
در جلسات مشاوره وقتی درباره فواید دعوا بین زن و شوهر صحبت می کنیم، اصلا منظور این نیست که فریاد زدن، تحقیر، تهدید یا آزار به رابطه کمک می کند. آنچه گاهی برای زندگی مشترک مفید است، تعارض سالم و بیان محترمانه اختلاف نظر است. زن و شوهر دو انسان متفاوت با پیشینه ای متفاوت هستند و طبیعی است که همیشه خواسته ها، حساسیت ها و برداشت یکسانی نداشته باشند. در روانشناسی زوج مسئله اصلی حذف کامل اختلاف نیست، بلکه نحوه روبرو شدن با آن است.
انجمن روانشناسی آمریکا نیز گفتگوی باز و صادقانه را از اجزای مهم یک رابطه سالم می داند. گاهی یک بحث درست چیزی را آشکار می کند که ماه ها پشت سکوت، دلخوری یا حدس زدن درباره ذهن همسر پنهان مانده است. فایده از خود دعوا نمی آید.
فایده از چیزی می آید که زوج بعد از اختلاف می فهمد و با آن چه می کند.
فهرست موضوعات بررسی شده
- چرا اختلاف نظر بین زن و شوهر اجتناب ناپذیر است؟
- مهم ترین فواید دعوا بین زن و شوهر
- دعوا چه زمانی می تواند تاثیر مثبت داشته باشد؟
- دعوای سازنده و دعوای مخرب چه تفاوتی دارند؟
- چگونه اختلاف را به یک دعوای سازنده تبدیل کنیم؟
- بررسی مثالی از تاثیر مثبت دعوا در زندگی مشترک
- آیا دعوا بین زوجین طبیعی است و زوج های سالم هم دعوا می کنند؟
- چه زمانی دیگر نمی توان از فواید دعوا صحبت کرد؟
- یادتان باشد که هر دعوایی برای زندگی مشترک مفید نیست
- سوالات متداول درباره فواید دعوا بین زن و شوهر
چرا اختلاف نظر بین زن و شوهر اجتناب ناپذیر است؟
پیش از بررسی فواید دعوا، باید یک نکته روشن باشد: اختلاف نظر در ازدواج به خودی خود نشانه مشکل نیست. زن و شوهر می توانند درباره موضوعی متفاوت فکر کنند و همچنان رابطه ای امن و محترمانه داشته باشند.
حتی دو نفر که علاقه زیادی به یکدیگر دارند، با تاریخچه زندگی متفاوت وارد ازدواج می شوند. سبک تربیتی، رابطه با خانواده، نگرش به پول، نیاز به تنهایی، میزان معاشرت، رابطه جنسی، تقسیم مسئولیت ها و حتی تعریف احترام برای همه یکسان نیست.
به همین دلیل شناخت ریشه اختلافات زناشویی کمک می کند بپذیریم تفاوت قرار نیست کاملا حذف شود.
مشکل از جایی شروع می شود که زوج تفاوت را به دشمنی تعبیر می کند. جمله «من با این تصمیم موافق نیستم» با «تو هیچ وقت نمی فهمی» یک معنا ندارد. اولی اختلاف را توصیف می کند، دومی شخصیت طرف مقابل را هدف می گیرد.
اختلاف نظر با دعوای مخرب یکی نیست
اختلاف نظر یعنی زن و شوهر درباره یک موضوع دیدگاه متفاوتی دارند. بحث سالم زمانی شکل می گیرد که این تفاوت را بیان می کنند، توضیح می دهند و برای فهمیدن یا حل آن تلاش می کنند.
اما دعوای مخرب وقتی است که هدف از حل مسئله به شکست دادن، تحقیر یا ترساندن طرف مقابل تغییر می کند.
اگر اختلاف بالا گرفته است، مهم است تشخیص دهید بحث هنوز درباره حل مسئله است یا به تحقیر، تهدید و تلاش برای شکست دادن طرف مقابل تبدیل شده است.
مهم ترین فواید دعوا بین زن و شوهر
اثر مثبت دعوا بیشتر زمانی دیده می شود که گفتگوی دشوار به اطلاعات تازه ای درباره رابطه منتهی شود.
در جلسات مشاوره با روانشناس در سایت ویکی روان بارها دیده ایم مسئله ای که ظاهرا درباره پول، خانواده یا کارهای خانه است، در لایه عمیق تر به احساس نادیده گرفته شدن، بی عدالتی یا نیاز به توجه برمی گردد.
در ادامه به بررسی تاثیر مثبت دعوا در زندگی مشترک از دید علمی و روانشناسی می پردازیم.
اگر در این زمینه نیاز به همراهی متخصص دارید یا احساس می کنید ازدواج تان از مسیر صحیح خارج شده است، می توانید از خدماتی مانند مشاوره تلفنی زوج درمانیر در ویکی روان از سراسر ایران استفاده کنید. حتی اگر ایران زندگی نمی کنید، امکان خرید مشاوره روانشناسی خارج از کشور با پرداخت ارزی در ویکی روان وجود دارد.
۱. شناخت نیازها و جلوگیری از انباشته شدن ناراحتی

بسیاری از نیازهای عاطفی تا زمانی که تعارضی شکل نگرفته به زبان نمی آیند. فرد شاید مدت ها ناراحت باشد اما تصور کند همسرش «باید خودش بفهمد». دعوا این تصور را می شکند و موضوع را آشکار می کند.
مثلا اعتراض درباره دیر آمدن همسر ممکن است در ظاهر درباره ساعت باشد، اما پشت آن احساس بی اهمیتی قرار داشته باشد. وقتی این لایه بیان می شود، زوج از جنگیدن بر سر زمان به فهمیدن یک نیاز عاطفی می رسد.
شناخت بهتر معنای صمیمیت هم کمک می کند بدانیم نزدیک بودن فقط به معنای کنار هم بودن نیست. توان صحبت کردن درباره نیازهای حساس نیز بخشی از آن است.
نبودن جر و بحث همیشه به معنای حل شدن ناراحتی نیست. بعضی افراد برای جلوگیری از هر نوع تنش، ناراحتی های کوچک را یکی پس از دیگری کنار می گذارند.
مدتی بعد یک اتفاق ساده باعث واکنشی بسیار بزرگ می شود، چون فرد در واقع به همان اتفاق پاسخ نمی دهد. مجموعه ای از دلخوری های قدیمی پشت واکنش او قرار گرفته است.
بیان به موقع نارضایتی اجازه می دهد مسئله در اندازه واقعی خودش بررسی شود. به همین دلیل هدف سالم این نیست که زوج هرگز اختلاف نداشته باشد. هدف این است که ناراحتی را پیش از تبدیل شدن به خشم مزمن یا فاصله عاطفی مطرح کند.
۲. حل مسئله، افزایش صمیمیت و تقویت مهارت گفتگو
وقتی تعارض به فهم متقابل و یک تغییر واقعی منتهی می شود، زوج تجربه مهمی به دست می آورد: «می توانیم درباره یک مسئله سخت حرف بزنیم و هنوز کنار هم بمانیم.» همین تجربه می تواند احساس امنیت را افزایش دهد.
البته دعوا به خودی خود صمیمیت ایجاد نمی کند. نحوه حل آن تعیین کننده است. اگر زوج بتواند اختلاف را بدون تخریب رابطه مدیریت کند، همان مسئله ای که می توانست فاصله ایجاد کند گاهی زمینه کاهش اختلافات زوجین با صمیمیت را فراهم می کند.
گفتگو درباره موضوعی که هر دو نفر نسبت به آن احساس قوی دارند، یکی از سخت ترین شکل های ارتباط است که بین زوجین دیده می شود.
درست همین جا مهارت واقعی مشخص می شود. آیا می توانید حرف همسرتان را تا پایان بشنوید بدون اینکه همزمان مشغول آماده کردن جواب خودتان باشید؟
گوش دادن فعال و شناخت مشکلات ارتباطی زوجین کمک می کند اختلاف از رقابت بر سر برنده شدن فاصله بگیرد. یک پژوهش درباره ارتباط و رضایت از رابطه نیز نشان می دهد نوع پاسخ زوجین در گفتگو با کیفیت رابطه ارتباط دارد.
۳. شناخت الگوهای تکراری و ترمیم رابطه
گاهی موضوع دعوا عوض می شود اما الگو تکرار همان است که همیشه بوده!
یک بار برای پول، بار دیگر خانواده همسر و دفعه بعد کارهای خانه. در همه آنها یک نفر احساس می کند شنیده نمی شود و دیگری احساس می کند دائما مورد انتقاد قرار گرفته است.
دیدن این چرخه ارزش زیادی دارد. چون به جای اینکه هر بار فقط موضوع جدید را حل کنید، سراغ الگوی اصلی می روید. برای نمونه اگر واکنش های تند و ناگهانی تقریبا در همه اختلاف ها تکرار می شوند، بررسی عصبانیت شدید همسر مهم تر از ادامه بحث روی موضوعات جزئی است.
رابطه سالم رابطه ای نیست که هرگز آسیب کوچکی در آن ایجاد نشود. تفاوت مهم این است که زوج بعد از ناراحتی چه می کند. عذرخواهی، پذیرفتن سهم خود، تغییر رفتار و برگرداندن احساس امنیت، بخش مهمی از فرایند ترمیم هستند.
پژوهش درباره بازیابی بعد از تعارض در روابط عاطفی نیز اهمیت توان خارج شدن از وضعیت تنش و برگشتن به تعامل عادی را بررسی کرده است. در عمل، یادگیری آشتی با همسر بعد از جر و بحث و عذرخواهی درست از همسر می تواند جلوی ادامه یافتن زخم تعارض را بگیرد.
دعوا چه زمانی می تواند تاثیر مثبت داشته باشد؟

برای اینکه از تاثیر مثبت دعوا در زندگی مشترک صحبت کنیم، چند شرط مهم باید وجود داشته باشد:
- هر دو نفر بتوانند بدون ترس حرف بزنند.
- توهین و تحقیر جای استدلال را نگیرد.
- هدف فهمیدن یا حل مسئله باشد، نه شکست دادن طرف مقابل.
- هر دو نفر سهم خود را در مشکل بررسی کنند.
- اختلاف بعد از مدتی به تصمیم، شناخت یا تغییر رفتاری برسد.
- پس از بحث امکان آشتی و بازگشت عاطفی وجود داشته باشد.
اینها مهم ترین پیش نیازهای دعوای سازنده در ازدواج هستند. در ادامه بیشتر توضیح می دهیم.
۱. وقتی درباره مسئله دعوا می کنید نه شخصیت همسرتان
جمله «وقتی بدون اطلاع دیر می آیی نگران و ناراحت می شوم» درباره یک رفتار مشخص است. جمله «تو آدم بی مسئولیتی هستی» شخصیت فرد را هدف می گیرد. این دو اثر کاملا متفاوتی دارند.
اگر قرار است اعتراض کنید، یادگیری روش درست انتقاد از همسر اهمیت زیادی دارد. اعتراض مشخص امکان اصلاح ایجاد می کند. حمله شخصیتی معمولا دفاع، خشم یا ضدحمله می سازد.
۲. وقتی هر دو نفر فرصت حرف زدن و شنیده شدن دارند
بحثی که فقط یک نفر در آن صحبت می کند و دیگری باید تسلیم شود، تعارض سازنده نیست. حتی اگر با نظر همسرتان موافق نیستید، ابتدا باید بتوانید بفهمید او مسئله را چگونه تجربه کرده است.
تنظیم هیجان نیز در اینجا مهم است. در یک مطالعه درباره تنظیم هیجان هنگام تعارض زناشویی، کاهش تجربه و رفتار منفی در جریان اختلاف با رضایت زناشویی بیشتر ارتباط داشت.
یعنی آرام کردن شدت واکنش به معنای نادیده گرفتن مسئله نیست. کمک می کند بتوانید درباره همان مسئله موثرتر حرف بزنید.
۳. وقتی اختلاف در نهایت به تصمیم یا شناخت تازه می رسد

لازم نیست هر بحث با توافق صددرصد تمام شود. گاهی نتیجه مفید این است که زن و شوهر بالاخره بفهمند چرا یک موضوع برای دیگری این قدر حساس است.
اما اگر هیچ شناخت یا تغییری ایجاد نشود و همان گفتگو بارها از نقطه صفر شروع شود، باید الگوی تعارض بررسی شود.
در این شرایط یادگیری حل تعارض میان همسران کاربردی تر از ادامه دادن یک جر و بحث تکراری است.
دعوای سازنده و دعوای مخرب چه تفاوتی دارند؟
با دقت جدول زیر را مطالعه کنید، شاید الگوهای مشابه در زندگی خود ببینید.
| دعوای سازنده | دعوای مخرب |
|---|---|
| تمرکز روی مسئله | حمله به شخصیت |
| بیان خواسته مشخص | اتهام های کلی مثل «تو همیشه…» |
| فرصت حرف زدن برای هر دو نفر | قطع کردن، فریاد یا خاموش کردن طرف مقابل |
| پذیرفتن سهم خود | مقصر دانستن کامل دیگری |
| ماندن روی موضوع فعلی | باز کردن پرونده تمام اشتباهات گذشته |
| امکان توقف و ادامه گفتگو | اصرار بر ادامه بحث در اوج خشم |
| رسیدن به شناخت یا راه حل | فرسودگی بدون هیچ تغییر |
| احساس امنیت | ترس، تهدید یا کنترل |
نشانه های دعوای سازنده در ازدواج
در یک تعارض سالم ممکن است هر دو نفر ناراحت یا حتی عصبانی باشند. سالم بودن به معنای بی احساس بودن نیست. تفاوت در نحوه ابراز احساس است.
- احترام در رابطه حفظ می شود.
- دو نفر تلاش می کنند منظور یکدیگر را بفهمند.
- امکان گفتن «اشتباه کردم» وجود دارد.
- توقف موقت بحث به عنوان تنبیه استفاده نمی شود.
- بعد از آرام شدن امکان برگشتن به گفتگو وجود دارد.
- هدف نهایی حفاظت از رابطه همراه با حل مسئله است.
این ویژگی ها با چیزی که در یک رابطه سالم با همسر انتظار داریم هماهنگ است. اختلاف وجود دارد، اما امنیت عاطفی در آن نابود نمی شود.
چه رفتارهایی تمام فواید دعوا را از بین می برند؟
فحاشی، تمسخر، تحقیر، تهدید، ترساندن، شکستن وسایل، کنترل کردن، اعمال زور، تهدید دائمی به جدایی و استفاده از نقاط ضعف همسر برای آزار او هیچ کدام «دعواهای مفید» نیستند.
یک الگوی ناسالم دیگر این است که یک نفر دائما برای پاسخ یا تغییر فشار می آورد و طرف مقابل کاملا از گفتگو کنار می کشد. پژوهش مربوط به الگوی demand-withdraw در تعارض زناشویی نشان داده این الگو با هیجان های منفی بیشتر و حل تعارض ضعیف تر ارتباط دارد.
اگر شدت خشم باعث می شود کنترل رفتارتان را از دست بدهید، مسئله دیگر فقط اختلاف زناشویی نیست و یادگیری مدیریت و کنترل خشم اهمیت مستقلی پیدا می کند. اگر این الگو تکرار می شود، بررسی علت واکنش های شدید اهمیت بیشتری پیدا می کند.
چگونه اختلاف را به یک دعوای سازنده تبدیل کنیم؟
هدف این بخش حذف تمام اختلاف ها نیست. هدف این است که تعارض قبل از تبدیل شدن به تخریب رابطه متوقف و هدایت شود. برای جزئیات بیشتر می توانید راهکارهای جلوگیری از دعوای مخرب در روابط را هم بررسی کنید.
۱. قبل از بحث مسئله واقعی را مشخص کنید
با «تو اصلا به من اهمیت نمی دهی» وارد گفتگو نشوید. از خودتان بپرسید دقیقا چه اتفاقی افتاده که ناراحتم کرده است. هرچه مسئله مشخص تر باشد احتمال رسیدن به راه حل بیشتر است.
به جای «هیچ وقت کمک نمی کنی» بگویید: «وقتی بعد از شام همه کارها روی دوش من می ماند خسته و عصبانی می شوم. می خواهم ظرف ها را تو جمع کنی.» اکنون طرف مقابل می داند درباره چه رفتار مشخصی صحبت می کنید.
۲. هنگام بحث از احساس و خواسته خودتان حرف بزنید
توضیح احساس با متهم کردن تفاوت دارد. «وقتی برنامه مان بدون اطلاع تغییر می کند احساس می کنم نادیده گرفته شده ام» اطلاعات می دهد. «تو خودخواهی» حمله می کند.
خواسته را هم روشن بگویید. خیلی از دعواها طولانی می شوند چون هر دو نفر بارها ناراحتی را توضیح می دهند، اما هیچ کس نمی گوید دقیقا چه تغییری می خواهد.
۳. بعد از دعوا برای ترمیم رابطه کاری انجام دهید
پایان فریاد زدن های زوجین به معنای پایان تعارض نیست و تمام شدن مشکلات نیست.
ببینید آیا نیاز به عذرخواهی، توضیح، تغییر رفتار یا یک توافق جدید وجود دارد. اگر قولی داده شده، اجرای آن بخش مهم ترمیم است.
گاهی یک جمله ساده مثل «از حرفی که زدم ناراحتم و می فهمم چرا آزارت داد» از ساعت ها توضیح موثرتر است. ترمیم رابطه دقیقا از همین نقطه اهمیت پیدا می کند.
بررسی مثالی از تاثیر مثبت دعوا در زندگی مشترک
گاهی بهترین راه فهم فواید بحث سالم، دیدن تفاوت میان موضوع ظاهری دعوا و نیاز واقعی پشت آن است.
مثال: اختلاف زن و شوهر بر سر وقت گذراندن با خانواده ها
تصور کنید زن از این ناراحت است که بیشتر جمعه ها به دیدن خانواده شوهر می روند. بحث با این جمله شروع می شود:
برای تو خانواده ات همیشه از من مهم ترند.
شوهر هم جواب می دهد:
تو از اول با خانواده من مشکل داشتی.
چند دقیقه بعد دیگر هیچ کس درباره برنامه جمعه حرف نمی زند. هر دو در حال دفاع از شخصیت خودشان هستند.
اگر همین تعارض سالم تر پیش برود، گفتگو شکل دیگری پیدا می کند. زن می گوید: «وقتی بیشتر تعطیلی هایمان از قبل برای دیدن خانواده برنامه ریزی می شود، احساس می کنم زمانی برای خودمان نداریم. دوست دارم حداقل دو جمعه در ماه برنامه دونفره داشته باشیم.»
شوهر نیز توضیح می دهد: «من فکر می کردم اگر کمتر برویم والدینم احساس می کنند از آنها فاصله گرفته ام. برایم مهم است رابطه ام با آنها حفظ شود، اما نمی خواهم تو احساس کنی اولویت نداری.»
موضوع همان است، اما حالا دو نیاز واقعی دیده می شود: نیاز زن به وقت دونفره و احساس اولویت داشتن، و نیاز مرد به حفظ رابطه خانوادگی. شاید توافق نهایی این باشد که بعضی جمعه ها خانوادگی و بعضی جمعه ها دونفره باشند.
فایده این دعوا این نبود که یکی برنده شد. فایده این بود که مسئله پنهان آشکار شد و زوج توانست از سرزنش به مذاکره برسد.
آیا دعوا بین زوجین طبیعی است و زوج های سالم هم دعوا می کنند؟
بله، اختلاف نظر در روابط سالم هم وجود دارد. اما این جمله نباید بهانه ای برای عادی سازی توهین یا خشونت شود. در مطلب اختصاصی ویکی روان با عنوان دعواهای طبیعی بین زوج ها این مرز با جزئیات بیشتری بررسی شده است، می توانید استفاده کنید.
تعداد دعوا معیار خوبی برای سنجش سلامت رابطه نیست
هیچ عدد ثابتی وجود ندارد که بگوییم زوج سالم باید ماهی چند بار اختلاف داشته باشد. موضوع مهم تر، شدت اختلاف، نحوه برخورد، مدت زمان تنش و توان ترمیم رابطه است.
یک زوج شاید اختلاف های کوچک بیشتری داشته باشد، اما آنها را سریع و محترمانه حل کند.
زوج دیگری ممکن است ماه ها دعوا نکند اما یک تعارض شدید چند روز رابطه را به سکوت، تحقیر و فاصله بکشاند. بنابراین شمارش دفعات به تنهایی اطلاعات چندانی درباره سلامت ازدواج نمی دهد.
دعوا نکردن همیشه نشانه رابطه خوب نیست
بعضی زوج ها واقعا مهارت ارتباطی خوبی دارند و بسیاری از مسائل را قبل از تبدیل شدن به دعوا حل می کنند. این وضعیت سالم است. اما در بعضی روابط، نبود دعوا نتیجه ترس از واکنش همسر، بی تفاوتی، اجتناب یا سرکوب ناراحتی است.
پس «ما هیچ وقت دعوا نمی کنیم» به خودی خود نه نشانه موفقیت است و نه نشانه مشکل. باید پرسید وقتی یکی از شما ناراحت یا مخالف است، آیا می تواند آزادانه و محترمانه حرف بزند؟
چه زمانی دیگر نمی توان از فواید دعوا صحبت کرد؟
مرز مهم این مقاله همین جاست. اختلاف سالم به شما اجازه می دهد حرف بزنید. تعارض ناسالم امنیت شما را از بین می برد.
وقتی دعوا با ترس، تحقیر، کنترل یا خشونت همراه است
اگر یکی از طرفین از واکنش دیگری می ترسد، آزادی رفت و آمد یا ارتباط او کنترل می شود، تهدید می شود، مورد آزار جسمی یا جنسی قرار می گیرد یا دائما با تحقیر و آزار روانی مواجه است، نباید این وضعیت را «دعوای طبیعی زن و شوهر» نامید. در حقیقت شناخت تعریف خشونت در روانشناسی کمک می کند این مرز با اختلاف روزمره اشتباه گرفته نشود.
سازمان جهانی بهداشت خشونت شریک عاطفی را فقط به آسیب جسمی محدود نمی کند و آزار روانی و رفتارهای کنترل گرانه را نیز در این چارچوب قرار می دهد.
در این وضعیت اولویت با امنیت و دریافت کمک تخصصی است، نه پیدا کردن فواید اختلاف.
وقتی یک دعوا بارها تکرار می شود اما هیچ چیز تغییر نمی کند
یک نشانه مهم دیگر این است که متن دعوا را تقریبا از حفظ شده اید.
موضوع شروع می شود، هر کس همان جمله های قبلی را می گوید، همان واکنش ها تکرار می شوند، چند ساعت یا چند روز فاصله ایجاد می شود و بعد همه چیز بدون حل مسئله به حالت قبل برمی گردد.
در بخش مشاوره ویکی روان با زوج هایی روبرو شده ایم که تصور می کردند درباره ده ها موضوع متفاوت مشکل دارند، اما پس از بررسی مشخص شده یک چرخه ارتباطی ثابت پشت بیشتر اختلاف ها قرار دارد.
در چنین شرایطی مشاوره زوج درمانی می تواند کمک کند چرخه اصلی شناسایی شود و هر دو نفر روش متفاوتی برای پاسخ دادن به آن تمرین کنند.
یادتان باشد که هر دعوایی برای زندگی مشترک مفید نیست
فواید دعوا بین زن و شوهر زمانی نمود پیدا کرده و مهم می شوند که اختلاف به فرصتی برای شناخت، بیان نیاز، حل مسئله و ترمیم رابطه تبدیل شود.
قرار نیست زن و شوهر همیشه هم نظر باشند. قرار است بتوانند هنگام هم نظر نبودن، رابطه را تخریب نکنند.
اگر بعد از اختلاف چیز تازه ای درباره هم می فهمید، توان شنیدن دارید، مسئولیت رفتار خودتان را می پذیرید و به یک توافق یا تغییر واقعی می رسید، تعارض می تواند بخشی از رشد رابطه باشد.
اما اگر دعواها مدام با تحقیر، خشم شدید، سکوت تنبیهی یا تکرار همان چرخه قدیمی همراه هستند، مسئله نیاز به توجه بیشتری دارد.
اگر امکان مراجعه حضوری ندارید و اختلاف های تکراری رابطه را فرسوده کرده اند، استفاده از مشاوره آنلاین زوج درمانی می تواند فرصتی باشد تا به جای ادامه جنگ روی موضوعات مختلف، الگوی اصلی اختلاف را با کمک متخصص بررسی کنید.
سوالات متداول درباره فواید دعوا بین زن و شوهر
در این بخش به سوالاتی که همیشه در بخش مشاوره ازدواج ویکی روان از ما پرسیده می شود می پردازیم:
آیا دعوا بین زن و شوهر برای رابطه خوب است؟
خود دعوا نه. اگر اختلاف با احترام، شنیدن متقابل و تلاش برای حل مسئله همراه باشد، می تواند به شناخت بهتر، بیان نیازها و اصلاح مشکلات کمک کند. دعوای همراه با تحقیر، ترس یا خشونت چنین فایده ای ندارد.
دعوای زن و شوهر تا چه حد طبیعی است؟
عدد مشخصی وجود ندارد. به جای تعداد دفعات، باید کیفیت تعارض را بررسی کرد. مدت تنش، شدت واکنش ها، حفظ احترام و توانایی زوج در آشتی و حل مسئله معیارهای مهم تری هستند.
آیا دعوا باعث صمیمیت بیشتر زن و شوهر می شود؟
به صورت خودکار اینطور نیست. اگر در جریان اختلاف نیازها و احساسات واقعی بیان شوند و بعد از آن ترمیم مناسبی اتفاق بیفتد، زوج ممکن است احساس نزدیکی بیشتری کند. اما دعوای تخریب کننده معمولا نتیجه معکوس دارد.
چرا بعضی زوج ها بعد از دعوا به هم نزدیک تر می شوند؟
چون گفتگویی که در ابتدا تنش زا بوده گاهی باعث می شود چیزهایی را درباره هم بفهمند که قبلا گفته نشده بود. اگر بعد از این شناخت، عذرخواهی، همدلی یا تغییر رفتاری شکل بگیرد، احساس امنیت و نزدیکی بیشتر می شود.
آیا زوج هایی که دعوا نمی کنند رابطه بهتری دارند؟
هیچ قانون فراگیری در این مورد وجود ندارد!
بعضی زوج ها مهارت بالایی در گفتگوی آرام دارند و به همین دلیل کمتر دعوا می کنند. بعضی دیگر از بیان اختلاف اجتناب می کنند. تفاوت اصلی این است که آیا هر دو نفر می توانند بدون ترس درباره موضوعات دشوار حرف بزنند یا نه.









