خانه / روانشناسی / تحلیل روانشناسی فیلم اشک‌ها و لبخندها
اشک-ها-و-لبخندها

تحلیل روانشناسی فیلم اشک‌ها و لبخندها

فیلم اشک‌ها و لبخندها (The Sound of Music) ساخته ربرت وایز در سال 1965 در هالیوود میباشد. این اثر هنری از تاثیر گذار ترین فیلم های ساخته شده در تاریخ هالووید است.

در ادامه شیلا توکلی روانشناس مثبت گرا در سایت ویکی روان به تحلیل روانشناسی فیلم اشک‌ها و لبخندها پرداخته اند و آن را از ابعاد مختلف مورد مطالعه قرار داده اند.

نمایش موزیکال اشک‌ها و لبخندها

با مطالب روانشناسی سایت ویکی روان همراه باشید.

مقایسه مختصری ما بین ذهنیت مثبت و منفی در رابطه با نمایشنامه اشک‌ها و لبخندها

اشک‌ها-و-لبخندها

همانطور که می دانید این روزها (زمان انتشار این مقاله) در بخش نمایشی شهر شاهد اجرای تاتر زیبای اشک‌ها و لبخندها هستیم.

فیلمنامه ای که صرف نظر از آنچه در تاریخ و واقعیت رخ داده است به زیباترین وجهی پستی و بلندی های دو دیدگاه روانی منفی و مثبت را تحت عنوان اشک‌ها و لبخندها به تصویر می کشد.

در این اثر بینظیر به وضوح می توان انواع و اقسام عوارض ناشی از افکار منفی، بسته و راکد را در مقابل محاسن پویایی، سلامت، قدرت  و توان یک ذهن مثبت را به تماشا نشست.

تحلیل شخصیت های فیلم اشک‌ها و لبخندها

جورج یا همان کاپیتان شخصیت اول مرد، با شخصیت خود شیفته و دیکتاتورمابانه اش فشار فزاینده ی منفی ای را با یک روحیه ی خشک و پژمرده بجای فضای گرم و زنده در یک خانواده گرم بر ذهنیت تک تک فرزندان خود از سنین کودکی تا نوجوانی تحمیل و جایگزین کرده است.

از طرفی دیگر ماریا راهبه دیر نقش اول زن، که تحت تاثیر یکسری باورهای دینی در فضای کلیسا در کنار مادران روحانی قرار گرفته نشانگر روحیه ای سالم، جوان و جسور است که نمی تواند این انجماد و سکون را در فضای بسته ی چهار چوب اعتقادی تحمل کند.

پس هرزگاهی از زیر آن فرار کرده و پا فراتر گذاشته و به فضای باز و آزاد طبیعت پناه برده و آواز شادی سر می دهد.

تا اینکه در ادامه داستان بصورت کاملا تصادفی این دو تفکر مثبت و منفی در زیر یک سقف مشترک و البته تحت لقای دو سطح طبقاتی و متضاد در کنار هم قرار می گیرند و نویسنده به زیبای هر چه تمام تر جدال واقعی این دو ذهنیت سالم و بیمار را برای مخاطب خود بیان داشته و به تصویر می کشد

آوازها و دیالوگ هایی که در اشک‌ها و لبخندها تمام ابیاتش به بهترین شکل ممکن نکات کلیدی این دو طرز تفکر را با زبان موسیقی و آوازهای لطیف اش برای شنوندگان اش بیان میدارد

با نگاهی به وضعیت سبک زندگی فرزندان این خانواده از کودک 5 ساله تا نوجوان 17 ساله به وضوح می توان شاهد این بود که:

به رقم فشارهای زیاد و بیمارگونه پدر که تحت کنترلی سخت قرار گرفته اند و از هر منبعی قصد فرار و مخالفت دارند در نهایت چگونه به کمک همان پرستار (ماریا) شاد و شجاع قادر می شوند تمام عقده های روانی خود را باز کرده و به طبیعت سالم و کودکانه خود برگردند.

در  نمایش عاشقانه اشک‌ها و لبخندها همچنین در یک مقایسه ی رابطه ی عاطفی ما بین دو نقش ایفاگر زن از دو طبقه مرفه و فقیر که یکی در غالب زنی اغواگر و شخصیتی نمایشی سعی در بدست آوردن و بدام انداختن از طریق ایجاد وابستگی مالی و تسلط روانی بر جورج یا همان پدر خانواده را دارد هستیم.

تئاتر-اشک-ها-و-لبخند-ها

همچنین از طرفی دیگر ماریا مهربان، بی آلایش و شاد که عشق را بدون هیچ مقدمه و پیش شرطی و بصورتی کاملا آزاد و واقعی می خواهد که در نهایت پیروز نیز می شود و پدر خود محور خانواده را با این نوع هنر عشق ورزیدن شیفته ی خود میکند و خانواده را از مرز سقوط نجات میدهد.

این فیلمنامه ی به یاد ماندنی و آموزنده در نهایت تا جایی پیش میرود که به مخاطب خود نشان میدهد، در یک فضای بسته و محکم دیکتاتوری هرگز نمی توان آزادانه رشد کرد

اگر در این محیط با وجود یک حس خفقان و اصولی نتوان تغییراتی مثبت ایجاد کرده و زندگی را آزادانه به جریان انداخت و تجربه کرد، افراد شجاع تر جامعه نیز به فراخور این فشار و سختی دست به دست هم داده و بناچار از هر طریقی که باشد به سمت فضایی باز و آزاد برای ایجاد محیطی بهتر و سالم برای رشد فرزندان خود یا خواهد جنگید و یا در نهایت بناچار تصمیم به فرار خواهد گرفت.

اشک‌ها و لبخندها اثری تاثیر گذار و آموزنده

به تمامی مخاطبین فهمیده و روشن این مطلب توصیه ای دوستانه دارم که در صورت توان به هر طریق ممکن سعی نمایند فیلمنامه قوی و آموزنده اشک‌ها و لبخندها را دیده و از دست ندهند و با دیدی کنجاوانه تر  به نکات مهم تربیتی و پرورشی آن توجه کرده و با نگرشی پویاتر مطالب نهفته در متن این دیالوگ ها را ملکه ذهن خود نمایند.

بقول بانو عرفان نظر آهاری

آدم ها هدف نیستند، نمی شود تعیین شان کرد

وسیله نیستند، نمی شود از آنها استفاده کرد

طرح و برنامه نیستند، نمی شود آنها را ریخت

تصمیم نیستند، نمی شود آنها را گرفت

دارایی نیستند، نمی شود صاحبشان شد

مال و منال و ملک و املاک نیستند، نمی شود به نام زدشان

آدم ها موسیقی اند، نواخته می شوند، ما فقط می توانیم زمزمه شان کنیم

اگر روزی دیدی که از دست آدم ها بسیار دلخوری

به این فکر کن که آدم ها را با چه چیزی اشتباه گرفته ای!

آدم ها را بشنو، بخوان، زمزمه شان کن و فراموش نکن که آنها موسیقی اند، قصه اند و شعرند.

میتوانید در بخش مشاوره روانشناسی سایت ویکی روان از خدمات مشاوره تصویری و صوتی شیلا توکلی، نگارنده این مطلب استفاده نمائید.
عضویت در خبرنامه ویکی روان

عضویت در خبرنامه ویکی روان

همراه با بیش از 9 هزار مشترک دیگر برای دریافت بهترین و جدیدترین مطالب روانشناسی و دیگر موضوعات عضو خبرنامه سایت ویکی روان شوید

با موفقیت مشترک شدید!

درباره شیلا توکلی

روانشناس مثبت گرا و مشاور روانشناس در بخش مشاوره روانشناسی آنلاین سایت ویکی روان

این و هم چک کنید

ایجاد تنوع در روابط زناشویی

راه های ایجاد تنوع در روابط زناشویی

اگر می خواهید با استفاده از راه کارهای جدید تنوع در روابط زناشویی داشته باشید …

نشخوار فکری

برابری نشخوار فکری با تردمیل لذت جویی

شاید اصطلاح نشخوار فکری برای شما جدید باشد اما این اصطلاح کاربردهای زیادی دارد. در …

یک دیدگاه

  1. نمایش خوبیه من رفتم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *