خانه / خانواده / ازدواج / دلایل عدم موفقیت جوانان دهه شصتی در ازدواج
جوانان دهه شصتی در ازدواج

دلایل عدم موفقیت جوانان دهه شصتی در ازدواج

در مقابل عصر هایی که در شرایط عالی و بدون دغدغه زندگی میکنند دهه شصتی هایی هستند که شرایط سیاسی، امنیتی و اقتصادی، زندگی آنها را بشدت سخت و متفاوت از نسل های آتی کرده است. اما دلایل عدم موفقیت بسیاری از جوانان دهه شصتی در ازدواج چیست؟

با سایت روانشناسی ویکی روان همراه باشید.

ازدواج گریزی دهه شصتی ها

دهه شصتی ها از جمله نسل هایی هستند که بحث و چالش پیرامون شان فراوان می باشد. آنان پس از بازه زمانی نسبتا کوتاهی به گستره حیات قدم نهادند، در گیر و دار جنگ تجربه های متفاوتی  از جمله آوارگی و لمس جان پناه ها را کسب نمودند. در گستره زیادی از مشکلات متعدد ناشی از نامناسب بودن وضع اقتصادی، نامناسب بودن تصمیمات دولتمردان، وهمچنین حساسبت و سخت گیری های برگرفته از تفکرات تعصبی خانواده هایشان، دست و پنجه نرم  کرده اند. و با همین منوال در گذر زمان یافته های سخت و دشوار بی نهایتی را سپری کرده اند.

اغلب نسل ها دوران تکامل و رشد خود را در شرایط آرام و بدون دغدغه پشت سر می گذارند، در حالیکه برخی از نسل های دیگر در این مسیر تعالی و پختگی خود دچار فرار و فرودهای مختلف و متنوعی می شوند. برای نمونه دهه شصتی ها جزو نسل هایی هستند که تمامی این ویژگی ها رو تجربه کرده اند و همین فراز نشیب های متعدد است که همواره زندگی آنان را تحت الشعاع قرار داده است.

دهه شصتی ها چرا این قدر معروف شدند؟

آنها یک قشر خاص در جامعه ایرانی اند که منشا تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زیادی در جامعه ایران شده اند و می شوند.

آنان را گاه نسل سوخته خطاب می کنند زیرا عصری که تجربه جنگ را پشت سر گذاشت و بر روی میزهای سه نفره و چهار نفره درس خواند، کلاسهای شلوغ را تجربه کرد، کارتونهایی غم انگیز نگاه کرد، با امکانات حداقلی تربیت شد و پرورش یافت، زیاد پشت کنکور ماند تا شاید بتواند وارد دانشگاه بشود، مدت زیادی بیکار ماند تا شاید شغلی بیابد و بعد ازدواجش بیش از هر نسل دیگری با تاخیر و تعویق مواجه شد و همه اینها شاید از دلایل عدم موفقیت جوانان دهه شصتی در ازدواج باشد.

مثلا آمارها نشان می دهد دختران دهه شصت جزو ۳۰درصدی جمعیت مجرد زنان کشور هستند و به نظر می رسد کمتر از کم سن و سال های خود انگیزه ای برای ازدواج دارند

اما به نظر دهه شصتی ها را نباید فقط به عنوان قربانیان تغییرات اجتماعی و فرهنگی شناخت بلکه آنها به عنوان نسلی هستند که آغازگر تغییرات اجتماعی و فرهنگی بوده اند.

تغییرات با این قشر شروع و حتی سرعت زیادی به خود گرفت. البته تغییر و تحولات اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی در بروز تغییر رفتارشان تاثیر زیاد داشت اما مهم این است که این تغییرات را پذیرفتند و الگوی زندگی شان کردند.

چرا دهه شصتی ها دیر تشکیل خانواده می دهند؟

ازدلایل بی میلی جوانان دهه شصتی در ازدواج به نظر می رسد آنان بیش از حد پی تحصیل، شغل و افزایش توانمندی های خودشان بوده و هستند. البته این تصمیمی نبود که خودشان به تنهایی بگیرند. واکنش، رفتارها و باورهایی که در ذهن آنها گنجانده شد نیز در این امر بی تاثیر نبود.

حتما بخوانید: تعریف ازدواج موفق چیست؟

اگر شما هم از همین دوره باشید حتما به خاطر دارید که دختران این نسل به شدت به ادامه تحصیل ترغیب می شدند. ازدواج یک دختر دهه شصتی در دوران دبیرستان و با توجه به نبودن دوستی های قبل از ازدواج که به اشتباه در ده های اخیر رایج شده، تا پیش از ورود به دانشگاه یک عیب بزرگ بود و اگر این اتفاق می افتاد عمدتا از چشم دوستان و همکلاسان و مسئولین مدرسه دور می ماند و از یکی دیگر از دلایلی عدم کامیابی جوانان دهه شصتی در ازدواج است.

آنچه در کلاسهای درس و مدرسه زیاد ترویج داشت این بود که فقط خوب درس بخوانند و حتما به دانشگاه راه یابند. آنقدر این افکار در ذهن آنها تزریق شد که کمتر به  بخش مهم هویت زنانه یعنی همسر و مادر بودن پرداخته شد حال آنکه دختران نسل قبل و حتی بعد از آن، این قدر تحت فشارهای اجتماعی برای ادامه تحصیل نبودند.

البته افزایش سن ازدواج به خاطر تمایل به ادامه تحصیل بد نیست. حتی افزایش سن ازدواج یکی از نشانه های کشورهای در حال توسعه بوده است اما مشکل از اینجا شروع شد که تاخیر در ازدواج آنها فقط به خاطر تمایل به ادامه تحصیل و اشتغال نبود بلکه تغییرات اجتماعی و اقتصادی، آنان را به سمت پرخواهی و تجملات هم کشاند و در نتیجه ازدواجها به تاخیر افتاد.

نتیجه تاخیر در ازدواج، این شد که مدت زمان باروری کمتر شود و به خاطر سن بالای عروسی و البته مشغله کاری زیاد این دوره، زوجین تا سالهای طولانی بدون فرزند ماندند  و زمانی هم که فرزندشان به دنیا آمد عمدتا به تک فرزندی بسنده کرده و می کنند.

در مورد دهه شصتی ها شایعه نیز زیاد است. برخی معتقدند گسترش فرهنگ تک فرزندی ناشی از شرایط مالی است

عدم تمایل در جوانان دهه شصتی در ازدواج

بر خلاف این دهه و قبل از آن  که میزان تولد فرزندان تبلیغ می شد و خانواده ها پرفرزند و شلوغ بودند، کم کم سیاستهای کنترل جمعیت به گوش رسید به صورتی که داشتن فرزند کم تبدیل به یک ارزش درونی در میان دهه شصتی ها شد.

در حقیقت زن دهه شصتی، نگران قضاوتهاست؛ قضاوت در مورد ارزشهایی که درونی شده است.خانواده های امروزی گرایش فراوانی به کیفیت آموزش اولادشان دارند. در این چند سال  کیفیت دختر و پسرهایشان اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. این اصل گرایش خانواده ها به کم فرزندی را تشکیل می دهد.

چرا که وظیفه بارداری یک امر زیستی و بر دوش بانوان است و آنها دهه های پیشین که بیش از ۲ یا ۳ اولاد داشتند در معرض سوءبرداشت هایی نسبت به تفکر خود قرار می گرفتند و به سطح پایین بودن متهم می شدند. این نوع ذهنیت که حاصل تبلیغات گسترده در معنای وسیع و همه گیر یعنی ابعاد آموزشی آن از رسانه های عمومی تا مدارس و دانشگاه ها و درمانگاه ها و غیره است به زمان حال هم تسری پیدا کرده و اتفاقا آن قدر تشدید شده که در حال حاضر نه تنها داشتن فرزند کمتر نشانه یک تفکر سالم است، بلکه در سال های اخیر نداشتن بچه رواج یافته است.

ازدواج های دهه شصتی ها

ازدواج یک دختر دهه شصتی در دوران دبیرستان و تا قبل از ورود به دانشگاه یک عیب بزرگ بود.

دهه شصتی ها، عصری خودساخته و مقاوم

علی رغم حرف و حدیثهایی که در مورد زادگان این دهه می شنویم، اما فرزندان دهه مذکور به خاطر پرورش یافتن در فضای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خاص(که شاید تکرار ناشدنی باشد) دارای ویژگی ها و شاخصه هایی هستند که در بچه های نسل قبل و بعد از آنها دیده نشده و یا کمتر مشاهده می شود.

با وجود عدم موفقیت جوانان دهه شصتی در ازدواج در حقیقت، دهه شصتی ها امتیازات و توانایی های ویژه ای دارند که در نوع خود تکرار نشدنی به نظر می رسد؛ چرا که اینها نسلی هستند که با سختی ها و مشکلات خاصی پرورش یافته اند. هر چند سختی کشیدن و زندگی با فقدان امکانات مختلف، حس خوبی را در افراد ایجاد نمی کند اما دهه شصتی ها توانستند از بروز مشکلات در زندگی به نفع خود استفاده کنند.

نسلی که سوخته نیست

البته مواجه با سختی ها و ناکامی ها دو لبه داشته و تبعات مثبت و منفی همزمان دارد. ناکامی ها و مواجه با واقعیت های اجتماعی همواره در رشد واقعیت سنجی که یک مولفه مهم در رشد و تکامل شخصیت است، موثر هستند. اما در هر حال این سختی ها و مشکلات برای این دوره مشکلاتی هم ایجاد کرد که در مورد آنها به اندازه کافی صحبت شده است.

دیگر وقت آن رسیده که به تاثیرات مثبتی که این سختی ها و شرایط خاص بر شخصیت دهه شصتی ها گذاشته است بپردازیم نه فقط علل عدم موفقیت جوانان دهه شصتی در ازدواج .

کنترل احساسات فردی


شاید به جرات بتوان گفت اولین تاثیری که پشت سر گذاشتن مشکلات و ناکامی ها بر روان فرد می گذارد این است که احساس کنترل فردی را افزایش می دهد. فرد تلقی میکند که توانایی تصمیم گیری دارد و برای رسیدن به نتیجه مطلوب می تواند اقدام موثر انجام دهد. این قدرت را دارد که از نتایج نامطلوب اجتناب کند و از طرفی عزت نفس وی بالا می رود.

عزت نفس بالا

آن برآوردی است که فرد از خود و توانایی هایش دارد وقتی احساس خود ارزشمندی و توانمندی به انسان دست دهد بهتر می تواند در موقعیت های مختلف واکنش نشان دهد، از چنین منظری مشکلات و سختی ها نه تهدید بلکه نوعی چالش و مبارزه و رقابت است که فرد از آن استقبال می کند این دیدگاه به افزایش اعتماد به نفس فرد می انجامد.

به این ترتیب مجموعه باورهایی که فرد درباره توانایی های خود دارد گسترده تر می شود و او می داند حال با پشت سر گذاشتن چالش ها و سختی ها توانایی رویارویی با مشکلات بزرگ تری را دارد.

سختی ها باعث می شود احساس کارآیی شخصی بالا برود. یعنی اعتقاد به این که می توانیم آن چه را می خواهیم به دست آوریم. کارآیی آدمی ،مبتنی بر مشاهدات قبلی فرد از فعالیت های خود است. فردی که با محاسبات خود تعداد موفقیت هایش بیش از شکست بوده احساس خود ارزشمندی و کفایت می کند و بهتر خواهد توانست از پس مشکلات برآید.

یکی دیگر از ویژگی های زیربنایی که فرد در مواجهه با مشکلات و سختی ها می تواند از آن به نفع خود استفاده کند و در جلوگیری از انحرافات نقش مهمی دارد، مقاوم شدن یا سرسختی به خرج دادن است.

اینها همه مجموعه رفتارها و ویژگی هایی است که در بچه های این نسل به وفور دیده می شود و برآیند این شرایط باعث شد که دهه شصتی ها بسیار با انگیزه به نظر برسند.

عزت نفس دهه شصتی ها

بچه های این دهه در مورد آینده خود بسیار فکر می کردند و این افکار و نگرانی ها فقط برای آینده نزدیک نبود بلکه برای دهه های آینده نیز هدفهای زیادی داشتند. آنها بسیار امیدوار بودند که برای زندگی شان کارهای زیادی می خواهند انجام دهند. در ده تا بیست سال آینده چه شغلی می خواهند داشته باشند؟

آنها خوب می دانستند که تصمیمات امروز آنها تا چه انداز بر آینده شان تاثیر جدی خواهد گذاشت، به همین دلیل بود که اقبال عمومی این نسل برای ادامه تحصیل در دانشگاه بسیار زیاد بود. علی رغم اینکه امکانات زمان بچه های این زمان بسیار کمتر بود اما حتما بارها از زبان دبیران و معلمان و حتی اساتید دانشگاه شنیده اید که بچه های این عصر قدرت علمی بسیار زیادی داشته و دارند.

مسئولیت پذیری

خارج از موضوع نگرش جوانان دهه شصتی در ازدواج ، دهه شصتی ها بسیار مسئولیت پذیرتر به نظر می رسیدند. بچه های این دهه در انجام کار بسیار جدی هستند و پایداری زیادی از خود نشان داده و می دهند در نتیجه برای رسیدن به اهداف خود بسیار موفق تر هستند. مجموع این ویژگی ها باعث شده که آنها بیش از سایرین مسئولیت پذیر جلوه کنند و بسیاری از پیشرفتهای امروزی جامعه، مدیون تلاشهای بچه های همین دوره و البته نسلهای قبل و بعد است.

دهه شصتی ها علی رغم مشکلاتی که تحمل کرده و می کنند، موفق و تکرار ناشدنی هستند. همان هایی هستند که چالشها، کاستی ها و مسایل را با موفقیت پشت سر گذاشتند و نقشه راه روشنی پیش روی والدین و صاحب نظران این دوره کنونی قرار داده اند.

شاید خیلی از تصمیمات خوب و به جایی که برای کودکان، نوجوانان و جوانان این دوره گرفته می شود، در جبران مشکلات جدی بود که بچه های آن زمان متحمل شدند. قدر دهه شصتی ها را بیشتر بدانیم.

عضویت در خبرنامه ویکی روان

عضویت در خبرنامه ویکی روان

همراه با بیش از 7 هزار مشترک دیگر برای دریافت بهترین و جدیدترین مطالب روانشناسی عضو خبرنامه سایت ویکی روان شوید

با موفقیت مشترک شدید!

درباره Panab Robot

این و هم چک کنید

هورمون ملاتونین

آشنایی با هورمون ملاتونین

اگر در حین خواب در شب دچار مشکلات روانی هستید، ممکن است از کمکل های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *