کودکم فیلم پورن تماشا میکند مشاوره روانشناسی

نحوه برخورد با کودکی که فیلم مبتذل دیده چیست؟

سوالات زیادی برای ویکی روان ارسال می شود که، نحوه برخورد با کودکی که فیلم مبتذل دیده چیست؟ فیلم پورن تماشا کردن کودک را چطور مدیریت کنیم و سوالات بسیار زیاد دیگری که همگی باید به درستی پاسخ داده شوند تا راهنمای والدینی باشد که با این موضوعات درگیر هستند.

قبلا در ویکی روان درباره اعتیاد به پونوگرافی و تماشای فیلم های مستهجن مفصل صحبت کردیم تا متوجه شوید چقدر این کار برای تمام گروه های سنی خطر آفرین است.

تماشای فیلم های پورن و مستهجن اثرات مخرب بسیار زیادی بر ذهن و روان چه زن و چه مرد دارد. تماشای این دست صحنه ها باعث بروز اعتیاد و همچنین ایجاد تصورات غلط در مورد رابطه جنسی در انسان می شود.

اگر کودک شما به تماشای فیلم های پورن می پردازد می بایست با اقدامی سریع نسبت به بروز عوارض آتی جلوگیری فرمائید.

قبل از پرداختن به موضوع برخورد با کودکی که فیلم مبتذل دیده و راهکارهای برخورد با آن، پیشنهاد می کنیم در صورتی که در مورد تربیت فرزندتان و شیوه رفتار با او سوالاتی دارید، می توانید در بخش مشاوره آنلاین کودک سایت ویکی روان، مشاور روانشناس مورد نظرتان را انتخاب و صوتی و تصویری از سراسر دنیا در سایت، با آنها گفتگو کنید.

کودکم فیلم پورن تماشا می کند

مشاور-روانشناس-کودک

در ادامه به بررسی پرسشی از طرف یکی از خوانندگان سایت ویکی روان می پردازیم که در مورد تماشای فیلم های مستهجن توسط کودکاش در بخش مشاوره روانشناسی اینترنتی سایت با ما در میان گذاشتند.

با سایت روانشناسی ویکی روان همراه باشید.

با سلام

به طور اتفاقی متوجه شدم که پسر ۱۰ ساله ام عکس و فیلم پورن نگاه میکنه. خیلی خیلی شوکه شدم و اضطراب زیادی دارم. این موضوع چه خطراتی میتونه داشته باشه؟

لطفا راهنمایی کنید که چطور باهاش برخورد کنیم؟ ممنون از ویکی روان عزیز

پاسخ مشاور به نحوه برخورد با کودکی که عکس مبتذل دیده

سلام دوست و همراه گرامی،

باید خدمت شما دوست عزیز عرض کنم که چند سوال به ذهن ما خطور میکنه اولین سوال اینکه از چه طریقی توانسته این تصاویر و فیلم ها رو مشاهده کند؟ اگر از طریق اینترنت و موبایل و تبلت بوده باید حتما قبل از اینکه به این لوازم دسترسی پیدا کند خط قرمزها رو براش مشخص کنید و تبلت و گوشی رو حتما چک کنید و مطمئن باشید که دسترسی محدود هست.

بچه های ما بسیار با هوش تر و زرنگ تر از چیزی هستند که ما تصور می کنیم!

مراقب باشید که وسیله ای که در اختیار کودک قرار می دهید چه چیزهایی را به کودک منتقل می کند:

اگر اجازه دارد از تبلت یا گوشی همراه شما استفاده کند، آن را از هر گونه مطلبی که مناسب کودک تان نیست خالی کنید یا در صورت لزوم کلا آن را از دسترس او دور نگه دارید.

ادامه این مسیر می تواند به خودارضایی کودک، مشکلات روحی روانی که حل کردن آن بسیار دشوار و مشکلات عدیده بسیار زیاد دیگری ختم شود.

در ضمن برای حفظ سلامت روانی خانواده و بنا به دلایل زیادی خودتان هم سمت چنین محتواهای مخربی نروید.

این تصور که او نمی تواند تبلت را روشن یا از آن استفاده کند، اشتباه است.

آرامش خود را حفظ کنید.

با کودکان صحبت کنید و موضوع را دوستانه تر برای او شرح دهید، او را از واقعیت های زندگی و ماهیت زن و مرد مطلع بسازید و بخواهید به این موضوعات بپردازد.

البته این مورد باید طوری انجام شود که کودک متوجه اشتباه خود شود، نه اینکه موضوع را عادی سازی کنید. چون صحبت یا برخورد با کودکی که عکس مبتذل دیده باید بسیار دقیق و حساب شده انجام شود تا آسیب های دیگری به همراه نداشته باشد!

بسیاری از والدین مسیر را اشتباه می روند (به قول خودشان از باب دوستی وارد می شوند) و در نحوه برخورد با کودکی که فیلم مبتذل دیده اشتباه قدم بر می دارند. با این حال پیشنهاد می کنم به صورت صوتی یا تصویری با مشاور روانشناس کودک در تماس باشید تا به جزئیات بیشتری پراخته شود.

موفق باشید.

غزل عبادی

در صورت نیاز شما دوست عزیز می تواند با مراجعه به بخش مشاوره روانشناسی پرسش و یا مشکلات احتمالی خود را با مشاورین و متخصصین روانشناسی ویکی روان در میان بگذارید.

بسیاری از افراد با بدنیا آمدن فرزندشان نگرانی هایی بابت کودک خود دارند، و میخواخند اورا به خوبی پرورش دهند.ما در سایت ویکی روان برای شما امکان خدمات مشاوره کودک و نوجوان، به شیوه تلفنی و انلاین قرار داده ایم تا با به آسانی نیاز خود را رفع کنید.

مشاوره روانشناسی رایگان

اگر در ب خاطر بسیاری از مشکلات روزمره زندگی نیازمند مراجعه به یک مشاور روانشناس خوب هستید می توانید هم اکنون در جلاست روانشناسی آنلاین وب سایت مشاوره روانشناسی ویکی روان شرکت کنید؛ یکی از مزیت های بزرگ ما این که مشاوره روانشناسی خارج از کشور به صورت مجازی برگزار می کنیم. در ویکی روان مشاوره ازدواج آنلاین به صورت دقیق تز یعنی مشاوره قبل از ازدواج و مشاوره بعد از ازدواج، مشاوره جنسی آنلاین و سکتس تراپی ، مرکز مشاوره خانواده آنلاین و مشاوره کودک و نوجوان آنلاین ، مشاوره افسردگی آنلاین و درمان آن، مشاوره خیانت آنلاین و مشاوره بعد از خیانت ، مشاوره شکست عشقی آنلاین و مشاوره شکست عاطفی ، مشاوره طلاق آنلاین و  مشاوره پش از طلاق ، مشاوره روانکاوی آنلاین، مشاوره اعتماد به نفس آنلاین ، مشاوره اضطراب آنلاین و مشاوره استرس ، مشاوره وسواس آنلاین ، مرکز ترک اعتیاد آنلاین و مشاوره اعتیاد برگزار می گردد.

درباره ویکی روان

وب سایت روانشناسی ویکی روان محیطی صمیمی و مطمئن برای کسب دانش مرتبط با زندگی فردی و اجتماعی بر اساس روانشناسی میباشد. میتوانید سوالات و مشکلات شخصی خود را با ما در میان بزارید تا روانشناسان ویکی روان در کمترین زمان پاسخ گوی شما باشند

این و هم چک کنید

آثار طلاق بر مردان

آثار طلاق بر مردان چیست؟ (اثرات جسمانی و روانی)

آثار طلاق بر مردان به بخش های مختلف زندگی آنها وارد می شود به همین …

۷ دیدگاه ها

  1. کلی گفته شده. ماجرا همیشه نمیتونه شبیه چیزی که تعریف کردید باشه. ممکنه در سن کمی پایین تر یا کمی بالاتر اتفاق بیفته. مثلا تا چه سنی میتونه اسیب روحی مشابه این باشه، برخورد تا چه سنی و در هر محدوده سنی به چه شکلی باشه؟ فکر و مسائل روحی پسرها و دخترها فکر نکنم کاملا شبیه باشه. حداقل از زمان بلوغ جسمی. سن ۱۰ سال که گفتید ممکنه یک دختر به بلوغ رسیده باشه.
    پسر باشه احتمال برخورد تند زیاده. نحوه برخوردی که با پسر یا دختر میشه معمولا متفاوته یا خیلی متفاوت.
    تفاوتش میتونه تحت تاثیر مسائل و باورهای دینی هم باشه. که بر روی برخورد با اون دختر فکر نکنم تاثیر بزاره، اگه تاثیر بزاره کم، اما برای پسرها کاملا فرق داره. لازم نیست حتما این طور فیلم ها باشه. نمیخوام زیاد پیچیدش کنم. اما تاثیرات روحی دختر پسر که این فیلمها رو میبینن میتونه متفاوت باشه. و نحوه برخوردی که با کودک میشه بر فکر پسر دختر تاثیرهای خوب یا بد متفاوتی داشته باشه.

    شاید همین مقدار که نوشته شده بهتر باشه

    اقایان روانشناس(لطفا فقط اقایان) کاش درباره پوشش بدن پسربچه ها تا زمانی که به سن شرم و پوشوندن خودش نرسیده حرفی بزنید. میدونم اموزش های کلی درباره پوشش بدن کودک است اما فکر نکنم کافی باشه و در جامعه به مسائل کودکان پسر اهمیتی داده نمیشه. شاید این اموزشهایی که هست هم از منبع ویژه دخترها تهیه شده. مادرهایی که اینا رو میخونن در مورد دخترها که حتما رعایت میکنن و به دخترهاشون اموزش میدن. اما در مورد پسرها شاید بعضی هاشون شاید تا حدی این کارو بکنن. درمورد دخترها اموزش هم نبینن فکر نکنم مشکلی پیش بیاد چون پوشش دخترهای کودک رعایت میشه. از همون زمان تولد. خانواده هایی هم حسابی افراط دارن و فکر نکنم برا دخترها مشکلی پیش بیاد. در مورد پسرها چی؟ برعکسه. اکثر مناطق و خانواده ها، پوشش معمولا یا کمه یا صفره یا منفی(حتما متوجه منظورم هستید).

    قبل از ادامه حرفم بگم که سن تقریبی به شرم اومدن کودکان (پسر یا دختر) تقریبا ۵ سال و ۱۰ ماه است. درسته؟ چطور فهمیدم؟ در یک سایت دینی مسائلی رو گفتم و سوالاتی کردم و ازشون توضیح خواستم کوتاه جواب دادن پسر یا دختر تا سن ۷ سالگی عورت نداره. اونا میگن ۷ سال منظور کامل شدن ۶ سالگی است و با تاریخ شمسی میشه تقریبا ۵ سال و ۱۰ ماه. چند سال دقت کردم دیدم تقریبا در همین سن کودک به شرم میاد. اما نمیدونم منظور از حرف این بود که تا این سن پوشش ضروری نیست؟ یا اینکه تا این سن حس شرم نداره؟ منظورشون یا برداشتشون هرچی باشه کاری ندارم.

    معلومه کودکها تا قبل از اون سن ممکنه کمابیش شرم داشته باشن اما اگه دارن هم زیاد براشون مهم یا جدی نیست. پسر از اون سن به بعد دیگه خودش باید مواظب عورت و جسم خودش باشه. درست نمیدونم چرا بعضی پسربچه ها هستن که بعد از اون سن زیاد براشون مهم نیست.

    گفتم که پوشش کودکان پسر کم یا صفر یا منفیه. برای اینکه متوجه کمی از نحوه فکر زنان درباره این مسائل بشید یک مثال بزنم:
    تو یک انجمن یک سایت بزرگ پزشکی مامایی و زنان و تربیت کودک (بی ربط: پره از حرفهای ستیز، مثل جاهای مشابه) یک زن گفته بود پسر ۴ سالم به پیشنهاد یک دختر ۶ ساله اندام تناسلیشون رو نشون هم دادن و روزهای بعد پسرم تو یک جمع چندین نفره پیشنهاد این کارو داده، اما نمیدونم چه جوری بهش بگم این کارو تکرار نکنه. چند مادر دیگه مثالهای مشابه تعریف کردن که همگی به پیشنهاد یک دختر شلوار یک پسر یا خود دخترها رو پایین کشیدن. با پیشنهاد ساده یا مثلا بهانه دکتربازی (بعضی دخترا در این سنین یا حتی سنین بالاتر این کارو با پسرهای حتی دبستانی میکنن و موضوع جدیدی نیست).
    کم کم خانمها بعضی متن های روانشناسی و امار تو اون موضوع پست کردن و قشنگ معلوم شد نگرانی اینها از جمله همون اولی از بیرون شدن عورت پسر تنها اینه که پسر بزرگ شد ممکنه به خانمها تجاوز کنه. مسلما ایرادی بر دختربچه ها وارد نیست. اما باز معلوم شد بیرون شدن عورت پسر برا خانمها مهم نیست مگر به ضرر خودشون باشه.

    به اندازه کافی اتفاقات میبینیم و میشنویم که بیرون شدن عورت پسر به ندرت یا اصلا برا مادرها مهم نیست. چند مثال ساده: پسر یکی دو ساله ساله تمیزش کردن اما برای پامپرس عجله ای نیست و تو پذیرایی انداخته میشه جلو فامیل و مادر میره دنبال کارش تا نیم ساعت بعد بیاد(برا اینکه بی اهمیتی پوشش و بدن پسربچه رو بفمید کمی بیشتر توضیح میدم. این پسر یکی دو ساله اونجا لخت جلو خانمهای فامیل ول میشه. اونجا همه تماشا میکنن کم یا زیاد تماشا میکنن و مثلا دختر نوجوون یا بزرگتر و کلا جوون چنان کنجکاو هست که از چند دقیقه زل زدن به اون پسرچه سیر نمیشه! مهم نیست که اقایی تو اتاقه. حتی مثلا اقا داره به اون دختر نگاه میکنه که اینقد زل نزنه. دختر متوجه هم میشه اما براش مهم نیست و ادامه میده. شاید میخوان تا آخر عمر تو حافظشون باشه! قطعا بازم میبینن چون هنوز خیلی فرصته! شاید… کلا دوست دارن نگاه کنن). یا مثلا پسر ۵ ساله لخت بدون شلوار بازی میکنه و کلی مهمون خانم فامیل نزدیک و دورتر و اشنا و پیر و جوون… بعد ختنه پسر خانمها از جمله دخترهای فامیل میرن جشن میگیرن و…. یه دختر دوست داره ختنه شدن پسرای فامیل رو فیلمبرداری کنه شاید برای خاطره!… همه جا این اتفاقات نمیفته؟(بازم شکار بهانه و..). اولا لازم نیست مثل اینها باشه یا تا این حد باشه. ؟؟ دوما همون مثلا تهران هم به اندازه کافی مسائل اینچنینی از بعضی دوستان .
    افراط در پوشش دختر در بعضی خانواده ها که گفتم… تفاوت ۱۸۰ درجه ای پوشش وجود داره و فکر نکنم دقیق متوجه منظور بشید! پوشش کودک شاید بشه مقایسه کرد؟ مگه نه؟
    بعضی وقتها خیال میکنم شاید اندام مردانه و اندام زنانه رو جابجا میبینم

    برا خیلی ها خانمها که شده برا سرگرمی و تعریف و خنده و تمسخر. حداقل با همون ختنه که همه جور اتفاقات برای این پسر میفته.

    همیشه کودک نیست همیشه کم سن نیست.

    بعضی خانمهای جوون که بعضی هاشون دیدم روانشناسی هم خوندن دارن تشویق چیزی فراتر از ختنه برای پسرهای ۳-۴ ساله میکنن! فرض کنیم به این کار موفق بشن و تو کشور رسم بشه تجاوز و تحقیری دهها برابر برا کودک پسر و کلا اقایون اتفاق میفته. نمیخوام به اینطور تحقیرها در مورد اقایون بزرگسال فکر کنم. دیگه در حد قدیم نیست. از مراکز درمانی و چیزای مربوطه گرفته تا………. سال به سال داره گسترده تر و بیشتر و بدتر میشه. در هر کدوم از اینها در هر زیر موضوع و زیر شاخه…. در هر مورد کوچک همه نوع تحقیر و اتفاقات داره میفته. به برخی از چیزهایی که تا حالا فهمیدم بخوام زیادی فکر کنم یا باید خودمو خلاص کنم یا دیوونه میشم. بعضی وقتها چیزایی میبینم و میفهمم که از عصبانیت مغزم میخواد منفجر بشه

    خیال میکنید خانمها فرشتن؟ پس روی زمین چکار میکنن؟ همون فرشته ها هم میگن به هیچ وجه به خودشون اجازه تماشای عورت مردان رو نمیدن. فرشته وپاک که میگن به خاطر این چیزاست.

    تو مثالهای پسربچه ها گفتم که دوست دارن نگاه کنند.. ماله اقایون بزرگ که اینقد راحت اجازه ندارن. کاری به سیاست هاشون و اینا نداشته باشیم. بهانه لازم دارن یا دنبال بهانه اند. اما گاهی بهانه لازم ندارن مثلا تو مراکز پزشکی درمانی پیش میاد خانمی که تو صف هست مثل… سرشو مینداره پایین میره داخل اتاق. خانم به اندازه کافی سن داره و قطعا متاهله. میبینه مریض مرد خوابیده و دکتر اقا الان بالا سرش نیست. …. سیر نشدن اونم با چه پررویی!!
    صحبتم درباره این جاها نیست. اما کلا بدونید خانمهای دکتر، پرستار، منشی، فروشنده،… جدا از کارای اصلی شون خیلی وقتها بی احترامی ها یا تحقیر کردن به اقایون دیده میشه. که خیلی هاش مربوط میشه به بدن، که میتونه خیلی خورد کننده باشه (چند مثال که دیدم و از اشنایان شنیدم)

    یک حقیقت که ممکنه بدونید رو بگم: بیشتر خانمها شرم و حیاشون فقط برا خودشون و همجنس های خودشونه. ثابت کنم؟ خیلی از اقایون کمابیش فهمیدن. ولی جزئیات جالب این ماجرا رو زیاد کسی متوجه نیست(جای گفتن جزئیات نیست). و خانمهایی که اینطور نیستن معلوم نیست چنین شرمی دارن یا نه. چون ممکنه از روی احترام بخاطر درک حقوق اقایون باشه نه شرم

    و چیز دیگری که واضحه خیلی از خانمها سادیسم هستند (معنی شو نمیدونید برید گوگل)

    در مورد این مسائل تا حدی میشه سکوت کرد. اقایونی که براشون عادی شده و چندان براشون مهم نیست کاری نداریم. اما بقیه متاسفانه جرات حرف زدن رو ندارن. از رو خجالت یا ترس از فکر و حرف دیگران یا اجتماع. الان که اوضاع داره وخیم میشه و چند نفر تو پیجها و غیره دارن حرف زدن بقیه هم کم کم دارن به حرف میان
    جدا از مسائل نمایش عورت از برهنه شدن تا …. مسائل به ظاهر ساده تر هم است که باعث حقارت میشه و فهمیدم خیلی های دیگه هم اینطورن ولی این چیزا گفتنش اعتماد به نفس زیاد میخواد. کاری هم ساخته نیست. کوتاه بگم شاید درست متوجه نشید.

    البته این فقط یکی از بدبختی های اقایونه که برا بعضی ها از بقیه مسائل غیرقابل تحملتره. در کنار این مسئله همه جور ظلم در مسائل جنسی. این حرف شاید برا بعضی ها عجیب باشه! خسته ام و حوصله گفتن کلیات هم ندارم. مسئله جنسی هزاران ریشه و شاخه داره. که بخشیش توهین ها و دروغها و تحقیرها و…. است که این هم غیر قابل تحمله و بدتره. فکر نکنید اینها فقط خاص خانمهای عادی و عموم هست

    کلا چیزی که سخت تر از تحمل ظلم ها است مخفی کردن حقایق و وارونه نشون دادن اونها در دنیاست. در تمام مسائل. این دو یه قسمت از ظلم هاست. از بس زیاد و در هم پیچیده هست….

    ترجیح میدم بیشتر چیزی نگم

    بحث یکم منحرف شد ولی فکر کنم باید گفته میشد. روانشناسی برا چی ساخته شده؟ برای پول؟ برای سوء استفاده ؟ برای تنها منافع خانمها؟ که اونا فقط از حقوق راست و دروغشون بگن؟ با همه جور…….. ؟ تو پیجهای روانشاسی ماله خانمها که اکثریت خانمها هستند که هیچی درباره حقوق مرد نمیشه گفت. فقط و فقط منافع زنها

    قرار شد بیشتر چیزی نگم.
    متاسفانه الان گفتن هر حقیقتی ترس داره. تو لیست سیاه اینتاگرام که رفتم(مثل بعضی اقایون دیگه). و شاید تو لیست های دیگه. شاید حتی به قیمت جونم تموم بشه. اشکالی نداره بهتر از این زنده بودنه. به قولا یا مرگ یا زندگی

    یه جوک بگم؟ شما رواشنسهای داخلی هم با ازدواج با هم جنس موافقید؟ فکر کنم کسایی که موافقن برا ازدواج ادمها با سگ و گربه و خر و گاو و…. هم بتونن با حرفشون درست و طبیعی جلوه بدن و قانونی کنن و……… از این نوع جوکها خیلی زیاده

  2. با عرض پوزش حرفی دارم در مورد روانشناسی کودک که مربوط به این مطلب نیست. ببخشید که همش جنسی گفته میشه اما گاهی باید جنسیتی حرف زد. بعضی ها شاید خوششون نیاد اما ما هم حقوقی داریم. بعضی از اتفاقاتی که یادم هست بگم. اینهمه تو رسانه ها میگن که به کودکان دختر و به دخترها ظلم میشه و ارزشی در خانواده ندارند، واقعا اینطوره؟ دوران کودکی من یا خیلی پسرهای دیگه در محل زندگی مون که اینطور نبود. چند مورد و چیزای کلی که یادمه رو میگم. چون حافظم خیلی بده. من یا ما مثل بعضی ها دنبال شکار جزئیات نیستیم. بسیاری از پسرها در کودکی بخوان اعتراضی بکنن یا توجه نمیشه یا مسخره میشن یا خفه میشن.
    دخترها همیشه حسابشون جدا بود و بعضی وقتها ما پسرا اشغال هم نبودیم…از مسائل فرهنگی و غیره که بگذریم(شهر مذهبی هستیم، ربطی به مثلا فمنیسم هم نداشت، خصوصا که سالهای دور بود)، مثلا در سالهای دبستان یه بار جایی، دخترهای کوچیکتر از من بودن یا بزرگتر یا خیلی بزرگتر یا متاهل هم بودن، بهشون خوش میگذشت، آخرش اعتراض کردم گفتم چرا من ……؟ بهم گفتن حسود. معمولا اینطور بود و حداقل زمانی که جمعشون زنانه بود نباید اعتراض میکردم. یا مثلا دوم راهنمایی که پدر و مادرم از حج برمیگشتن(اخر اسفند یا اوایل نوروز بود) اون شب که میخواستن بیان خونه…به خاطر یه مشت دختر…… از فرداش تا چهار ماه افسرده بودم و بعضی وقتها الکی دلم سنگین میشد انگار داشت ذوب میشد. تابستون کم کم درست شد. زمانهای دیگه هم افسرده بودم ولی نمیدونم دلیلش چی بود. مدتی قبل از اون اتفاق احتمال زیاد اول راهنمایی بود یه وقتایی یادمه افسرده و دلگیر بودم(یه بارش خوب یادمه شعر غمگین آخر یه سریال یادم میومد..حرف پاییزو نزن….) ، سوم راهنمایی یه مدت افسرده بودم و یه بار یادمه زنگ تفریح یه جا نشسته بودم یکی از همکلاسی ها اومد گفت چرا همیشه تنها نشستی تو خودتی.

    از اتفاقات کودکی یا نوجوانی زیاد چیزی یادم نیست ولی اتفاقات و مسائل زیاد بود. خیلی از این اتفاقاتی که برا پسربچه ها میفته براشون بی اهمیت نیست. برا بزرگسالان ممکنه اهمیتی نداشته باشه یا عادت کرده باشن یا عادی شده باشه چون کم نیستن اقایونی که چندان ارزشی برا خودشون و جنس مرد قائل نیستن خصوصا در موضوعاتی و خیال میکنن فقط جنس مونث ادمه و باید بهش احترام گذاشت یا اصلا فرشتن و باید… برا پسربچه ها بی اهمیت نیست خصوصا در سن پایینتر، ولی ناچارند که فراموش کنن و فکرشو نکنن. چیزایی یادشون بمونه هم در بزرگسالی اکثرا یا تماما فراموش میشه. تو همون بچگی نمیتونن اعتراض کنن چون مسخره میشن یا بهشون میگن حسود یا… و بزرگسالی که معلومه

    مدرسه مون با مدرسه دخترها خیلی فرق داشت. خصوصا راهنمایی. احترام بیشتر، آموزش بهتر، اموزشهای غیر درسی هم احتمالا داشتن، اردو، یا رفتن به مثلا خانه سالمندان و….ساختمان مدرسه هم کاملا معلوم بود، مدرسه خرابه ما جز در موارد ضروری کاریش نداشتن اما ماله اونها که چندین سال قبل از نو ساخته بودن شیک و دو طبقه، دیوار مدرسه شون نقاشی داشت و هر سال نو میشد و نقاشی جدید… یه بار شهریور بود گفتن مدرسه دخترها صندلی کم داره و به ما گفتن هر کدوم یه صندلی بردارید ببرید مدرسه اونا…صندلی آهنی زمخت رو بردیم، من اخراش برام زحمت بود و با چند بار توقف و به زور بردم(البته من زورم کمتر از بقیه بود از اول دوم دبستان فهمیده بودم).. وقتی رفتم تو حیاط یه تور والیبال بود! و زمین حیاط صاف و یکدست…. صندلی رو گذاشتیم و اومدیم بیرون

    کودکستان که برا من بدترین سال بود و زود ول کردم. یه بار یادمه میرفتم خونه وسط راه چند تا پسر منو گرفتن و گفتن که فلان دختر(فامیل دو تا از اون پسرها بود) گفته که تو سوزن تو بدنش فرو کردی! و منو زدند. بعدش هرچی فکر کردم یعنی کدوم دختر بوده!؟ اون روز دختری تو کلاس نبود(کلاس دختر پسرها جدا بود ولی یک بار یا دوبار یادمه اوناهم تو کلاس ما بودن)، اون روز دختری تو کلاس ما نبود فقط یادم میومد زنگ تفریح یه بار یه دختر لحظاتی کمی جلوتر و کمی سمت چپ یا راست من وایساده بود(چهرشو ندیدم) و فکر میکردم شاید لباس نو تنش بوده و اون تکه پلاستیکی(اسم هیچی یادم نیست) که باهاش تکه مقوایی اسم لباسهای نو رو به لباس میچسبوندن، ممکنه اون پلاستیک هنوز تو لباسش بوده و رفته تو بدنش. شاید!!
    درست یادم نیست آخرش چی شد که کودکستان رو زود ول کردم… چند تا اتفاق بد دیگه یادمه.. مثلا یه بار قبل از زنگ خونه ناهار اونجا مهمون بودیم. من آخر سفره نشسته بودم و غذا به همه رسید جز من. دیدم دیگه غذا نمیارن و بلند شدم رفتم نگاه کردم ولی نه دیگی هیچی نبود و معلمها هم تو دفتر نبودن … دلیل اصلی ول کردن کودکستان کلی تر از این اتفاقات بود….قبل از اینکه ول کنم هم هر روز نمیرفتم. قطعا دختر بودم اینطور نمیشد چون خیلی بهتر بهشون میرسن و یادمه معلمها بیشتر وقتها پیش دخترها بودن…. تو خانواده هم که از همون زمان مقایسه میشدم…و همیشه ادامه داشت…تو مدرسه درسم از همه بهتر بود ولی اینا به درد من نمیخورد، وقتی خجالتی باشی ترسو باشی خیلی جاها یا خیلی وقتها احساس حقارت بکنی،………. تو مدرسه با اینکه از همه ارومتر بودم و معلمها و ناظم همه منو میشناختن چند بار بیخودی تنبیه بد شدم. سه بار یادمه و بیشتر فکر نکنم. بار دوم سوم برا اینکه از پچ پچ بغل دستی یا نیمکت جلویی کمی خندم گرفت. کلا راحت خندم میگرفت. کلاس چهارم معلم با شلنگ محکم زد کف دستم که روزای بعد پوست کف دستم کمی میسوخت(یه چیزی شبیه سوختن خفیف بود). الان یه خط کوتاه سفید مثل منگنه قسمت کناری کف دستمه فکر کنم یادگاری اون اتفاقه. اتفاق بعدی اول دوم راهنمایی بود یه پس کله ای محکم خوردم که مغزم تکون خورد. سوم راهنمایی هم یادمه یه بار یواشکی خندم میگرفت موقع درس دادن نبود اما معلم اینقد عصبانی شد که… هم قیافش ترسناک بود هم صداش.. که به خیر گذشت. تنبیه شدن اولی از همش بدتر بود چهارم دبستان روز اول سال بود و یکی دو ساعت تو کلاس منتظر بودیم معلم بیاد. من دستشویی داشتم و آخرش مجبور شدم برم. وقتی برمیگشتم کلاس دیدم ناظم پهلو کلاس وایساده، نزدیکتر که شدم عصبانی گفت کی گفته بدون اجازه بیای بیرون… مقابلش که رسیدم و خواستم بگم مهلت نداد و یه سیلی محکم زد. برا جواب دادن معطل کردم.. نمیدونم قصد داشتم جواب بدم یا نه. یه بدبختیم کم حرف بودن بود، مثل بقیه نمیتونستم خوب حرف بزنم یا قشنگ حرف بزنم یا اصلا حرف بزنم. نسبت به دخترها که هیچ از اکثر یا تمام پسرها هم کم زبون تر بودم.
    اقایون باید خوش شانس متولد شده باشن. چون اگه قوی نباشن اگه جذاب نباشن از همون بچگی حکایتشون تلخه. در سنین بزرگسالی هم که معلومه. خصوصا این زمان با ظهور فمینیسم… دیگه یه اقا بخواد ادم حسابش کنن باید از همه لحاظ عالی و قوی باشه وگرنه به درد عمش هم نمیخوره

    این شهر ما بود اما دوره دبیرستان که بچه ها اکثرا از شهرهای دور بودن، یه بار که تو دبیرستان نمایشگاه برگزار شده بود(مطمئن نیستم اسمش نمایشگاه بود؟ کارهای علمی دانش اموزی) و یه اتوبوس دخترها از یه دبیرستان دخترانه اومده بود، اتفاقی افتاده بود و چند تا از بچه ها بدلیل بی احترامی که مدیر و مسئولهای مدرسه به خاطر دخترها به اونها کرده بودن خیلی ناراحت و عصبی شده بودن. یکی دو روز بعد پیش همکلاسی ها یه چیزایی درباره تبعیض جنسیتی از دوران بچگی تعریف کردم. اونا هم چیزایی یادشون میومد و میگفتن ….
    در مورد پسرهای بقیه کشور خودشون باید بگن. نه رسانه ها. نه روانشناسها که فقط چند مسئله یا چند مورد رو تو ذهنشون ذخیره کردن و همیشه تکرار میکنن

    (ماده پرستی اقایون بیشتر از روی ناچاری یا اجبار هست. تحت تاثیر جامعه و یا خود زنان. و یا فریب ظاهرشون رو میخورن و احساسی رفتار میکنن. به طور کلی حسی که اقایون نسبت به خانمها دارن نسبت به احساس خانمها به اقایون خیلی متفاوته….جای بحث داره چون در دنیا داره از همین احساسات اقایون هم سوء استفاده میشه. مثل دلسوزی و شفقت و گذشت و….)

    الان درد مردان اتفاقات بچگی شون نیست. به نسبت ساده بودن و گذشتن… ولی بقیه پسرها چی؟

    اینهمه میگن که چرا تو ایران پسرها برا خانواده ها با ارزشترن منظورشون ایناست؟ تازه اون زمان فمینیسم تو ایران پا نگرفته بود. به برکت فمینیسم رسانه ها به غیر از مردان، همه جوره و اشکار یا پنهانی دارن پسربچه ها رو هم تضعیف و تحقیر میکنن و البته اونا رو شستشوی مغزی هم میدن. متوجه هستید تا حالا چیزی فهمیدید؟ روانشناسی کودک هم احتمالا مثل روانشناسی بزرگسالان خاص جنس مونث و منافع جنس مونث باشه. که در اصل در پشت پرده برا منافع یه سری ادمای دیگه است. مقایسه که میکنم چه تبعیض در کودکی(راست باشه یا غلو یا بعضا..) و یا مثلا نداشتن اعتمادبنفس عزت نفس بعضی ها (!) بیشتر شبیه اشک تمساح ریختن میمونه. روانشناس ها و رسانه ها حسابی ازشون حمایت میکنن(بفهمن یا نفهمن شغلشونه). یا مثلا یکی دو ماه پیش تو یه پیج فیسبوک مربوط به طب سنتی که کابرها فقط اجازه داشتند مطالب فقط طب سنتی ارسال کنن نه طب دیگه نه چیز دیگه وگرنه پاک میشد. اما یه پستش که هنوز هم است یه ویدئو ارسال شده بود درباره همین موضوع و مظلوم نمایی برای کودکان دختر در خانواده ها!! یا چند تا از پیجهای انگلیسی فیسبوک که چند سال فالو میکردم کم کم کارشون شد فمینیسم و شستشوی مغزی. که دو تا از این پیجها پستهایی برای اموزش شستشوی مغزی دادن پسرهای ۳-۴ ساله تا ۵-۶ ساله بود! که فکر کنن دختر ملکه ست و باید مثل سرباز ازشون حمایت کنند(چند تا پست اینطوری بود با تعریف داستان کوتاه بهمراه عکس).

    تضعیف و خورد و له کردن اقایون رو از سنین پایین شروع کردن. نمیدونم این پسربچه ها یا نوزادان بزرگ شدن چه مصیبت هایی رو باید تحمل کنند. وضعیت فعلی مردان به اندازه کافی دردناک هست… و همینطور داره بدتر و بر شتابش افزوده میشه

    آخی..درباره مردان زیاد نمیشه حرف زد ..به جرم دفاع از حقوق خودمون میشیم زن ستیز…قلدر دیده میشیم اما کاملا مظلومیم. برا توضیح تنها کلیاته هر زیر موضوع از موضوعات مختلف بدبختی وتحقیر ونابودی مردان باید چندین شاهنامه نوشت.
    اگر این شاهنامه ها رو هم وارونه نمایش ندن

    تعجب نکنید اگر مردان گریه نمی ‌کنند، چون نمی خواهند باعث خنده شما شوند
    هر چقدر عمیق تر رنج بکشیم، جامعه بلندتر به ما میخندد

    “و مکر کردند، و مکر کرد خدا، و خدا بهترینه مکرکنندگان است”
    “و به یقین آنان نیرنگ خود را به کار بردند، و [جواب‌] مکرشان با خداست، هر چند از مکرشان کوهها از جاى کنده مى‌شد”
    “آیا از مکر خدا خود را ایمن دانستند؟ [با آنکه‌] جز مردم زیانکار [کسى‌] خود را از مکر خدا ایمن نمى‌داند”
    “پیش از آنان کسانى بودند که مکر کردند، و[لى‌] خدا از پایه بر بنیانشان زد، درنتیجه از بالاى سرشان سقف بر آنان فرو ریخت، و از آنجا که حدس نمى‌زدند عذاب به سراغشان آمد”

    • در مورد اون مثال جمع زنانه یکم بیشتر توضیح بدم. یه اقا سواری شون میداد. وگرنه جمع تمام زنانه یا دخترانه باشه که……. البته اونا خودشون هر وقت خواستن میتونن بپرن وسط جمع مردان. یا یه مسائلی رو احتمالا کسی متوجه نشده، ولی یه وقتایی یک جمع مخصوص تمام زنانه حول یک مرده. برا لهو و لعب زنها درست غلط حلال حروم همه چی قاطی شده. اون اقا اول زندگی شو بخواد با این تحقیر شدن و بی حرمتی ها شروع کنه…
      حقیقت اینه که خانمها در کل، مذهبی باشن یا غیر مذهبی، فمینیسم باشن یا کاری به این مسائل نداشته باشن…. تفاوت چندانی در نحوه فکر کردنشون وجود نداره
      و چیزی که به وضوح داره در دنیا معلوم میشه در هر موضوعی از زندگی که باشه پتانسیل های زنان بیش از مردان و بی نهایت… ولی ظرفیت.
      به قول یکی از مردان راه چاره برای هر مسئله ریز یا درشت تکرار تکرار تکرار
      معلومه درک حقوق مردان ربطی به سن یا غیره اون خانم نداره
      احتمالا در روزهای اینده در نظرات پستی دیگه از این سایت درباره یک موضوع کمی توضیح بدم و اونجا هم از حقوق مردان بگم. بیشتر خاص ایرانه و در اون موضوع در هیچ جای دنیا مثل ایران به مردان ظلم یا تحقیر نمیشه

      احترام به ارزش و حقوق واقعی مردان یا زنان به نفع همه ست. اجازه ندید نفرت و جنگ و تحقیر و ظلم و نابودی های مردم حداقل ایران بیش از این بشه. کمی فکر کنید که اگر مسیر فعلی ادامه پیدا کنه اوضاع مردم بهتر میشه یا اینکه همچنان…..

      • تصحیح غلط املایی: احتمالا کسی متوجه نشه
        ….
        منظور این نبود که هیچ زنی درک حقوق مردان رو نداره

        گفتن این مسائل شاید خیلی ها بهشون بربخوره. اما بهتره چشم و گوشها باز بشه

        • در مورد جمع مخصوص زنانه و گفتم که اقا اول زندگی… مجبورم کمی بیشتر توضیح بدم چون ممکنه کسی برداشت اشتباه بکنه. پیش ما در مراسم عروسی، دیدن عروس خاص خانمهاست. داماد در شب عروسی در یک مراسم تمام زنانه باید تا دیر وقت در کنار عروس بشینه تا خانمها از کوچک تا بزرگ، اشنا، در و همسایه و محل یا دورتر، و کلا خانمهایی که دوست یا اشنا با خانمهای خانواده عروس و داماد هستند برن تماشا. شلوغ. داماد گناهی نداره! نه به خواست خودشه نه به اختیار خودش. نگاه نامحرم هم نمیکنه! چون سرش رو مینداره پایین.
          روز اول زندگی هم که خانمهای فامیل نزدیک میرن خونه زوجین و در یک مجلس کاملا زنانه شاباش اونها. دلیلش که میشه حدس زد… زنها خوششون میاد عروس شاید خوشش میاد ولی مردها چنین حسی ندارند.
          روزهای بعد هم که کم کم فامیل نزدیک خانوادگی میرن خونه زوجین، در خیلی خانواده ها بعد از مقداری حرف زدن و تناول…. خانمها کوچک یا بزرگ بلند میشن میرن اتاقهای خونه یا اشپزخانه رو تماشا میکنن و اخرین اتاق، اتاق خوابه. نیم ساعت اتاق و تختخواب رو تماشا میکنن. زنها خوششون میاد اما اینجا هم حریم خصوصی مرد مهم نیست؟
          یا مراسم عقد. خطبه عقد در یک جمع چند نفره عروس و داماد و والدین و چند تا نزدیک خونده میشه. اقایون فامیل بعدش در یک مهمونی مختصر پذیرایی میشن و میرن دنبال کارشون. اما شب که مراسم حلقه و این چیزاست تماما زنانه یا پدر یا بردارهای عروس (اگه خجالت نکشن یا به هر دلیل مایل نباشن) حضور دارن. در مواردی برادرهای جوونتر دوماد هم هستن اما الان فهمیدم در بعضی شب عقدها عروس روسری شو کامل برمیداره و قطعا اقای نامحرم بخواد بره هم. مراسم عقد به شلوغی عروسی نمیشه اما بعضی خانواده ها نمیخوان زیاد خلوت تر باشه. و میان قبل از مراسم حلقه یک ساعت عروس و داماد رو میشونن رو صندلی برای تماشای غریب تر ها.
          این مسائل یا خیلی دوقطبی ها انسانی نیست. شرعی هم فکر نکنم باشه. من زیاد از احکام سردرنمیارم ولی فکر کنم منتظرند که ببینند فلان اتفاقات با فلان دستور دینی(با حدیث ها یا کلا با برخی جملات) مطابقت داره یا نه. مطمئن نیستم شایدم کلا بیخیالند… شاید فقط اقایون باید رعایت کنن. بی توجهی یا شل گرفتن مسائل دینی برای خانمها زیاده. شاید همین که به ضرر زنها تموم نشه کافیه. شاید فکر میکنن که باید گناه کبیره باشه که… کم کم اوضاع طوری میشه که اگه بخوان هم کاری نمیتونن بکنن
          میدونم بحث خیلی از اصل موضوع فاصله گرفت. ولی ناچارا لازم شد

    • گفتن این حرفا اینجا اشتباه بود. جمع زنانه ست و خصوصا که معلومه اکثرا چطور زنهایی بازدیدکننده این سایت هستن و این حرفام برا بیشترشون بداموزی داره تا فهمیدن.

      عموم خانمها که معلومه. یا وقتی دکتر پرستارها اونطورن….. یا اون روانشناس که اشاره کردم واسه پسربچه های ۳-۴ ساله داره اون پیشنهاد رو میده

      خوده اقایون باید جدی باشن یا از خواب بیدار بشن.
      به قول یکی از مردان دخترها و زنان برا اینکه بفهمن تکرار و تکرار لازمه. از کوچکترین مسائل تا مسائل بزرگتر حقوق و احترام به اقایون

      خانمها معلومه تنها نگرانی شون تجاوزه! تجاوز ها هم که معلومه اکثرش… ! شاید عموم خانمها نفهمن اما خیلی هاشون خوب میفهمن. جزئی از نقشه های مرکز دنیا معلومه. برای اهداف فمنی اقایون از طرق مختلف باید بی شرم بشن، و نیاز و میلشون هم بره بالا، که یکی از اهدافشون افزایش رابطه جنسی با خانمها خصوصا مجرد (تجاوز واقعی هم انجام بشه چه بهتر!) تا خانمهای مجرد جدا از خوده رابطه جنسی، استفاده دیگه از اقایون بکنند مثل پول و……. یا شکایت تجاوز

      خیلی کلی گفتم

      • یه چیزو کمی اشتباه گفتم. یه لحظه فکر کردم تجاوز واقعی جرم و حکمش سنگین تره. کلا براشون فرقی نداره واقعی باشه یا دروغ. مگر برای خود خانمها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *