خانه / عشق / عشق دوران کودکی چیست؟ همه چیز درباره عشق کودکی
عشق دوران کودکی چیست

عشق دوران کودکی چیست؟ همه چیز درباره عشق کودکی

عشق دوران کودکی می تواند باعث ترس، اضطراب و گیج شدن والدین شود. آنها نمی دانند که آیا بچه ها هم عاشق میشوند و یا بهترین رفتار و واکنش در برابر عاشق شدن بچه ها چیست؟ در صورتی که شاید خودشان هم عشق کودکی را تا حدودی تجربه کرده اند. با سایت مشاوره ویکی روان همراه باشید تا از احساس های شدید دوران کودکی و انتخاب بهترین واکنش در برابر آن از دید روانشناسی آگاه شوید.

منظور از عشق دوران کودکی چیست؟

کودکم فیلم پورن تماشا میکند مشاوره روانشناسی

با سایت روانشناسی ویکی روان همراه باشید.

بچه ها روح پاک و بی آلایشی دارند و در سنین یا موقعیت های مختلف ممکن است دچارِ احساساتی شوند که بدون هیچ شناختی، درون آنها را منقلب و طوفانی می کند.

والدین در مواجهه با عشق دوران بچگی در فرزندانشان (عشق دوران کودکی) بر سر یک چند راهی می مانند:

  • واکنش مستقیم و خاصی داشته باشم
  • نسبت به عشق کودکی در بچه ها بی تفاوت و خونسرد رفتار کنم
  • با او درباره احساسش و عشق دوران بچگی صحبت کنم
  • کلمه ای درباره عشق در کودکی بر زبان نیاورم
  • به طور غیرمستقیم به او بفهمانم که از عشق و احساسش خبر دارم
  • عشق کودکانه او را جدی بگیریم یا نه؟؟؟
  • و ….

حتی ممکن است والدین در برابر عشق دوران کودکی سرشار از خشم شوند و نتوانند عصبانیت خود را در برابر فرزندانشان کنترل کنند.

شما به عنوان یک والد در برابر چنین حالاتی در فرزندانتان به جای گیر افتادن در چند راهی ها، مشورت و درد و دل با افراد غیر متخصص، سرچ های مدام در اینترنت و… از یک مشاور کودک کاربلد و با تجربه کمک بگیرید.

در ادامه خواهیم گفت که عشق دوران کودکی از نظرهای مختلف مهم است.

پیش از ادامه مطلب باید به این نکته اشاره کنیم که مشورت با مشاور روانشناس کودک بهترین راه برای تصمیم گیری در مورد عشق و عاشقی کودکان است. یک متخصص روانشناس کودکان به خوبی می تواند والدین را در این موقعیت ها راهنمایی کند.

علت عاشق شدن کودکان چیست؟

دلایل بسیار زیادی برای علت عاشق شدن کودکان وجود دارد که از مهم ترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

  • کمبود توجه
  • عدم رابطه صمیمی با والدین
  • مشکلات خانوادگی مانند دعواهای همیشگی والدین
  • رقابت بسیار زیاد بین بچه ها در خانه هم یک علت عاشق شدن کودکان است

عشق کودکی چگونه و در چه سنی رخ می دهد؟

علائم افسردگی در کودکان

خب حالا می دانیم که پاسخ سوال آیا بچه ها هم عاشق میشوند؟ مثبت است. بله عشق کودکان واقعیت دارد اما، عاشق شدن کودکان حدودا در چه سنینی اتفاق می افتد؟

هر چند بیشتر روانشناسان معتقد هستند که عشق دوران کودکی در دخترها، بیشتر در سنین ۱۰ تا ۱۱ سالگی و در پسرها از ۱۳ سالگی آغاز می شود اما در سنین کمتر از اینها نیز دیده شده است.

شاید شما تصور کنید که احساسِ قلبی شدید در دختران نسبت به پسرهای هم بازی، همکلاسی و…  یا در پسران نسبت به دختران اتفاق می افتد.

اما در مواردی شما شاهد عشق شدید و رفتارهای عجیب فرزندتان نسبت به پزشکش، معلمش، هنر پیشه‌ها و… نیز خواهید بود.

حتی گاهی کودکان، عشق را در یک حیوان خانگی می بینند و چنان احساساتِ شدیدی بروز می دهند که ممکن است برایشان آسیب رسان باشد.

عشق در کودکی بیشتر در مرز کودکی به بلوغ رخ می دهد. زمانیکه فرزند شما در حال شناختِ خود، جنسِ خود و جنسِ مخالف است

بلوغ مرحله ای بسیار مهم در دوره زندگی است و همراه با تغییراتِ جسمی (تغیرات هورمونی و…) و  تغییراتِ روحی می باشد.

جالب است بدانید عشق دوران کودکی می تواند یکی از نتایجِ دوران بلوغ باشد.

هر چند این عشق در بچه ها و کودکان گذرا است و در صورتِ اتخاذِ برخوردی مناسب با کمکِ مشاور، بدون آسیب خواهد بود اما بهتر است جدی گرفته شود.

نتیجه عشق بچگی چیست؟

همانطور که دیدید چنین احساسی طیف وسیعی را شامل می شود اما همگی در مواردی مشترک هستند:

  • بی قراری و دلشوره در کودک
  • افت تحصیلی شدید
  • عدم تمرکز و یادگیری موضوعات مختلف
  • نوسانات و تغییراتِ خلقی
  • گریه های بی دلیل می تواند به خاطر عشق کودکی باشد
  • بی خوابی های شبانه
  • توجه بسیار زیاد به ظاهر، چهره، نوع لباس و…
  • حرف های تازه و سوالاتِ عجیب
  • وارد کردن شکلی از عشق در انشا، نقاشی ها و…
  • بی اشتهایی و مشکلاتِ جسمی در مواجهه با عشق در کودکی زیاد دیده شده است
  • و…

می توانند نتیجه عشق در کودکی باشند!

احساسات کودکان و نحوه رفتار با عشق در کودکی

کودکان کلمات شرطی را درک نمی‌کنند

همانطور که دیدیم عشق دوران کودکی می تواند بر روندِ کسب موفقیت، جسم و روح فرزند شما تأثیر بگذارد. پس حتما در صورت دیدن حالاتِ تازه و تمایلات شدید فرزندتان نسبت به فردی دیگر مراقب و هوشیار باشید.

احساساتِ کودکان بسیار مهم و حساس است، اما هر حالتی در بچه ها را صرفا به عشق بچگی تلقی نکنید.

چرا جدی گرفتن عشق کودکی بسیار مهم است؟

نحوه برخورد شما با احساسِ فرزندتان می تواند بر ادامه زندگی او و موارد زیر تأثیر بگذارد:

  • عشق ‌های بزرگسالی و شکل گیری محبت در او
  • سلامتِ روابطِ آینده اش
  • اعتمادش به شما و داشتن احساس امنیت با شما
  • شیوه های عشق ورزیِ دورانِ جوانی و لذت از رابطه های آینده
  • ایجادِ حساسیت در او درباره هر جنس مخالف و…
  • پنهان کاری از شما و برقراری روابطِ خطرناک
  • لجباز شدن و شکستنِ حریم هایش با شما
  • و…

پس بهتر است با مشاور کودکی باتجربه و دلسوز درباره عشق بچه ها مشورت نمایید تا با ارائه بهترین راهکارها، از ضربه خوردن به روح و روانِ فرزندتان و آسیب رسیدن به رابطه ی شما با او پیشگیری شود.

بعد از مدتی بچه ها می فهمند شما از احساسات آنها باخبر هستید، پس بهتر است موضعی درست در این قبال بگیرید.

آیا کودکان در شناخت احساسات نیاز به آموزش دارند؟

نکاتی که والدین درباره خواب کودکان باید یاد بگیرند

کودکان باید در هر سن و موقعیتی بروزِ احساساتِ مختلف را به شیوه های درست و علمی بیاموزند.

نحوه ابراز و کنترل غم، شادی، عصبانیت، محبت، عشق، اضطراب و… موضوعی بسیار مهم است و در کودکان مختلف، متفاوت است.

در کنار تمام کتابها، برنامه های آموزشی و … کمک گرفتن از یک متخصص در زمینه روانشناسی کودک می‌تواند نه تنها از ایجاد احساساتِ اشتباه در فرزند شما جلوگیری کند بلکه در صورت رخ دادن چنین چیزی از واکنش اشتباه شما جلوگیری خواهد نمود.

پس فرزند خود را به خوبی بشناسید، به صورتی غیرمستقیم که ایجاد حساسیت نکند، به او توجه کامل داشته باشید

اگر حس می کنید فرزندتان بیش از حد احساسی، دارای نوسانِ خلق شدید، مشکل در پردازش احساساتش و… است، حتما به یک مشاور کودک مراجعه نمایید.

اما اگر سن بلوغ فرزندتان نزدیک است یا در این سن قرار دارد، مراجعه به یک روانشناسِ دلسوز و باتجربه را به شما شدیدا توصیه می کنیم.

بیشتر کودکان در این سنین سرشار از پیچیدگی، دوگانگی و استرس هستند

مواجهه با شکل جدیدی از دیدن و شناساییِ خود، احساسات و محیط را نیز به موارد قبلی اضافه کنید تا بتوانید انقلابِ درون او را درک کنید.

راهکارهای یک مشاور و افزایش علم و آگاهی شما از کودکان و خواسته هایشان در بلوغ می تواند این دوران را برای والدین و کودکان آرام، ساده تر و جذاب تر گرداند.

پیشنهاد می کنیم مطلب معنی استرس چیست را حتما در ویکی روان مطالعه نمائید.

چطور با عاشق شدن بچه ها رفتار کنیم؟ بهترین راهکار در مقابل عشق بچگی چیست؟

چگونگی تربیت کودک خجالتی

مهمترین موضوعی که والدین با آن مواجه هستند، این است که عاقلانه ترین نوع رفتار در مقابل عشق بچگی چیست و باید چکار کنیم؟

هر چند ممکن است نظرات ضد و نقیضی درباره نوع برخورد با احساساتِ شدیدِ کودکی نسبت به جنس مخالف وجود داشته باشد.

اما همه در یک چیز مشترک هستند که عشق دوران کودکی نباید با واکنش های شدید، تهاجمی و کاملا مستقیمِ بزرگترها پاسخ داده شود

حساسیت نشان دادنِ بیش از حد والدین به عاشق شدن بچه ها باعث حساس شدن کودکان روی احساسشان می شود و آنها را لجباز یا مضطرب خواهد کرد.

اینکه چگونه رفتاری را در برابر یک کودک دلباخته و عاشق انتخاب کنید؛ کجا با او وارد گفتگو شوید و چه زمانی سکوت نمایید…

در چه شرایطی بی تفاوت باشید و کجا حساسیت نشان دهید و چقدر…

آیا به دلیل گذرایی عمومِ این عشق ها، آن را رها کنید یا حتما مسئله را حل نمایید و… موضوعاتِ مهم و تخصصی هستند که بهتر است در مشاوره های آنلاین یا حضوری جواب داده شوند.

یک مشاورِ کودکِ حرفه ای با توجه به سن، موقعیت و با شناختِ ویژگی هایِ شخصیتیِ منحصر به فرد کودک، بهترین واکنش و راهکارها را به شما خواهد آموخت.

باز هم تکرار می کنم که اگر فرزندی در آستانه ی بلوغ یا در دوران بلوغ دارید یا فرزندتان شرایط خاصی دارد (فرزند طلاق بودن، فوتِ یکی از والدین، مهاجرت، دوری از دوستان و…) حتما با یک مشاور روانشناسی صحبت کنید.

موقعیت های خاص یا دشوار ممکن است باعث عشق دوران کودکی شوند.

راهکارهایی برای والدین در مواجهه با عشق دوران کودکی چیست؟

بررسی علائم افسردگی در کودکان

برای پیشگیری از عشق دوران کودکی یا مواجهه با آن موارد زیر را به یاد داشته باشید:

  1. توجه و رسیدگی به کودک و مراقبتِ درست از او می تواند مانع از عشق های بچگی شود. وقتی فرزندتان همه ی آنچه از محبت و توجه می خواهد، از شما بگیرد، برای گرفتن احساساتِ شیرین به جنس مخالف روی نخواهد آورد، این بهترین راهکار برای مقابله با عشق کودکی است
  2. همواره به کودک خود عشق بورزید: او را با لحن و نامهای زیبا صدا بزنید… مدام به او بگویید که عاشقش هستید.. همیشه گوشزد کنید که چقدر برای شما ارزش دارد… او را از عشق و توجه سیراب گردانید.
  3. از ظاهر و زیبایی های ظاهری فرزندتان تعریف و تمجید کنید.
  4. برای پیشگیری از عشق کودکی که ممکن است باعث آسیب دیدن او شود، از سرزنش کردن، سرکوفت زدن و مقایسه فرزندتان با هم سن و سالانش شدیدا خودداری نمایید. در چنین فضاهایی کودک دچار عدم امنیت می شود و این ناامنی او را از شما دور و به جنس مخالف نزدیک خواهد کرد.
  5. دعواهای خانوادگی و مطرح کردن مشکلات خانوادگی در حضور کودک، او را مضطرب می کند. او ممکن است در چنین اضطراب هایی به فردی دیگر یا به عشق پناه ببرد.
  6. از دوران بلوغ فرزندتان غافل نشوید؛ درباره‌ی این دوران کتاب بخوانید. از مشاورانِ کودکِ ویکی روان کمک بگیرید. در آستانه ی بلوغ با فرزندتان بیشتر گفتگو کنید و بیشتر با او وقت گذرانی نمایید.
  7. دوران بلوغ را بشناسید: چه چیزی در جسم، روح، مغز و فیزیولوژیک او در حال رخ دادن است. با چه چیزهایی در این دوران از درون دست و پنجه نرم می کند… آگاهی، باعث می شود فرزندتان را درک کنید. درک، شما را آرامتر، خوش خلق تر و صبورتر خواهد کرد. هرچه شما رفتار درست تر و آگاهانه تری داشته باشید، کودک بیشتر با شما احساس صمیمیت و نزدیکی می کند و به جای دیگری شما را برای دوستی برمی گزیند.
  8. مراقب کارتون ها و فیلم هایی که کودکتان می بیند، کتاب هایی که می خواند و زندگیِ مجازی او باشید. این رفتار های میتواند در نهایت به عشق دوران کودکی منجر شوند.
  9. وقتِ کودک خود را به صورتی درست و منطقی پر کنید: کلاس هایی که دوست دارد؛ دورهمی های جذاب و اوقات خوش برایش بسازید. خانوادگی آشپزی کنید، باهم کارتون های آموزنده ببینید. پیاده روی کنید و… اگر همه چیز درست طراحی شود دیگر دلیلی وجود ندارد فرزندتان دنبال عشق بچگی بی مورد برود
  10. شادی را در محیط خانه خلق کنید و اجازه ندهید کودک شما احساس تنهایی کند. با او صحبت کنید؛ به او حسِ ارزشمندی ببخشید و نظراتش را در مسائل مختلف بپرسید.
  11. خانواده و خانه ای شیرین و شاد خلق کنید: نیاز نیست هزینه های زیادی متقبل شوید، پیک نیک های یک روزه، بازی ها و کتاب خوانی های خانوادگی، دعوت کردنِ دوستانش به خانه و…
  12. او را تشویق و تحسین کنید: کوچکترین تلاش و نتیجه ی مثبت را در کودک ببینید و از او به خاطرِ تلاش هایش قدردانی نمایید.
  13. خوب به خودتان، روابط با همسرتان و نوعِ زندگی خانوادگیتان توجه کنید و ببینید کدام مشکل، رفتار یا بی توجهی می توانسته است فرزندتان را دچارِ احساسِ عشق به دیگری نماید.
  14. بعد از مواجهه با عشق بچگی او، بدون اشاره به عشق در او، در فضایی امن و با رویی گشاده بدون فشار و غیر مستقیم با کودکتان صحبت کنید و توجه کنید از چه چیزی ناراحت است و جای خالی چه چیزی آزارش می دهد. کودکان بسیار بیش از تصور ما می فهمند، می بینند و درک می کنند…
  15. به بخش مشاوره ویکی روان مراجعه کنید تا در زمینه های مختلف کودکان از جمله: عشق دوران کودکی، اضطراب های کودکی، دوران بلوغ، افت تحصیلی، مشکل در روابط و … به شما و کودکتان یاری برسانند. مشاوری باتجربه شرایطی آرام و امن برای گفتگو و مصاحبه با فرزند شما طراحی می کند و زیرکانه به عمق روح و درون او راه می یابد.
  16.  گفتگو با کودک، مشورت با مشاورِ کودک و انجام تست های شخصیت و… راههایی برای شناختِ فرزندتان است؛ کودک خود را بیشتر و بیشتر بشناسید. هر کودکی رفتاری خاص و ویژگی هایِ منحصر به فرد دارد. او را قضاوت یا مقایسه نکنید. رفتارهایتان با کودک را براساسِ شخصیتِ او انتخاب نمایید. در این زمینه نیز می توانید از مشاوران ویکی روان در بخش مشاوره روانشناسی آنلاین کمک بگیرید.

خب همانطور که مشاهده کردید عشق در دوران کودکی که به آن عاشق شدن بچه ها هم گفته میش ود خیلی پدیده عجیبی نیست.

وظیفه والدین این است که در این برهه زمانی بتوانند به خوبی احساسات و عواطف فرزندانشان را جهت دهی کنند تا آسیبی به آنها وارد نشود.

آینده روحی روانی فرزندان در دستان پدر و مادر است، لطفا با احتیاط قدم بردارید.

بسیاری از افراد با بدنیا آمدن فرزندشان نگرانی هایی بابت کودک خود دارند، و میخواخند اورا به خوبی پرورش دهند.ما در سایت ویکی روان برای شما امکان خدمات مشاوره کودک و نوجوان، به شیوه تلفنی و انلاین قرار داده ایم تا با به آسانی نیاز خود را رفع کنید.

درباره سپیده حسن پور

سپیده حسن پور کارشناسی ارشد روانشناسی و عضو تیم تحریریه سایت ویکی روان

این و هم چک کنید

اعتیاد به سکس در مردان

علائم اعتیاد جنسی در مردان کدامند؟ (۱۰ مورد جالب)

شاید اعتیاد به رابطه جنسی در مردان عجیب به نظر برسد اما افراد زیادی علائم …

۱۳ دیدگاه ها

  1. منم وقتی بچه بودم عاشق شدم، عاشق شوهر عمم شدم، الان باورم نمیشه چرا اینطوری بودم

  2. وقتی ۱۲ سالم بود درگیر همچین عشقی شدم و تو ۱۴ سالگی متوجه شدیم که ۲ طرفست و با هم ارتباط برقرار کردیم الان ۲۰ سالمه و با اینکه یک سالی هست که ترکش کردم هنوز دوستش دارم..چیکار کنم که این حس از بین بره؟؟؟؟؟

    • عشق دوران کودکی خیلی خاطره انگیز هست و در یاد می ماند
      اگر از این اخساس دچار آزردگی هستید به مشاور روانشناس مراجعه کنید تا موضوع ریشه ای تر برسی و حل شود

  3. من تو ۱۲ سالگی عاشق شدم و تو ۲۷ سالگی با همون دختر ازدواج کردم و الان هم یه دختر ۳ ساله دارم و از زندگی لذت میبرم یه توصیه به کودکان و نوجوانان دارم که هروقت عاشق شدی حرف دیگرون رو گوش نکن و به عشقت ادامه بده چون اونها فقط بلدن نصیحت کنن ولی نمیدونن تو قلبمون چی میگذره هی میگن این یه احساسه و زود از بین میره ولی تو گوش نکن تا وقتی دوسش داری(دوسش داشته باش)تابهش برسی مثل خودم

  4. خیلی جالبه عشق شیرینی داشتین حتما در این مدت قبل ازدواج هم با هم در تماس بودین یاعشق یکطرفه بوده?

  5. من هفت ساله عاشق یکیَم
    از هشت سالگی
    چهار ساله ندیدمش:)

  6. من تو رستوران تا یه دختر رو دیدم عاشقش شدم والن نه میدونم کیه نه میدونم کجاست یعنی عشق یک طرفه لطفا بگید چطوری هم عاششقش باشم هم به زندگیم برسم

  7. یک پسر هستم
    این حس بچه ها اسمش و تعریفش عشقه(از روی تعریف های مثلا تو همین سایت)؟ یا دوست داشتن؟ شاید ماله بچه فرق میکنه. البته به شرطی که دختر باشن! دختر و کلا خانم باشن در هر سنی.

    ماله من از دوره سوم چهارم دبستان چیزایی ساده بود. دوست داشتن و حسی ساده. و تا دو یا سه سال ادامه داشت. گاه به گاه بود…هم محله ای بودیم(سالی یکی دوبار بیشتر نمیدیدمش). فقط در مسیر برگشتن از مدرسه به خونه (در سمت دیگه جاده) گاهی نگاه میکردم و دوست داشتم اونو ببینم. که هیچ وقت تو اون مسیر ندیدمش.

    ماله من هم خاطره انگیز هست؟ برا خودم که بله، اما نظر خانمها خصوصا روانشاس ها رو نمیدونم! خانمها در خیلی مسائل فکرشون در مورد خودشون و در مورد اقایون ۱۸۰ درجه فرق داره.

    اقایون(در سن بالا) حس دوست داشتن و… پیدا کنن رو اگه بگن عشق، روانشاس ها، و امروزه خیلی از خانمها حمله میکنن که این عشق نیست. پس چی باید گفت؟ دوست داشتن ساده که نیست. چیزی بین دوست داشتن و اون عشق مورد نظر اونهاست. اگه بگیم دختری رو دوست داریم، هم منظورمون درست نمیرسه هم روانشاسها خیلی بدتر حمله میکنن(و تهمت میزنن). مسلمه اینجا ماله بچه ها اونطور عشق کامل… نیست. ولی اسمشو گذاشتن عشق. قطعا به خاطر دخترهاست. وگرنه ماله پسربچه ها هم کلا معلومه. هورمون جنسی، اگه سن پسر کمتر بود حتما این مسئله ، اون مسئله …..

    علم روانشناسی کاری و هدفی جز تضعیف و تحقیر و تهمت و کوبیدن مردان و در کنارش منافع زنان نداره. یک راهشون به کمک زنان و بیشتر با سواستفاده از روان زنان (که خوب میدونن چطوره). برا همینه که مثلا حداکثر و کم کم تمام روانشناسان در دنیا زن هستند

    در روانشاسی مثلا با بازی کردن با کلمات و تفسیرها و غرق کردن در این مسائل و فکرها، واقعیات و فکر ادما و خوده ادما و همه چی رو قناس کردن!

    در مورد من مقایسه شدن و… از سن پایین بود

  8. دو مورد غیرعادی دیگه هم برام اتفاق افتاد. اولیش با یک فرشته! دوم راهنمایی تموم کرده بودم و تابستون بود. ۱۳ سالم شده بود ولی لطفا از اون فکرها نکنید. حتما تا حدودی میل جنسی داشتم اما یادم نمیاد که زیاد بوده و احتمال زیاد از ۱۴ سالگی میل جنسی زیاد شده بود. تابستون یه شب خواب میدیدم که خونه پدربزرگم هستم(و احتمال زیاد یکی از پسرای فامیل هم اونجا با هم بودیم و مثل خیلی وقتها مشغول سرگرمی بودیم). فهمیدم که تو انباری چند تا جن هست. رفتم تو انباری جن ها رو بیرون کردم (در زمان کوتاه ۲۰-۳۰ و به شکل سریع و کلی بود). و جن ها که بیرون انداختم و نابود شدن، دو تا فرشته اونجا بودن که زندانی شده بودن. به شکل خاص و فرشته نبودن مثل ادم بودن ولی کلی و یکم ظاهرشون کلی و ساده و یکم تصویر غیرواضح بود. یکی از این فرشته ها که بهش نزدیکتر بودم….صحنه بعدی خواب یک لحظه تاریک و سیاه شده بود(مثل وقتی چشم میبندیم) و بهم الهام شد که با اون فرشته(نزدیکترم بود) با هم ازدواج کردیم! صحنه بعد تو یک شهر قشنگ مثل اروپا بودیم و و تو خیابون بزرگ و به نسبت خلوت که اسفالتش کاملا صاف و تمیز بود و یه مشت کبوتر هم بودن، با هم پیاده و تقریبا آهسته راه میرفتیم. اون زن چهره خاصی نداشت، قشنگ بود ولی نه اونطور خوشگل و یا با ارایش. چهره ش قشنگ و معمولی بود. بعدش تو پیادرو با هم راه میرفتیم. پیاده رو یک سبک خاصی داشت. پیاده رو صاف و کم ارتفاع و کاشی هاش یک مدل خاص بود(چند سال بعد تلویزیون دیدم که در یک کشور اونطوره. نمیدونم قبل از اون خواب هم نمونه ش دیده بودم یا نه. معماریش یه سبک خاص و قشنگه) و مغازه های تو پیاده رو که از کنارشون رد میشدیم سطح دیوار و شیشه هاش (به نسبت جاهای دیگه و عادیه دنیا) تقریبا صاف و مسطح بود. یه جور هنری بود. مثلا انیمیشن نبود، واقعی بود اما متفاوت و تقریبا شکل هنری داشت. تو خواب یه حس سبک و ساده ی رمانتیک داشتم. ولی بعد فهمیدم صبح شده و خواب بوده!

    مورد دومی در سوم دبیرستان بود. …………………………………
    ۳ ماه فکر و احساسم شبیه بچه های کم سن شده بود(خصوصا احساسم خیلی شباهت داشت). و بعد از چند هفته ای عاشق شده بودم و ۲ ماهی ادامه داشت.(در اون ۳ ماه و نیز تا ماهها بعد از اون میل جنسی نداشتم). اون ۳ ماه تو مدرسه… یه بار زنگ حسابان درس تموم شده بود و بچه های کلاس که سوال پرسیدن بعدش من دست بلند کردم و یه سوالی از معلم حسابان پرسیدم. سوالم……! ولی خل نبودم. سوالم جدی و فنی بود! روزهای بعدش میخواستم این سوال و چند سوال مربوط رو روی کاغذ چاپ کنم ببرم تو دفتر مدرسه از بقیه معلم ها و غیره در دفتر مدرسه بپرسم(بطور ناشناس جواب بگیرم). خدا رو شکر این کارو نکردم که همه خیال کنن… این سوالم از معلم حسابان یه کلمه ش…!
    بعد از حدود سه ماه اون حس و حال عاشقی، و اونطور حس نسبت به اون دختر(که چند سال از خودم بزرگتر بود) از بین رفت ولی ……………………………………………

    • گفتم یه شهر اروپایی بود شاید فکر کنید زنم لخت و پخت بوده.. ولی نه کاملا با حجاب بود یه لباس مثل پوشش بعضی زنهای مسلمون کشورهای اسیایی و یا اروپایی بود ولی کامل و موهاش هم کاملا پوشیده بود (تو اون خیابون بزرگ که با هم راه میرفتیم از چند متر جلوتر خودمونو میدیدم). بعد تو پیاده رو شیشه های مغازه ها کاملا نو و تمیز و شفاف … بود. یک مغازش طلافروشی بود! محیطش و در و دیوار مغازه ها و… یک رنگ های نزدیک به هم و کلی داشت. محیط یک رنگ کلی نزدیک به نارنجی بود.
      ادم هنری نبودم و اتفاقی بود.

    • این نظرم یکم بی ربطه اما کلی بگم. گفتم ولی…. (یاده این چیزا و … اون سالها میفتم گریم میگیره) بعدش اون حس عاشقی نداشتم ولی میخواستم به من توجه بکنه (این بهش نمیگفتم) (شاید چون ذیگه بهخاطر مسایلی کلا حالم و فکر و اعصابم راحت نبود و با گذشت زمان بدتر میشدم) فقط در روزای اول اونطور حال بد یه بار به نحوی پیشش گدایی و منت کشی میکردم، (کلا هنوز از نظر فکری تمام نرمال نبودم و هر چند ماه میفهمیدم که الان فکرم عادی تر شده و بعد از یک سال، یا فکر کنم یک سال و خورده ای دیگه فکرام کاملا عادی بود) و تا چندین سال اینطوری بودم و توجه میخواستم و خصوصا وقتی با توجهش به اقایون دیگه مقایسه میکردم بدتر ناراحت و عصبی میشدم. دردام کم بود که اینم روش بود و بعضی وقتها رو فکرم بود. و اواخر که دردام شدید شده بود و یادمه این درد دیگه خیلی وقتها بود. تو نت یه اهنگ غمگین دیدم و مدتی گوش میدادم (انگار درباره من بود). و بعد از مدتی، دردام خیلی شدید شده بود و این مسئله هم بدتر شده بود و دیگه اصلا ول کن نبود و شدیدتر منو میخورد. خیلی بد بود. بعد از ۴ سال و اندی حال بد دیگه بهتر شدم و دیگه فکر و مسئله اون دختر از بین رفت.

      • اون منت کشی در روزای اول برای توجه کردن به من بود. خصوصا که چند روز قبلش یه بار واسه یه چیزه ساده و بی ربط به این چیزا چند لحظه کلامی حرفمون شده بود، به نحوی ازش معذرت خواهی میکردم که ببخشه. توجه نداشت و یا کمی از من اکراه داشت. و اینده هم بی توجه بود و من ناراحت بودم و یا غبطه میخوردم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *