی شوند که بدون هیچ شناختی، درون آنها را منقلب و طوفانی می کند.

والدین در مواجهه با عشق دوران بچگی در فرزندانشان (عشق دوران کودکی) بر سر یک چند راهی می مانند:

  • واکنش مستقیم و خاصی داشته باشم
  • نسبت به عشق کودکی در بچه ها بی تفاوت و خونسرد رفتار کنم
  • با او درباره احساسش و عشق دوران بچگی صحبت کنم
  • کلمه ای درباره عشق در کودکی بر زبان نیاورم تا تشدید کننده عشق دوران کودکی فرزندم نباشد
  • به طور غیرمستقیم به او بفهمانم که از عشق و احساسش خبر دارم
  • عشق کودکانه او را جدی بگیریم یا نه؟؟؟

حتی ممکن است والدین در برابر عشق دوران کودکی سرشار از خشم شوند و نتوانند عصبانیت خود را در برابر فرزندانشان کنترل کنند.

شما به عنوان یک والد در برابر چنین حالاتی در فرزندانتان به جای گیر افتادن در چند راهی ها، مشورت و درد و دل با افراد غیر متخصص، سرچ های مدام در اینترنت و… از یک مشاور کودک کاربلد و با تجربه کمک بگیرید.

در ادامه خواهیم گفت که عشق دوران کودکی از نظرهای مختلف چرا مهم است؟

پیش از ادامه مطلب باید به این نکته اشاره کنیم که مشورت با مشاور روانشناس کودک بهترین راه برای تصمیم گیری در مورد عشق و عاشقی کودکان است. یک متخصص روانشناس کودکان به خوبی می تواند والدین را در این موقعیت ها راهنمایی کند.
مشاورین روانشناس مرتبط با این موضوع
پریا نوربخش پریا نوربخش
مشاور روانشناس
از 175,000 هزار تومان
مریم بنی عامریان مریم بنی عامریان
مشاور روانشناس
از 75,000 هزار تومان
زهرا جعفری زهرا جعفری
مشاور روانشناس
از 87,500 هزار تومان
فریناز خانی فریناز خانی
مشاور روانشناس
از 175,000 هزار تومان
پریسا سبزواری پریسا سبزواری
دکتری روانشناسی
از 87,500 هزار تومان
فرح ناز حیاة غیبی حقیقی فرح ناز حیاة غیبی حقیقی
مشاور روانشناس
از 100,000 هزار تومان
داود لکی داود لکی
دکتری روانشناسی
از 75,000 هزار تومان
فاطمه شکری فاطمه شکری
مشاور روانشناس
از 87,500 هزار تومان

علت عاشق شدن کودکان چیست؟

دلیل عشق کودکی چیست
دلیل عشق کودکی چیست

دلایل بسیار زیادی برای علت عاشق شدن کودکان وجود دارد که از مهم ترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

  • کمبود توجه
  • عدم رابطه صمیمی با والدین
  • مشکلات خانوادگی مانند دعواهای همیشگی والدین
  • رقابت بسیار زیاد بین بچه ها در خانه هم یک علت عاشق شدن کودکان است

عشق کودکی چگونه و در چه سنی رخ می دهد؟

 

خب حالا می دانیم که پاسخ سوال آیا بچه ها هم عاشق میشوند مثبت است. بله عشق کودکان واقعیت دارد اما، عاشق شدن کودکان حدودا در چه سنینی اتفاق می افتد و تا کی ادامه دارد؟

هر چند بیشتر روانشناسان معتقد هستند که عشق دوران کودکی در دخترها، بیشتر در سنین ۱۰ تا ۱۱ سالگی و در پسرها از ۱۳ سالگی آغاز می شود اما در سنین کمتر از اینها نیز دیده شده است

شاید شما تصور کنید که احساس قلبی شدید در دختران نسبت به پسرهای هم بازی، همکلاسی و…  یا در پسران نسبت به دختران اتفاق می افتد، اما در مواردی شما شاهد عشق شدید و رفتارهای عجیب فرزندتان نسبت به پزشکش، معلمش، هنر پیشه‌ها و… نیز خواهید بود.

حتی گاهی کودکان، عشق را در یک حیوان خانگی می بینند و چنان احساسات شدیدی بروز می دهند که ممکن است برایشان آسیب رسان باشد.

عشق کودکی بیشتر در مرز کودکی به بلوغ رخ می دهد. زمانیکه فرزند شما در حال شناخت خود، جنس خود و جنس مخالف است

بلوغ مرحله ای بسیار مهم در دوره زندگی است و همراه با تغییرات جسمی (تغیرات هورمونی و…) و  تغییرات روحی می باشد. جالب است بدانید عشق دوران کودکی می تواند یکی از نتایج دوران بلوغ باشد و حتی یکی از علائم بلوغ زودرس، ک البته باید توسط متخصص تائید شود.

هر چند این عشق در بچه ها و کودکان گذرا است و در صورت اتخاذ برخوردی مناسب با کمک متخصص روانشناس بچه ها، بدون آسیب خواهد بود اما بهتر است جدی گرفته شود.

نتیجه عشق بچگی چیست؟

همانطور که دیدید عشق بچه ها طیف وسیعی را شامل می شود اما هر نوع عشق کودکانه در مواردی مشترک هستند:

  • بی قراری و دلشوره در کودک
  • افت تحصیلی شدید
  • عدم تمرکز و یادگیری موضوعات مختلف
  • نوسانات و تغییرات خلقی
  • گریه های بی دلیل می تواند به خاطر عشق کودکی باشد
  • بی خوابی های شبانه
  • توجه بسیار زیاد به ظاهر، چهره، نوع لباس و…
  • حرف های تازه و سوالات عجیب
  • وارد کردن شکلی از عشق در انشا، نقاشی ها و…
  • بی اشتهایی و مشکلات جسمی در مواجهه با عشق در کودکی زیاد دیده شده است
  • و…

می توانند نتیجه عشق در کودکی باشند!

احساسات کودکان و نحوه رفتار با عشق در کودکی

 

همانطور که دیدیم عشق دوران کودکی می تواند بر روند کسب موفقیت، جسم و روح فرزند شما تأثیر بگذارد. پس حتما در صورت دیدن حالات تازه و تمایلات شدید فرزندتان نسبت به فردی دیگر که نشانه هایی از عشق کودکی دارد، مراقب و هوشیار باشید.

احساسات کودکان بسیار مهم و حساس است، اما هر حالتی در بچه ها را صرفا به عشق بچگی تلقی نکنید.

چرا جدی گرفتن عشق کودکی بسیار مهم است؟

نحوه برخورد شما با احساس فرزندتان می تواند بر ادامه زندگی او و موارد زیر تأثیر بگذارد:

  • عشق ‌های بزرگسالی و شکل گیری محبت در او
  • عاشق شدن تو بچگی می تواند سلامت روابط آینده اش را تحت تاثیر قرار دهد
  • اعتمادش به شما و داشتن احساس امنیت با شما
  • شیوه های عشق ورزی دوران جوانی و لذت از رابطه های آینده
  • ایجاد حساسیت در او درباره هر جنس مخالف و…
  • پنهان کاری از شما و برقراری روابط خطرناک
  • لجباز شدن و شکستن حریم هایش با شما
  • و…

پس بهتر است با مشاور کودکی باتجربه و دلسوز درباره عشق بچه ها مشورت نمایید تا با ارائه بهترین راهکارها، از ضربه خوردن به روح و روان فرزندتان و آسیب رسیدن به رابطه شما با او پیشگیری شود.

بعد از مدتی بچه ها می فهمند شما از احساسات آنها باخبر هستید، پس بهتر است موضعی درست در قبال عاشق شدن تو بچگی فرزندتان بگیرید. بدترین کاری که والدین انجام می دهند واکنش سریع و تند نسبت به عشق در کودکی است!

آیا کودکان در شناخت احساسات نیاز به آموزش دارند؟

عشق کودکانه
عشق کودکانه

کودکان باید در هر سن و موقعیتی بروزِ احساساتِ مختلف را به شیوه های درست و علمی بیاموزند.

نحوه ابراز و کنترل غم، شادی، عصبانیت، محبت، عشق، اضطراب و… موضوعی بسیار مهم است و در کودکان مختلف، متفاوت است.

در کنار تمام کتابها، برنامه های آموزشی و … کمک گرفتن از یک متخصص در زمینه روانشناسی کودک می‌تواند نه تنها از ایجاد احساساتِ اشتباه در فرزند شما جلوگیری کند بلکه در صورت رخ دادن چنین چیزی از واکنش اشتباه شما جلوگیری خواهد نمود.

پس فرزند خود را به خوبی بشناسید، به صورتی غیر مستقیم که ایجاد حساسیت نکند، به او توجه کامل داشته باشید

اگر حس می کنید فرزندتان بیش از حد احساسی، دارای نوسان خلق شدید، مشکل در پردازش احساساتش و… است، حتما به یک مشاور کودک مراجعه نمایید.

اما اگر سن بلوغ فرزندتان نزدیک است یا در این سن قرار دارد، مراجعه به یک روانشناس دلسوز و باتجربه را به شما شدیدا توصیه می کنیم.

بیشتر کودکان در این سنین سرشار از پیچیدگی، دوگانگی و استرس هستند

مواجهه با شکل جدیدی از دیدن و شناساییِ خود، احساسات و محیط را نیز به موارد قبلی اضافه کنید تا بتوانید انقلاب درون او را درک کنید.

راهکارهای یک مشاور و افزایش علم و آگاهی شما از کودکان و خواسته هایشان در بلوغ می تواند این دوران را برای والدین و کودکان آرام، ساده تر و جذاب تر گرداند.

پیشنهاد می کنیم مطلب معنی استرس چیست را حتما در سایت ویکی روان مطالعه نمائید.

چطور با عاشق شدن بچه ها رفتار کنیم؟ بهترین راهکار در مقابل عشق بچگی چیست؟

مهمترین موضوعی که والدین با آن مواجه هستند، این است که عاقلانه ترین نوع رفتار در مقابل عشق بچگی چیست و باید چکار کنیم؟

هر چند ممکن است نظرات ضد و نقیضی درباره نوع برخورد با احساسات شدید کودکی نسبت به جنس مخالف وجود داشته باشد، اما همه در یک چیز مشترک هستند که عشق دوران کودکی نباید با واکنش های شدید، تهاجمی و کاملا مستقیمِ بزرگترها پاسخ داده شود

حساسیت نشان دادن بیش از حد والدین به عاشق شدن بچه ها باعث حساس شدن کودکان روی احساسشان می شود و آنها را لجباز یا مضطرب خواهد کرد.

اینکه چگونه رفتاری را در برابر یک کودک دلباخته و عاشق انتخاب کنید؛ کجا با او وارد گفتگو شوید و چه زمانی سکوت نمایید، در چه شرایطی بی تفاوت باشید و کجا حساسیت نشان دهید.

آیا به دلیل گذرایی عموم این عشق ها، آن را رها کنید یا حتما مسئله را حل نمایید و… موضوعاتِ مهم و تخصصی هستند که بهتر است در مشاوره های آنلاین یا حضوری جواب داده شوند.

یک مشاور روانشناس کودک حرفه ای با توجه به سن، موقعیت و با شناخت ویژگی های شخصیتی منحصر به فرد کودک، بهترین واکنش و راهکارها را به شما خواهد آموخت.

باز هم تکرار می کنم که اگر فرزندی در آستانه بلوغ یا در دوران بلوغ دارید یا فرزندتان شرایط خاصی دارد (فرزند طلاق بودن، فوتِ یکی از والدین، مهاجرت، دوری از دوستان و…) حتما با یک مشاور روانشناسی صحبت کنید.

موقعیت های خاص یا دشوار ممکن است باعث بروز عشق دوران کودکی شوند.

راهکارهایی برای والدین در مواجهه با عشق دوران کودکی چیست؟

درمان عدم تمرکز کودکان

برای پیشگیری از عشق دوران کودکی یا مواجهه با آن موارد زیر را به یاد داشته باشید:

  1. توجه و رسیدگی به کودک و مراقبتِ درست از او می تواند مانع از عشق های بچگی شود. وقتی فرزندتان همه ی آنچه از محبت و توجه می خواهد، از شما بگیرد، برای گرفتن احساساتِ شیرین به جنس مخالف روی نخواهد آورد، این بهترین راهکار برای مقابله با عشق کودکی است
  2. همواره به کودک خود عشق بورزید: او را با لحن و نامهای زیبا صدا بزنید… مدام به او بگویید که عاشقش هستید.. همیشه گوشزد کنید که چقدر برای شما ارزش دارد… او را از عشق و توجه سیراب گردانید.
  3. از ظاهر و زیبایی های ظاهری فرزندتان تعریف و تمجید کنید.
  4. برای پیشگیری از عشق کودکی که ممکن است باعث آسیب دیدن او شود، از سرزنش کردن، سرکوفت زدن و مقایسه فرزندتان با هم سن و سالانش شدیدا خودداری نمایید. در چنین فضاهایی کودک دچار عدم امنیت می شود و این ناامنی او را از شما دور و به جنس مخالف نزدیک خواهد کرد.
  5. دعواهای خانوادگی و مطرح کردن مشکلات خانوادگی در حضور کودک، او را مضطرب می کند. او ممکن است در چنین اضطراب هایی به فردی دیگر یا به عشق پناه ببرد.
  6. از دوران بلوغ فرزندتان غافل نشوید؛ درباره‌ی این دوران کتاب بخوانید. از مشاورانِ کودکِ ویکی روان کمک بگیرید. در آستانه ی بلوغ با فرزندتان بیشتر گفتگو کنید و بیشتر با او وقت گذرانی نمایید.
  7. دوران بلوغ را بشناسید: چه چیزی در جسم، روح، مغز و فیزیولوژیک او در حال رخ دادن است. با چه چیزهایی در این دوران از درون دست و پنجه نرم می کند… آگاهی، باعث می شود فرزندتان را درک کنید. درک، شما را آرامتر، خوش خلق تر و صبورتر خواهد کرد. هرچه شما رفتار درست تر و آگاهانه تری داشته باشید، کودک بیشتر با شما احساس صمیمیت و نزدیکی می کند و به جای دیگری شما را برای دوستی برمی گزیند.
  8. مراقب کارتون ها و فیلم هایی که کودکتان می بیند، کتاب هایی که می خواند و زندگیِ مجازی او باشید. این رفتار های میتواند در نهایت به عشق دوران کودکی منجر شوند.
  9. وقت کودک خود را به صورتی درست و منطقی پر کنید: کلاس هایی که دوست دارد؛ دورهمی های جذاب و اوقات خوش برایش بسازید. خانوادگی آشپزی کنید، باهم کارتون های آموزنده ببینید. پیاده روی کنید و… اگر همه چیز درست طراحی شود دیگر دلیلی وجود ندارد فرزندتان دنبال عشق بچگی بی مورد برود
  10. برای مدیریت صحیح عشق در کودکی باید شادی را در محیط خانه خلق کنید و اجازه ندهید کودک شما احساس تنهایی کند. با او صحبت کنید؛ به او حس ارزشمندی ببخشید و نظراتش را در مسائل مختلف بپرسید.
  11. خانواده و خانه ای شیرین و شاد خلق کنید: نیاز نیست هزینه های زیادی متقبل شوید، پیک نیک های یک روزه، بازی ها و کتاب خوانی های خانوادگی، دعوت کردنِ دوستانش به خانه و…
  12. او را تشویق و تحسین کنید: کوچکترین تلاش و نتیجه ی مثبت را در کودک ببینید و از او به خاطرِ تلاش هایش قدردانی نمایید.
  13. خوب به خودتان، روابط با همسرتان و نوعِ زندگی خانوادگیتان توجه کنید و ببینید کدام مشکل، رفتار یا بی توجهی می توانسته است فرزندتان را دچارِ احساسِ عشق به دیگری نماید.
  14. بعد از مواجهه با عشق بچگی او، بدون اشاره به عشق در او، در فضایی امن و با رویی گشاده بدون فشار و غیر مستقیم با کودکتان صحبت کنید و توجه کنید از چه چیزی ناراحت است و جای خالی چه چیزی آزارش می دهد. کودکان بسیار بیش از تصور ما می فهمند، می بینند و درک می کنند.
  15. به بخش مشاوره ویکی روان مراجعه کنید تا در زمینه های مختلف کودکان از جمله: عشق دوران کودکی و عشق کودکانه، اضطراب های کودکی، دوران بلوغ، افت تحصیلی، مشکل در روابط و … به شما و کودکتان یاری برسانند. مشاوری باتجربه شرایطی آرام و امن برای گفتگو و مصاحبه با فرزند شما طراحی می کند و زیرکانه به عمق روح و درون او راه می یابد.
  16.  گفتگو با کودک، مشورت با مشاور کودک و انجام تست های شخصیت و… راه هایی برای شناخت فرزندتان است؛ کودک خود را بیشتر و بیشتر بشناسید. هر کودکی رفتاری خاص و ویژگی های منحصر به فرد دارد. او را قضاوت یا مقایسه نکنید. رفتارهایتان با کودک را براساس شخصیت او انتخاب نمایید. در این زمینه نیز می توانید از مشاوران ویکی روان در بخش مشاوره روانشناسی آنلاین کمک بگیرید.

خب همانطور که مشاهده کردید عشق در دوران کودکی که به آن عاشق شدن بچه ها هم گفته می شود خیلی پدیده عجیبی نیست.

وظیفه والدین این است که در این برهه زمانی بتوانند به خوبی احساسات و عواطف فرزندانشان را جهت دهی کنند تا آسیبی به آنها وارد نشود. آینده روحی روانی فرزندان در دستان پدر و مادر است، لطفا با احتیاط قدم بردارید.

بسیاری از افراد با بدنیا آمدن فرزندشان نگرانی هایی بابت کودک خود دارند و میخواخند او را به خوبی پرورش دهند. ما در سایت ویکی روان برای شما امکان خدمات مشاوره کودک و نوجوان، به شیوه تلفنی و آنلاین قرار داده ایم تا با به آسانی نیاز خود را رفع کنید.

عشق کودکی من

افراد زیادی در بخش مشاوره روانشناسی تلفنی سایت ویکی روان سوال می پرسند که عشق کودکی من هنوز در یادم هست چکار کنم یا اصلا امکان ازدواج با عشق دوران کودکی وجود دارد؟

عشق کودکانه یکی از انواع عشق در روانشناسی است که انسان ها تجربه می کنند، اما همانطور که در بالا اشاره کردیم، عشق در کودکی به دلایلی مانند کمبود توجه و مشکلات خانوادگی در بچه ها بروز پیدا می کند و معمولا خیلی جدی گرفته نمی شود

اما همانطور که در مقاله عشق اول زندگی در ویکی روان گفتیم، خاطرات این تجربیات برای همیشه در ذهن ما باقی می ماند و حتی فکر کردن به آن هم خاطره انگیز است.

حالا بعد از گذشت سال های زیاد اگر فکر می کنید عشق کودکی من می تواند آینده ای زیبا برایتان بسازد، پس درنگ نکنید و به سراغ ازدواج با عشق دوران کودکی بروید، اما توقع معجزات خاصی نداشته باشید!

مشاورین روانشناس مرتبط با این موضوع
آناهیتا افخمی آناهیتا افخمی
مشاور روانشناس
از 210,000 هزار تومان
سید محمد ستارزاده سید محمد ستارزاده
مشاور روانشناس
از 87,500 هزار تومان
نسرین دشتبانیان نسرین دشتبانیان
مشاور روانشناس
از 75,000 هزار تومان
سعید بابایی سعید بابایی
دکتری روانشناسی
از 100,000 هزار تومان
پریوش شیخ الاسلامی پریوش شیخ الاسلامی
مشاور روانشناس
از 75,000 هزار تومان
جواد صادق الحسینی جواد صادق الحسینی
مشاور روانشناس
از 87,500 هزار تومان
علی اشرف نورمحمدی علی اشرف نورمحمدی
دکتری روانشناسی
از 75,000 هزار تومان
سید حامد واحدی اردکانی سید حامد واحدی اردکانی
دکترای روانشناسی
از 100,000 هزار تومان

پیشنهاد ویکی روان درباره عاشق شدن بچه ها چیست؟

اگر می بینید فرزند عزیزتان، نشانه هایی از عاشق شدن در کودکی را از خود بروز می دهد، بهتر است موضوع را با یک متخصص کارکشته کودکان در میان بزارید.

مشاور روانشناس وضعیت فرزندتان را به صورت اختصاصی بررسی کرده و پیشنهادات کاربردی ارائه خواهد داد.

شما می توانید در بخش مشاوره غیرحضوری ویکی روان، لیست مشاورین را مشاهده کرده و مشاور دلخواهتان را برای درمان عشق در کودکی انتخاب نمائید:

لیست مشاورین کودک آنلاین در ویکی روان

ویکی روان

ویکی روان سامانه سلامت روان با خدمات متنوع برای تمام فارسی زبانان است. می‌توانید در ویکی روان مشاوره روانشناسی برگزار کنید، در وبینارهای روانشناسی شرکت کرده و از مطالب مرتبط با روانشناسی استفاده کنید. جلسات مشاوره روانشناسی ویکی روان به صورت آنلاین، تلفنی و متنی برگزار می‌شوند.

‫81 دیدگاه ها

  1. منم وقتی بچه بودم عاشق شدم، عاشق شوهر عمم شدم، الان باورم نمیشه چرا اینطوری بودم

    6
    10
    1. من ۱۳ سالگی عاشق یه دختر ۱۴ ساله شدم وقتی به روحانی مدرسه گفتم گفت نه بهش فکر کن و نه ببینش تا چند سالم ک ندیده بودمش به یادش بودم الان حتی اسمشم یادم نمیاد

  2. وقتی ۱۲ سالم بود درگیر همچین عشقی شدم و تو ۱۴ سالگی متوجه شدیم که ۲ طرفست و با هم ارتباط برقرار کردیم الان ۲۰ سالمه و با اینکه یک سالی هست که ترکش کردم هنوز دوستش دارم..چیکار کنم که این حس از بین بره؟؟؟؟؟

    6
    4
    1. عشق دوران کودکی خیلی خاطره انگیز هست و در یاد می ماند
      اگر از این اخساس دچار آزردگی هستید به مشاور روانشناس مراجعه کنید تا موضوع ریشه ای تر برسی و حل شود

      7
      1
  3. من تو ۱۲ سالگی عاشق شدم و تو ۲۷ سالگی با همون دختر ازدواج کردم و الان هم یه دختر ۳ ساله دارم و از زندگی لذت میبرم یه توصیه به کودکان و نوجوانان دارم که هروقت عاشق شدی حرف دیگرون رو گوش نکن و به عشقت ادامه بده چون اونها فقط بلدن نصیحت کنن ولی نمیدونن تو قلبمون چی میگذره هی میگن این یه احساسه و زود از بین میره ولی تو گوش نکن تا وقتی دوسش داری(دوسش داشته باش)تابهش برسی مثل خودم

    51
    4
  4. خیلی جالبه عشق شیرینی داشتین حتما در این مدت قبل ازدواج هم با هم در تماس بودین یاعشق یکطرفه بوده?

    1. سلام کلاس چهارم ابتدایی درحال بازی و دختری بنام کیمیا با داداش کوچکترش از تهران وارد شهر ما و مدرسه ای که بودم شدن از همان روز های اول دلم لرزید کیمیا کلاس دوم بود و همیشه از دور حواسم بهش بود چون خجالتی بودم احساس میکردم اونم دوسم داره خلاصه سال بعد از اون مدرسه رفتن و سال بعدش ما هم کوچ کردیم رفتیم جای دیگ روز اول که مدرسه جدید رفتم تو صف مدرسه کیمیا رو دیدم وایییییییی نمی دانید چقد خوشحال شدم قلبم تند تند میزد ۱ سال در آن مدرسه شهید وفاداری از دور عاشقی میکردم و تنها چیزی که بهم میگفت اونم عاشقمه این بود که بعد مدرسه کیمیا سربالایی به طرف خانه برعکس راه میرفت و من سر پایینی برعکس و همدیگه رو نگاه میکردیم . هر روز میرفتم خونه گریه میکردم ..سال بعد من از اون مدرسه بدیل راهنمایی شدنم جدا شدم …
      فقط ۳یا چهار بار در بازار و ماه محرم می‌دیدم کیمیا رو اتفاقی…
      یک سال بعد یهو غیب شد کل شهر زیر چشمی نگاه کردم نبودددددد یهووووو عشقم غیب شد گفتم خدایاا فقط بزرگترین ارزوم اینه که یک بار دیگه ببینمش قول میدمم بدم ازش سوال کنم و بگم که من عاشقتمممممممممم
      کیمیا نوری منو دریاب

      10
      2
  5. من تو رستوران تا یه دختر رو دیدم عاشقش شدم والن نه میدونم کیه نه میدونم کجاست یعنی عشق یک طرفه لطفا بگید چطوری هم عاششقش باشم هم به زندگیم برسم

    1
    9
      1. سلام من دختر 11 ساله توی خانواده که بهم اهمیت نمیدن من از 9 سالگی در مورد روابط جنسی میدونستم وقتی بهش فکر میکنم گریم میگیره یک روز رفتیم خونشون داشتیم بازی میکردیم ازم پرسید اول اسم کسی که دوست داری چیه منم گفتم الف یا میم هست بعد گفت یا منم یا پسر عموی دیگمه
        از کجا بدونم دوسم داره

  6. یک پسر هستم
    این حس بچه ها اسمش و تعریفش عشقه(از روی تعریف های مثلا تو همین سایت)؟ یا دوست داشتن؟ شاید ماله بچه فرق میکنه. البته به شرطی که دختر باشن! دختر و کلا خانم باشن در هر سنی.

    ماله من از دوره سوم چهارم دبستان چیزایی ساده بود. دوست داشتن و حسی ساده. و تا دو یا سه سال ادامه داشت. گاه به گاه بود…هم محله ای بودیم(سالی یکی دوبار بیشتر نمیدیدمش). فقط در مسیر برگشتن از مدرسه به خونه (در سمت دیگه جاده) گاهی نگاه میکردم و دوست داشتم اونو ببینم. که هیچ وقت تو اون مسیر ندیدمش.

    ماله من هم خاطره انگیز هست؟ برا خودم که بله، اما نظر خانمها خصوصا روانشاس ها رو نمیدونم! خانمها در خیلی مسائل فکرشون در مورد خودشون و در مورد اقایون ۱۸۰ درجه فرق داره.

    اقایون(در سن بالا) حس دوست داشتن و… پیدا کنن رو اگه بگن عشق، روانشاس ها، و امروزه خیلی از خانمها حمله میکنن که این عشق نیست. پس چی باید گفت؟ دوست داشتن ساده که نیست. چیزی بین دوست داشتن و اون عشق مورد نظر اونهاست. اگه بگیم دختری رو دوست داریم، هم منظورمون درست نمیرسه هم روانشاسها خیلی بدتر حمله میکنن(و تهمت میزنن). مسلمه اینجا ماله بچه ها اونطور عشق کامل… نیست. ولی اسمشو گذاشتن عشق. قطعا به خاطر دخترهاست. وگرنه ماله پسربچه ها هم کلا معلومه. هورمون جنسی، اگه سن پسر کمتر بود حتما این مسئله ، اون مسئله …..

    علم روانشناسی کاری و هدفی جز تضعیف و تحقیر و تهمت و کوبیدن مردان و در کنارش منافع زنان نداره. یک راهشون به کمک زنان و بیشتر با سواستفاده از روان زنان (که خوب میدونن چطوره). برا همینه که مثلا حداکثر و کم کم تمام روانشناسان در دنیا زن هستند

    در روانشاسی مثلا با بازی کردن با کلمات و تفسیرها و غرق کردن در این مسائل و فکرها، واقعیات و فکر ادما و خوده ادما و همه چی رو قناس کردن!

    در مورد من مقایسه شدن و… از سن پایین بود

    2
    8
    1. پسرا اينقدر تو زندگيشون خوشبختن كه نيازى به اين چيزايى كه مى گى ندارن

      2
      2
  7. دو مورد غیرعادی دیگه هم برام اتفاق افتاد. اولیش با یک فرشته! دوم راهنمایی تموم کرده بودم و تابستون بود. ۱۳ سالم شده بود ولی لطفا از اون فکرها نکنید. حتما تا حدودی میل جنسی داشتم اما یادم نمیاد که زیاد بوده و احتمال زیاد از ۱۴ سالگی میل جنسی زیاد شده بود. تابستون یه شب خواب میدیدم که خونه پدربزرگم هستم(و احتمال زیاد یکی از پسرای فامیل هم اونجا با هم بودیم و مثل خیلی وقتها مشغول سرگرمی بودیم). فهمیدم که تو انباری چند تا جن هست. رفتم تو انباری جن ها رو بیرون کردم (در زمان کوتاه ۲۰-۳۰ و به شکل سریع و کلی بود). و جن ها که بیرون انداختم و نابود شدن، دو تا فرشته اونجا بودن که زندانی شده بودن. به شکل خاص و فرشته نبودن مثل ادم بودن ولی کلی و یکم ظاهرشون کلی و ساده و یکم تصویر غیرواضح بود. یکی از این فرشته ها که بهش نزدیکتر بودم….صحنه بعدی خواب یک لحظه تاریک و سیاه شده بود(مثل وقتی چشم میبندیم) و بهم الهام شد که با اون فرشته(نزدیکترم بود) با هم ازدواج کردیم! صحنه بعد تو یک شهر قشنگ مثل اروپا بودیم و و تو خیابون بزرگ و به نسبت خلوت که اسفالتش کاملا صاف و تمیز بود و یه مشت کبوتر هم بودن، با هم پیاده و تقریبا آهسته راه میرفتیم. اون زن چهره خاصی نداشت، قشنگ بود ولی نه اونطور خوشگل و یا با ارایش. چهره ش قشنگ و معمولی بود. بعدش تو پیادرو با هم راه میرفتیم. پیاده رو یک سبک خاصی داشت. پیاده رو صاف و کم ارتفاع و کاشی هاش یک مدل خاص بود(چند سال بعد تلویزیون دیدم که در یک کشور اونطوره. نمیدونم قبل از اون خواب هم نمونه ش دیده بودم یا نه. معماریش یه سبک خاص و قشنگه) و مغازه های تو پیاده رو که از کنارشون رد میشدیم سطح دیوار و شیشه هاش (به نسبت جاهای دیگه و عادیه دنیا) تقریبا صاف و مسطح بود. یه جور هنری بود. مثلا انیمیشن نبود، واقعی بود اما متفاوت و تقریبا شکل هنری داشت. تو خواب یه حس سبک و ساده ی رمانتیک داشتم. ولی بعد فهمیدم صبح شده و خواب بوده!

    مورد دومی در سوم دبیرستان بود. …………………………………
    ۳ ماه فکر و احساسم شبیه بچه های کم سن شده بود(خصوصا احساسم خیلی شباهت داشت). و بعد از چند هفته ای عاشق شده بودم و ۲ ماهی ادامه داشت.(در اون ۳ ماه و نیز تا ماهها بعد از اون میل جنسی نداشتم). اون ۳ ماه تو مدرسه… یه بار زنگ حسابان درس تموم شده بود و بچه های کلاس که سوال پرسیدن بعدش من دست بلند کردم و یه سوالی از معلم حسابان پرسیدم. سوالم……! ولی خل نبودم. سوالم جدی و فنی بود! روزهای بعدش میخواستم این سوال و چند سوال مربوط رو روی کاغذ چاپ کنم ببرم تو دفتر مدرسه از بقیه معلم ها و غیره در دفتر مدرسه بپرسم(بطور ناشناس جواب بگیرم). خدا رو شکر این کارو نکردم که همه خیال کنن… این سوالم از معلم حسابان یه کلمه ش…!
    بعد از حدود سه ماه اون حس و حال عاشقی، و اونطور حس نسبت به اون دختر(که چند سال از خودم بزرگتر بود) از بین رفت ولی ……………………………………………

    3
    3
    1. گفتم یه شهر اروپایی بود شاید فکر کنید زنم لخت و پخت بوده.. ولی نه کاملا با حجاب بود یه لباس مثل پوشش بعضی زنهای مسلمون کشورهای اسیایی و یا اروپایی بود ولی کامل و موهاش هم کاملا پوشیده بود (تو اون خیابون بزرگ که با هم راه میرفتیم از چند متر جلوتر خودمونو میدیدم). بعد تو پیاده رو شیشه های مغازه ها کاملا نو و تمیز و شفاف … بود. یک مغازش طلافروشی بود! محیطش و در و دیوار مغازه ها و… یک رنگ های نزدیک به هم و کلی داشت. محیط یک رنگ کلی نزدیک به نارنجی بود.
      ادم هنری نبودم و اتفاقی بود.

    2. این نظرم یکم بی ربطه اما کلی بگم. گفتم ولی…. (یاده این چیزا و … اون سالها میفتم گریم میگیره) بعدش اون حس عاشقی نداشتم ولی میخواستم به من توجه بکنه (این بهش نمیگفتم) (شاید چون ذیگه بهخاطر مسایلی کلا حالم و فکر و اعصابم راحت نبود و با گذشت زمان بدتر میشدم) فقط در روزای اول اونطور حال بد یه بار به نحوی پیشش گدایی و منت کشی میکردم، (کلا هنوز از نظر فکری تمام نرمال نبودم و هر چند ماه میفهمیدم که الان فکرم عادی تر شده و بعد از یک سال، یا فکر کنم یک سال و خورده ای دیگه فکرام کاملا عادی بود) و تا چندین سال اینطوری بودم و توجه میخواستم و خصوصا وقتی با توجهش به اقایون دیگه مقایسه میکردم بدتر ناراحت و عصبی میشدم. دردام کم بود که اینم روش بود و بعضی وقتها رو فکرم بود. و اواخر که دردام شدید شده بود و یادمه این درد دیگه خیلی وقتها بود. تو نت یه اهنگ غمگین دیدم و مدتی گوش میدادم (انگار درباره من بود). و بعد از مدتی، دردام خیلی شدید شده بود و این مسئله هم بدتر شده بود و دیگه اصلا ول کن نبود و شدیدتر منو میخورد. خیلی بد بود. بعد از ۴ سال و اندی حال بد دیگه بهتر شدم و دیگه فکر و مسئله اون دختر از بین رفت.

      1
      1
      1. اون منت کشی در روزای اول برای توجه کردن به من بود. خصوصا که چند روز قبلش یه بار واسه یه چیزه ساده و بی ربط به این چیزا چند لحظه کلامی حرفمون شده بود، به نحوی ازش معذرت خواهی میکردم که ببخشه. توجه نداشت و یا کمی از من اکراه داشت. و اینده هم بی توجه بود و من ناراحت بودم و یا غبطه میخوردم.

        1
        1
      2. اون دختر که گفتم چند سال از خودم بزرگتر بود یکی از خواهرام بود. ۴ سال بزرگتر از خودم. من از اول بخاطر تصادف و آسیب مغزی دچار بیماری دوقطبی شده بودم که اینطوری شدم. تو اون چند سال خیلی فشار روحی عصبی داشتم و درد و فشار این عشق غیرنرمال هم روش بود. اواخر زندگیم جهنمی شده بود. هرچی سنگه ماله پای لنگه. آخرش بخاطر حال خرابم بیمارستان بستری شدم و مغزم رو شوک برقی دادند و شروع به مصرف داروهای مناسب کردم و دیگه حالم به نسبت قبل بهتر شد و اون عشق هم از بین رفت و من و خواهرم رابطه مون عادی شد.
        اون آهنگ موسیقی و این بیتش بود که مقداری منو تسکین میداد: “شقایق کینه تو قلبش نداره، ولی با دشمنش سازش نداره / آره کوتاهه عمرش زیر رگبار، آخه گل طاقت ترکش نداره”. ماله احسان خواجه امیری است.

        بعضی وقتها اینقد حال آدم خرابه که توانایی گریه کردن آرزو میشه. آهنگهای غمگین برا چنین مواقعی خوبن.

  8. سلام
    به طور خلاصه میگم چون خیلی طولانیه.
    من الان یک پسر ۱۶ ساله هستم و در ۴ سالگی عاشق دختر دختر عمه ی مارم شدم و اون یک سال از من کوچیک تره.در طی این چندین سال متوجه شدم که اون هم انگار یه حس هایی به من داره و اینم بگم که به هیچ پسری به غیر از من اعتماد نداره.امسال یه اکانت فیک اینستاگرام درست کردم و اتفاقی دیدم که اون هم به تازگی پیج باز کرده بعد از چندین روز و کلی استرس یه پیج واقعی برای خودم زدم و اون رو فالو کردم بعدش اون هم منو فالو کرد و تمام فعالیت هام رو دنبال کرد.میخوام بگم که من قصدم جدیه از لحاظ آینده با اون و نمیتونم خددم رو با کس دیگه و یا اون رو با کس دیگه ای تصور کنم و اینکه نمیخوام الان باهاش رابطه داشته باشم چون با این چیزا موافق نیستم چون ممکنه در طی چندین سال آینده به مشکل بخوریم و من میخوام در آینده با اون ازدواج کنم و میخوام یجوری الان به اون بگم که من هستم(منظورم اینه که یعنی میخوام تا همیشه کنارت باشم)انا نمیدونم چیکار کنم.از لحاظ ادب هم من و اون مشهور ترین باادب بچه های فامیل هستیم.پدر اون از لحاظ رفتاری کلاّ یکم شکاک تشریف داره. بخاطر همین قصد حضور جدی من الان نیست و حدود ۱۰ سال دیگه س.راستی از لحاظ درس هم هر دومون عالی هستیم و انشالله میخوام پزشک بشم که به آرزو هام برسم.به نظرتون راه درستی رو در پیش گرفتم؟(اینکه الان اقدام نکنم و نزنم همچی رو خراب کنم بلکه من میخوام آیندم رو با اون تضمین کنم)

    7
    2
    1. سلام دوست عزیز،
      داستان مفصلی بود ممنون که به اشتراک گذاشتین.
      هر چیزی باید مسیر خودشو طی کنه، برای اتفاق افتادن ها عجله نکنید مثل همینکه شما با ۱۶ سال نمیتونید کنکور بدهید و باید به مقطع تحصیلی مورد نظر برسید و صبر نیازه.
      این داستانی هم که تعریف کردین مثل همین مثاله بزارید تکامل طی بشه به زور نمیشه چیزی و درست کرد

  9. سلام ویکی روان ازت خواهش میکنم کمکم کن. من ۱۵ سالم هست و عاشق خواهر دوست که ۷ سالش هست شدم. نه میتونم بگم و نه میتونم پنهون کنم. نمیخوام هم فراموش کنم. ببینید هم من با اون ۸ سال تفاوت سنی داریم و هم خانوادش میلیونره. خانواده من هم بی کفن زنده. چطوری میتونم بهش برسم؟؟ ویکی روان ازت خواهش میکنم.

    3
    1
    1. سلام، دوستی و علاقه خیلی خوبه اما زمان داره، دوست گلم دوستی شما خیلی زیبا و قابل احترامه اما پیشنهاد می کنیم در زمان مناسب به این موضوع بپردازید، الان زمان مناسبی نیست

    2. سلام
      من یه پسرم و13سالمه واقعا به این نیاز دارم که باجنس مخالفم دوس بشم آدم دختربازی نیستم ولی میخوام با یه دختر دوست بشم یا باهاش چت کنم به نظرشما مشکلی نداره ومن عاشق شدم لطفا جواب منوبدید؟

  10. از بچگی پسرداییم من رو دوست داشت بعد از رفتار و حرکاتش من هم عاشقش شدم. الان بعد از ده سال که من به سن ۲۴ سالگی و اون به سن ۲۶ سالگی رسیده دو تا مون بزرگ شدیم دو سال پیش بهش گفتم دوستش دارم اونم به دوست داشتن من اعتراف کرد ولی الان زنداییم به مامانم زنگ زده گفته میخواد برای پسرش بره خواستگاری وضع مادیشون از ما بالا تره و جزو افراد مرفع به حساب میان در صورتی که زندگی ما متوسطه. نمیدونم چیکار کنم از بعد از ظهر تا الان قلبم داره میاد تو حلقم. دارم دیونه میشم این یه نامردیه بزرگه من چه جوری فراموشش کنم؟؟؟

    3
    2
  11. سلام من یه پسر ۱۳ ساله ام تو سن ۹ یا ۱۰ ساله گی عاشق یه دختر شدم ک حتا نمیشناسمش یه بار روز عاشورا دیدمش بار اول بود تا تو چشاش نگاه کردم عاشق شدم تو این چند سال تونستم پنهون کنم ولی بلاخره مامانم فهمید و از زیر زبونم کشید اون موقع خیلی نصیحتم کرد ولی من گفتم دوسش دارم گفت فراموشش کن نکردم تو این ۳ ۴ سال بیشتر روز ها دنبالش گشتم ولی بلاخره پیداش کردم خونشونو بعد از پیدا کردنش چند بار دیدمش ولی خب همش ماسک زده بود و فقط تونستم تو چشاش نگاه کنم حالا دوباره چند روزه دلم براش تنگ شده هر چی هم میرم دنبالش دیگه نیست هر بارم میخواستم برم بهش بگم یه اتفاقی افتاد مادرم هی بهم میگه داری اشتباه میکنی ولی همش بهش میگم دوسش دارم خب واقعا دوسش دارم هر بار هر اتفاقی می‌افتد میگم فدای سرش خیلی دوسش دارم خیلی ن میتونم فراموش کنم ن میخوام شاید خیلی ها بگن تو هنوز بچه ای این حرفا برا تو زده یا چیز های دیگه……… من از این افراد کمک نمیخوام لطفا منطقی باشید هر جا میرم به فکرشم آیا این به نظر شما عشقه؟ هست ولی میخوام بدونم اگه من یه روز من بهش بگم به نظر شما قبول میکنه حرفا مو؟ کمکم کنید تروخدا

    1
    1
    1. (دلم نمی خواد کسی که منو میشناسه بفهمه همچین پیامی به کسی دادم) گفت:

      سلام درکت میکنم. حق داری. راستش خیلی از مردم عشقشونو تو بچگی یا نوجونی پیدا میکنن. و خب آره این اسمش عشقه . تو عاشق شدی . و هیچجوره نباید ازش دل بکنی (اصلا نمیتونی). خودمم خیلی دلم میخواد که به یه کسی همچین چیزی بگم, اما خب همش میترسم. از اینکه آیا اون خودش میدونه که عاشق من شده یا نه قطعا شده اما اینکه خودش دقیقا میدونه یا نه رو نمیدونم. حالا فعلا صبر کن برا این حرفا بزار بزرگ تر شی بهش بگو اونوقت احتمالش بیشتره که درک کنه اگه میدونی کجا زندگی میکنه و اینا. خب منتظر روزی باش که بیرون همو ببینین و بعدش یکم باش حرف بزن (هر حرفی) تا کم کم باهات صمیمی بشه و اینکه بری خونشون برا بقیه غیرطبیعی نباشه

  12. منم توی سن ۱۱ سالگی عاشق یه دختره شدم ولی اینقد عاشقش بودم الان که ۲۴ سالمه هیچ وقت نه به خودش گفتم عاشقشم نه به هیچکس دیگه فقط براش آرزوی بهترین ها رو میکنم خیلی از لحاظ درسی افت کردم ولی الان سعی ام رو زندگی که لایق هست رو بسازم شاید به امید اینکه یه روزی بهش بگم چقدر دوسش دارم…

    8
    2
  13. اره از ۱۰ سالگی عاشق یک پسر شدم
    الان ۱۱ سالمه
    روز تولدم عاشقش شدم
    خب با خواهرش که (الان ۱۵ سالشه) در میان گذاشتم خیلی هم خوشحال بود
    و به دوستام هم گفتم
    همه گفتن ادامه بده اینجور چیزا
    حالا منم بعد چند وقت بهش گفتم(به همون پسری که عاشق شدم)
    و ببخشید ببخشید منو بوسیدو گفت: اره عاشقتم دوست دارم از این حرفا
    اونم الان ۱۳ سالشه
    خیلی راحت میتونم باهاش ازدواج کنم چون واقعا خانواده خوبی دارن
    و پسر درس خوانیه کلا میخواد دکتر شه
    هیچوقت نباید عشق در کودکی رو مشکل ببینید:)
    من به پدر مادرم نمیگم چون بدجوری منو میکشن مخصوصاً دوتا برادرم خیلی روی من حساسن
    هرچی که باشه عشق در کودکی درسته:)
    امیدوارم که موفق و سر زنده باشید❤️

    15
    3
  14. من یه پسر ۱۳ ساله ام یه جایی کار میکردم تازه میرفتم اونجا یه ۵ روز بود
    روز ۵ که رفتم اونجا دیدم یه دختری که ۲ یا ۳ سال از من کوچکتره تازه اومده بوده اونجا
    من تا با نگاه اول دیدمش عاشقش شدم نمیدونم اصلا یه حس خیلی عجیبی بود
    از خونه تا کارم تقریبا یه ۲۰ دقیقه راه بود
    و همه ی کسایی که میرفتن اونجا خونشون نزدیک بود
    ولی من خونم نسبت به اونجا دور بود
    یه روز داشتم با دوچرخه بر میگشتم نزدیک خونمون رسیدیم که اونو دیدم فک کنم خونش اونجا بود خیلی تعجب کردم
    ولی اون خونسرد بود
    من الان میترسم که روزی بره و دیگه نیاد اونجایی که کار میکنیم
    من خیلی عجیب عاشقش شدم واقن عجیبه اصلا حسم عوض میشه تا اونو میبینم غرور پیدا میکنم تا میبینمش
    کاش بشه بهش برسم
    نمیدونم اون حسش نسبت به من چیه
    فک کنم علاقه یه طرفه هست
    لطفا کمک کنید
    اصلا من نمیدونم چرا عاشقش شدم و همش با خودم میگم اخه تو این سن و سال
    خواهش میکنم کمکم کنید چیکار باید بکنم

    2
    7
  15. سلام به نظر شما عشق فامیلی درسته یا نادرست؟ لطفا جواب را بگید

    6
    1
  16. سلام من علی اصغر هستم و ۱۴سالمه ۱۰ساله که بودم عاشق دختر دختر خالم شدم اون حالا ۱۰ساشه و با رفتاری که نسبت به من داره میدونم اون هم من را دوست داره مثلا هرچی من میگم قبول میکنه، میخوام بهش حسم را بگم ولی میترسم به بقیه بگه و کارم تمومه به نظرتون بهش بگم یا باز هم صبر کنم؟
    چون شاید تا اون وقت بره با یکی دیگه میخوام بگم و خودما راحت کنم.
    حالا چیکار کنم بگم یا نه؟

    3
    2
  17. سلام کلاس چهارم ابتدایی درحال بازی و دختری بنام کیمیا با داداش کوچکترش از تهران وارد شهر ما و مدرسه ای که بودم شدن از همان روز های اول دلم لرزید کیمیا کلاس دوم بود و همیشه از دور حواسم بهش بود چون خجالتی بودم احساس میکردم اونم دوسم داره خلاصه سال بعد از اون مدرسه رفتن و سال بعدش ما هم کوچ کردیم رفتیم جای دیگ روز اول که مدرسه جدید رفتم تو صف مدرسه کیمیا رو دیدم وایییییییی نمی دانید چقد خوشحال شدم قلبم تند تند میزد ۱ سال در آن مدرسه شهید وفاداری از دور عاشقی میکردم و تنها چیزی که بهم میگفت اونم عاشقمه این بود که بعد مدرسه کیمیا سربالایی به طرف خانه برعکس راه میرفت و من سر پایینی برعکس و همدیگه رو نگاه میکردیم . هر روز میرفتم خونه گریه میکردم ..سال بعد من از اون مدرسه بدیل راهنمایی شدنم جدا شدم …
    فقط ۳یا چهار بار در بازار و ماه محرم می‌دیدم کیمیا رو اتفاقی…
    یک سال بعد یهو غیب شد کل شهر زیر چشمی نگاه کردم نبودددددد یهووووو عشقم غیب شد گفتم خدایاا فقط بزرگترین ارزوم اینه که یک بار دیگه ببینمش قول میدمم بدم ازش سوال کنم و بگم که من عاشقتمممممممممم
    کیمیا نوری منو دریاب

    1
    6
  18. سلام بر دوستان اهل قلم
    من یه پسر ۸ ساله بودم…که عاشق شدم..یه دختر که کمترین ایراد و زیبا ترین چهرهالان ۵ سال و ۴ ماهه ندیدمش حتی یادمه کی عاشق ستاره زندگیم ستاره اسمونم و خانوم ستاره ۶ مرداد سال ۹۵
    خلاصش کنم موسیقی گوش میدم یادش میفتم فیلم یادش خواب یادش بیداری یادش…ارزو میکنم خوابشو ببینم…وقتی صدای ختدش میاد تو ذهنم دستم شول میشه چهرشو میبینم نا خواسته لبخند عمیقی رو صورت حضور میدا میکنه… خیلی در به درشم هی توی اینترنت اسمو فامیلیشو سرچ میکنم شاید نشونی چیزی ازش بیاد ولی … به عکسم راضیمخودم فکر میکنم عاشقشم و تصمیم به اقدام در بزرگ سالی دارم… اما نگرانشم که شاید اصلا به دردش نخورم و یه زن نیتونه از لحاظ جن*ی راحت برای بار دوم ازدواج کنه به نظر شما من اگه برم خواستگاریش و برای اشنایی ایرادی داره تصمیم دارم در ۲۳ سالگی اقدام کنم یعنی ۱۰ سال دیگه به نظر شما چه سنی مناسبه

    1
    1
  19. سلام بر دوستان اهل قلم
    من یه پسر ۸ ساله بودم…که عاشق شدم.یه دختر که کمترین ایراد و زیبا ترین چهره..الان ۵ سال و ۴ ماهه ندیدمش حتی یادمه کی عاشق ستاره زندگیم ستاره اسمونم و خانوم ستاره ۶ مرداد سال ۹۵
    خلاصش کنم موسیقی گوش میدم یادش میفتم فیلم یادش خواب یادش بیداری یادش…ارزو میکنم خوابشو ببینم…وقتی صدای ختدش میاد تو ذهنم دستم شول میشه چهرشو میبینم نا خواسته لبخند عمیقی رو صورت حضور میدا میکنه… خیلی در به درشم هی توی اینترنت اسمو فامیلیشو سرچ میکنم شاید نشونی چیزی ازش بیاد ولی … به عکسم راضیم..خودم فکر میکنم عاشقشم و تصمیم به اقدام در بزرگ سالی دارم… اما نگرانشم که شاید اصلا به دردش نخورم و یه زن نیتونه از لحاظ جن*ی راحت برای بار دوم ازدواج کنه به نظر شما من اگه برم خواستگاریش و برای اشنایی ایرادی داره تصمیم دارم در ۲۳ سالگی اقدام کنم یعنی ۱۰ سال دیگه به نظر شما چه سنی مناسبه

    2
    1
  20. سلام خدمت شما
    من یه پسر ۸ ساله شدم عاشق یه دختر زیبارو.. عاشق دیوونه بازیاشم …ستارم…ستاره اسمونم..ستاره زندگیم… ستاره خانوم…من ستاررو تو یه مراسم دیدم اول هیچ حسی بهش نداشتم بعد یهو بعد اخرین روز که چند جلسه همو دیدیم چند روز بعد همش خوابشو ریدم همش تو ذهنم بود دوسال تونستم صبر کنم ولی دیگه خیلی برام سخت بود شروع کردم به یاد گیری نقاشی تا بتونم حداقل عکسشو پیش خودم داشته باشم از شما چه پنهون تصمیم دارم ۱۰ سال دیگه برم خواستگاریش جهت اینکه ببسنم واقعا اون عشقم فقط یه عشقه یا تفاهمم هست نمخوان زتدگیشو خراب کنم که تا اخر عمر بیوه بمونه خواهشا یه راهنمایی بکنید بگید عشقم واقعیه و یا دارم کار درستو میکنم… ولی شما هر چی بگی من نمتونم بهش فکر کنم…

    11
    1
  21. سلام
    خواهش میکنم مطلب رو زیر ۱۸ سال نخونه!
    من در ۱۱ سالگی عاشق شدم و پسره ۱۳ سالش بود اول فکر میکردم که عشقم رو بهش بگم میره به مامانش میگه و شر میشه ۳ سال بعد ۱۴ سالم و ۱۶ سالش بهش عشقمو گفتم و دقیقا گذاشت رفت ۱ سال کاریم نداشت یک سال باهام حرف نزد تا بعد یک سال از طریق خواهرش بهم پیامی رسوند که قرار ملاقات باهم بزاریم منم خانواده‌م این قضیه رو میفهمیدن میکشتن بخواتر همین خانوادش رفتن مسافرت با خانواده من (خیلی صمیمی بودیم) و ما یک قرار ملاقات گذاشتیم تو خونه پسره ولی مشکلی که بود برادر بهترین دوستم اونم از بچگی عاشق من شده بود و همون روز که منو پسره قرار ملاقات داریم میاد و جلو منو میگیره میگه تو غلط میکنی بری با من ازدواج کن‌و این حرفا ۱ سال نذاشت برم ۱ سال با عشق فیک سر کارش گذاشتم با بوسه های فیک بالاخره میفهمی عشق من فیکه و ولم میکنه منی که ۱۶ سالمه و پسره ۱۸ سالش بالاخره به سختی قرار ملاقات میزاریم عشقشو بهم میگه و باهام لب میگیره اونم خطرناک وقتی شد ۲۰ سالم و ۲۲ سالش با ارتباط جنسی برقرار کردیم هر شب کارمون بود وقتی شد ۲۲ سالم و ۲۴ سالش ازدواج کردیم و ۱ ماه بعد ازدواج دخترای ۲ قلو اوردیم و خلاصه الان ۳۰ سالمه سالم ترین زندگی رو دارم بدون دعوا و دوتامون روان شناس هستیم
    دختر من پسر من تو کودکی عاشق شدن سالم ترین و بیگناه ترین عشقه خواهش میکنم پدرو مادرای عزیز بزارین ازدواج کنن وگرنه در اینده ضربه میخورن

    10
    2
  22. من در ۵ سالگی عاشق شدم و تا الان که ۱۰ سالمه هنوز عاشقش هستم درسته ممکنه بگید که من خیلی سمج هستم و اومدم تو اینترنت سرچ کردم راستش من بیشتر از سنم میدونم و این خیلی بده

  23. من 10 سالمه و عاشق یک خانوم آمریکایی زیبا و 40 یاله شدم و میخوام شدت عشقم خیلیییییی بیشتررررررررر بشه چیکارکنم؟!

    1
    3
  24. سلام من در سن ۱۰ سالگی عاشق شدم وحالا ۱۶ سالمه نمیدونم که این عشق یک طرفه هست یا دو طرفه ویکی روان لطفا کمک کن و شما دوستان عزیز اگه فکر می‌کنید باید ازش بپرسم لایک ویا نپرسم دیس بدین لطفا

    2
    1
    1. من گفتم هنوز که هنوز که الان ۱۲ سالمه دلم میخواست هیچوقت نمی گفتم آنقدر خجالت میکشم میرم خونشون و… نگو تو دلت نگه دار تا وقتش بشه نصیحت من به تو

  25. سلام من در سن ۱۰ سالگی عاشق شدم وحالا ۱۴ سالم ونمیدونم عشق دوطرفه است یانه
    ( می ترسم ازش بپرسم شاید بره به یکی بگه بد بدبخت بشم )
    لطفا لطفا ویکی روان کمکم کن

  26. سلام من در سن ۱۰ سالگی عاشق شدم وحالا ۱۴ سالم ونمیدونم عشق دوطرفه است یانه
    ( می ترسم ازش بپرسم شاید بره به یکی بگه بد بدبخت بشم )
    لطفا لطفا ویکی روان کمکم کن

  27. من ۱۴ سالمه و دختر عموم که تازه وارد پیش دبستان شده همش دوست داره به من دست بزنه هی به من نگاه می‌کنه
    نمیدونم چکار کنم
    منم اصلا ازش خوشم نمیاد

    1. اسلام من 13 یا 14 ساله بودم دختر همسایه ما به من ابراز علاقه کرد و گفت که دوستم داره ولی من از سر نادانی و بی عقلی قبول نکردم. الان پشیمان هستم ولی الان تصمیم گرفتم که برم دنبالش چون همیشه دنبال کسی برو که دوستت داره

  28. خیلی نگرانم…دختر ۷سال ونیمه ام با هزار خجالت واضطراب خواست فکری ک همش تو ذهنشه بهم یگه…بعد گفت خجالت میکشم پس رو کاغذ مینویسم…قلبش داشت میومد تو دهنش بعد نوشت که فلانی رو که اون لااقل ۱۶ سالشه دوست داره…من خواستم ذهنشو ببرم به این سمت که خب چون پسره مودب و خنده رویی هست منم دوسش دارم و تو هم جای یه برادر دوسش داری و…نیگفت تو ذهنم فکر میکنم‌ باهاش ازدواج کردم…
    چکارکنم راهنماییم کنید؟

  29. سلام و عرض خسته نباشید خدمت دوستان محترم و عزیزانی که وقت گذاشتن تا به این نوع سوالات جواب بدن.

    من یک پسر ۱۶ ساله هستم با کمی تفاوت. از کودکی ویژگی‌های زیادی داشتم و هنوزم دارم

    احساس می‌کنم به درک درستی رسیدم و اما جای خالی اعتماد خانواده به خودم رو حس می‌کنم

    من عاشق که نه ولی یک دختر خانم رو از نظرم مناسب دونستم و علاقه پیدا کردم. پدر و مادرم مخالف هر گونه ارتباط فیزیکی و مجازی بین من و ایشون هستند.

    از نظر خودم به درک درستی از خوب و بد رسیدم و می‌تونم قابل اعتماد باشم.

    تفاوت سنی من و ایشون یک سال هست.

    پدر و مادرم دلایل منطقی مبنی بر عشق در سنین بالاتر و مفید بودن به دلیل کامل‌تر بودن ویژگی‌های عقلی میارن؛
    ولی حتی فرصت کسب تجربه رو هم ازم گرفتن!

    مغزم رو در قفس “چرا” های زندگیم حبس کردم
    بنظرم ارزش و جنبه اعتماد رو دارم

    اما راه درست چیه؟!

    1. سلام به همه… دوست عزیز اتفاقا منم مورد شما رو داشتم ..
      وقتی ۶ سالم بود عاشق دخترخاله ی دختر داییم شدم.
      اون یه داداش داشت که دوست صمیمی من بود. یه بار بهش گفتم خواهرتو دوست دارم شوکه شد تعجب کرد و به
      گفته خودش مشکلی با رابطه من خواهرش نداشت.
      الان من ۱۳سالمه خواهر اون ۱۲ سالشه و اون به خواهرش گفته که من بهش علاقه دارم
      اول فکر کردم بده که گفته بعد با خودم گفتم خوب شد که گفت الان چند وقته که باهم رابطه داریم و حتی یه بار همو بو.سی.دیم خانواده هامون هم مشکلی با این قضیه ندارند ………………….از من به شما نصیحت به کسی بگو که مورد اعتمادت باشه عشق چیزی نیست که بخوای ساده از دستش بدی پس برو دنبالش از هیچی هم نترس اگر خواستی به والدینت بگه اول به مادرت بگو مادرا بیشتر بچه هاشون رو درک می‌کنن………………با تشکر فراوان از ویکی روان برای به اشتراک گذاشتن این مطلب

  30. سلام. من دختری 13 ساله هستم و از یه پسری خوشم میاد که چهار سال ازم کوچیک تره. من واقعا دوسش دارم. ولی هر موقع میخوام ابراز کنم ازش خیلی خجالت میکشم. میترسم بره به مامانش بگه و داستان بشه. مخصوصا چون به مؤسسه مادرم میاد برای مادرم هم داستان میشه. خلاصه به هرکی میگم حسابی مسخرم میکنه و قضاوتم میکنن. هیچکس نیست باهاش حرف بزنم.. من واقعا اونو دوست دارم ولی اون هنوز خیلی کوچیکه. نمیخوام تا ابد ازم متنفر بشه. کلا پسری هم هست که احساساتش رو زیاد بروز نمیده. برای همین نمیدونم حسم دو طرفه هست یا نه. با اینکه یه بار از زبونش کشیدم و بهم گفت از یکی دیگه خوشش میاد، اما بازم حس میکنم یه جور دیگه با من صمیمیه. این حرفا م برای این زدم چون میخواستم فقط راحت بشم و حرف دلمو یه جایی بنویسم. مهم نیست که هیچکی نخونه و جوابمو نده. فقط با این کار یذره از فشاری که رومه کم میشه.

    1. سلام عزیزم نه جوابتو میدیم من درکت میکنم من می خوام باهات دوست شم قبول میکنی؟ببین عزیزم دلشو ببر یعنی یکم بمون هجده سالتونه بشه اونم هجده سال بشه بعد بهش ابزار علاقه کن شاید خانوادت باهات قهرم کنن اما بعد از یکم آشتی میکنن خودمم تو چنین وضعیتی هستم مامان بزرگم هم بود این کار رو کرد الان داره خوب زندگیشو میکنه

  31. سلام.
    من 13 سالگی عاشق یک دختری به اسم تینا شدم.
    بعد یک هفته دیگه هیچ وقت با من صحبت نکرد.
    من میتونم باهاش صحبت کنم هنوز ولی نميدونم چی بگم.

    1. سلام عزیزم ادامه بده برو بهش ابزار علاقه کن شاید درست بشه ای رو بدون اگه الان بکنی ممکنه جواب مثبت بگیری یا منفی ولی اگه طولش بدی دیگه جواب مثبتی وجود نداره چون ازداوج میکنه اگه هم رد کرد بهش نشون بده چقدر براش میمیری من خودمم این کار رو کردم اول دوستم نداشت الان عاشقمه

  32. من نه سالمه ماه دیگه هم ده ساله میشه عاشق یکی از پسردایی های مامانم شدم مامانم هی دعوام میکنه از نه سالگی این عشق رو داشتم حتی براش نامه مینوشتم شمارش رو حفظ کردم و… به خاطر این موضوع می خوایم جای گارمین رو عوض کنیم و منم نمیتونم تنهایی بیرون برم فکر میکنم این عشق دو طرفست چدن اونم زیاد دورم میچرخه و باهام حرف میزنه به نظرتون چی کار کنم ترکش کنم؟ لطفا جواب بدین

  33. سلام من دختری نه ساله هستم که ماه دیگه ده سالم میشه از پنج سالگی عاشق یکی از پسر دایی های مامانم شدم ولی مامانم دعوام میکرد و میکنه هنوز ازش دست نکشیدم اونقدر عاشقش شدم که یهویی ماه پیش پریود شدم حتی براش نامه کینوشتم شمارش رو حفظ کردم براش قلب فرستادم بهش پیام دادم دوستان شما هم بهم پاسخ بدید فکر میکنم اونم عاشقمه چون زیاد پیشم میاد و یا شمارم رو میخواست و باهام خیلی حرف میزنه حتی یه بار لب به لب شدیم ولی به خاطر این موضوع داریم منطقه مون رو عوض میکنیم منم نمیتونم باهاش هجده سالگی ازدواج کنم وگرنه خانوادم باهام قهر میکنن به نظرتون چی کار کنم؟لطفا جواب بدین

    1. تو واقعا توواین سن خیلی کوچیکی که بخای لب به لب بشی ازت شماره بخان وقتی بزرگ شدی میتونی با کسی تو رابطه باشی البته خودمم بزرگ نیستم در اون حد ولی خب منطق خودم بت گفتم چون خانواده مهمتره

  34. من عاشقم نمتونم یک روز نرم کنارش از ده سالگی عاشقم تا یازده سالگی اینم همینطور دنبالش میرم میگم عاشقتم میخنده بعضی وقتا هم حرف میزنه بی زحمت جواب میدهید عاشقم یا نه راستی پسرم

    1. اره این عشق ولی خب اینقد نزدیک نباش بهش چون حس میکنه هولی راحت بهش بگو دوست دارم میای تو رابطه یانه

  35. عاشق یک دختر از ده سالگی تا یازده سالگی اونم سنش اونجوری شبا قصه نخورم بهش میگم عاشقشم می‌خنده بعضی وقتا هم حرف میزنه میشناسمی منم عاشقانه یا نه من که پیش از حد

  36. شصت خط نوشتی ولی یک کلام نگفتی وقتی گفا من عاشق فلانی شدم باید چه برخوردی داشته باشیم!!!

  37. سلام دوستان من پسر ۱۳ ساله ای ام که تو سن ۶ سالگی عاشق دخترخاله ی دختر داییم شدم. و جالب بدونید من و اون هر دو تو یه روز به دنیا اومدیم (دروغ نمیگم)ما همه کرمانشاهی هستیم ولی من به خاطر کار بابام تو بوشهر زندگی می‌کنیم و فقط ۴ ماه از سال رو می‌ریم کرمانشاه. خوشبختانه من اونو دو یا سه بار در سال میبینم ولی انقدری عاشقشم که نمی تونم تو خودم نگه دارم. اون یه پاداش داره که اتفاقا
    دوست صمیمی منم هست.یه بار از دهنم پرید و به دادشش گفتم اونم مشکلی نداشت و بهم گفت که خواهرم کمی به تو علاقه داره. الان نمی دونم چیکار کنم زود برداشت نکنید شما که نمیدونید تو ذهن من یا تمام کسایی تو سن کم عاشق میشن چی میگذره .فردا به خاطر مریضی شدیدی که مادر بزرگ مامانم داره داریم شهر خودمون و به احتمال زیاد من عشقم رو ببینم لطفا بگید که بهش چی بگم چون دیگه نمیتونم خودم رو کنترل کنم خب عاشقشم …………….ممنون از ویکی روان

  38. سلام من تو 11سالگی عاشق یه پسر شده بودم خودمم یک دختر هستم به هیچکس نگفته بودم ولی مامانم خودش از یجا یی میدونست ولی میگفت عاشقش نباشم چون تو سن مناسب نیستم آخه من بخاطر مهربونم و خوش قلبی اون رو دوست دارم چی کار کنم میشه بگین ؟؟؟

  39. من ۱۳ سالمه و خب واقعا ع ینفر خوشم میاد و اون الان اونور آب راستش نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم ولی بهتون میگم تو کودکی عاشق نشین شدین هم خیلی قشنگه ولی بهتون آسیب میزنه و خب عشق عاشقی تو کودکی اصلا واقعیت نداره یعنی عشق واقعی نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا