خانه / روانشناسی / واکنش به مرگ عزیزان و نگرش به مرگ از نگاه روانشناسی
نگرش به مرگ و داغدیدگی از نگاه روانشناسی

واکنش به مرگ عزیزان و نگرش به مرگ از نگاه روانشناسی

نگرش به مرگ و وجه بارز مرگ در قرن بیستم نامرئی بودن آن است. ما می خواهیم مشکلات مرگ را با پنهان کردن و انکار آن حل کنیم. ما به مردمی که در شرف موت هستند، دربارهٔ وضعیتشان دروغ میگوییم، چون مرگ نام بردنی نیست و واکنش به مرگ عزیزان اشتباه است.

واکنش به مرگ عزیزان و نگرش به مرگ

آنها نیز، به نوبهٔ خود، میکوشند ما را قانع کنند که حالشان رو به بهبود است. حتی وقتی فرد، عملا از لحاظ بالینی مرده است، ما سعی می کنیم با استفاده از ماشین کارکرد اندام های او را حفظ کنیم.

گاه، فرد را از عزاداری و بیان هنجار سوگ در اوقاتی که با فقدانی بزرگ روبرو شده است، بازمیداریم. نگرش به مرگ و انکار مرگ در فرهنگ ما به سنتی مرسوم تبدیل شده است.

با سایت روانشناسی ویکی روان همراه باشید

مرگ عزیزی که دوستش داریم میتواند یکی از بزرگترین آسیب های زندگی باشد و واکنشهایی را در بر دارد.

حالت فیزیکی واکنش به مرگ عزیزان

گستره وسیعی از واکنشهای فیزیکی سوگ را همراهی میکند.

این موارد شامل:

  • بی خوابی
  • از دست دادن اشتها یا پرخوری
  • ناراحتی معده
  • یبوست یا اسهال
  • خستگی
  • سردرد
  • تنگی نفس
  • تعریق شدید و سر کیجه

میباشند.

استرس شدید معمولاٌ سبب کاهش کار آیی سیستم ایمنی شده و مقاومت داغدیده را در برابر عفونت و بیماری کاهش میدهد.

نوع رفتار هیجانی در واکنش به مرگ عزیزان:

  • افسردگی
  • نومیدی
  • گریه
  • شوک و ناباوری
  • خشم
  • گناه
  • اضطراب
  • تحریک پذیری
  • اشتغال خاطر با فکر متوفی
  • احساسی درماندگی
  • اشکال در تمرکز
  • بی احساسی
  • عدم تصمیم گیری
  • و کناره گیری از دیگران یا احساس تنهایی

واکنش های عقلی به سوگ شامل تلاش برای توجیه و پذیرش علل مرگ متوفی و گاه دلیل تراشی یا تلاش برای درک دلایل مرگ است.

افراد می خواهند بدانند جه روی داده و چرا. گاه دلایل پذیرفته شده قانع کننده نیست، ولی با این وجود تلاش می کنند گه علت مرگ را درک کنند.

یکی از واکنش های عقلی رایج به داغدیدگی آرمانی کردن است:

تلاش برای تطهیر خاطرهٔ فرد در گذشته از طریق حذف ذهنی ویژگی های منفی او.

مثلاٌ زنی که از شوهرش متنفر بود، گفت شوهرم یک مرد خوب و استثنایی بود. اگر آرمانی کردن ادامه یابد، میتواند از شکل گیری روابط صمیمانه جلوگیری کند.

واکنش های جامعه شناختی نگرش به مرگ و سوگ شامل تلاش خانواده و دوستان برای اتحاد با یکدیگر و سهیم شدن در این تجربه، پشتیبانی و همیاری یکدیگر است.

مراحل سوگداری در واکنش به مرگ عزیزان 

نخستین مرحله دوره کوتاه مدت در واکنش به مرگ عزیزان شوک است که طی آن اعضای بازمانده خانواده بر اثر سوگ و ناباوری بهت زده و فاقد توانایی عکس العمل اند.

بازماندگان اغلب میگریند و به آسانی هیجان زده میشوند. این مرحله به فاصله کوتاهی از وقوع مرگ آغاز و تا چند روز ادامه می یابد.

واکنش به مرگ عزیزان

مرحله دوم در واکنش به مرگ عزیزان دوره رنج کشیدن شدید است که در طی آن افراد نشانه های فیزیکی و هیجانی اختلالی بسیار شدید را نشان میدهند.

تمنای دردناک برای دیدار مجدد با متوفی، مرور خاطرات، حالت اندوه، بی خوابی، تحریک پذیری و بیقراری در این مرحله دیده میشود.

این مرحله که آغاز آن با زمان وقوع مرگ عضو خانواده چندان فاصله ای ندارد، بین هفته دوم تا چهارم به اوج خود میرسد و ممکن است پس از چند ماه رفته رفته فروکش کند.

هرچند گاهی یک تا دو سال ادامه می یابد. توانایی گفت گو درباره گذشته به بازماندگان کمک میکند، سریعتر بر سوگ خود غلبه کنند.

در مرحله سوم در واکنش به مرگ عزیزان کم کم علاقه به زندگی از نو بیدار میشود. این مرحله معمولاٌ یک سال بعد از مرگ پدیدار میشود.

احساس رنج و سوگ در مردان و زنان تفاوتی ندارد، اما مردان به عدم ابراز هیجان های خود عادت دارند.

تمایل مردان برای صحبت راجع به احساساتشان کمتر است و این باعث میشود منزوی شوند و احساس افسردگی و تنهایی کنند.

زنان در زمان فقدان از حمایت دوستانشان بیشتر بهره مند میشوند و رنجشان را از طریق صحبت با دیگران تسکین میدهند.

برداشت کودکان و نوجوانان از مرگ و نگرش به مرگ در آنها

۳ تا ۵ سالگی: کودکان در مورد مرگ کنجکاوند ولی آن را موقتی و برگشت پذیر میدانند. کسی که مرده، بر میکردد.

۵ تا ۹ سالگی: کودکان فقط تا حدودی تشخیص می دهند ه مرگ بر گشت ناپذیر و دائمی است. آنها کم کم متوجه میشوند که آنها نیز میتوانند بمیرند، ملی الزامی به آن ندارند. افراد سالمند میمیرند، چون نمی توانند مانند کوچکترها بدوند و خود را از دست مرگ نجات دهند.

۹ تا ۱۰ سالگی: مرگ اجتناب ناپذیر و همگانی است. آنها به این می اندیشند که مرگ چگونه به خود و خانواده شان دست اندازی خواهد کرد و در مواجهه با مرگ دیگران احساس خشم، گناه، و سوگ شدیدی نشان میدهند.

نوجوانان: تعداد معدودی از جوانان که تجربه مرگ یکی از خویشاوندان یا دوستان دارند سعی میکنند به کنه مهنا و واقعیت مرگ پی ببرند. آنها فکر میکنند که مرگ برای دیگران اتفاق می افتد و احساس نامیرایی نوجوانان سبب میشود که کنار آمدن با مرگ برایشان دشوار باشد.

واکنش به مرگ عزیزان و نگرش به مرگ در کودکان به مرگ تا حدود زیادی به سن و درک آنها بستگی دارد. کودکان با توجه به کابوسهای شبانه، اختلال در خواب و اشتها، و مشکلات تحصیلی میتوان حدس زد که آشفتگی آنها عمیق است.

آنها ممکن است حمله های کج خلقی داشته باشند با دیگران گلاویز شوند. اگر فرد متوفی یکی از والدین آنها باشد به شدت مضطرب میشوند و حساسیت نشان میدهند.

در صورت حمایت سایر عزیزان، کودکان میتوانند با مرگ عزیزشان کنار بیایند.

کمک روانشناس به فرد داغ دیده

برای بهبود علایم شدید سوگ می توان از متخصص کمک گرفت. اگر شما یا دوستانتات بر اثر سوگ دچار افسردگی شدند حتماً به دنبال کمک  از متخصص باشید.

مشاوره می تواند درمان مناسبی برای غم و اندوه باشد. مشاور از طرق زیر میتواند به فرد داغدیده کمک کند:

  • توصیف و توضیح عزاداری طبیعی در انسان و تشویق فرد داغدیده به پذیرش این رویداد از طریق صحبت
  • کمک به فرد داغدیده برای شناسایی احساسات در دوران داغدیدگی (برای مثال، خشم، احساس گناه، اضطراب، درماندگی، غم و اندوه)
  • کمک به داغدیده برای جدا شدن از مرگ مرحوم، و کمک برای تصمیم گیری های جدید زندگی بدون حضور او
  • شناسایی مشکلات سوگوار و توصیه هایی برای درمان غم و اندوه حرفه ای، در صورت لزوم
عضویت در خبرنامه ویکی روان

عضویت در خبرنامه ویکی روان

همراه با بیش از 7 هزار مشترک دیگر برای دریافت بهترین و جدیدترین مطالب روانشناسی عضو خبرنامه سایت ویکی روان شوید

با موفقیت مشترک شدید!

درباره فاطمه صبوری پور

سی ساله ليسانس روانشناسی عمومی فوق ليسانس روان شناسی تربيتی دانشجوی دكتری روانشناسی تربیتی

این و هم چک کنید

مدیریت خانواده

آشنایی با راه های مدیریت خانواده که باید بدانید

تا حالا به ذهنتون رسیده برای مدیریت خانواده چه کارهایی باید انجام داد؟ به این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *