خانه / روانشناسی / بیماری / اختلالات تجزیه ای / اختلال مسخ شخصیت چیست؟ اختلال چند شخصیتی
مسخ شخصیت

اختلال مسخ شخصیت چیست؟ اختلال چند شخصیتی

اختلال مسخ شخصیت (اختلال مسخ شخصیت به انگلیسی = depersonalization disorder) تغییری در برداشت از خود است که در جریان آن، فرد مبتلا ممکن است احساس واقعی بودن خود را از دست دهد. این افراد گاه بر این باورند که در رویا به سر می‌برند. از جسم‌شان خارج شده‌اند یا همچون ماشین عمل می‌کنند. اختلال چند شخصیتی اسم دیگر این اختلال می باشد البته نام های دیگری مانند اختلال چند هویتی یا چندگانگی شخصیت و دو شخصیتی هم به آن می دهند که در ادامه این مطلب سایت ویکی روان به قلم دکتر فاطمه صبوری پور به آنها می پردازیم.

تعریف اختلال مسخ شخصیت چیست و چه خصوصیاتی دارد؟

سلامت-روانی-آنلاین-و-تصویری

اندام‌ها (دست و پا) ممکن است بسیار کوتاه یا بلند احساس شوند. دوره ‌های اختلال خود ناهمگون بوده، بیمار از غیر واقعی بودن علائم خود آگاهی دارد.

با سایت روانشناسی ویکی روان همراه باشید.

عده‌ای از متخصصین، مسخ شخصیت و مسخ واقعیت را دو اختلال جداگانه شمرده و بر این اعتقادند که مسخ شخصیت احساس غیر واقعی بودن و عجیب بودن نسبت به وجود خود است.

مسخ واقعیت عبارت است از احساس غیر واقعی و عجیب بودن نسبت به محیط و آنچه در جهان اطراف است

اختلال مسخ شخصیت گاهی به عنوان علامت شایع اختلالات اسکیزوفرنی، اضطرابی، خلقی، شخصیت و اختلالات شناختی دیده می‌شود.

علائم اکثر بیماران به طور ناگهانی پدیدار می‌شود. در بیش از نیمی ‌از بیماران مدت‌ها باقی خواهد ماند. بیماری معمولا در یک دوره آرامش پس از یک استرس روانی طاقت ‌فرسا به وجود می ‌آید.

حتما بخوانید

مسخ شخصیت به عنوان یک تجربه اتفاقی در ۷۰ درصد افراد جامعه اتفاقی می‌افتد.

بنابراین واقعه ‌ای شایع محسوب می‌شود. نوع مرضی این اختلال در زنان دو برابر مردان است. شروع بیماری چند شخصیتی اغلب بین سن ۱۵-۳۰ سالگی است.

خصوصیات بالینی اختلال مسخ شخصیت چیست

مسخ شخصیت

خصوصیات اصلی این اختلال عبارت است از:

  • احساس غیر واقعی بودن
  • و غرابت نسبت به خود

در اختلال مسخ شخصیت نیمه بدن، شخص احساس می‌کند که نیمی ‌از بدنش غیرحقیقی است و وجود ندارد

این حالت ممکن است مربوط به ضایعه قشر گیجگاه سمت مقابل گفتاری باشد.

اختلال اضطراب غالبا همراه مسخ شخصیت وجود دارد و اغلب بیماران از تغییراتی در حس درک زمان و فضا شاکی هستند. در طی تجربه مسخ شخصیت، واقعیت‌ سنجی بیمار دست نخورده باقی می‌ماند.

این بیماری موجب درماندگی آشکار یا اختلال در عملکرد اجتماعی – شعلی یا زمینه‌های دیگر بیمار می‌شود.

خودمان می توانیم بیماری چند شخصیتی را تشخیص دهیم؟

همانطور که قبلا در ویکی روان گفتیم، نشانه اصلی اختلال مسخ یا زوال شخصیت، ادراک تحریف شده از بدن است.

ممکن است فرد احساس کند که یک روبات است یا در رویاست.

برخی از مردم ممکن است نگران باشند که دیوانه شوند و ممکن است بیماری افسردگی را تجربه کنند یا نگران و دست‌ پاچه شوند.

این نشانه ‌های بیماری روانی چند شخصیتی برای برخی افراد خفیف هستند و فقط برای مدت کوتاهی باقی می‌مانند.

اما نشانه ‌ها برای برخی دیگر، مزمن (مداوم) هستند یا به مدت چندین سال تکرار می‌شوند و منجر به بروز مشکلاتی در عملکرد روزمره و یا حتی ناتوانی می‌شوند.

چه عواملی باعث اختلال مسخ شخصیت می شوند؟

تعریف-اختلال-مسخ-شخصیت-چیست

در مورد دلایل اختلال مسخ شخصیت، اطلاعات کمی در دست است، اما عوامل بیولوژیکی، روانی و محیطی ممکن است نقش داشته باشند.

مانند دیگر اختلالات متمایز، اختلال مسخ شخصیت (اختلال چند هویتی) اغلب به علت استرس شدید یا رویدادهای آسیب زا  مانند

  • جنگ
  • سو استفاده
  • حوادث
  • فجایع
  • یا خشونت‌های شدید که فرد تجربه کرده یا شاهد آن بوده‌

ایجاد می شود.

بهتر است فرد مبتلا سریعا به مشاور روانشناس مراجعه نماید و به طور مستمر با روان درمان خود در ارتباط باشد. زیرا عدم پیگیری در روند بهبود اختلال چند شخصیتی می تواند نتایج بدی به همراه داشته باشد.

راه درمان اختلال مسخ شخصیت چیست؟

در حال حاضر هیچ‌ گونه داروی خاصی جهت درمان این بیماران وجود ندارد، اگر چه اضطراب موجود به داروهای ضد اضطراب پاسخ می‌دهد.

همچنین در صورت تشخیص بیماری نظیر اسکیزوفرنی درمان خاص آن باید انجام شود.

درباره فاطمه صبوری پور

سی ساله ليسانس روانشناسی عمومی فوق ليسانس روان شناسی تربيتی دانشجوی دكتری روانشناسی تربیتی

این و هم چک کنید

رابطه از پشت چه مضراتی دارد

عوارض رابطه از پشت برای دختر چیست؟ ۱۰ مورد

عوارض رابطه از پشت برای دختر برای عده ای قابل قبول نیستند چون نمی خواهند …

۶۲ دیدگاه ها

  1. سلام خوبین خسته نباشین من الان ۱۲
    روز مسخ شخصیت و واقعیت هستم زندگی واسم جهنم شده
    رفتم دکتربهم دارو دپاکین.آسنترا.وترانکوپین داده
    نمیدونم اینگارتاثیری نداره یا زمانش طولانیه باید صبرکنم
    خیلی داغونم انگارتو خوابم اززندگیم لذت نمیبرم
    توروخداکمکم کنین

    • سلام و خسته نباشید،
      دقیقا متوجه شرایط شما شدیم.
      لطفا ایمیل خود را چک کنید.
      ممنون

    • منم این مشکلو دارم .یه سال مداوم هر روز گل و حشیش استفاده میکردم .قارچ توهم زا هم میخوردم .تورو خدا بگید چیکار کنم

    • سلام خوبید من ۲ سال است ک مسخ شخصیت گرفتم انگار دارم خواب میبینم انگار هیچی واقعی نیست رویا است خیلی عذاب میکشم. مغذم از کار افتاده کمکم کنید

    • سلام خوبید من ۲ سال است ک مسخ شخصیت گرفتم انگار دارم خواب میبینم انگار هیچی واقعی نیست رویا است خیلی عذاب میکشم. مغذم از کار افتاده کمکم کنید ممنون??

    • سلام زنگ بزن بهم ۰۹۱۷۱۲۷۳۶۹۴

      • واقعا این بیماری درمان نداره.شما چطور ۲ ساله خوب نشدید.من الان ۱۰ ماهه این جوریم زندگی واقعا سخت شده برام چکار باید کرد.دارو هام که زیاد اثر ندارن

  2. من از هفت سالگی رفتم تو این حالت الان ۱۷سالمه ۱۵سالم بود تشنج کردم دکتر گف صرع داری دپاکین داد به نظرتون واسه این مشکل مسخ شخصیت برم پیش روانپزشک؟آیا درمان میشه؟

  3. سلام من هم این مشکلو دارم گرچه ی مدت زیر نظر دکتر بودم و سیتالوپرام۴۰ برام تجویز کردن و این دارو روم جواب داد ولی دوباره این حالت اوت کرده و استرس شدیدی دارم از این حالت خیلی می ترسم انگار خودم نیستم از خودم بیرون اومدم و همچی یه خوابه.
    من دپاکین هم روزی نصف مصرف می کنم ولی هرچند مدت ی بار این حالت اذیتم می کنه بگید لطفا چی کار کنم.

    • مینای عزیز،
      تو این شرایط بهترین حالت اینه که مجدد از پزشک معالج خودتون کمک بگیرید که ایشان با توجه به شناخت بیشتر از شما میتونن در صورت نیاز تجویز جدید داشته باشن و یا به صورت موازی به روانشناس ارجاع بدن.
      سپاس

    • سلام دوست عزیز
      من هم دقیقا همه حالتهای شمارو دارم.مگم .اطرافیانم غریبه هستم .خودمو نمشناسم.حس اینکه تو خوابم.توی بد برزخی گیر افتادم.انواع داروها ودکترها رفتم.فقط کلونازپام یه کمی آرومم میکنه موقع حمله یک ،چهارم قرص رو روی زبونم میزارم.تا یکی دو ساعت آروم میشم .و این چرخه طی روز ادامه داره.فقط توی خواب راحتم .
      شما چی مصرف می کنید؟راه کاری نداری .

  4. سلام و خسته نباشید من دو سال است که درگیر این مشکل هستم یک مدت هم سیتالوپرام با تری فلوپرازین مصرف گردم ولی رفع نشد و الان فقط هر چند گاهی تری فلوپرازین میخورم یک کم بهتر میشم تا باز دوباره این حالت برام پیش میاد واقعا درمان نداره ؟حافظم به شدت کم شده اصلا انگار توی این زمان نیستم فقط روز ها میگذرن حتی به فصل ها هم شک میکنم ممنون اگر راهنمایی کنید . مرد ۳۰ ساله مشهد هستم .تشکر

    • سلام دوست عزیز
      من هم دقیقا مثل شمام. اکثرا حس می کنم تو حالت خوابم .فکر می کنم همه چی رو تو خواب می بینم.خودمو فراموش می کنم کی هستم.هیچ امیدی به آینده ندارم. انواع داروها رو مصرف کردم،تاثیری نداشت ،فقط کلونازپام یه کمی آرومم میکنه هر وقت حس منگی می کنم یک ،چهارم کلونازپام رو زبونم میذارم تا آب بشه.بعد چند دقیقه حس می کنم خون به مغزم میرسه .خودمو کم کم میشناسم.البته تاثیرش یکی دوساعت بیشتر نیست
      شما موقع حمله چی کار می کنید؟؟

      • سلام
        من هم این مشکل رو به شدت دارم
        لطفا راهنمایی فرمایید تو موقع حملات چه میکنید؟ خصوصا وقتی تنها هستم یا تنها رانندگی مبکنم یا وقتی تو اینه نگاه میکنم

  5. سلام من ۲۵ سالمه حدودا یک ماهی میشه یه حالت های خاصی دارم اولش مثه این بود که همش حواسم به کارها و رفتارهایی که در طول روز داشتم بود انگار خودم و نظاره میکردم بعدش دیگه کلا خودم و شخصیتم و گم کردم اصلا نمیدونم کی هستم برا چی رو دنیام تمام احساساتم از بین رفته هیچ حس خاصی ندارم مثه ربات دقیقا بعد چیزی که اذیتم میکنه اینه که اصلا انگار کار هایی که در طول روز انجام میدم اصلا با اراده خودم نباشه

    2
    3
    • من هم این مشکل رو به شدت دارم
      و داره روز به روز بیشتر میشه
      میترسم به جاهای بدی ختم بشه
      اگر راه حل دارید ممنون میشم

  6. سلام ببخشید من دیدگاهمو ارسال کردم اما نمیبینم رو صفحه

  7. با سلام من ۳ ماه پیش دچار اضطراب و مسخ شدم با مصرف آلپرازولام اضطرابم خوب شد اما حالت مسخ مونده.لطفا راهنمایی کنید.

  8. محمد جواد کشتکار

    سلام. من ۲ هست ک انگار خوابم برام دنیا واقعی نیست. ترسو شدم. یعنی مسخ شخصیتی شدم؟ خواهشا کمکم کنید مرسی

  9. باسلام و خسته نباشید
    بنده ۳۸سالمه،چند سالی بود از وسواس فکری،افسردگی و اضطراب رنج می‌بردم که بحمدلله بیماریم برطرف شده.این اواخر دچار حملات پانیک شدم که تحت نظر روانپزشک داروی پاروکستین و پرانول میخورم.ولی نسبت به محیط یه حالت عجیبی دارم،انگار ذهنم با محیط همگام نیست.ایا میتونه از داروها باشه؟یا از اضطراب؟امیدوارمونسته باشم برسونم.
    با تشکر

  10. منم اینجوریم کمکم کنید .مشکل اعصاب شدید دارم

    • راهش این که خودت به خودت اضطراب وارد نکنی تازمانی که این حالت از بین بره من یه روز صبح احساس بهتری داشتم در عرض ۱ماه خوب شدم از اون صبح بهش عادت کن تا از بین بره تجربه شخصی من

  11. من قرص اسنترا و بوسپیرون و الانزاپین هم میخورم دکتر داده .این مشکلو بهس نگفتم

  12. با سلام و خسته نباشید
    من ۳۸سالمه دچار اضطراب شدید و حملات پانیک شدم.تحت نظر روانپزشک داروی پاروکستین و پرانول میخورم،اما ذهنم نسبت به محیط یجوری شده انگار با محیط یجوری جدایی و گسستگی نسبی وجود داره.ایا می‌تونه از داروها باشه؟
    ممنون با تشکر

  13. سلام من مدت دوساله که دکترها تشخیص پانیک داده الان مدت یک سالی هست که دچار مسخ شخصیت شدم. روزها واسم جهنم شده مخصوصا صبحها تا موقع ناهار شدید میشه.زندگی بی معنی شده حس می کنم همه چی تو خوابه زندگیم. کارم .بچه هام….تا حالا دهات دکتر مغز واعصاب و روانشناس رفتم.اضطراب وفوبیام ،تپش قلبم کم شده.ولی عوضش منگی وحس خواب آلودگی وفراموشی خود واطرافیانم.کمی حافظه اضافه شده.قبلا ام آر آی ونوار مغز گرفتم مشکلی نبود.قبلا آلپرزولام دپاکین آستنرا…مصرف کردم .هیچ تاثیری نداشت یا کم بود.الان فقط کلونازپام مصرف می کنم نسبت به بقیه داروها بهتره ولی تا نیم ساعت جواب میده .خلاصه خسته و داغونم از خودم وزندگی.تو روخدا اگه راهی میدونید یا داروی خاصی میدونید بگید.من وهمه دوستانی که این مشکل را دارند، نجات بدید.تا عمر داریم دعاتون می کنیم.حسن۴۰ ساله

    • راهش این که خودت به خودت اضطراب وارد نکنی تازمانی که این حالت از بین بره من یه روز صبح احساس بهتری داشتم در عرض ۱ماه خوب شدم از اون صبح بهش عادت کن تا از بین بره تجربه شخصی من

  14. سلام دوست عزیز
    من هم دقیقا همه حالتهای شمارو دارم.مگم .اطرافیانم غریبه هستم .خودمو نمشناسم.حس اینکه تو خوابم.توی بد برزخی گیر افتادم.انواع داروها ودکترها رفتم.فقط کلونازپام یه کمی آرومم میکنه موقع حمله یک ،چهارم قرص رو روی زبونم میزارم.تا یکی دو ساعت آروم میشم .و این چرخه طی روز ادامه داره.فقط توی خواب راحتم .
    شما چی مصرف می کنید؟راه کاری نداری .

  15. سلام من ۴ ساله دارم این حالت ها رو.نگران نباشید ب مرور زمان خودش از بین میره فقط باید تحمل داشته باشین.زمان میبره اونم طولانی تا خوب شین

  16. خب دست شما درد نکنه آب پاکی رو ریختین رو دست ما….
    اگه کامل درمان نمیشه که روانپزشک هم نریم فایده ای نداره..
    من واقعا با خوندن این کامنت آخر یهو امیدوار شدم ولی شما یهو زدی نابودش کردی مرسی

    3
    1
  17. درمان مسخ شخصیت درمان اضطرابه.با یک روانپزشک در ارتباط باشید و احوالتون رو بش بگید.به احتمال زیاد نیاز به داروی ضد اضطراب باشه.

    1
    1
    • سلام . خوبی. اره اگر ک استرس و ترس را کنترل کنیم خوب میشیم . داروی خاصی داره برا استرس؟؟؟

      • داروهای آلپرازولام و کلونازپام و سرترالین من خوردم و استرس رو کم میکنه اما تاثیر زیادی روی مسخ نداره. به نظرم باید دارو مصرف کرد تا اضطراب و مسخ هر دو از بین برن

  18. سلام.من از دوران ۱۲،۱۳سالگی دچار حملات مکرر میگرنی شدید میشدم. بعد از علایم اولیه میگرن مانند سیاهی یک نقطه از دید یا اختلال در تکلم،سردرد شدید همراه با هذیان های غیر واقعی ایجاد میشد.هذیان هایی مانند عدم احساس جاذبه و معلق بودن در هوا.یا داشتن ۵ سر ،یا عدم شناخت مادرم درحالی که میدانستم مادرم است،و… . تا اینکه از تقریبا حدود ۲۵ یا ۲۶ سالگی حملات شدید میگرنی تقریبا قطع شده یا بسیار جزعی است. اما الان که ۲۸ سال دارم چند بار دچار توهماتی از همان جنس بدون هیچ گونه سردرد یا حتی علایم میگرنی شدم.مثلا یک بار بعد سفر تقریبا ۶ الی ۷ ساعته با اتوبوس بعد از پیاده شدن در مقصد باورم نمیشد مسافتی تقربا ۴۰۰ کیلو متری را طی کرده ام و همواره احساس غیر واقعی بودن مکان یا حتی خود سفر میشدم. این حالت چندین بار حتی موقع سوار شدن به تاکسی نیز برایم پیش آمده. یا مثلا یکبار احساس کردم که از دور خودم را میبینم در حالی که یک عنکبوت بسیار بزرگم که پاهایی به اندازه یک آپارتمان دارد اما وقتی بعد از چند دقیقه به خودم آمدم فهمیدم نه من یک آدمم البته با دست وپاهایی دراز تر آن عنکبوت! حال سوالم این است آیا این میتواند نشانه هایی از مسخ واقعیت باشد؟
    متذکر میشوم تمام این حالت در حالت بیداری رخ داده اما شبیه خواب یا رویا هستند.

  19. سلام .من از ۱۲،۱۳ سالگی دچار حملات مکرر و شدید میگرنی میشدم بعد از علایم اولیه میگرن مانند سیاهی یک نقطه از دید یا اختلال در گفتار ، دچار سردرد های شدید میگرنی همراه با هذیان های غیر واقعی میشدم .مثلا عدم احساس جاذبه،یا معلق بودن در هوا. یا داشتن ۵ سر ، یا عدم شناخت خانواده ام در حالی که میدانستم خانواده ام هستند و… . اما از تقریبا سن ۲۵ سالگی دیگر حمله میگرنی رخ نداده یا اگر هم بوده بسیار جزئی بوده. اما الان که ۲۸ سال دارم چندین بار دچار توهماتی از همان جنس البته بدون سردرد یا علایم میگرنی شده ام. مثلا یکبار بعد از مسافرتی ۶ الی ۷ ساعته با اتوبوس، هنگام پیاده شدن در مقصد باورم نمیکردم که من حدود ۴۰۰ کیلو متر جابجا شدم یا حتی مسافرتی صورت گرفته و احساس غیر واقعی بودن مکان را داشتم. این حس چندین بار هنگام سوار شدن در تاکسی یا رانندگی وحتی پیاده روی نیز برایم رخ داده است.یا مثلا یکبار خودم را از دور میدیدم در حالی که یک عنکبوتی بسیار بزرگ بودم با پاهایی تقریبا به بلندی یک آپارتمان بعد اینکه به خودم آمدم فهمیدم که من یک انسانم البته با دست و پایی بلند از عنکبوت! سوالم این است آیا اینها علایم مسخ واقعیت یا مسخ شخصیت میتواند باشد؟
    متذکر میشوم که تمام این حالت در بیداری رخ داده اما بسیار شبیه خواب رویا بودند.حتی توضیح دادنشان نیز مانند این است که خوابت را برای کسی توضیح دهی.

  20. سلام کسی هست که کاملا خوب شده باشه این حالت مسخ واقعیت و مسخ شخصیت؟

    • من داشتم رو به بهبودی میرفتم اما داروهامو قطع کردم حالم بدتر شد.الان دوباره داروهای ضد اضطراب و شروع کردم.

      • علت دچار شدن شما به مسخ واقعیت و شخصیت چی بوده و الان چند مدته این حالتو دارین؟

        • من در اثر اضطراب بود والان مدت یکساله.اول اضطرابم خیلی کم شده بود اما دوباره زیاد شده.باید داروهای ضد اضطراب مصرف کرد

  21. کسی که بر اثر استفاده از مواد دچار مسخ واقعیت ‌شده باشه تا چه مقدار زمان باید دارو ها رو استفاده کنه؟؟؟ و اینکه آیا این حالت براش مقطعی هست یا اینکه فرقی نمیکنه با کسی که جور دیگه ای مسخ واقعیت یا شخصیت براش ایجاد شده؟

  22. سلام من بر اثر مصرف مواد به حالت مسخ واقعیت دچار شدم ولی الان بعد از گذشت یک ماه از مصرف داروهایی که پزشک تجویز کرد حالم خیلی بهتر شده به نسبت قبل.

  23. سلام و عرض ادب
    من الان نزدیک به سه سال است که احساس میکنم قوه ادراکم کاسته شده بطوری انگار از درک و فهم و احساس صحیح نسبت به خودم و محیط پیرامون منفک شده ام. یا به عبارتی انگار هم زنده ام و هم مرده. احساسی بین بودن و نبودن دارم. احساس میکنم که دیگر توانایی شاد بودن و درک درست از خودم را ندارم. انگار سطح هوشیاری ام نسبت به خودم و ذات وجودی ام کم شده است. با همه این احوال همه چیز و همه رفتار من عادی هستند و من گویا در عالم واقع مبتنی بر حقیقت و واقعیت برخورد میکنم اما از درون زجر میکشم و ناراحتم. من پیوسته در حال جست و جوی خود گم شده ام هستم تا بتوانم ذهنم را باز کنترل کنم. این امر شبیه به یک نوع جنگ داخلی و یا به عبارتی خود زنی است. گویا مغزم خودش با خودش درگیری است و من عاجز از کنترلش هستم. من هم نواز مغز ازم گرفته و هم ام ار ای اما چیزی نبوده.
    دوستان و عزیزان ایا شما چنین تجربه ای داشتید؟
    اسم این مشکل چیست؟
    درمانی دارد؟
    ممنون میشم اگر نظرتون را تبیین بفرمایید

  24. سلام الان به صورت اتفاقی به سایت شما مراجعه کردم و کامنت یکسال پیش خودم رو خوندم و دیدم به سرعت یکسال گذشته و باز هم این بیماری بامن هست و بیشتر شبیه یک وسواس فکری است تا یک بیماری ولی نمیدونم چطور میتونم از بین ببرمش .چون حتی الان دوست دارم مسافرت بروم ولی این مشکل نمیگذاره اگر دوستان راهکاری پیدا کردند تلگرام یا ایمیل تشکر
    ۰۹۱۵۳۰۳۸۴۷۵.
    09153038475led@gmail.com

  25. سلام. اگر دچار اختلال مسخ شخصیت-مسخ واقعیت هستید و یا بهبود یافته اید به ما بپیوندید. با هم گروه درمانی میکنیم
    به این آیدی پیام بدهید: @deletshad

  26. لطفا درباره ماتریکس ذهن و اگاهی و مدیتیشن تحقیق و مسیر رو پیدا کنید…راهی که نه تنها حالم رو خوب کرد بلکه بهترین شدم برای خودم

    1
    1
    • لطفا راهنمایی کنید تا بقیه هم استفاده کنن. ما هم با این مسئله درگیریم و عذاب میده روح و روانممونو…

      • با سلام. منم بعد از مصرف سنگین ماریجوآنا اینطوری شدم.حدود یک هفته. به نظر من علت این مشکل این است که دسترسی مغز به جاهایی رفته که نباید بره . به زبان ساده تر موتور مغز فعال شدع و خود باعث زجر روان و شخص میشه.امیدوارم بشه حالمون خوب شه

  27. اقا با سلام من جوانی ۱۷ ساله هستم حدود ۲ ماهی هست در اثر مصرف گل دچار این بیماری ‌‌شدم داروو اینام زیاد جواب نداده میخواستم ببینم خوب می‌شه یا باید تا اخر عمر زجر بکشم؟! اگ تا اخر عمر هستش خلاص کنم خودمو انگار بدنم دست خودم نیس اصن

  28. سلام. من خودمو نمیشناسم. حافظم کار‌میکنه ولی‌نمیدونم کی هستم. انگار اون ادم ی که بوده دیگه وجود نداره. اصلا انگار تا حالا وجود نداشتم. خیلی وضعیتم بده. یک ساعت ارامش ندارم. اگر درمانی دارع بگید.اولش فقط منگی داشتم کم بودم دکترها دارو دادن بعدش اینجوری شدم

    • سلام پیشنهاد می کنیم اول به یک مشاور روانشناس مراجعه کنید تا کاملا موضوع بررسی شود. در صورت صلاح دید مشاورتان به روانپزشک ارجا داده می شوید.
      حتما پیگیری کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *