خانه / موفقیت / شادی / آیا میدانید چرا شاد نیستیم ؟
چرا شاد نیستیم

آیا میدانید چرا شاد نیستیم ؟

موضوع این مقاله در مورد شادی نمی باشد. بلکه در عوض پیرامون شرایط مخالف، تمرکز بر عواطف دلسرد کننده و ناخشنودی می باشد که نتیجه نهایی آن این است که چرا شاد نیستیم ؟ همانطوری که شاعر بزرگ ویتمن ادعا می کند ما احساس نارضایتی می کنیم، زمانی که در می یابیم بین استانداردهای ما در جهان و ( جایگاهی که در آن وجود دارد ) و واقعیت هایی که با آن ها روبرو هستیم، نیز فاصله ای وجود دارد.

واقعا چرا شاد نیستیم ؟

با سایت روانشناسی ویکی روان همراه باشید.

این استانداردها چه هستند و از کجا آمده اند؟ ابتدا متوجه می شویم که استانداردهای مختلفی وجود دارد که می توانند در هر وضعیتی اعمال شوند و هنر شادکامی نوع انتخابی است که می توانیم به صورت معقولانه آن را برآورده نماییم.

وقتی که ما از طریق مسیر زندگی حرکت می کنیم، انتظارات تغییر می کنند. بارها این انتظارات تغییر یا کاهش پیدا می کنند. گویی به سوی کمال سوق داده می شویم

اکثر ما در قلمرو بین رویاهای سرکش و ترسهای تاریک زندگی می کنیم. این افراط و تفریط عموما درک شده و امکان پذیر هستند. اما به نظر می رسد که دیگران تقریبا از آگاهی و  بصیرت بیشتری برخوردار هستند. به عبارت دیگر دیدگاه های ایده آل یا شرایط مطلوب غالبا به نگرانی های عملی بستگی دارد.

گاهی وقت ها ما خودمان را با آنچه که جامعه از نوع شخص و وضعیت مان انتظار دارد، مقایسه می کنیم. گاهی اوقات این تطابقات از آنچه که دیگر افراد و حتی دقیق تر از چیزی که مردم از ما می خواهند، نیز ایجاد می شوند. برخی از ما در اندیشه رویاهای بزرگ غوطه ور می شویم و تا زمانی که به اهدافمان برسیم نا راضی هستیم.

اما دیگران ( که در اینجا از زبان یک سالخورده سخن می گوییم ) به آنچه که به آن ها پرداخته ایم راضی و خشنود هستند. هر کسی که به آینه نگاه می کند به خوبی می داند که روش های زیادی برای بررسی این تصویر وجود دارد. خوشبختی و خلاف آن می توانند با تنظیم کردن سطح بازتاب و تعیین بررسی دقیق و موشکافانه شخص به وجود آیند.

بررسی علل اینکه چرا شاد نیستیم

البته همه این ها فرضیاتی هستند که ما با تصورات و نگرشی مثبت به آن ها عمل می کنیم و در نتیجه ستایش و سرزنش خودمان تلاش هایی را در جهت رسیدن به آن می کنیم. همچنین تصوراتی از تخریب و محرومیت را هم ممکن است حفظ کنیم. ما این را به خوبی می دانیم که یک قدم اشتباه در زندگی ممکن است باعث شود تا به وضعیتی که اکنون ما در آن مشغول هستیم، سقوط کنیم.

حتما بخوانید: ۵ حقیقت درباره راز شاد زیستن

بسیاری از مردم حس می کنند که خوف و هراس (در مقابل بدی که می شناسیم ) با ترس و وحشت متفاوت است ( گمراه شدن ناشی از شرارت هایی است که ما نمی توانیم آن را درک کنیم ). ما زندگی خود را بر این اساس تنظیم می کنیم که معمولا از افراد و مکان هایی که ظاهرا خطر ساز هستند، نیز دوری می کنیم.

افراد واجد شرایط به تعبیری آسان تر می توانند برای رهایی از این مخمصه راهی را پیدا کنند. آن ها با داشتن شبکه های ایمنی در محل برای محدود کردن انحطاط خود و باز گرداندن سعادت و خوشی، اقداماتی را  به انجام می رسانند. این موضوع در متون آینده توسعه داده می شود.

از آنجایی که عواطف و احساسات ما با حرکت و یافتن محل مورد نظر به وقوع می پیوندد، پس ناخشنودی مستلزم حس دوگانگی حرکت از شرایط آرمان گرایی به سمت بیراهه می باشد که پیامد آن احساس تخریب و ناراحتی می باشد.

علت اینکه چرا شاد نیستیم

در این چرا شاد نیستیم باید تایید کنم که چها مسیر تجربه را که با شادمانی توصیف کرده ام، همیشه به شادی منجر نمی شود. کاری که سرانجامش ناموفق است، باعث دلسردی و حتی خجالت می شود. بازی غیر قابل تحقق منجر به لذت نمی شود. بلکه احساسات را مهار و خسته می کند.

آیین های مذهبی نادرست به از هم پاشیدگی و بی حرمتی منتهی می شوند. چارچوب ها به خودی خود تضمینی به تحقق  نمی کنند. این نتیجه بستگی به افراد درگیر دارد.

اگر احساساتی شبیه به این ها در حال حاضر محدود شوند، برای رسیدن به شرایط کنونی چالش های زندگی ساده تر خواهند شد. در واقع ویتمن قهرمانی است که وقتی احساس تنهایی و یاس را می پذیریم در هر لحظه وی کاملا زنده و هوشیار است. اما همچنین نارضایتی روی وقایع گذشته تمرکز می کند.

مانند یک عمل ناخوشایند و خفت باری که  هرگز نمی تواند اصلاح شود. طبق گفته هنری جیمز به همان اندازه رویدادهایی را که به وجود می آیند، نه تنها ترس انتقام از آینده برایمان زجرآور است، بلکه در آن صورت نمی توانیم به هیچ کدام از رویاهایمان جامه عمل بپوشانیم. تمایل ما به تحمیل برای پذیرفتن نسخه های طولانی مدت موجب می شود زندگی شرافتمندانه ما را به بدبختی بکشاند.

ریشه یابی اینکه چرا شاد نیستیم

استانداردها مانند کارد دولبه ای هستند که به روش های مختلفی قابلیت برش دارند چنین ابزاری می تواند الهام بخش و یا حتی پاداشی بوده ( همان چیزی که زیگموند فروید آن را عزت نفس ایده آل می خواند). آن ها همچنین می توانند شخصیت اخلاقی را کنترل و محکوم کنند وقتی با این ابزار راه جلو را روشن می کنیم، به ما شجاعت می بخشد.

نیروی بالقوه درونمان ما را در هنگام مشکلات و تنهایی پشتیبانی می کنند. بنابراین ابزاری مجهز و ایمن می باشد. استاندارد ها بر تمام این ها تاثیر می گذارند و بدون چنین ابزاری ارتباط ما با جهان اطراف دچار مشکل خواهد شد.

بار دیگر تکرار می کنیم که این مدل ها کجا هستند؟ در جواب سوال چرا شاد نیستیم احمقانه است که بگوییم انسان ها صرفا موجوداتی با ایده هستند. در برخی موارد از دیدگاه ویتمن ما حیواناتی هستیم که دارای نیازهای اساسی، الگوهای واکنش و عادت های آگاهی می باشیم و همچنین درد و لذت را می شناسیم.

این استانداردها در مورد ارتباط با جهان می باشند و توسط روندی که نمی توانیم کنترل کنیم، نیز ایجاد می شوند. هنگامی که از نیازهای بدنمان حمایت می کنیم، با خوردن، خوابیدن، حرکت کردن و یا پیدا کردن پناهگاه راضی و خشنود می شویم. ما می توانیم از الگوهای زیست شناسی حکاکی شده برای شناخت و پاسخ استفاده می کنیم.

مقاله مشابه: علت شادی افراد چیست؟

برای کنترل چنین شرایطی لازم است که مفهوم را در زندگی مان اعمال کنیم. اما این به تنهایی کافی نیست. در واقع به دلیل قرن ها فرضیه تکامل اکنون مجبوریم که به دستورالعمل های نمادین وابسته شویم.

این رهنمود ها مفاهیمی هستند که اشکال آگاهی فیزیکی را می سازند. اما شخصیتی بسیار انتزاعی، پیچیده و روحی روانی تشکیل می دهند. در این مسیر باید پایبند به قوانینی باشیم. بنابراین با ایده های بزرگ سروکار داریم.

بسیاری از این استانداردها میراث جوامع ما هستند. برای برخی از افراد فرم های رسانه ای، کتاب ها، فیلم ها، تلویزیون و غیره ارائه می شود. هر کدام از این منابع مدلی از انواع مختلف هستند. ما دستورالعمل های نمادین را به نحوی که برای غذا، آب و آرامش داریم، دنبال نمی کنیم.

با این وجود می خواهیم با آن ها مقابله کنیم. برآوردن نیازهایمان نوعی رضایت و خشنودی را ایحاد می کند.

 این گونه اصول، اعتقادات، ارزش ها و آداب و سنت هارا به کار ببرید. با اتمام آن ها، اهداف خود را تعیین کنید. رفتارها را شناسایی کنید که آن ها به عنوان نمادهایی قابل رویت می باشند و به دیگران و خودمان شیوه های مناسب رفتار را نشان می دهند. به طور معمول مایلیم که در طول مسیر حرکت کنیم، اما نیازی به آن نداریم.

این بدان معناست که اجبار ما روانی است و ( فرهنگی ) نه فیزیولوزیکی. اگرچه این آزادی به دنبال یک دید انتزاعی به نظر می رسد، ولی یکی از نشانه های شرایط بشر است. این صداها شبیه موضوعاتی هستند که فیلسوفان و اخلاق گرایان در مورد آن به بحث و گفتگو می پردازند. آن ها به جای مسائل فوق العاده عملی به کار می روند و در واقع تجارت روزمره تبلیغات به شمار می آیند.

یکی از دلایل اینکه چرا شاد نیستیم این است که به طور کلی انسان های نوین امروزی از زندگی راضی نمی باشند. چون نمی توانند تجربه ای داشته باشند و همیشه استانداردهای جدید و قوی برای ملاقات با آن ها وجود دارد. ناچارا کسب و کار ناتمامی وجود دارد و هر کدام از آن ها می خواهند تا پیشرفت کنند. اما هیچ کسی نمی داند که آیا آن ها قبلا به مقصد خود رسیده اند، یا این که نقطه پایانی در سال های آینده است.

عضویت در خبرنامه ویکی روان

عضویت در خبرنامه ویکی روان

همراه با بیش از 7 هزار مشترک دیگر برای دریافت بهترین و جدیدترین مطالب روانشناسی عضو خبرنامه سایت ویکی روان شوید

با موفقیت مشترک شدید!

درباره ویکی روان

وب سایت روانشناسی ویکی روان محیطی صمیمی و مطمئن برای کسب دانش مرتبط با زندگی فردی و اجتماعی بر اساس روانشناسی میباشد. میتوانید سوالات و مشکلات شخصی خود را با ما در میان بزارید تا روانشناسان ویکی روان در کمترین زمان پاسخ گوی شما باشند

این و هم چک کنید

هورمون ملاتونین

آشنایی با هورمون ملاتونین

اگر در حین خواب در شب دچار مشکلات روانی هستید، ممکن است از کمکل های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *