قصه شب (بخش دوازدهم)

قصه شب (بخش دوازدهم)

شاهد که بود

در اینکه شهادت‌دهنده چه کسی بود که پرونده یوسف و همسر عزیز را به این زودی جمع و جور و مختومه ساخت و بی‌گناه را از گنهکار آشکار نمود، اختلاف نظر وجود دارد. بعضی گفته‌اند یکی از بستگان همسر عزیز مصر بود و قاعدتا مرد حکیم و دانشمند و باهوشی بوده است که در این ماجرا که هیچ شاهد و گواهی ناظر آن نبوده، توانسته از شکاف پیراهنی حقیقت حال را ببیند.

با ویکی روان همراه باشید.

عده‌ای می‌گویند این مرد از مشاوران عزیز مصر و در آن ساعت همراه او بوده است. سخن دیگر اینکه بچه شیرخواری از بستگان همسر عزیز مصر، در آن نزدیکی بود و یوسف از عزیز مصر خواست که داوری را از این کودک بطلبند. عزیز مصر نخست در تعجب فرو رفت که مگر چنین چیزی ممکن است؟ اما هنگامی‌که کودک شیر خوار -همچون مسیح در گهواره-به سخن آمد و این معیار و مقیاس را برای شناختن گناهکار از بی‌گناه بدست داد، متوجه شد که یوسف یک غلام نیست بلکه پیامبری است یا پیامبرگونه!

مشاورین روانشناس مرتبط با این موضوع
صفیه محمدی
دکترای روانشناسی
از 50,000 هزار تومان
مشاهده
نسرين دشتبانيان
مشاور روانشناس
از 40,000 هزار تومان
مشاهده
مارال حقیقی کرمانشاهی
دکتری روانشناسی
از 120,000 هزار تومان
مشاهده
محمد رضا سعید فیروزه
دکترای روانشناسی
از 100,000 هزار تومان
مشاهده
شیرین آرین نژاد
دکترای روانشناسی
از 125,000 هزار تومان
مشاهده
بهاره محسنی
مشاور روانشناس
از 90,000 هزار تومان
مشاهده
دکتر مهرناز ماندگار نیکو
دکترای روانشناسی
از 120,000 هزار تومان
مشاهده
فاطمه ابراهیم
مشاور روانشناس
از 45,000 هزار تومان
مشاهده
مشاورین روانشناس مرتبط با این موضوع
علیرضا مرادی
مشاور حقوقی خانواده
از 50,000 هزار تومان
مشاهده
فاطمه شکری
مشاور روانشناس
از 50,000 هزار تومان
مشاهده
محمود مردانی
مشاور تغذیه
از 250,000 هزار تومان
مشاهده
پروانه رخشان
مشاور روانشناس
از 90,000 هزار تومان
مشاهده
مهندس محمد خانی
مهندس آی تی
از 150,000 هزار تومان
مشاهده
میترا حبیبی
مشاور روانشناس
از 120,000 هزار تومان
مشاهده
بی بی ناز غیابی
دکتری روانشناسی
از 50,000 هزار تومان
مشاهده
صبا مهرپور
مشاور روانشناس
از 37,000 هزار تومان
مشاهده

توطئه دیگر همسر عزیز مصر

هر چند مسئله اظهار عشق همسر عزیز با آن داستانی که گذشت یک مسئله خصوصی بود که عزیز هم تاکید بر کتمانش داشت، اما از آنجا که اینگونه رازها نهفته نمی‌ماند، مخصوصا در قصر شاهان و صاحبان زر و زور که دیوارهای آنها گوش‌های شنوایی دارد، سرانجام این راز از درون قصر به بیرون راه یافت و چنانچه قرآن می‌گوید: «گروهی از زنان شهر، این سخن را در میان خود گفتگو می‌کردند و نشر می‌دادند که همسر عزیز با غلامش سروسری پیدا کرده و به سوی خود دعوت می‌کند و آنچنان عشق غلام بر او چیره شده که اعماق قلبش را تسخیر کرده است». سپس او را با این جمله مورد سرزنش قرار دادند: «ما او را در گمراهی آشکاری می‌بینیم»! روشن است آنها که این سخن را می‌گفتند، زنان اشرافی مصر بودند که اخبار قصرهای پر از فساد فرعونیان و مستکبرین برای آنها جالب بود و همواره در جستجوی آن بودند. این دسته از زنان اشرافی که در هوسرانی چیزی از همسر عزیز کم نداشتند چون دست‌شان به یوسف نرسیده بود به اصطلاح جانماز آب می‌کشیدند و همسر عزیز را بخاطر این عشق در گمراهی آشکار می‌دیدند! حتی بعضی احتمال داده‌اندکه پخش این راز بوسیله این گروه از زنان مصر، نقشه‌ای بود برای تحریک همسر عزیز تا برای تبرئه خود، آنها را به کاخ دعوت کند و یوسف را در آنجا ببینند. آنها شاید فکر می‌کردند اگر به حضور یوسف برسند چه بسا بتوانند نظر او را به سوی خویشتن! جلب کنند که هم از همسر عزیز شاید زیباتر بودند و هم جمال‌شان برای یوسف تازگی داشت.

ادامه دارد…

ویکی روان در اینستاگرام

درباره نیلوفر صدری

ارشد روانشناسی وتربیتی دکتری تعلیم وتربیت عضو تیم تحریریه ویکی روان

این و هم چک کنید

معیارهای یک دختر برای ازدواج از نظر روانشناسی

معیارهای یک دختر برای ازدواج چیست؟ (18 مورد)

معیارهای یک دختر برای ازدواج می تواند کاملا شخصی و حتی متفاوت از دیگران باشد، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *